دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

شناسایی افراد سایکوپت

سایکوپات ها درکی از احساس و همدلی ندارند

فرد سایکوپت، شخصیت جذابی دارد و از این که مدام در مرکز توجهات قرار داشته باشد، لذت می برد. این اشخاص مانند هنرمندان در حال نقش بازی کردن هستند.

سایکوپت

در اوایل دهه‌ی ۱۸۰۰، پزشکانی که روی بیماران روانی کار می‌کردند متوجه شدند آن دسته از بیماران‌شان که ظاهرا عادی به نظر می‌رسیدند اختلالی داشتند که آن را اصطلاحا “تباهی اخلاقی” یا “جنون اخلاقی” نامیدند، چون به نظر می‌رسید برای آنها مفهومی به عنوان اخلاق یا حقوق دیگران وجود ندارد. اصطلاح سایکوپت نخستین بار در سال ۱۹۰۰ به کار رفت. در دهه‌ی ۱۹۳۰ این اصطلاح به“sociopath”(جامعه ‌ستیز یا ضد اجتماع) تغییر یافت تا بر آسیبی که این آدم‌ها به جامعه می‌زنند تاکید شود.

روان‌آزاری یا سایکوپاتی(Psychopathy) نوعی اختلال شخصیت است. فرد رفتارهای تکانشی، فقدان ترس و بی‌احتیاطی و بی‌مسئولیتی و رفتارهای ضداجتماعی دارد. این افراد که بر اساس تکانه های آنی‌ اقدام می‌کنند، تهدیدی واقعی برای جامعه هستند. این اختلال را با استفاده از چک لیستی که در دهه ۱۹۷۰ توسط محقق کانادایی رابرت هر(Robert Hare) تهیه شد، تشخیص داده می‌شود.

در کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM) از اختلال شخصیت ضد اجتماعی در طبقه اختلالات شخصیت نام برده شده است. از بسیاری جهات، علائمی که در افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی وجود دارد در سایکوپت‌ها نیز دیده می‌شود. به عنوان مثال، افراد مبتلا به این اختلالات به طور معمول به سلامت و آسایش دیگران بی توجه بوده، از کرده خود احساس گناه نمی‌کنند، قانون شکن هستند، با بی مسئولیتی رفتار می‌کنند، دروغ می‌گویند، فریب کارند، تکانشی عمل می‌کنند.

تعریف اختلال شخصیت ضد اجتماعی با تعریف سایکوپتی کمی متفاوت است. بزرگسالانی که به اختلال شخصیت ضد اجتماعی مبتلا شده‌اند، باید سابقه قبلی از اختلال سلوک (رفتاری که حقوق اساسی دیگران و هنجارهای اجتماعی متناسب با سن را نقض می‌کند) داشته باشند. هم افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی و هم سایکوپت‌ها، تکانه‌ای، بی پروا و با نادیده گرفتن دیگران عمل می‌کنند، اما در سایکوپت‌ها بی رحمی بیشتری دیده می‌شود.

آناتومی مغز، ژنتیک و محیط فرد در رشد صفات سایکوپاتیک نقش دارند. اسکن‌های مغزی این افراد نشان می دهد که فعالیت برخی بخش‌های مغز در سایکوپات‌های خشن با افراد دیگر متفاوت است. بخش‌ پیش پیشانی مغز(که در درک احساسات دیگران نقشی کلیدی دارد) در این افراد کوچکتر است. همچنین آمیگدال(بخش کنترل احساس ترس) در آنها کوچک‌تر از مردم عادی است.

سایکوپت‌ها تنها به عنوان یک ابزار به شما و دیگران نگاه می‌کنند. آنها دروغگو هستند و به غیر از خودشان به شخص دیگری اهمیت نمی دهند.

سایکوپتآیا همه‌ی آدم‌هایی که گرایش‌های سایکوپت دارند خشن هستند؟ البته که نه. 

نشانه‌های یک فرد سایکوپت چیست؟ 

۱) رویکردی مهربان و نوازشگر، اما با دورویی

یک سایکوپت معمولا وقتی در یک مشاجره است یا ناراحت است، نعره نخواهد زد یا فریاد نخواهد کشید؛ در عوض سعی می‌کند با حالات چهره‌اش و لحنی متکبر، خشم شما را برانگیزد. آنها می‌خواهند یک خروش هیجانی را از شما ببینند. چرا؟ چون این خروش رضایتی بیمارگونه به آنها می‌دهد؛ نوعی حس پیروزی و برتری، حتی اگر از نظر جسمانی یا کلامی خلاف آن را نشان دهند.

۲) آن ها استاد تقلب و سوء استفاده هستند

سایکوپت‌ها عاشق بازی با عواطف آدم‌های دیگر هستند. همان‌طور که اشاره شد، آنها از این کار لذتی عجیب می‌برند. در دنیای یک سایکوپت، بازی با عواطف یک فرد روشی موثر برای بازی دادن او به منظور کسب منافع شخصی (مثل پول، توجه) است. در بهترین حالت، آنها اغلب داستان‌هایی پر ماجرا می‌گویند که دل‌مان را به درد می‌آورد. شاید در گوش‌تان داستان‌هایی از سو استفاده‌ی جنسی، فقر و غیره زمزمه کنند. لازم به گفتن نیست که این تلاش‌ها آن‌قدر ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که به آن‌چه می‌خواهند، برسند.

آنها هم‌چنین نیازی سیری‌ناپذیر به توجه دارند. هر چند سایکوپت‌ها ذاتا آدم‌ها را دوست ندارند، اما نیازی سیری‌ ناپذیر به توجه دارند. البته وقتی توجهی را که به آن عطش دارند، دریافت کنند، طرح خودخواهانه‌شان را برای بازی دادن آدم‌ها اجرایی می‌کنند. هرچند آدم‌هایی که عاشق ساختن داستان‌های غم‌انگیز هستند، این کار را برای رسیدن به برانگیختگی هیجانی می‌کنند، اما یک سایکوپت این کار را برای منافع شخصی انجام می‌دهد.

۳) سابقه‌ی دروغ و بهانه‌تراشی

یک سایکوپت تقریبا همیشه فردی دروغگو است که به بهانه‌تراشی گرایش دارد. اگر اقدام‌شان را سرزنش کنید، دلیلی برایش پیدا می‌کنند. عموما تصور غلط شما را سرزنش می‌کنند. آنها همیشه رفتار خودخواهانه و بازی دادن دیگران را توجیه می‌کنند، در حالی که هرگز برای اصلاح آن تلاشی نمی‌کنند. 

۴) عامدانه به شما بی‌توجهی می‌کنند

این به‌ویژه در مورد کسانی صدق می‌کند که با یک سایکوپت رابطه دارند. سایکوپت‌ها متخصص بازی دادن دیگران هستند. این تنها معنی‌اش این است که آنها روش‌هایی برای آسیب زدن به اعتماد به نفس‌تان پیدا می‌کنند. یکی از این روش‌ها بی‌توجهی به همان آدم‌هایی است که قبلا به آنها توجه می‌کردند، خصوصا شریک زندگی‌شان. این به فرد سایکوپت حس برتری می‌دهد، و البته توجهی را نصیب‌شان می‌کند که سزاوارش نیستند.

۵) از نظر عاطفی بی احساس هستند

آنها قادر به تشخیص ناراحتی در صورت اشخاص نیستند ولی می توانند پاسخ های احساسی را تقلید کنند. به عنوان نمونه، موقع رویارویی با فرد ناراحت، جملات مناسب بیان کنند یا وی را در اغوش گرفته و دلداری دهند. ولی هیچکدام از این همدردی هایِ ظاهری را نمی توان در چهره آن ها مشاهده کرد. روان آزارها اصلا درک درستی از ناراحتی اشخاص ندارند.

تعامل با یک سایکوپت در یک دوره‌ی زمانی می‌تواند منجر به احساس گیجی و سردرگمی درباره‌ی وضعیت روانی و عاطفی خودتان شود. کافی است از فردی که با یک سایکوپت رابطه داشته‌است بپرسید. با جدیت تمام، یک سایکوپت فقط به یک نفر توجه می‌کند، و همه‌ی ما می‌دانیم آن یک نفر کیست. آنها به آسیب فزاینده‌ای که از خود به جا می‌گذارند توجهی نمی‌کنند… تا زمانی که انگیزه‌های آنی بیمارگونه‌ی خودشان را ارضا کنند.

۶- سایکوپت ها بسیار خودشیفته هستند

سایکوپت ها مدام سعی در خودنمایی کردن دارند. آنها در هر موقعیتی که حاضر شوند از هنرها و دستاوردهای خود سخن خواهند گفت و با مطرح کردن مشکلات و شکست های بقیه، خودشان را مهم و بزرگ جلوه می‌دهند. این رفتارها سبب می شود تا خودشان را بسیار بهتر و مهم تر از آنچه واقعا هستند نشان دهند و در نتیجه توجهات بیشتری را به خود جلب خواهند کرد.

چرا جذب شخصیت‌های سایکوپت می‌شویم؟

متاسفانه این شخصیت‌ها در جذب جنس مخالف مهارت بالایی دارند؛ آن‌ها ممکن است پیش از ازدواج این احساس را در شما ایجاد کنند که بسیار خاص و متفاوت از دیگران هستید. بسیار خوشتیپ و ورزشکار به نظر می‌رسند و در مدت زمان کوتاهی می‌توانند اعتمادتان را به خودشان جلب کنند. سریعا با شما صمیمی و نزدیک می‌شوند اما در عین حال با زنان دیگری نیز ارتباط دارند. شخص ضد اجتماعی در ارتباط عاطفی بسیار مشتاق به نظر می‌رسد و توانایی زیادی در متقاعد کردن طرف مقابلش دارد. او حس شوخ طبعی و افسون گری بالایی دارد.

به دلیل همین ظاهر سازی‌های مثبت است که شناخت شخصیت ضد اجتماعی در ابتدای رابطه بسیار سخت به نظر می‌رسد و زمینه را برای جذب شدن به سمت آن‌ها فراهم می‌کند. افرادی که جذب شخصیت‌های ضد اجتماعی می‌شوند، خود در برخی از جنبه‌های شخصیتی دچار مشکل و گاه کمبود عزت نفس هستند.

آیا سایکوپات‌‌ها درمان می‌شوند؟

سایکوپات‌ها بخش کوچکی از جمعیت هستند، اما رفتار‌های آن‌ها می‌تواند میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار دهد؛ مخصوصا اگر یک سایکوپت یک سیاستمدار یا میلیاردر باشد. بسیاری از مبتلایان به سایکوپت علاقه‌ای به درمان ندارند و پیشنهاد درمان به آن‌ها حتی ممکن است آن‌ها را خشمگین کند. روان درمانی سنتی هم برای آنها مفید نیست. آن‌ها متکبرند و ویژگی‌های شخصیتی خود را نشانه قدرت و برتری خود می‌دانند نه نشانه اختلال. از نظر آنان افراد عاطفی و احساساتی افرادی ضعیف هستند.

برای تغییرات رفتاری این جمعیت پر خطر نیاز به درمان‌های تخصصی شدید، مداوم و مکرر است. بزرگسالان سایکوپات اغلب در مقابل درمان مقاوم هستند، اما برنامه‌های درمانی برای جوانانی وجود دارد که با بی احساسی و بدون پروا عمل می‌کنند، با این امید که از سایکوپت کامل شدن آن‌ها در بزرگسالی پیشگیری شود.

منبع : https://www.powerofpositivity.com

۴.۵ ۱۱ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

10 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Abass Jahangiri-zz
۱۳۹۵/۱۲/۱۰ ۱۲:۳۷

..امروزه…در همه جا انها را می توان دید….کسانی که ازهمه سرویس می گیرند …اما کوچکترین خدمتی به غیر خود نمی کنند …..همیش معترض به هم چیز هستند …خود را شاهکار خلقت می دانند…

علی.م
۱۳۹۸/۰۱/۰۹ ۱۸:۵۷

متاسفانه من با دختری ازدواج کردم که از ابتدا اعمال و رفتارش برایم عجیب و مشکل ساز بود. بیرحم،بشدت دروغگو،فریبکار،خودشیفته و خودخواه،متظاهر در رفتار با دیگران،سلطه گر،بی عاطفه،پنهانکار و …..
بعد از دو دهه زندگی زجر آور و آسیبهای فراوانی که بمن و فرزندمان زد، تازه متوجه سایکوپت بودنش شدم. این گونه افراد حدود ۲۰ نشانه بارز دارند و بر اساس تحقیقات غرب بین ۳ تا ۵ درصد افراد جامعه سایکوپت می باشند، و بدلیل توانایی بالا در فریبکاری و تظاهر به راحتی از دید و ظن جامعه پنهان بوده و قابل شناسایی نمی باشند. باید مدتها و بطور مداوم در ارتباط نزدیک بود تا هنجارشکنی و تفاوتش با دیگران را متوجه گردید . شنیدن داغ گذاشتن دختر ۳ ساله در ۸ نقطه از بدنش توسط مادر حال آدمو بد میکنه، و این مادر بچه ات باشد. شاید مسخره بنظر بیاید ولی بتجربه دور شدن و دور نمودن اینگونه افراد از زندگی خود بسی سخت و گاهی غیرممکن می باشد.

مهدی
پاسخ به  علی.م
۱۳۹۸/۰۳/۲۸ ۰۰:۵۷

علی اقا از اعماق وجودم برات متاسفم. دردت را حس میکنم چرا که من هم مانند تو دقیقا بیست سال با چنین موجودی بودم نهایتا یک سال و نیم است یک دختر و سه پسرم را برد و انان را چنان مثل خودش بی عاطفه کرد که در این مدت یک خبری از من نمی گیرند گویی اصلا پدری ندارند.
قسمت درناک انجاست که : من هیچ کس را ندارم. اثار غیر قابل کنترلی از ان موجود در من مانده. چرایی رفتارش مرا به انواع بیماریهای صعب العلاج مبتلا کرده. افسوس خود ازاری برای محبت ها و گذشت هایی که سنگ را به ناله در می اورد
چنان گیج و سرخورده شدم که واقعا امکان ادامه زندگی ندارم
بی انگیزه به کار تغذیه و سلامتی
بی هدف …..
بیخیال گفتن بی فایده است

مازیار
۱۳۹۹/۰۴/۰۲ ۱۴:۱۳

سلام
بسیار خلاصه، دسته بندی شده و کوتاه، بیان نموده اید، مطالب با تمام موارد تحقیقاتی متفاوت بود ، احتمالاً با جامعه شناسی ایران منطبق شده باشد ، در هر صورت مفید و ارزشمند است ، متشکرم ، توفیقات شما را از درگاه الهی خواستارم.

mohammadreza
۱۳۹۹/۰۶/۰۵ ۱۶:۱۷

حاجی انقد نگید من با فلانی ازدواج کردم سایکوپته/ تعداد ماها خیلی کمه …در ضمن من تمام این مطالب رو راجب سایکوپت ها تایید میکنم …خیلیم دلتون بخواد با یه سایکوپت ادواج کنید:/

شیوا
پاسخ به  mohammadreza
۱۳۹۹/۰۷/۲۹ ۱۰:۲۰

سایکوپت ها همان دیوانگان زنجیری هستن. یه زن سایکوپت کارمند همسرم بود اونقدر به من بی احترامی کرد، دروغ گفت و با فریبکاری خودش رو موجه و من رو گناهکار جلوه داد و دست روی من بلند کرد تا از همسرم جدا شدم.

م س
۱۳۹۹/۱۰/۰۴ ۰۷:۵۶

سلام شوهر من دقیقا تمام این ویژگی ها رو داره یه ماه عقد بودم باهاش با دروغاش داشت دیوونم میکرد خودم دانشجوی ارشد روانشناسی هستم ای کاش قبل عقد میفهمیدم ولی بازم خداروشکر زود متوجه شدم و الان به دلیل همین سوء رفتارش دنبال طلاقم. ای کاش واقعا راهی باشه که بشه اینا رو از همون دبیرستان یا دانشگاه قبل اینکه وارد جامعه بشن و به دیگران آسیب برسونن شناسایی کرد.

mahan
۱۴۰۰/۱۱/۱۳ ۰۴:۳۶

ما افراد مبتلا به این اختلال شخصیتی رو افرادی آسیب زننده و دروغگو و خاین و .. میدونیم که هزارتا رفتار صدمه زننده و بد و ضد جامعه و ضد دیگران در اونها نهادینه است و چون این افراد درمان نمیشن پس باید ازشون فرار کرد و تنهاشون گذاشت و مواظب شد مشاغل مهم رو عهده دار نشن و در کل بصورت ناگفته و غیر علنی میگیم که حقشونه بمیرن و وجود نداشته باشن و تا میشه باید طرد بشن و فلان و فلان و …
اما با این طرز فکر افراطی و راهکاری که برای اونها در نظر می گیریم و احتمالا هم بشدت در حقشون احرا میکنیم، ما خودمون چی میشیم ؟ بهتر از اونا
میگیم عواطف انسانی رو درک نمیکنن و قسمتی که در مغزشون باید همدلی و نوع دوستی رو پردازش بکنه خاموش هستند و این فرایند براشون قابل درک نیست
به عبارت بهتر و کامل تر بگم اینه که ما میدونیم که این افراد نه در مبتلا شدن به این بیماری نقشی داشتند و نه افکار و اعمال نادرست و ناراحت کننده ای که مرتکب میشن درک و توانایی قابل فهمی دارند و در اصل این رفتارهای خشن و آسیب زننده و یا دروغگویی و یا بی بندباری جنسی و امثالهم رفتارهایی برای مقابله و دفاعی هست که از اونها به این دلیل سر میزنه که ذهنشون بخاطر بیماری درک درستی از انچه درحال وقوع است نداره و رفتارهایی ک میکنند ناخوداگاهانه و خارج از کنترل اونهاست
اون بیچاره که خودش خبر نداره چرا این اتفاق میوفته و بخاطر همین عدم درک دغدغه های درونی و تکانه های شدید روانی ای داره که آشفته ش میکنه و درنهایت بزرگترین ترس و نگرانی که واسش چندین برابر آزار دهنده تر از افراد نرمال هست اینه که طرد بشه و همه تلاشش بخاطر فراراز همین عذاب تنها مودن هست ، آیا ما در مقابل این افراد راه درست و انسانی رو پیش گرفتیم

ماهایی که عواطف داریم چرا دلمون بحالشون و دنیای سرد و ترسناکی که بدون اینکه بونند در اون گرفتار شدن نمیسوزه
این طرز فکر و رفتار ما آیا واقعا دلسوزانه و انسانی هست ؟
گناه اون بدبختی که ژنتیکی و بدون اینکه خودش حالی باشد دچار این بیماری شده چیست که همه جا سفرش میکنیم باید تنهایشان گذاشت و رفت ؟
من فکر میکنم هرچه که در اینمورد میدانیم و تا بحال کرده ایم بشدت نا کافی و بنوعی احمال کاری بوده و واجب است برای کمک به این افراد بسرعت کارهای موثری انجام داد
کاش بتوانم در ادامه این موضوع و دیده هایم از این افراد در ظاهر شرور ولی بدبخت باز هم بنویسم

عليرضا
۱۴۰۱/۰۹/۳۰ ۱۹:۳۹

بیشتر از اصل مطلب نظرات دوستان انسان و ناراحت میکنه متاسفانه با خواندن این مطلب بیشتر از نود درصد مطمئن شدم همچین هیولایی در فامیل دارم اما نمیدانم چرا بجای ازمایشات بی نتیجه و گاها ابلهانه قبل از ازدواج یا حتا وقتی والدین تصمیم به فرزنداوری میگیرن زن و مرد و به هیئتی از روانشناسان و روانکاوان ارجاع نمیدن تا دیگران در چنین باتلاق یا چاه بی انتها نیوفتن با توجه به اینکه تا حدی این بیماری میتونه ارثی باشه از تولد یک هیولای دیگه جلوگیری بشه بنظرم این دخالت در زندگی دیگران نیست و یکی از واجبات شرط برای عقد ازدواج باید باشه که نیست