دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

مغز هیجانی

مغز یک ساختار هیجانی دارد. در واقع، نمی توان کارکردی از مغز را بدون هیجان تصور کرد.

سیستم لیمبیک

مغز دستگاهی پردازشگر است ولی نه مثل کامپیوتر یا ماشین های محاسباتی دیگر. برخی نظریه پردازان پایه هیجان را شناخت، برخی دیگر پایه شناخت را هیجان تصور می کنند. از همان آغاز قوت گرفتن فرضیه مغز، سیستم لیمبیک از تشکیلات مغزی مهم که در هیجان نقش زیادی دارد معرفی شده است. لیمبیک در لاتین به معنای مرز و حاشیه است. برای اولین بار سیستم لیمبیک در سال ۱۶۶۴ توسط توماس ویلز معرفی شد. او گفت که سیستم لیمبیک مرز قشری در اطراف ساقه مغزی است. یکی از معروف ترین نظریه ها در مورد ارتباط هیجان و سیستم لیمبیک مدل جیمز پاپز بود. به باور او این مدار مغزی پیوند بین عمل و ادراک با هیجان را مهیا می کند. این مدار عصبی به مدار پاپز معروف است.

مغز با انگیزه و هیجانی

مغز فقط متفکر نیست بلکه مرکز انگیزش و هیجان نیز هست. مغز به این نیز اهمیت می دهد که آیا شما می خواهید که این کار را انجام دهید (مغز با انگیزه) و اینکه خلق شما هنگام انجام دادن این کار چگونه است (مغز هیجانی).

در مورد احساس خوب داشتن، رویداد خوشایند غیر منتظره ای روی می دهد (نامه ای را از دوستتان دریافت می کنید) که ناحیه تگمنتوم شکمی (ventral tegmental area) را برای آزاد کردن دوپامین فعال می کند، آزاد شدن دوپامین ساختارهای لیمبیک را تحریک می کند، و تحریک ساختارهای لیمبیک، مانند دسته پیش مغز میانی (medial forebrain bundle) ، احساس خوب را به وجود می آورد.

  • اصل ۱ : ساختارهای خاص مغز حالت های انگیزشی و هیجانی خاصی را به وجود می آورند.
  • اصل ۲ : عوامل زیست – شیمیایی ساختارهای مغز را تحریک می کنند.
  • اصل ۳ : رویدادهای روزمره عوامل زیست شیمیایی را وادار به عمل می کنند.

هیپوتالاموس

هیپوتالاموس ساختار کوچکی است که کمتر از یک درصد کل حجم مغز را تشکیل می‌دهد و به رقم اندازه کوچک آن، از لحاظ انگیزشی بسیار مهم است. هیپوتالاموس مجموعه‌ای از ۲۰ هستۀ مجاور و متصل به هم است که وظایف مجزایی دارند. از طریق تحریک این هسته‌ها، عملکردهای زیستی مهمی، مانند خوردن، نوشیدن و جفت گیری تنظیم می‌شوند. نقش هیپوتالاموس در تنظیم سیستم درون‌ریز و سیستم عصبی خودمختار متمرکز است، که با تنظیم این دو سیستم، قادر است محیط درونی بدن نظیر ضربان قلب و ترشح هورمون را طوری تنظیم کند که به صورت مطلوب با محیط سازگار شود (مثلاً با استرس مقابله کند).

سیستم لیمبیک
سیستم لیمبیک

هیپوتالاموس غدۀ هیپوفیز را که به غدۀ رهبر سیستم درون‌ریز معروف است، کنترل می‌کند. هیپوتالاموس با ترشح هورمونهایی به داخل مویرگ های ریزی که آنرا به غدۀ هیپوفیز متصل می‌کند، این غده را تنظیم می‌نماید. غدۀ هیپوفیز به نوبۀ خود سیستم درون‌ریز را تنظیم می‌کند.

هیپوتالاموس سیستم عصبی خودمختار (ANS) را نیز کنترل می‌کند. این سیستم شامل تمام عصب‌رسانی‌هایی نورونی به داخل اندام‌های بدن را که تحت کنترل ارادی قرار ندارند، مانند قلب، ریه‌ها، کبد و غیره را کنترل می‌کند. این سیستم به دو قسمت تقسیم می‌شود: سیستم سمپاتیک تحریکی که عملکردهای بدن را تندتر و بدن را هوشیارتر می‌کند (مثلاً با افزایش ضربان قلب) و سیستم پاراسمپاتیک بازدارنده که بعد از استرس و حالت اضطراری بدن، به استراحت، تجدید قوا و گوارش کمک می‌کند. بنابراین، سیستم عصبی خودمختار از هیپوتالاموس شروع می‌شود و عصب هایش را به سرتاسر بدن می‌دهد.

پست های مرتبط

وقتی تغییر مهمی را در محیط تجربه می کنیم (مانند تهدید، فرصت)، هیپوتالاموس برای تنظیم کردن واکنش بدن و در نتیجه، مقابله کردن موثر با تغییر محیطی، دو وسیله دارد. از یک سو، هیپوتالاموس با تحریک کردن سیستم عصبی خودمختار، می تواند انگیختگی (فعال سازی سمپاتیک) یا آرمیدگی ( فعال سازی پاراسمپاتیک) را به وجود آورد. از سوی دیگر می تواند با تحریک کردن غده هیپوفیز برای آزاد کردن هورمون ها به داخل جریان خون، سیستم درون ریز را تحریک کند.

دستۀ پیش مغز میانی

دستۀ پیش مغز میانی، مجموعۀ از رشته‌های عصبی است که هیپوتالاموس را به سایر ساختارهای لیمبیک، از جمله به ناحیه جداری، اجسام پستانی(mammilary bodies) و ناحیه تگمنتوم شکمی متصل می‌کند. در رابطه با انگیزش این قسمت به مرکز لذت مغز نزدیک است. تحریک کردن دسته پیش مغز میانی در انسان ها، لذت شدید و حالت وجد ایجاد نمی کند، بلکه احساس کلی مثبتی را به وجود می آورد.

بادامه

بادامه مجموعه‌ای از هسته‌های متصل به هم است که وظایف جداگانه‌ای دارند. به طور کلی بادامه رویدادهای تهدید کننده را تشخیص داده و به آنها پاسخ می‌دهد، اما هر یک از هسته‌های متفاوت آن وظیفۀ مختلفی دارند. تحریک یک قسمت از بادامه، خشم را به وجود می‌آورد، در حالی که تحریک قسمت دیگر آن، ترس و رفتار دفاعی را ایجاد می‌کند. بنابراین، بادامه هیجانهای مربوط به صیانت نفس، نظیر ترس، خشم، و اضطراب را تنظیم می‌کند. بادامه همچنین در پی بردن به هیجان های دیگران، جلوه های صورت، و خلق خودمان، مخصوصا اطلاعات هیجانی منفی، دخالت دارد. بادامه اطلاعات هیجانی را پردازش می کند.

بادامه در یادگیری تداعی هیجانی نیز نقش مهمی بر دارد. آمیگدال به عنوان یکی از مناطق حیاتی مغز، نقش برجسته و پر رنگی در تنظیم رفتارهای اجتماعی، هیجانات، بیماری روانی و اختلالاتی مانند افسردگی عهده دار می باشد. بادامه مغز، به منزله ردیاب خطر، در زمینه تعاملات اجتماعی و تنظیم اضطراب انجام وظیفه می نماید. 

بادامه بُرون‌داده‌هایی را تقریباً به تمام قسمتهای مغز می‌فرستند، اما فقط تعداد کمی از برون‌داده‌ها، اطلاعات را به بادامه باز می‌گردانند. این عدم تعادل به انسان کمک می‌کند تا بداند چرا هیجان، مخصوصاً هیجان منفی، بر شناخت غلبه می‌کند، در حالی که شناخت، کمتر بر هیجان چیره می‌شود. بنابراین، پیامهای ترس و خشم زیادی از بادامه خارج می‌شوند در حالی که پیامهای عقلانی و منطقی نسبتاً کمی برای آرام‌کردن بادامه بازگشت می‌کنند.

هسته های مختلف بادامه، وظایف گوناگونی را بر عهده دارند. بر این اساس، تحریک بخشی از این قسمت، سبب ایجاد خشم شده و تحریک بخش دیگر، رفتارهای دفاعی و ترس را بروز می دهد. از سوی دیگر، اختلال و آسیب وارد شدن به بخش آمیگدال، با تغییرات چشمگیری همراه می باشد؛ از جمله این تغییرات می توان به سوق پیدا کردن به سمت انزوای اجتماعی، فقدان پاسخ دهی هیجانی، بی تفاوتی عاطفی و مطیع بودن، اشاره نمود.

مدار سپتو – هیپوکامپ

مدار سپتو – هیپوکامپ فعالیت چندین ساختار لیمبیک، از جمله ناحیۀ جداری، هیپوکامپ، شکنج کمربندی، طاق (فورنیکس)، تالاموس، هیپوتالاموس و اجسام پستانی را شامل می‌شود. در حالیکه مدار سپتو – هیپوکامپ مدار لیمبیک است، ارتباط با قشر مخ را نیز شامل می‌شود. بنابراین، مقدار زیادی فعالیت شناختی از حافظه و قدرت تخیل وارد این مدار می‌شود. از این رو، این مدار، هیجان مربوط به رویدادهای قریب‌الوقوع را از نظر لذت مورد انتظار و اضطراب مورد انتظار، پیش‌بینی می‌کند.

هیپوکامپ به عنوان مقایسه کننده عمل می‌کند، به طوری که مرتباً اطلاعات حسی واراده را با رویداد‌های مورد انتظار (از حافظه) مقایسه می‌نماید. اگر رویدادها به صورت مورد انتظار نباشند، در این صورت هیپوکامپ به صورت ((اوضاع روبه راه نیست)) عمل می کند. وقتی که هیپوکامپ به صورت اوضاع رو به راه نیست عمل می کند، مدار سپتو هیپوکامپ را فعال می سازد و حالت انگیزشی اضطراب را به وجود می آورد(توجه زیاد، انگیختگی) که بر رفتار حاکم می شود.

مواد شیمیایی ضد اضطراب مغز، اندروفین‌ها هستند. به طوری که اندروفین ها شیوه کنترل اوضاع رو به راه نیست را متوقف می کنند. ناامیدی، شکست، تنبیه و تازگی، هیپوکامپ را تحریک می کنند تا بازداری رفتاری(شیوه اوضاع رو به راه نیست) آکنده از اضطراب را برانگیزد. در صورتی که تلاشهای مقابله کردن فعال با عوامل استرس‌زای محیط، موفقیت آمیز باشد، موجب آزاد شدن اندروفین می‌شود. آزاد شدن اندروفین مدار سپتو – هیپو کامپ را می‌بندد، موجب تسکین درد می‌شود، و احساس‌های مثبت ایجاد می‌کند.

هستۀ اکامبنس نیز دارای نقش مهم در تجربۀ لذت از رخدادهای طبیعی مانند، لذیذ بودن یک غذا است. قشر کمربند قدامی نیز شامل کنترل حالت روزانه، خواست و انتخاب می‌باشد. این ناحیه برای خواست و فعالیتهای ذهنی که با انتخاب کردن در ارتباط هستند اهمیت بسیار دارد.

ساخت شبکه‌ای

ساخت شبکه‌ای (reticular formation) در انگیختگی و در فرآیند هوشیاری و وظایف انگیزشی و هیجانی مغز، نقش مهمی دارد. ساخت شبکه‌ای مجموعه‌ای از نورونها، تقریباً به اندازۀ انگشت کوچک می‌باشد که درون ساقه مغز قرار دارد. ساخت شبکه‌ای دو قسمت دارد: سیستم فعال ساز شبکه‌ای صعودی(ascending reticular activating system) و ساخت شبکه‌ای نزولی(descending reticular formation). اولی عصبهایش را به سمت بالا، به مغز می‌فرستد تا قشر مخ را هوشیار و برانگیخته کند، در حالی که دومی عصبهایش را برای تنظیم کشیدگی عضله به سمت پایین می‌فرستد.

قشر پیش‌پیشانی و عاطفه

سیستم لیمبیک تحریک حسی وارده (دیدنی ها، بوها، مزه‌ها) را دریافت می‌کند و واکنش‌های هیجانی خودکار را فعال می‌سازد. علاوه‌ بر این سیستم لیمبیک مقدار زیادی درون‌داده را از قشر مغز می‌گیرد. به همین خاطر، تحریک قشر مخ می‌تواند به طور غیر مستقیم، حالت‌های هیجانی را ایجاد کند. قطعه‌های پیش پیشانی قشر مخ درست در پشت پیشانی قرار دارند. یک قطعه در سمت راست و قطعۀ دیگر در سمت چپ مغز قرار دارد. این تمایز راست و چپ اهمیت دارد چرا که فعال شدن آنها از لحاظ کیفی، حالت‌های هیجانی متفاوتی را ایجاد می‌کند.

قشر پیش‌پیشانی مخزن هدف های انسان است. این هدف ها معمولاً با هم در رقابت هستند و دو قطعۀ قشر پیش‌پیشانی به این هدفها حال و هوای هیجانی می‌دهند. افکاری که قشر پیش‌پیشانی راست را تحریک می‌کنند، احساس‌های منفی را به وجود می‌آورند، در حالی که افکاری که قشر پیش‌پیشانی چپ را تحریک می‌کنند احساس مثبت را به جود می‌آورند.

بین افراد تفاوتهای شخصیتی اساسی وجود دارد، طوری که برخی قطعه های پیش پیشانی راست بسیار حساسی دارند که باعث می شود آنها نسبت به تهییج پذیری منفی بسیار حساس باشند، در حالی که دیگران قطعه های پیش پیشانی چپ بسیار حساسی دارند و از این رو نسبت به تهییج پذیری مثبت خیلی حساس هستند.

گذرگاههای انتقال دهنده عصبی در مغز

چهار گذرگاه انتقال دهنده عصبی که با انگیزش ارتباط دارند عبارت اند از :

  • دوپامین : که احساس های خوشایند مرتبط با پاداش را ایجاد می کند.
  • سروتونین : که بر خلق و هیجان تاثیر می گذارد.
  • نوراپی نفرین : که انگیختگی و هوشیاری را تنظیم می کند.
  • اندروفین : که با ایجاد کردن احساس های خوب برای مقابله با درد، اضطراب، و ترس، از این احساس های ناخوشایند جلوگیری می کند.

هیپوتالاموس

  • ۱- هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی، تشنگی، خواب و بیداری و تنظیم دمای بدن است.
  • ۲- تنظیم غده هیپوفیز که به غده رهبر معروف است.
  • ۳- کنترل سیستم عصبی خودمختار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک)

پیش مغز میانی

به مرکز لذت مغز معروف است. تحریک این مرکز در انسان لذت شدید و حالت وجد ایجاد نمی کند بلکه احساس کلی مثبتی را به وجود می آورد.

بادامه

 

  • ۱- رویدادهای تهدیدکننده را تشخیص داده و به آنهاپاسخ می دهد.(ترس، خشم، اضطراب)
  • ۲- پردازش اطلاعات هیجانی
  • ۳- یادگیری تداعی های هیجانی
  • ۴- پردازش های اجتماعی

مدار سپتو-هیپوکامپ

هیجان مرتبط با رویدادهای قریب الوقوع را از نظر لذت مورد انتظار و اضطراب مورد انتظار پیش بینی می کند. در حقیقت مقایسه بین اطلاعات حسی وارده با رویدادهای مورد انتظار را انجام می دهد.

ساخت شبکه ­ای

در انگیختگی و در فرایند هوشیاری و وظایف انگیزشی و هیجانی مغز، نقش دارد. (سیستم فعال ساز شبکه ­ای صعودی و نزولی)

قشر پیشانی و عاطفه

 

  • مخزن هدف های فرد است.
  • نیمکره راست، احساس و هیجان های منفی
  • نیمکره چپ، احساس و هیجان های مثبت
  • از لحاظ شخصیت شامل: ۱- سیستم فعال ساز رفتار (BAS) و ۲- سیستم بازدارنده رفتار (BIS) 

عامل ایجاد کننده گرسنگی

گرلین(ghrelin) و لپتین(Leptin) دو هورمونی هستند که اشتها و سیری را کنترل می‌کنند. آنها در شبکه وسیعی از مسیرهایی که وزن بدن شما را تنظیم می‌کنند، درگیر هستند. لپتین اشتهای شما را کاهش می‌دهد، در حالی که گرلین آن را افزایش می‌دهد. لپتین به مغز شما اجازه می‌دهد بفهمد چه زمانی انرژی کافی ذخیره شده و احساس سیری می‌کنید.

عامل ایجاد کننده گرسنگی احتمالا گرلین (Ghrelin) است. هورمونی که در معده ساخته می شود، در جریان خون گردش کرده و مغز، آن را تشخیص می دهد. هیپوتالاموس مرتبا مقدار گرلین در خون را کنترل می کند و هنگامی که سطح گرلین بالا می رود، پیام دریافتی از معده و روده ها را تشخیص می دهد، یعنی مواد غذایی کم است، آن را تامین کن. این پیام هیپوتالاموس را تحریک می کند تا تجربه گرسنگی روانی را ایجاد کند.

همان گونه که معده و روده ها گرلین را به داخل جریان خون ترشح می کنند تا اشتها را تحریک کنند (احساس گرسنگی)، برای انتقال دادن سیری، لپتین (leptin) را به داخل جریان خون ترشح می کنند. اما در مدت محرومیت از غذا، سطح لپتین افت می کند.

منبع : انگیزش و هیجان / جان مارشال ریو / یحیی سیدمحمدی (مترجم) / نشر ویرایش / فصل ۳

۴.۵ ۱۳ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها