دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

اصول رفتاردرمانی دیالکتیکی

دیالکتیک در لغت به معنای گفت و گو و مباحثه است.

دیالکتیک اول بار توسط سقراط در مقابل طرف گفتگوی خود در پیش گرفته‌ شد. هدف وی از این روش، رفع اشتباه و رسیدن به حقیقت بود.

مارشا لینهان

مفهوم دیالکتیک

لینهان(۱۹۹۳) معتقد است فهم زیر بنایی DBT حایز اهمیت است، چرا که تعیین کننده نگرش درمانگر به رنج بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است. اما چرا لینهان برای توضیح روش درمانی خود، اصطلاح دیالکتیک را بکار برده است؟ وی مفهوم دیالکتیک را از هگل گرفته است. در دیدگاه هگل، دیالکتک «سیر اندیشه» است از طریق« تز »(وضع موجود)، «انتی تز»(وضع مقابل) و «سنتز»(وضع مجامع). در فلسفه هگل، تز، ایجاب است و انتی تز، سلب یا نفی آن، و سنتز، نفی نفی، که عبارت است از حفظ نتایج صحیح از تقابل دو مقدمه ی پیشین.

به معنای دیگر، لینهان معتقد است که اصطلاح دیالکتیک به این عقیده اشاره دارد که حقیقت، نتیجه ی تنش دایمی بین اهداف یا موضوعات مختلف است. هر اتفاقی که تز نامیده می شود، گرایشی به تولید یک نیروی مخالف خود دارد(که انتی تز نامیده می شود) و تضاد میان اهداف و اندیشه ها از طریق خلق یک اتفاق جدید(که سنتز نامیده می شود)، برطرف خواهد شد( لینهان و دکستر ۲۰۰۸). در مکتب دیالکتیکی، تغییر و تحول زمانی رخ می دهد که اندیشه های مخالف روبروی هم قرار گیرند.

به عنوان مثال: شبنم عاشق نیما است(تز)، ولی از آنجا که به تازگی در نیما خصایصی را دیده که منجر به رنجش او شده، تدریجا شک کرده که آیا واقعا عاشق نیما هست یا نه(انتی تز). در نهایت، شبنم به درک این حقیقت می رسد که می تواند همچنان عاشق نیما بماند، علی رغم آنکه، نیما نقاط منفی و قصور های خاص خود را دارد. شاید حتی به خاطر همان خصایص منفی که در او دیده، همچنان عاشقش مانده است(سنتز). همان طور که اندیشه های هگلی توضیح می دهد، سنتز عبارت است از حفظ نتایج صحیحی که از تقابل دو مقدمه ی پیشین ناشی می شود. بنابراین، لینهان از این اصطلاح برای اشاره به واقعیت بیمار مرزی استفاده می کند تا بگوید که لازم نیست که جهان و حقیقت جهان را به دو بخش کاملا سیاه و سفید دو تکه کند، بلکه می تواند به سنتزی از اهداف و موضوعات برسد. یعنی به جای اینکه دوست، معشوق یا همسر، کاملا بد (تز) یا کاملا خوب (انتی تز) فرض یا تصور شود ، می تواند انسانی با مجموعه ای از ویژگی های مثبت و منفی در نظر گرفته شود(سنتز).

مارشا لینهان

در واقع دیالکتیک به «ماهیت اساسی واقعیت» اشاره دارد و آن را به عنوان امری پیوسته و دایم، پویا و کل نگرانه می نگرد.

DBT که بر یک دیدگاه دیالکتیکی از جهان استوار است بر این سه اصل تاکید می کند:

  • ۱- اصل تمامیت و روابط متقابل
  • ۲- اصل تضاد یا قطبیت (Polarity)
  • ۳- اصل تغییر مداوم 

اصل اول : به این معنا است که هر سیستمی یک کل واحد است و افراد نه در انزوا، که در ارتباط با سیستم قرار دارند. مشابه نظریه های سیستمی، دیدگاه دیالکتیکی هم معتقد است که تجزیه و تحلیل بخشی از انسان واجد ارزش محدودی است، مگر اینکه تحلیل ما به کلیت وجودی وی تسری پیدا کند.

اصل دوم : به این معنا است که درون هر چیزی یا هر سیستمی، نوعی قطبیت وجود دارد. برای مثال؛ فیزیکدان نمی تواند حتی کوچکترین مولوکول را به مولکول دیگر کاهش دهد. هر جا که ماده ای وجود دارد، یک ضد ماده هم وجود خواهد داشت، دقیقا همان طور که درون یک اتم هم پروتون وجود دارد و هم الکترون. واقعیت بیرونی بصورت یک ساختار ایستا در نظر گرفته نمی شود، بلکه ترکیب نیروهای متضاد و پویای تز و انتی تز باعث تشکیل نیروی سومی به نام سنتز می شود. تمامی قضایا در دل خود حامل اضداد خود هستند.

اصل سوم : فرض لینهان بر این است که واقعیت، اساسا ماهیتی پارادوکسیکال دارد؛ مضاف بر اینکه هر واقعیتی در برابر واقعیت ضد خود نیز قد علم می کند. این خصیصه دیدگاه دیالکتیکی، تغییر مداوم نامیده می شود. در DBT ، تضاد و تنش دایمی در درون هر سیستم – مثبت و منفی ، خوب و بد ، فرزند و والد، درمانجو و درمانگر، فرد و محیط – انسجام و یکپارچگی انهاست که تغییر ایجاد می کند. حالت جدیدی که به دنبال سنتز ایجاد می شود نیز ترکیبی از نیروهای متضاد است؛ بدین ترتیب، تغییر، روند پیوسته ای است که ماهیت اصلی زندگی را تشکیل می دهد(میلر، راتوس و لینهان،۲۰۰۷).

نکته دیگر اینکه لینهان از واژه ی دیالکتیک استفاده می کند تا وضعیت به ظاهر پاردوکسیکال خاصی که درمانگر می بایست در برابر بیمار مرزی اتخاذ کند، توضیح دهد. در واقع، دیالکتیک اصلی در این رویکرد، یکپارچگی یا وحدت پذیرش و تغییر است. به این معنا که ارزوی تغییر هر تجربه ی دردناک، باید با تلاشی مشابه برای یادگیری پذیرش دردهای غیر قابل اجتناب و ناگزیر زندگی متعادل شود.

یکی دیگر از نکات جالب رفتار درمانی دیالکتیکی تفاوت درد هیجانی و رنج هیجانی است .

درد + مقاومت = رنج

درد هیجانی :

  • ۱- کوتاه مدت است 
  • ۲- طبیعی است 
  • ۳- به واکنشهای مشکل ساز مبدل نمی شود 
  • ۴- اطرافیان را دچار مشکل نمی کند 

رنج هیجانی :

  • ۱- بلند مدت است 
  • ۲- غیر طبیعی است 
  • ۳- به واکنش مشکل ساز دامن می زند 
  • ۴- اطرافیان را درگیر می کند    

منبع : رفتار درمانی دیالکتیکی برای اختلال شخصیت مرزی / مجید محمود علیلو ، محمد امین شریفی .

۳.۸ ۶ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

1 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Bano Momina Alami
۱۳۹۶/۰۱/۱۵ ۰۶:۳۰

عالی بود