دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

نیازهای فیزیولوژیک

نیازهای بدنی

نیازهایی که به حفظ وضعیت بیولوژیک ارگانیسم و بقاء آن کمک می‌کنند. خوردن، نوشیدن و خوابیدن در این گروه قرار می‌گیرند. اگر نیازهای فیزیولوژیک برای مدت نسبتا طولانی تأمین نشوند، فرد برای تأمین نیازهای دیگر برانگیخته نخواهد شد.

مدل زنجیره نیاز- سایق- رفتار

نیاز هرگونه حالت در درون فرد است که برای زندگی، رشد، و سلامت، واجب و ضروری است. اگر نیازها نادیده گرفته شوند، لطمه ای ایجاد خواهد شد که سلامت جسمی یا روانی را مختل می کند. قبل از اینکه به سلامت روانی یا جسمانی لطمه وارد شود، حالتهای انگیزشی، نیروی محرکی را برای عمل کردن به وجود می آورند.

لطمه می تواند به خود (self) وارد شود که در این صورت، انگیزه ها از نیازهای روانی به وجود می آیند و رشد فرد را به سمت سازگاری هدایت می کنند ( مثل خود مختاری، شایستگی، و ارتباط). لطمه می تواند به رابطه فرد با دنیای اجتماعی نیز وارد شود، که در این صورت، انگیزه ها از نیازهای اجتماعی برای محافظت از هویت، اعتقادات، ارزش ها و روابط میان فردی ناشی می شوند( مثل پیشرفت، پیوند جویی، صمیمیت و قدرت).

در صورتی که نیازهای فیزیولوژیکی برای مدت طولانی ارضا نشوند، وضعیت اضطراری مهلکی ایجاد می کنند و بنابراین حالت های انگیزشی را که بر هشیاری مسلط می شوند، به وجود می آورند. وقتی که این نیازها ارضا می شوند، تسلط آنها بر هشیاری کاهش می یابد. نیازهای روانشناختی، به جای اینکه مانند نیازهای فیزیولوژیکی حالت چرخه ای داشته باشند(یعنی افزایش، کاهش و دوباره افزایش یابند)، همیشه حداقل تا اندازه ای، در هشیاری وجود دارند.

نیازهای روانشناختی دو نوع هستند و تفاوت نیازهای روان شناختی با نیازهای اجتماعی در این است که اولی در همه افراد فطری است، در حالی که دومی بیانگر تاریخچه اجتماعی شدن منحصر به فرد هر شخص است.

مدل زنجیره نیاز- سایق- رفتار
مدل زنجیره نیاز- سایق- رفتار

همه نیازها انرژی تولید می کنند. تفاوت یک نیاز با نیاز دیگر در تاثیر جهت دار آن بر رفتار است. تفاوت دیگر نیازها با یکدیگر در این است که برخی از آنها انگیزش کمبود (deficiency motivation)، در حالی که برخی دیگر انگیزش رشد ( growth motivation) ایجاد می کنند. در رابطه با نیازهای کمبود، زندگی خوب پیش می رود تا اینکه محرومیتی ( مانند ۱۰ ساعت است که غذا نخورده اید)، نیاز به تعامل کردن با محیط را برای بر طرف کردن این کمبود ( خوردن غذا) فعال می کند. در رابطه با نیازهای رشد، حالت های انگیزشی برای پیش بردن رشد، رفتار را نیرومند و هدایت می کنند(جستجو کردن چالشها، بهبود بخشیدن به روابط میان فردی). معمولا نیازهای کمبود، هیجان سرشار از تنش و فوریت، مانند اضطراب، نا کامی، رنج، استرس، و بعد آرامش ایجاد می کنند؛ در حالی که نیازهای رشد هیجان های مثبت، نظیر علاقه، لذت و سرزندگی به وجود می آورند.

مبانی تنظیم

سائق چیست؟ اصطلاحی نظری است که برای توصیف ناراحتی روان شناختی، مانند احساس تنش و بی قراری ناشی از کمبود زیستی زیربنایی، به کار برده می شد.

مراحل هفت گانه نیاز – سایق – رفتار

۱-  نیاز فیزیولوزیکی: پس از گذشت مدت زمان معینی کم‌کم علائم و نشانه‌های محرومیت از یک انگیزه (‌نیاز) بروز می‌کند. در این مرحله موجود زنده احساس نوعی عدم تعادل فیزیولوژیکی می‌کند. به عنوان مثال پس از گذشت مدتی معین فرد دوباره احساس محرومیت از غذا می‌کند.

۲- سایق روانشناختی: با ادامه حالت محرومیت و عدم تعادل ، موجود زنده احساس سایق می کند. برای مثال با ادامه حالت محرومیت از غذا در موجود زنده احساس نیاز به غذا بوجود می‌اید.

۳- تعادل حیاتی: اصطلاحی که گرایش بدن را به نگهداشتن حالت ثابت توصیف می کند.

۴- بازخورد منفی: به سیستم توقف فیزیولوزیکی تعادل حیاتی اشاره دارد.یعنی به اندازه ای می خورد که دیگر گرسنه نباشد.

۵- درون دادهای چندگانه / برون دادهای چندگانه: سایق درون دادهای چندگانه یا وسایلی برای فعال سازی داریم مانند عرق کردن،خوردن غذاهای شور،خون دادن و… همچنین سایق برون دادهای چندگانه وجود دارد که سایق را ارضا می کند. در حقیقت سایق متغیر رابط است بین چندین متغیر درون داد و برون داد ارتباط برقرر می کند.

۶- مکانیزمهای درون ارگانیزمی: تمام سیستمهای تنظیم کننده زیستی درون شخص که در این فرایند عمل می کنند ( ساختارهای مغز، سیستم درون ریز و اندام های بدن)

۷- مکانیزمهای برون ارگانیزمی: تمام تاثیرات محیطی را شامل می شود( تأثیرات شناختی،محیطی،اجتماعی و فرهنگی)

نیاز فیزیولوژیکی

وضعیت زیستی کمبود را توصیف می کند.

سایق روان شناختی

اصطلاحی روان شناختی است نه زیست شناختی. سایق جلوه هشیار نیاز زیستی ناهشیار زیربنایی است. در صورتی که سایق به قدر کافی برجسته باشد که توجه فرد را جلب کند، از لحاظ انگیزشی او را برای انجام دادن رفتارهای هدفمندی که می توانند سایق را کاهش دهند، آماده می سازد.

تعادل حیاتی

اصطلاحی که گرایش بدن را به نگهداشتن حالت ثابت توصیف می کند، تعادل حیاتی(homeostasis) است. برای مثال، جریان خون از نظر سطح آب، نمک، قند، کلسیم، اکسیژن، دما، خاصیت اسیدی، پروتوئین و چربی ها، ثبات قابل ملاحظه دارد. به خاطر تغییرات در شرایط محیطی، سیستم های بدن به ناچار و مدام از تعادل حیاتی خارج می شوند. در واقع تعادل حیاتی، توانایی بدن در برگرداندن یک سیستم ( مانند جریان خون) به حالت پایه آن است. بدن گرایش دارد حالت ثابت را حفظ کند و در ضمن، وسایلی در اختیار دارد که به کمک آنها انگیزش لازم را برای نیرومند و هدایت کردن رفتارهایی که تعادل حیاتی را بر می گردانند، به وجود می آورد.

بازخورد منفی

بازخورد منفی(negative feedback)، به سیستم توقف فیزیولوژیکی تعادل حیاتی اشاره دارد. افراد به اندازه ای می خورند و می خوابند که دیگر گرسنه و خواب آلود نباشند. سایق رفتار را فعال می کند؛ بازخورد منفی آن را متوقف می کند. اگر بدن قادر نبود جلوی سایق را بگیرد، فاجعه ای برای آن پیش می آمد. اگر افراد نمی توانستند جلوی گرسنگی را بگیرند، ممکن بود آنقدر بخورند تا بمیرند. سیستم های بازخورد منفی، قبل از اینکه نیاز فیزیولوژیکی کاملا برآورده شود، علامت سیری می دهند.

درون دادهای چندگانه / برون دادهای چندگانه

سایق درون دادهای چندگانه (multiple inputs) یا وسایلی برای فعال سازی دارد؛ برای مثال بعد از عرق کردن، خوردن غذاهای شور، یا اهدا کردن خون، در واکنش به تحریک برقی ساختار خاصی از مغز، یا در زمان خاصی از روز، احساس تشنگی می کنیم.

سایق برون دادهای چندگانه (multiple outputs)، یا پاسخ های رفتاری دارد که سایق را ارضا می کنند. برای مثال وقتی، که هوا سرد است ژاکت می پوشیم، بخاری روشن می کنیم، ورزش می کنیم، یا می لرزیم. هر یک از این رفتارها به یک نتیجه می رسد – بالا بردن دمای بدن. از لحاظ نظری، سایق متغیر رابط ( intervening variable) است، متغیری که بین چندین متغیر درون داد و برون داد ارتباط برقرار می کند.

مکانیزم های درون ارگانیزمی ( intra-organismic mechanism)

تمام سیستم های تنظیم کننده زیستی درون شخص را شامل می شوند که برای فعال کردن، نگهداشتن، و خاتمه دادن به نیازهای فیزیولوژیکی زیر بنای سایق، به طور هماهنگ عمل می کنند. ساختارهای مغز، سیستم درون ریز، و اندامهای بدن، سه مکانیزم درون ارگانیزمی اصلی را تشکیل می دهند. در مورد گرسنگی عبارتند از: هیپوتالاموس ( ساختار مغز)، گلوکز و انسولین ( سیستم درون ریز)، و معده و کبد ( اندامهای بدن). بررسی مکانیزمهای درون ارگانیزمی، در واقع بررسی نقش ساختارهای مغز، هورمون ها و اندام های بدن در افزایش و کاهش نیازهای فیزیولوژیکی است.

مکانیزم های برون ارگانیزمی ( Extra-organismic mechanism)

تمام تاثیرات محیطی را شامل می شوند که در فعال کردن، نگهداشتن، و خاتمه دادن به سایق روان شناختی نقش دارند. مکانیزمهای برون ارگانیزمی اصلی عبارتند از : تاثیرات شناختی، محیطی، اجتماعی و فرهنگی. در مورد گرسنگی عبارتند از : عقاید مربوط به کالری ها و اهداف کم کردن وزن ( تاثیرات شناختی)، بوی غذا و وقت روز ( تاثیرات محیطی)، حضور دیگران و فشار همسالان برای خوردن یا نخوردن ( تاثیرات اجتماعی) و نقش های جنسی و آرمانهای فرهنگی درباره شکل مطلوب و نامطلوب بدن ( تاثیرات فرهنگی).

منبع : انگیزش و هیجان / جان مارشال ریو / یحیی سیدمحمدی (مترجم) / نشر ویرایش . فصل۴

۳.۷ ۳ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

1 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Nilu
۱۳۹۵/۰۷/۲۳ ۱۴:۵۹

سلام.
عالیست. ممنون