دانشنامه روانشناسی مردمی
مدرسه ای برای رشد فردی و خودشناسی

پرسشنامه میلون ۴

پرسشنامه میلون ۴ (۴-MCMI) یک پرسشنامه خودگزارش دهی استاندارد برای سنجش طیف گسترده‌ای از اختلالات شخصیت و بالینی است. این آزمون برای بزرگسالان ۱۸ سال به بالا که دست کم ۸ کلاس سواد دارند، طراحی شده است.

MCMI-IV مخفف عبارت Millon Clinical Multiaxial Inventory نسخه چهارم می باشد. نام میلون (Millon) برگرفته از نظریه شخصیت تئودور میلون است. نسخه چهارم تست میلون در سال ۲۰۱۵ منتشر شده است. این آزمون برای اولین بار در ایران در وب سایت دانشنامه روانشناسی مردمی به صورت آنلاین درآمده است.

کاربردهای پرسشنامه میلون ۴

  • خود شناسی: این تست اطلاعات زیادی از ویژگی های شخصیتی و تمایلات رفتاری افراد ارائه می دهد و با توجه به آنان فرد به کمک درمانگر درصدد بهبود شرایط خود بر می آید. این تست می تواند به افراد جهت درک سلامت روانشان کمک کند.
  • شناسایی مسائل روانشناختی: تست میلون ۴ ویژه ی، ارزیابی طیف وسیعی از اختلالات شخصیت، سندروم های بالینی و آسیب شناسی های روانی است.
  • درمان کارآمد: تفسیر این تست می تواند اطلاعات بسیار زیاد و جامعی به درمانگران در کمترین زمان ممکن بدهد که این مسئله سبب افزایش سرعت فرآیند درمان و آگاهی از ویژگی های بیشتری از فرد خواهد شد.
  • امور بالینی و تشخیصی: از این تست می توان در تحقیقات پزشکی قانونی، بیمارستان ها، کلینیک ها و به طور کلی محیط های درمانی – تشخیصی استفاده نمود.

پرسشنامه میلون ۴ شامل عباراتی است که حالات و عادات رفتاری را توصیف می کند. هر عبارت را با دقت بخوانید و یکی از گزینه ها را برای پاسخ انتخاب کنید. اگر عبارت، درباره شما صادق است، پاسخ بله (به معنای صحیح) و اگر توصیف کننده شما نیست پاسخ خیر (به معنای غلط) را انتخاب کنید. خواهشمندیم به کلیه عبارات پاسخ دهید، پاسخی را انتخاب کنید که به شما نزدیک تر است و اگر نمی توانید تشخیص دهید کدام به شما نزدیک تر است، گزینه خیر را انتخاب کنید.

نتایج پرسشنامه میلون برای کمک به شما مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اگر برخی عبارات غیر معمول به نظر می رسد نگران آن نباشید، آنها برای توصیف برخی احساسات و نگرش ها در افرادی هستند که مشکلات زیادی دارند. محدودیت زمانی برای کامل کردن این پرسشنامه وجود ندارد، اما بهتر است در کوتاه ترین زمانی که احساس راحتی می کنید به آن پاسخ دهید.

 

1.اخیراً، حتی در صبح ها احساس می کنم، فاقد انرژی هستم
2.همیشه باید مطمئن شوم که کارهایم به خوبی برنامه ریزی و سازماندهی شده است.
3.آنقدر از چیزهای مختلفی لذت می برم که نمی توانم تصمیم بگیرم کدام را اول انجام دهم
4.نگرانم که افرادی که به آنها وابسته هستم، مرا ترک کنند.
5.هر چند از برقراری روابط دوستانه می ترسم، آرزو میکنم دوستان بیشتری داشتم.
6.همان احساسات کمی که به نظر می رسد دارم را نیز به ندرت نشان می دهم
7.هنگام پیاده روی برای حفظ تعادلم دچار مشکل می شوم
8.همواره در جستجوی فرصت هایی هستم که برایم هیجان انگیز و جدید هستند.
9.گاهی اوقات می توانم در روابطم با اعضای خانواده ام بسیار خشن و تند باشم
10.دوست دارم همواره مورد توجه باشم
11.زمانی که نوجوان بودم به دلیل رفتار بدم در مدرسه، دچار مشکلات زیادی شده ام
12.واقعاً از نزدیک شدن به دیگران می ترسم، چون ممکن است با مسخره یا شرمسار شدنم پایان یابد.
13.وقتی از کنار دیگران رد می شوم، احساس میکنم آنها دارند درباره من صحبت می کنند
14.سال هاست که احساس می کنم یک فرد شکست خورده ام
15.اگر قرار باشد خودم انتخاب کنم، ترجیح می دهم کارها را به تنهایی انجام دهم
16.اخیرا احساس می کنم شبیه چیزی در حال شکستنم
17.آنچه که امروز به خوبی پیش می رود. دوامی نخواهد داشت.
18.وقتی اوضاع زندگی ام به سمت بد شدن می رود، گاهی اوقات احساس دیوانگی یا واهی بودن می کنم
19.هرآنچه که بخواهم را انجام می دهم بدون اینکه نگران تأثیرش بر دیگران باشم
20.با انرژی و استقامت زیادی به استقبال کارهای روزمره ام می روم
21.من هرگز توهینی که دیگری به من کرده یا شرمی که در من ایجاد کرده است را نمی بخشم یا فراموش نمی کنم
22.بیشتر اوقات احساس غم و افسردگی شدیدی دارم
23.وقتی کارها به نتایج غلطی می رسد، همیشه خودم را سرزنش میکنم
24.از مدتها پیش به این نتیجه رسیده ام که بهترین کار این است که با دیگران کمتر در ارتباط باشم
25.مشکلات ناشی از مصرف الکل من، مسائلی برای خودم و خانواده ام ایجاد کرده است.
26.از نظر اجتماعی فردی کمرو و خجالتی هستم
27.زمانهای زیادی پیش می آید که بدون هیچ دلیلی بسیار شاد و هیجان زده ام
28.طی هفته های گذشته، بدون هیچ دلیلی احساس فرسودگی کرده ام.
29.وقت من بسیار ارزشمندتر از وقت دیگران است.
30.معمولاً به دنبال یافتن دوستان جدید یا ملاقات با افراد جدید هستم.
31.در طی چند هفته گذشته خیلی پرشور و هیجان زده شده ام.
32.من بخت و اقبالی که دیگران در زندگیشان داشته اند را نداشته ام.
33.افکار و ایده ها در ذهن من مدام تکرار می شوند و رهایم نمی کنند.
34.یکی دو سال است که به آدمی کاملاً ناراحت و ناامید از زندگی تبدیل شده ام.
35.سعی میکنم هر کاری را تا حد امکان کامل انجام دهم.
36.اعتیاد به مصرف مواد باعث شده که در گذشته کارم را از دست بدهم.
37.به نظر می رسد خلق و خویم از روزی به روز دیگر بسیار تغییر می کند
38.برای رسیدن به خواسته هایم از جذابیتم استفاده می کنم
39.اغلب فکر می کنم شایسته چیزهای خوبی که برایم پیش آمده است، نبوده ام.
40.من در گذشته به عمد به خودم آسیب زده ام
41.به نظر می آید که نمی توانم بخوابم و وقتی که از خواب بیدار می شوم به همان اندازه خسته ام
42.اغلب به دیگران اجازه می دهم برای من تصمیمات مهمی بگیرند.
43.چیز زیادی نیست که بتواند مرا خوشحال یا ناراحت کند.
44.افکار عجیب و غریبی دارم که آرزو می کنم بتوانم از شر آنها خلاص شوم.
45.برایم بسیار سخت و طاقت فرساست که بر میل شدیدم برای نوشیدن الکل غلبه کنم.
46.بسیار راحت تر از دیگران برای خودم دوست پیدا می کنم
47.از برخی سوء استفاده هایی که در کودکی باعث رنج من شده است، شرمگین هستم
48.مقررات برای من اهمیت بالایی دارد چرا که آنها راهنمای مناسبی برای پیروی هستند.
49.در سال گذشته، عکس من بر صفحه اول چندین مجله چاپ شده است.
50.از اینکه دیگران کارها را به کندی انجام دهد عصبی و به هم ریخته می شوم
51.زندگی ام را با نگرانی درباره این چیز و آن چیز می گذرانم
52.زمانی که یک نفر مهربانی خاصی با من دارد، با تعجب دنبال دلیل واقعی آن می گردم
53.کارهای روزانه ام الهام بخش و هیجان انگیر هستند.
54.ایده های زیادی در ذهنم دارم که جلوتر از زمان است.
55.از زمانی که دچار ضربه های جدی شده ام نمی توانم برای مدت طولانی بر هیچ چیز متمرکز شوم.
56.مردم قبلاً به من گفته اند که به بسیاری از چیزها بیش از اندازه علاقمند یا از آنها هیجان زده شده ام
57.اشتهایم را به طور کامل از دست داده ام و بیشتر شبها مشکل خواب دارم
58.از کودکی، ارتباط من با دنیای واقعی قطع شده است.
59.نمی توانم بسیاری از خوشی ها را تجربه کنم، چون احساس می کنم شایسته آن نیستم.
60.ترجیح می دهم به من بگویند بهتر است چه کاری انجام دهم تا اینکه خودم تصمیم بگیرم.
61.مصرف مواد اعتیاد آور، منجر به مشاجره های خانوادگی برایم شده است.
62.خاطره یک تجربه بسیار ناراحت کننده در گذشته ام، افکار مرا به هم ریخته است.
63.از نظر بیشتر افراد به عنوان فردی منظم و دقیق شناخته شده ام.
64.به نظر می رسد علاقه ام را به بسیاری از امور لذت بخش مانند رابطه جنسی از دست داده ام
65.چندباری مشکلات قانونی پیدا کرده ام
66.برای اینکه برخی افراد در مسیر صحیح باقی بمانند، لازم بوده با آنها خشن برخورد کنم
67.اعتماد به نفس بالایی دارم
68.مردم تلاش دارند مرا متقاعد کنند که من دیوانه هستم
69.دو یا چندبار در هفته، ولع خوردن داشته ام.
70.بارها حس کرده ام چیزی درون من وجود ندارد و من پوک و تهی هستم
71.همیشه به سختی توانسته ام از غم و اندوه رهایی یابم
72.زمانی که تنها و از خانه دور هستم اغلب احساس تنش و وحشت می کنم
73.مردم به من می گویند که من آدمی درست و اخلاقی هستم
74.من در کنترل خشمم با دشواری روبه رو هستم
75.من فردی بسیار خوش بین هستم
76.سالها گذشته، اما هنوز کابوس هایی می بینم که مربوط به رویدادی است که زندگی مرا واقعا تهدید می کرد.
77.به نظر می آید که برای انجام کارها به راهنمایی های زیادی نیاز دارم
78.اخیرا به طور جدی به این فکر افتاده ام که خودم را خلاص کنم
79.مردم آب زیرکاه، تلاش دارند از طریق چیزهایی که من انجام داده ام یا فکرش متعلق به من بوده، اعتبار کسب کنید.
80.اخیرا به کلی خرد شده ام.
81.شاید مصرف مواد اعتیاد آور غیر قانونی، غیر عاقلانه باشد اما در گذشته من به این نتیجه رسیدم که به آن نیاز دارم
82.بسیار به هم ریخته هستم، افکار و احساسم هر لحظه تغییر می کند.
83.وقتی به مشکل بر می خورم، میتوانم خیلی خوب عذر و بهانه بیاورم
84.در مهمانی ها هرگز گوشه گیر نیستم
85.فرصت های خوبی که برایم پیش می ایند را به راحتی از دست می دهم
86.برخی مواقع بعد از غذا خوردن خود را مجبور به بالا آوردن آن می کنم
87.من فرد خاصی هستم، بنابراین نگران نیستم دیگران در مورد من چه فکری می کنند.
88.خانواده ام را از نزدیک زیر نظر می گیرم برای اینکه بدانم چه کسی می تواند و چه کسی نمی تواند قابل اعتماد باشد.
89.افکار مشخصی به طور دائم و مکرر به ذهنم می آیند.
90.چیزهای کمی در زندگی هستند که به من احساس رضایت خاطر بدهند.
91.به دلیل خاطرات دردناکی از گذشته که دائم به ذهن من می آیند، آشفته هستم و در به خواب رفتن مشکل دارم
92.اغلب آنقدر در افکارم غرق هستم که فراموش می کنم در اطرافم چه می گذرد
93.من هرگز قادر نبوده ام، این احساس که کم ارزش تر از دیگران هستم را تغییر دهم
94.مشکل مصرف الکل دارم تا جایی که در متوقف کردن مصرف آن موفق نبوده ام.
95.یک نفر سعی کرده ذهن و افکار مرا کنترل کند.
96.بیشتر افراد موفق یا خوش شانس بوده اند یا فریبکار
97.من اغلب، افراد را با آزردن آنها عصبانی می کنم
98.در طی ۱۰ سال گذشته هیچ ماشینی ندیده ام.
99.در دورهمی های اجتماعی، همیشه احساس تنش و نگرانی می کنم
100.گاهی شرایطی را ایجاد می کنم که در آن احساس طرد شدگی یا آسیب می کنم
101.عمیقاً احساس افسردگی میکنم بدون آنکه بدانم دلیل آن چیست
102.مردم به من می گویند که من بسیار لاغر هستم، اما من احساس میکنم ران ها و باسنم بسیار بزرگ است.
103.از شروع کردن مشاجره یا دعوا لذت می برم
104.من از زندگی خصوصی ام شدیدا مراقبت می کنیم، بنابراین هیچ کس نمی تواند از من سوء استفاده کند.
105.مصرف مواد در گذشته باعث شده که با مشکلات زیادی مواجه شوم
106.اغلب به خاطر مسائلی سرزنش می شوم که مسوولیتی در آنها ندارم
107.با آغاز هر روز من نیز به طرز وحشتناکی احساس افسردگی دارم
108.گاهی مردم از من عصبانی می شوند چون که می گویند من بیش از حد یا خیلی سریع با آنها صحبت می کنم.
109.من نمی توانم زندگی ام را به تنهایی اداره کنم
110.مغر من از زمانی که در سال های اخیر آسیب دیده، به درستی کار نمی کند.
111.بیشتر وقت ها احساس تنهایی و پوچی می کنم
112.مردم پشت سرم مرا مسخره می کنند.
113.اخیراً به میزان زیادی عرق می کنم و احساس تنش شدیدی دارم
114.در هفته های اخیر بیش از پیش غمگین شده ام
115.من از دست افرادی که باعث ناراحتی من می شوند با عصبانیت از کوره در می روم.
116.زمان هایی بوده که من نتوانسته ام روزم را بدون برخی مواد خیابانی بگذرانم
117.من از بگو بخند با جنس مخالف لذت می برم
118.این روزها، برای انجام کارهای روزانه ام تمرکز ندارم
119.فکر نمی کنم احساساتم به اندازه دیگر مردم قوی باشد.
120.بیشتر اوقات احساس ضعف و خستگی میکنم
121.فکرهای عجیب و غریبی به دهنم می رسند و به هیچ طریق رهایم نمی کنند.
122.دیگران فرصت هایی داشته اند که من نداشته ام
123.گاهی برای کاهش اضطرابم و گاهی برای جلوگیری از رخ دادن رویدادهای بد، رفتارهای معینی را بارها تکرار میکنم
124.من داروهایی را استفاده کرده ام که برای من تجویز نشده اند.
125.به دلیل مرور چیزهای وحشتناکی که در گذشته برای من رخ داده است، زندگی ام هنور غمگین است.
126.اغلب چیزهای خوبی که برایم رخ می دهد را خراب میکنم
127.صداهایی ناخوشایند سعی می کنند بر ذهن من غلبه کنند
128.زمانی که کنترلم را از دست می دهم، شدیدا احساس گناه می کنم
129.اشتیاقم به کار هرگز کاهش نیافته است.
130.من تبدیل به فردی الکلی شده ام که چندان متفاوت از والدینم نیستم
131.اخیرا به دلایلی نه چندان معقول، من مجبور بوده ام بارها به برخی چیزها فکر کنم
132.من مردم را تشویق می کنم که مرا برای چیزهایی که می گویم یا انجام می دهم، تحسین کنند.
133.وقتی قرار است کاری را به تنهایی انجام دهم از انجام آن دست می کشم
134.قبلا سعی کرده ام خود را بکشم
135.می فردی ترسو و خجالتی هستم
136.افرادی که به نظر می رسد دوست من هستند، قصد دارند به من آسیب بزنند.
137.اغلب اجازه می دهم خشمم آشکار شود و سپس شدیداً درباره آن احساس گناه می کنم
138.اغلب اوقات چیزهایی می شنوم که باعث آزار من می شوند.
139.غیر از خانواده ام، روابط نزدیک بسیار کمی دارم
140.بی نظمی بسیار مرا ناراحت می کند
141.اغلب، از افرادی که باعث آزار من می شوند شدیداً انتقاد می کنم
142.من استعدادهایی دارم که دیگران ارزو می کنند داشته باشند.
143.رویدادهای وحشتناکی مربوط به گذشته، مرتب افکار و خواب مرا آشفته می سازد
144.می دانم بیش از آنچه که باید برای خرید مواد غیر قانونی پول خرج کرده ام
145.اغلب، قبل از اینکه متوجه شوم با عصبانیت شروع به فریاد کشیدن بر سر دوستان و خانواده ام می کنم
146.این که به لحاظ بدنی خیلی سریع خسته میشوم، باعث ناراحتی من می شود
147.هیچ اشکالی ندارد قانون را دور بزنید به شرط آنکه مطمئن باشید گیر نمی افتید
148.من معتقدم علیه من توطئه چینی می شود.
149.تنها هستم و این برایم مهم نیست.
150.وقتی به ضربه های دردناکی فکر میکنم که چند سال پیش تجربه کرده ام، هنوز احساس ترس می کنم
151.از چندی پیش تاکنون از اینکه نمی توانم کارها را به درستی انجام دهم، شدیداً احساس گناه می کنم.
152.تنبیه هرگز نمی تواند مرا از انجام کاری که میخواهم انجام دهم، منصرف کند.
153.بندرت آنچه که مردم به من می گویند را باور میکنم
154.فردی بسیار خونگرم و اجتماعی هستم
155.تقریباً هرکاری که انجام می دهم، به آن علاقمند میشوم
156.من درباره اینکه چه کسی هستم، سردرگم هستم.
157.از فکر کردن به برخی سوء استفاده هایی که در کودکی از من شده است، متنفرم
158.من هرگز قانون را نمی شکنم، حتی اگر راه آن را بدانم
159.برخی از اعضای خانواده ام می گویند من فرد خودخواهی هستم و فقط به خودم فکر می کنم.
160.در سال گذشته ۳۰ بار بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کرده ام
161.زمانی که خلق پایینی دارم نوشیدن الکل به من کمک می کند.
162.من ترجیح می دهم پیرو فردی دیگر باشم تا اینکه خودم رهبر باشم
163.اغلب، ایده ها انقدر سریع از ذهنم می گذرند که نمی توانم درباره آنها صحبت کنم؟
164.از اینکه ممکن است به خودم اسیب جدی برسانم احساس ناراحتی می کنم
165.برخی مردم می گویند که من فرد عجیب و غریبی هستم.
166.گاهی اوقات آرامش را در بدبختی هایم می یابم
167.اغلب متوجه می شوم که مورد بی انصافی قرار گرفته ام
168.نسبت به افرادی که با من مخالفت می کنند خیلی سریع با عصبانیت واکنش نشان می دهم.
169.اغلب اوقات بدون آنکه بدانم چرا، احساس گناه می کنم
170.احساس غم و اندوه دارم و نمیتوانم از آن رها شوم
171.من می دانم چگونه دیگران را اغوا کنم
172.همیشه باید مراقب مردمی باشم که تلاش می کنند مرا فریب دهند.
173.همواره تمایل دارم چیزی را انجام دهم، که دیگران می خواهند انجام دهند.
174.من به طرزی جسورانه و قوی با همۀ چالشهای زندگی ام روبه رو میشوم.
175.هرگز احساس نمی کنم، حرف ارزشمندی برای ارائه و مشارکت در گفتگوها داشته باشم
176.اگر داروهای پزشکی ام حالم را بهتر نکند، یا دفعات مصرف دارو یا میزان دوز دارو را افزایش می دهم.
177.بسیار پیش آمده که انقدر شاد بوده ام و انرژی مصرف کرده ام که خلقم افت کرده است.
178.اغلب اوقات از آنچه که هستم بسیار ناراضی ام.
179.تمایلی به تغییر روال معمول زندگی ام ندارم
180.بر خلاف سایر مردم، من نیازی به داشتن روابط دوستانه نزدیک ندارم
181.گاهی اوقات با زدن آسیب جسمی به خودم احساس آرامش کرده ام.
182.افراد زیادی سالها در زندگی شخصی من کنکاش کرده اند.
183.اگر بخواهم به خوبی میتوانم دیگران را فریب دهم
184.حتی در لحظات خوب، همیشه نگران بوده ام که همه چیز به جایی بد برسد.
185.در انگیزه بخشی و انرژی دادن به دیگران، توانمند هستم
186.برای اینکه لاغرتر از آنچه که هستم بشوم، به خودم گرسنگی می دهم.
187.من اغلب تحریک پذیر و کم طاقت هستم
188.همیشه تلاش میکنم کارم را قبل از رسیدن به اوقات فراغت به پایان برسانم
189.مردم برای اینکه مرا بفهمند، باید خودشان استثنایی باشند.
190.احساسات مردم را، آنطور که دیگران می فهمند، متوجه نمی شوم
191.قوانین زیادی مانع از انجام کارهایی شده اند، که خواسته ام انجام بدهم.
192.گاهی اوقات احساس میکنم شایسته آن هستم که ناشاد باشم.
193.در زندگی بسیار دلشکسته و ناراحت شده ام
194.من تمایل دارم با عقاید دیگران همراه شوم
195.از بسیاری از موقعیت های اجتماعی اجتناب می کنم، چون فکر می کنم مردم مرا طرد خواهند کرد.

🌿 اگر ذهنتان درگیر است، تنها نیستید

بسیاری از افراد در بخش‌هایی از زندگی خود با اضطراب، فشارهای روانی یا احساس سردرگمی روبرو می‌شوند. در چنین شرایطی، گفت‌وگو با یک درمانگر، می‌تواند کمک کند تا ذهن آرام‌تر و مسیر زندگی روشن‌تر شود. اگر احساس می‌کنید به همراهی و حمایت نیاز دارید، می‌توانید برای مشاوره حضوری یا آنلاین پیام دهید.

3.9 62 رای ها
رأی دهی به مقاله

6 نظر