دانشنامه روانشناسی مردمی
خانه ای برای رشد فردی و خودشناسی

پرخاشگری و عشق در زوجین

چگونه یک رابطه صمیمی به صحنه‌ای برای بازآفرینی و تلاش برای ترمیم زخم‌های گذشته تبدیل می‌شود.

پرخاشگری و عشق در زوجین

روابط عاشقانه به طور ناخودآگاه به صحنه‌ای تبدیل می‌شوند که در آن، زخم‌های گذشته نه تنها تکرار، بلکه به طور بالقوه ترمیم می‌شوند.

توجه اخلاقی: بازنشر یا استفاده از مقالات سایت، بدون ذکر منبع و گرفتن اجازه صاحب اثر از لحاظ اخلاقی و حقوقی صحیح نیست.

این مقاله به بررسی عمیق پویایی‌های روانکاوانه در روابط عاشقانه می‌پردازد و بر تعامل پیچیده میان عشق و پرخاشگری تمرکز دارد. بررسی ها نشان می‌دهد که صمیمیت عاطفی، تعارضات حل‌نشده ادیپی و پیشاادیپی را دوباره فعال می‌کند و این تعارضات از طریق مکانیسم‌هایی چون «همانندسازی فرافکنانه» در رابطه بازآفرینی می‌شوند. این فرآیند به شکل‌گیری یک «جنون خصوصی» در زوجین می‌انجامد که می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم مخرب باشد.

برخلاف تصور رایج و ساده‌انگارانه که «ملال جنسی» را عامل اصلی فروپاشی روابط می‌داند، اما تهدید بنیادین برای روابط عاشقانه، نه ملال، بلکه فعال‌سازی پرخاشگری عمیق و ناخودآگاه است که ریشه در روابط ابژه‌ای اولیه دارد. این پرخاشگری، تعادل رابطه را در ابعاد جنسی و عاطفی برهم می‌زند.

عشق، پرخاشگری، و بازآفرینی ناخودآگاه

برای درک پیچیدگی‌های روابط زوجین، درک تعامل بنیادین میان عشق و پرخاشگری ضروری است. با افزایش صمیمیت عاطفی، تعارض و دوسوگرایی ریشه‌دار در روابط ادیپی و پیشاادیپی نیز فعال می‌شود. این بخش به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه تعارضات رشدی اولیه به ناچار به روابط بزرگسالی منتقل شده و به ماده خام دینامیک‌های کنونی زوجین تبدیل می‌شوند. در این فرآیند، زوجین به طور ناخودآگاه تلاش می‌کنند روابط آسیب‌زای گذشته را ترمیم کنند، اما همزمان وسوسه می‌شوند تا نیازهای پرخاشگرانه و انتقام‌جویانه ارضانشده خود را نیز تکرار نمایند.

ریشه‌های جنسیتی تعارض

گرچه مسیرهای رشدی در هر دو جنس با دوسوگرایی مشخص می‌شوند، اما کانون تعارض در آن‌ها متمایز است. تعارض مرد بر سر یکپارچه‌سازی اروتیسیسم با ایده‌آل‌سازی ابژه مادری متمرکز است، در حالی که تعارض زن بر حل‌وفصل دلبستگی‌های پیشاادیپی برای امکان‌پذیر ساختن یک پیوند متعهدانه دگرجنس‌خواهانه استوار است.

  • در مردان: دوسوگرایی مرد نسبت به «مادر هیجان‌انگیز و ناکام‌کننده» دوران کودکی، به همراه سوءظن عمیق او نسبت به ماهیت تحریک‌آمیز و بازدارنده جنسیت مادر، می‌تواند در دلبستگی اروتیک، ایده‌آل‌سازی و وابستگی او به زنی که دوستش دارد، اختلال ایجاد کند. این تعارض ممکن است به دوپارگی میان روابط اروتیک و روابط ایده‌آل‌شده اما غیرجنسی با زنان منجر شود. در آسیب‌شناسی‌های نارسیستیک، حسادت ناخودآگاه به مادر و نیاز به انتقام از او می‌تواند به بی‌ارزش‌سازی فاجعه‌بار و ناخودآگاه زن به عنوان ابژه جنسیِ مطلوب و در نهایت به بیگانگی و ترک او منجر شود.
  • در زنان: زنی که رابطه رضایت‌بخش اولیه با مادری که جنسیت دخترش را تحمل می‌کرده، نداشته است، ممکن است احساس گناه ناخودآگاه شدیدی را در مورد صمیمیت جنسی همراه با تعهد عمیق به یک مرد تجربه کند. در چنین شرایطی، گذار طبیعی دختر از مادر به پدر به عنوان ابژه عشق، به طور ناخودآگاه تحریف شده و رابطه او با مردان ماهیتی سادومازوخیستی پیدا می‌کند. در موارد آسیب‌شناسی نارسیستیک، زن ممکن است حسادت شدید و ناخودآگاه خود به مردان را از طریق بی‌ارزش‌سازی دفاعی مردانی که او را دوست دارند، با فاصله عاطفی یا بی‌بندوباری ابراز کند.

نقش همانندسازی فرافکنانه

مکانیسم دفاعی اصلی که از طریق آن زوجین روابط آسیب‌زای گذشته خود را بازآفرینی می‌کنند، همانندسازی فرافکنانه (Projective Identification) است. این فرآیند یک مکانیسم دفاعی ابتدایی اما شایع است که شریک زندگی را وامی‌دارد تا ویژگی‌های ابژه ادیپی یا پیشاادیپی‌ای را که فرد با او در گذشته تعارض داشته است، به خود بگیرد. این مکانیسم شامل ۳ مؤلفه اصلی است:

  • ۱. فرافکنی یک تکانه به فرد دیگر و گرایش ناخودآگاه به القای آن تکانه در فرد دیگر.
  • ۲. ترس از آن فرد که تحت تأثیر تکانه فرافکنی‌شده قرار گرفته.
  • ۳. نیاز به کنترل فرد دیگر که تحت تأثیر این مکانیسم قرار گرفته.

جنون خصوصی: پیمان ناخودآگاه زوجین

در فضای صمیمیت، زوجین اغلب به یک تعادل ناخودآگاه دست می‌یابند که در آن، روابط ابژه‌ای آسیب‌شناختی غالب هر یک، مکمل دیگری می‌شود. این پدیده که آندره گرین آن را «جنون خصوصی» یا «اتحاد در جنون» می نامید، منجر به اجرای سناریوهای تکرارشونده و عجیبی می‌شود که با تعاملات عادی آن‌ها کاملاً متفاوت است. این سناریوها هم می‌توانند ناکام‌کننده باشند و هم هیجان‌انگیز، زیرا در بستری از یک رابطه عمیقاً رضایت‌بخش رخ می‌دهند. نمونه‌های بالینی این پدیده عبارتند از:

  • شوهری سلطه‌گر که هنگام بیماری به پسربچه‌ای نق‌نقو تبدیل می‌شود.
  • همسری با ملاحظه که وقتی از سوی شخص ثالثی مورد بی‌اعتنایی قرار می‌گیرد، به یک شاکی پارانوئید بدل می‌شود.
  • زوجی هماهنگ که هر از گاهی با «عیاشی شکستن ظروف» آرامش خود را برهم می‌زنند.

این سناریوهای خصوصی که قدرتمند هم هستند، معمولاً توسط یک ظرفیت روان‌شناختی بنیادین به نام گسست مهار می‌شوند؛ این مکانیسم از همجوشی مخرب جلوگیری کرده و بقای رابطه را تضمین می‌کند.

گسست: مکانیسم محوری برای بقای رابطه

«گسست» (Discontinuity) یکی از ویژگی‌های بنیادین و محافظتی عملکرد انسان در روابط است. این ظرفیت، از یک همجوشی خطرناک که در آن پرخاشگری وجه غالب را پیدا می‌کند، جلوگیری می‌نماید. اهمیت استراتژیک گسست در آن است که به زوجین اجازه می‌دهد تا از «جنون خصوصی» خود فاصله گرفته و جنبه‌های سالم‌تر رابطه را بازیابند، و بدین ترتیب از تخریب کامل پیوندشان جلوگیری کنند.

ریشه‌های این ظرفیت برای گسست را می‌توان در رابطه مادر و نوزاد جستجو کرد. به گفته براونشوایگ و فان، هنگامی که مادر به دلیل بازگشت به همسرش به عنوان یک شریک جنسی، برای نوزادش در دسترس نیست، این عدم دسترسی به منبع اولیه ناکامی و اشتیاق در نوزاد تبدیل می‌شود. توانایی مادر در جابجایی میان نقش مادری مهربان و نقش شریک جنسی اروتیک برای همسرش، ظرفیت گسست را در کودک پایه‌ریزی می‌کند. این تجربه اولیه ناکامی و غیاب، به جای آنکه آسیب‌زا باشد، سنگ بنای ظرفیت کودک برای تنها بودن در حضور دیگری و تحمل فاصله‌های روانی را می‌گذارد که برای صمیمیت بزرگسالی حیاتی است. این فرآیند همچنین به شکل‌گیری خودارضایی (autoerotism) در نوزاد کمک می‌کند که از تناوب ارضا و ناکامی در آرزوی همجوشی با مادر نشأت می‌گیرد.

نحوه بروز گسست در مردان و زنان معمولاً متفاوت است و این تفاوت‌ها بر دینامیک رابطه تأثیر می‌گذارد.

  • در مردان: جدایی پس از ارضای جنسی، نوعی ابراز استقلال و واکنشی بهنجار به کناره‌گیری مادر است. این امر در دوپارگی «مریم مقدس-فاحشه» نیز منعکس می‌شود که دفاعی رایج در برابر امیال ادیپی ممنوعه نسبت به مادر است. مردان ظرفیت بیشتری برای جداسازی سرمایه‌گذاری‌های عاطفی و اروتیک خود دارند. آنها می‌توانند یک رابطه جنسی را با زنی که دیگر دوستش ندارند حفظ کنند. جدایی از زنان پس از ارضای جنسی، نوعی ابراز استقلال (واکنش طبیعی خودشیفته به کناره‌گیری مادر) است. چالش اصلی مردان، دستیابی به تعهد عمیق است.
  • در زنان: زنان تمایل دارند تا گسست رادیکال‌تری میان روابط عاشقانه قدیمی و جدید خود برقرار کنند و معمولاً پس از پایان عشق، رابطه جنسی را نیز قطع می‌کنند. چالش اصلی آنها، تحمل و پذیرش آزادی جنسی خود در رابطه است، زیرا آنها باید جنسیت واژینال اصلی خود را که در رابطه مادر-دختری سرکوب شده، دوباره کشف کنند.

این تفاوت‌ها به این اصل بنیادین اشاره دارد که مردان باید تعهد در رابطه را بیاموزند، در حالی که زنان باید به آزادی جنسی دست یابند. اما زمانی که این مکانیسم‌های محافظتی کارآمد نباشند، زوجین به سمت اجرای سناریوهای مخرب کشیده می‌شوند.

روانکاوی روابط زوجین

سناریوهای آسیب‌شناختی عمده در زوجین

هنگامی که ظرفیت بهنجار برای گسست کافی نیست، زوجین ممکن است سناریوهای ناخودآگاه، خاص، ترسناک و در عین حال مطلوبی را به اجرا در آورند. این سناریوها به تدریج از طریق تأثیرات تجمعی رفتارهای گسسته شکل می‌گیرند و می‌توانند به شدت مخرب شوند. این بخش به تشریح مهم‌ترین الگوهای بالینی این سناریوها می‌پردازد: تعارضات نارسیستیک، مثلث‌سازی‌های ادیپی، اجرای انحرافات، و تثبیت نقش‌های آسیب‌شناختی.

تعارضات نارسیستیک: فانتزی دوقلوی خیالی

زوجین، تعارضات نارسیستیک خود را در میل ناخودآگاه به کامل کردن خود از طریق شریک زندگی نشان می‌دهند؛ گویی شریک زندگی یک «دوقلوی خیالی» است.

  • تکمیل هم‌جنس‌گرایانه: در این حالت، هر چیزی در شریک زندگی که تصویری آینه‌ای از خود نباشد، غیرقابل تحمل است. این عدم تحمل ریشه در حسادت نارسیستیک به جنس دیگر دارد؛ هر نشانه‌ای از تفاوت جنسیتی در شریک زندگی، استقلال و جدایی او را یادآوری می‌کند و فانتزی دوقلوی آینه‌ای را تهدید می‌نماید و می‌تواند به بازداری جنسی شدید منجر شود.
  • تکمیل دگرجنس‌گرایانه: در اینجا، فانتزی ناخودآگاه «هر دو جنس بودن در یک وجود» به عنوان یک عامل پیوند دهنده قدرتمند عمل می‌کند.
  • پوست زوجین: این نیاز به صمیمیت کامل و مداوم می‌تواند از عشق به آزار و اذیت تبدیل شود. سؤال مکرر «آیا هنوز دوستم داری؟» که بازتاب نیاز به حفظ پوست مشترک زوجین است، به تدریج جای خود را به اتهام دائمی «تو همیشه با من این‌طور رفتار می‌کنی!» می‌دهد و کیفیت رابطه از عشق به آزار تغییر می‌کند.

مثلث‌سازی ادیپی: شش نفر در بستر

دو فانتزی ادیپی جهان‌شمول وجود دارند که می‌توانند رابطه زوجین را مختل کنند و به مثلث‌سازی منجر شوند.

  1. مثلث‌سازی مستقیم (Direct Triangulation): این فانتزی ناخودآگاه درباره یک شخص ثالثِ کنار گذاشته‌ شده از همان جنس است(رقیب ادیپی هراس‌انگیز). هر مرد و زنی از حضور کسی که ممکن است برای شریک زندگی‌اش رضایت‌بخش‌تر باشد، می‌ترسد.
  2. مثلث‌سازی معکوس (Reverse Triangulation): این فانتزی جبرانی و انتقام‌جویانه در مورد درگیر شدن با یک فرد ایده‌آل از جنس مخالف است. در این سناریو، فرد توسط دو نفر از جنس مخالف مورد توجه قرار می‌گیرد، به جای آنکه مجبور باشد با یک رقیب همجنس رقابت کند.

با ترکیب این دو فانتزی، می‌توان به این فرمول‌بندی تحریک‌آمیز رسید که به طور بالقوه «شش نفر در بستر (six persons in bed together) حضور دارند: خود زوج، رقبای ادیپی ناخودآگاه هر یک، و ایده‌آل‌های ادیپی ناخودآگاه هر یک. هنگامی که آسیب‌شناسی نارسیستیک شدید مانع از ظرفیت حسادت بهنجار می‌شود، این مثلث‌سازی‌ها به راحتی به مرحله اجرا درمی‌آیند.

انحراف و سادومازوخیسم

انحراف (Perversity) به معنای به خدمت گرفتن عشق در راستای پرخاشگری است. این پدیده، صمیمیت جنسی عمیق را به مکانیکی کردن سکس تبدیل می‌کند که از بی‌ارزش‌سازی رادیکال شخصیت دیگری نشأت می‌گیرد. تظاهرات آن در سه حوزه مشخص قابل مشاهده است:

  • ۱. جنسی: مکانیکی کردن سکس و بی‌ارزش ساختن شخصیت شریک زندگی. سکس گروهی نمونه‌ای از این پدیده است که با از بین بردن ساختار ادیپی، ظرفیت صمیمیت را به کلی نابود می‌کند.
  • ۲. عاطفی: شکل‌گیری روابط سادومازوخیستی دیرپا که در آن زوجین سناریوهای ابتدایی را بدون هیچ بعد اخلاقی به اجرا درمی‌آورند. این روابط گاهی شامل آسیب رساندن به خود یا عقیم‌سازی به عنوان نمادی از اخته‌سازی است.
  • ۳. فرامن (Superego): یکی از طرفین نقش یک فراخود کمال‌گرا و بی‌رحم را ایفا کرده و از طریق خشم حق‌به‌جانب، تمایلات سادیستی خود را ارضا می‌کند، در حالی که دیگری به شکلی مازوخیستی گناه خود را جبران می‌نماید.

باید توجه داشت که تظاهر فرامن، شکلی روان‌شناختی و ساختاریافته از سادومازوخیسم است، در حالی که تظاهر عاطفی، بازنمای اجرای یک سناریوی ابتدایی‌تر و پیشا اخلاقی است.

تثبیت نقش آسیب‌شناختی: انجماد رابطه

در روابط سالم، زوجین به طور انعطاف‌پذیری میان نقش‌های مختلف جابجا می‌شوند. این انعطاف‌پذیری در تضاد با «انجماد» آسیب‌شناختی رابطه قرار دارد.

انعطاف‌پذیری: نمونه‌هایی از جابجایی سالم نقش‌ها شامل تغییر نقش شوهر از یک مرد مسلط به یک نوزاد راضی، و در سوی دیگر، تغییر نقش همسر از یک شریک بزرگسال به دختر وابسته یک مادر محافظ، یا به زنی مادرانه که به مرد-پسر کوچکش غذا می‌دهد، است. زن ممکن است به دختربچه گناهکاری تبدیل شود که توسط پدری سادیست اغوا می‌شود، یا در فانتزی خود در حین رابطه جنسی «مورد تجاوز قرار گیرد» تا گناه لذت جنسی را از خود بزداید. این نقش‌آفرینی‌های ناخودآگاه می‌توانند برای هر دو طرف رضایت‌بخش باشند زیرا هم عشق و هم نفرت را بیان می‌کنند.

صلبیت و انجماد: هنگامی که این انعطاف‌پذیری از بین می‌رود، رابطه در سناریوهای ثابت و مزمن منجمد می‌شود. نمونه‌های کهن‌الگویی این تثبیت عبارتند از:

  • زن وابسته و تشنه محبت و مرد نارسیستیک و خودمحور.
  • زن سلطه‌گر و کنترل‌گر و مرد-پسر ناامن و بچه‌صفت او.
  • مرد تشنه سکس و همسرش با علاقه جنسی محدود.

مرزها و چالش‌های زوجین

دینامیک‌های یک زوج در خلأ وجود ندارند؛ آن‌ها توسط مرزهای حیاتی که رابطه را در طول زمان تعریف و به چالش می‌کشند، شکل می‌گیرند. این بخش به تحلیل این مرزها، از جمله تعامل با فرزندان، شبکه اجتماعی و گذر اجتناب‌ناپذیر زمان می‌پردازد. این مرزها از تعادل زوجین، چه سازنده و چه مخرب، محافظت می‌کنند.

نقض یا حفظ مرزهای کلیدی، تأثیر مستقیمی بر تعادل رابطه زوجین دارد.

  • مرزها با فرزندان: حفظ مرزهای بین نسلی از اهمیت بالایی برخوردار است. «نبود قفل بر روی در اتاق خواب» نمادی از گناه ناخودآگاه والدین در مورد جنسیت خود و این فرض است که کارکردهای والدینی باید جایگزین کارکردهای جنسی شوند.
  • مرزها با سایر زوج ها: روابط با زوج‌های دیگر به طور معمول با اروتیسیسم، رقابت و وسوسه آمیخته است. این شبکه‌ها به صحنه‌ای برای اجرای مثلث‌سازی‌های مستقیم و معکوس تبدیل می‌شوند.
  • مرزها با گروه: مرز میان زوج و گروه همیشه یک «منطقه جنگی» است. گروه با فشار برای همرنگ‌سازی از طریق اخلاقیات متعارف، زوج را تحت فشار قرار می‌دهد و همزمان به صمیمیت آن‌ها حسادت می‌ورزد.
  •  مرز زمان: سالخوردگی، قدرت، و ترمیم : گذر زمان و فرآیند پیری تأثیرات عمیقی بر رابطه زوجین می‌گذارد که هم جنبه‌های مخرب و هم ترمیمی دارد.

جنبه‌های مخرب: ترس از پیری، بیماری و رها شدن، زمینه‌ای برای بروز پرخاشگری می‌شود. مردان به طور خاص به فرآیند پیری در زنان حساس هستند که ریشه در تعارضات پیشاادیپی دارد. تغییر در قدرت و جایگاه حرفه‌ای نیز می‌تواند تعادل عاطفی را برهم زند (مانند مثال پرستاری که شوهرش را در دانشکده پزشکی حمایت می‌کند و بعداً توسط او که پزشکی موفق شده، طرد می‌شود؛ یا مرد نارسیسیستیکی که از استقلال و شکوفایی همسرش احساس خطر می‌کند).
جنبه‌های ترمیمی: بقای زوجین علی‌رغم پرخاشگری‌های متقابل، می‌تواند ماهیت اغراق‌آمیز ترس‌های ناخودآگاه را آشکار سازد. تجربه گذار از خشم بی‌امان به احساس گناه، سوگواری و ترمیم، تجربه‌ای بسیار ارزشمند است. این فرآیند تعهد را تقویت کرده و صمیمیت جنسی و عاطفی را عمیق‌تر می‌سازد.

نوع مرز
شرح و اهمیت
مرز با فرزندان
حفظ مرزهای بین نسلی (مانند قفل در اتاق خواب) برای مقابله با گناه ناخودآگاه والدین در مورد صمیمیت جنسی‌شان حیاتی است. عدم وجود این مرزها نشان‌دهنده این فانتزی واپس‌گرایانه است که کارکردهای والدینی باید جایگزین کارکردهای جنسی شوند.
مرز با سایر زوج‌ها
شبکه اجتماعی زوج‌ها یک «منطقه جنگی» است که در آن مثلث‌سازی‌های مستقیم و معکوس به طور مداوم در حال وقوع است. این روابط با اروتیسیسم و رقابت پنهان آمیخته است.
مرز با گروه و جامعه
جامعه به طور کلی ماهیت یاغی و ضداجتماعی زوجین را حس کرده و تلاش می‌کند تا صمیمیت آنها را از طریق اخلاقیات متعارف کنترل کند. گروه به زوجین برای بقای خود نیاز دارد اما در عین حال به موفقیت آنها حسادت می‌ورزد.
مرز با زمان
پیری، بیماری و مرگ چالش‌های جدیدی را به همراه دارند. ترس از دست دادن جذابیت، وابستگی بیش از حد و رها شدن می‌تواند میدانی برای بروز پرخاشگری باشد. تغییرات در قدرت و موقعیت (مانند موفقیت شغلی یکی از طرفین) می‌تواند تعادل عاطفی را به هم بزند و حسادت‌های ناخودآگاه (مانند حسادت به جنس مخالف) را فعال کند.

نتیجه‌گیری برای روان درمانی

همانطور که در این مقاله تشریح شد، آسیب‌شناسی زوجین ریشه در بازآفرینی روابط ابژه‌ای ناخودآگاه و ناتوانی در یکپارچه‌سازی پرخاشگری در یک پیوند عاشقانه دارد. نقش درمانگر باید فراتر از پرداختن به مسائل ارتباطی سطح‌رویی باشد و به درک «جنون خصوصی» و تبانی‌های ناخودآگاهی که در جریان است، معطوف گردد. ماهیت زوج ذاتاً سرکش و به طور ضمنی ضد اجتماعی است و فرهنگ متعارف همواره در تلاش است تا این صمیمیت را کنترل کند. بنابراین، درمانگر نه تنها باید به این استقلال از ارزش‌های متعارف احترام بگذارد، بلکه باید بپذیرد که موضع غیرمتعارف خودِ او نیز ممکن است برای بقای رابطه زوجین ضروری باشد و از تحمیل راه‌حل‌های ایدئولوژیک که صمیمیت سرکشانه آن‌ها را خنثی می‌کند، بپرهیزد. درک این دینامیک‌های پیچیده، کلید مداخله مؤثر و معنادار در زوج‌درمانی است.

نتیجه‌گیری

پرخاشگری یک عنصر اجتناب‌ناپذیر و ذاتی در روابط صمیمانه است که از بازنمایی تعارضات حل‌نشده ادیپی و پیشاادیپی ناشی می‌شود. روابط عاشقانه به طور ناخودآگاه به صحنه‌ای تبدیل می‌شوند که در آن، زخم‌های گذشته نه تنها تکرار، بلکه به طور بالقوه ترمیم می‌شوند. این فرآیند پیچیده از طریق مکانیسم‌های روانی قدرتمندی مانند فرافکنی همانندسازانه، که در آن شرکا یکدیگر را به ایفای نقش‌های گذشته وامی‌دارند، گسست، که به عنوان یک فضای تنفسی حیاتی برای جلوگیری از ادغام مخرب عمل می‌کند، و مثلث‌سازی، که فانتزی‌های ادیپی را در رابطه زنده نگه می‌دارد، مدیریت می‌شود.

این مقاله نشان داد که سلامت یک رابطه نه در غیاب تعارض، بلکه در ظرفیت زوج برای تحمل، مهار، و یکپارچه‌سازی پرخاشگری در یک چارچوب عاشقانه نهفته است. زوجی که می‌تواند پس از طوفان‌های خشم و نفرت، دوباره عشق را بازیابد و از طریق چرخه احساس گناه، سوگواری و ترمیم به درک عمیق‌تری دست یابد، به بلوغ روانی رسیده است. این توانایی، سنگ بنای یک پیوند پایدار است.

در نهایت، ماهیت صمیمیت زوجین اساساً شورشی و خصوصی است و در تقابل با فشارهای همرنگ‌ساز فرهنگ متعارف قرار دارد. فرهنگ، با هنجارها و ارزش‌های خود، همواره در تلاش است تا این واحد ضداجتماعی را کنترل کند. بنابراین، استقلال زوج از قراردادهای اجتماعی و توانایی آن‌ها برای ایجاد قوانین و ارزش‌های منحصر به فرد خود، برای بقایشان در برابر تعارضات درونی و فشارهای بیرونی حیاتی است.

واژه‌نامه اصطلاحات کلیدی

اصطلاح
تعریف
همانندسازی فرافکنانه (Projective Identification)
یک مکانیسم دفاعی ابتدایی که در آن فرد یک تکانه را به شخص دیگری فرافکنی می‌کند، از آن شخص تحت تأثیر آن تکانه می‌ترسد، به طور ناخودآگاه آن تکانه را در او القا می‌کند و نیاز دارد که او را کنترل کند.
جنون خصوصی (Private Madness)
تعاملات صمیمانه و گاهی دیوانه‌وار زوجین که در آن سناریوهای ناخودآگاه از گذشته را به شیوه‌ای کاملاً متفاوت به اجرا در می‌آورند.
ناپیوستگی و گسست (Discontinuity)
ظرفیتی اساسی در عملکرد انسان که ریشه در رابطه مادر و نوزاد دارد. این ظرفیت به زوجین اجازه می‌دهد تا از درآمیختگی خطرناک که پرخاشگری را تشدید می‌کند، جلوگیری کرده و بین نقش‌ها و حالات مختلف جابجا شوند.
گسست فرشته-فاحشه (Madonna-Prostitute Dissociation)
دفاعی معمول در مردان که در آن نگرش‌های اروتیک و لطیف نسبت به زنان از هم جدا می‌شوند. این مکانیسم دفاعی در برابر رابطه جنسی ممنوعه و مطلوب ادیپی با مادر عمل می‌کند.
روابط دوقلویی (Twinship Relations)
فانتزی نارسیسیستی ناخودآگاه برای کامل کردن خود از طریق شریک عاطفی، که به عنوان یک دوقلوی خیالی (همجنس‌گرا یا دگرجنس‌گرا) در نظر گرفته می‌شود. این می‌تواند هم پیونددهنده و هم مخرب باشد.
پوستِ زوج (The “Skin” of the Couple)
اصطلاحی که توسط دیدیه آنزیو برای توصیف یک رابطه دوقلویی به کار رفته است که در آن تقاضا برای صمیمیت کامل و مداوم، ابتدا به شکل عشق و سپس به شکل نفرت و آزار ظاهر می‌شود.
مثلث‌سازی مستقیم (Direct Triangulation)
فانتزی ناخودآگاه هر دو شریک از وجود یک شخص سوم حذف‌شده (یک رقیب ادیپی ایده‌آل) که منشأ ناامنی عاطفی و حسادت است.
مثلث‌سازی معکوس (Reverse Triangulation)
فانتزی جبرانی و انتقام‌جویانه از درگیری با شخصی غیر از شریک عاطفی، که در آن فرد به جای رقابت با رقیب ادیپی، توسط دو ابژه ادیپی مورد توجه قرار می‌گیرد.
روابط ادیپی و پیشاادیپی (Oedipal and Preoedipal Relations)
الگوهای ارتباطی و تعارضات ناخودآگاهی که از مراحل اولیه رشد روانی-جنسی (رابطه با مادر و پدر در دوران کودکی) نشأت می‌گیرند و در روابط بزرگسالی بازآفرینی می‌شوند.
انحراف (Perversity)
وضعیتی که در آن پرخاشگری بر عشق مسلط می‌شود. این امر می‌تواند به صورت مکانیکی شدن رابطه جنسی، الگوهای سادومازوخیستی در رابطه عاطفی، یا تثبیت رابطه در یک نقش ثابت و مخرب ظاهر شود.
تثبیت نقش (Role Fixation)
منجمد شدن رابطه در یک الگوی واحد و تکراری از یک رابطه ناخودآگاه از گذشته، که انعطاف‌پذیری طبیعی تعاملات زوج را از بین برده و منجر به تعارضات مزمن می‌شود.

منبع : Otto Kernberg . Love Relations: Normality and Pathology (1995)

🌿 آیا نیاز به مشاوره دارید؟

در مقاطع مختلف زندگی، گفت‌وگو با یک مشاور می‌تواند مسیرتان را روشن‌تر کند.
جهت رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین، با ما در ارتباط باشید.

📱 ارتباط با ما : ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸
۵ ۲ رای ها
رأی دهی به مقاله

1
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها