مازوخیسم جنسی در مردان شایعتر است و با اضطراب اختگی و خیالپردازی سلطه پذیری در برابر زنی قدرتمند همراه است
مازوخیسم (Masochism) فقط به روابط جنسی دردناک یا تمایل به رنج محدود نمیشود. اتو کرنبرگ آن را به صورت یک طیف در نظر می گیرد که از پدیدههای سالم تا آسیبشناسی شدید تعریف میکند. هسته مرکزی مازوخیسم، خودتخریبی (self‑destructiveness) و لذت هشیار یا ناهشیار از رنج کشیدن است.
در یک سر طیف، خودتخریبی شدید قرار دارد که هدف آن نابودی خود یا حذف خودآگاهی است؛ آندره گرین (Green) این حالت را «خودشیفتگی مرگ» نامیده است. در سر دیگر، ازخودگذشتگی سالم برای خانواده، دیگران یا یک آرمان است که آسیبشناختی نیست. وابستگی طولانی دوران نوزادی و درونسازی اقتدار والدینی، باعث میشود که سوپر ایگوی بدون مؤلفههای مازوخیستی وجود نداشته باشد. بین این دو سر، طیف گستردهای از آسیبشناسی مازوخیستی قرار دارد که ریشه در تعارضات ناخودآگاه جنسی و سوپر ایگو دارد.
کرنبرگ ۳ سطح مازوخیسم را توصیف میکند که از بدویترین تا پیچیدهترین مرتب شدهاند.
۱. خودتخریبی بدوی (Primitive self‑destructiveness)
بیماری شدید با درد طولانی در کودکی، آزار فیزیکی یا جنسی مزمن، و روابط آشفته و آزارگر با والدین، باعث ایجاد مازوخیسم بدوی می شود. در این حالت، پرخاشگری بیش از حد به خودشیفتگی بدخیم (malignant narcissism) منجر میشود. در این نشانگان، خودِ بزرگمنشانه (grandiose self) با پرخاشگری ادغام میشود. «من در ترس، خشم و دردم تنها هستم. با یکی شدن با شکنجهگرم، از خودم با نابود کردن خودآگاهم، محافظت میکنم. اکنون نیازی به ترس از درد یا مرگ ندارم، زیرا با تحمیل آنها بر خود یا دیگران، از همه برتر میشوم.»
۲. مازوخیسم شهوانی (Erotic masochism)
در این سطح، درد، تسلیم و تحقیر به شرط اجباری برای رسیدن به لذت جنسی تبدیل میشوند. این همان انحراف مازوخیستی (masochistic perversion) است. مازوخیسم شهوانی، پرخاشگری را در قالب تسلیم کامل در برابر ابژه مطلوب و آرزوی تحقیر شدن، در بر میگیرد.
مثال بالینی (زن ۴۰ ساله با شخصیت افسرده-مازوخیستی): زنی سالها در آمیزش با شوهرش به ارگاسم نمیرسید. در جریان تحلیل، خیالپردازی کرد که برهنه میشود و تحلیلگر، چنان تحت تأثیر سینهها و اندام تناسلی او قرار میگیرد که برده میل او میشود، با او آمیزش میکند، و او نیز به نوبه خود برده تحلیلگر میشود. او متوجه شد که این خیالپردازی هم آرزوی پذیرش جنسیت خود را داشت، هم مجازات تحلیلگر به خاطر ترجیح دادن مادرش بر او. پس از این جلسه، برای اولین بار توانست در میانه آمیزش از شوهرش بخواهد که نوک سینههایش را محکم نیشگون بگیرد. شوهر با برانگیختگی شدید این کار را کرد و او نیز پشت او را چنان خراش داد که خون آمد. هر دو برای اولین بار به ارگاسمی شدید و همزمان رسیدند.
او بعداً خیالپردازی کرد که شوهرش مانند نوزاد گرسنهای است که سینه مادر را گاز میگیرد، و او به عنوان مادری قدرتمند و بخشنده میتواند نیازهای او را ارضا کند و در عین حال پرخاشگری او را تحمل کند. همچنین احساس میکرد که از پدر رهاکننده و شوهر آزارگر انتقام میگیرد. این تجربه، جنبههای عادی برانگیختگی جنسی سالم را به او نشان داد.
۳. مازوخیسم اخلاقی (Moral masochism)
در این سطح، رنج به عنوان بهایی برای کسب لذت یا حفظ عشق ابژه پرداخته میشود. فرد ناخودآگاه احساس گناه میکند و با تسلیم در برابر بخش تنبیهگر سوپرایگو اش، عشق از دست رفته را بازمییابد. مثلا بیمارانی که مدام خود را در موقعیتهای بیعدالتی قرار میدهند. آنها از رنج خود حس برتری اخلاقی میگیرند و شکایت میکنند، اما ناخودآگاه شرایط را به گونهای ترتیب میدهند که باز هم قربانی شوند.
تبدیل از مازوخیسم شهوانی به اخلاقی:
اگر یک سوپرایگوی سختگیر اما یکپارچه، اخلاق جنسی سرکوبگر را درونسازی کند، مازوخیسم شهوانی به مازوخیسم اخلاقی تبدیل میشود. درد جنسی به رنج روانی، تسلیم در برابر وجدان، و برونریزی گناه در رفتارهای تحقیرآمیز یا خودشکن تبدیل میگردد.
تفاوت مازوخیسم در مردان و زنان
مازوخیسم جنسی در مردان شایعتر است (۵ تا ۱۰ درصد جمعیت بزرگسال). اما مازوخیسم اخلاقی در دو جنس تقریباً به یک اندازه دیده میشود.
| ویژگی | مردان | زنان |
|---|---|---|
| خیالپردازی اصلی | سلطهپذیری در برابر زن قدرتمند و ظالم | نمایش جنسی، تجاوز توسط مرد قدرتمند و ناشناس |
| میزان درد | بیشتر | کمتر (اما دفعات بیشتر) |
| تأکید | بر تحقیر، بیوفایی شریک، تماشاگر | بر تنبیه در بستر رابطه صمیمانه |
| پایان رابطه | تجربه ارگاسم معمولاً بدون آمیزش تناسلی | معمولا با آمیزش تناسلی |
| پویایی ناخودآگاه | اضطراب اختگی شدید (castration anxiety) | ترس از نابودی بدنی (پیشادیپی) |
مثال از مازوخیسم مردانه: مردی که عاشق زنی دور از دسترس و ایدهآل بود، اما در برابر او کاملاً بازداری داشت. فعالیت جنسی او محدود به خودارضایی با خیالپردازی درباره زنان بی ارزش یا رابطه جنسی با فاحشهها بود. او ناخودآگاه زمین را برای رقبا خالی میکرد و شرایط شکست را فراهم مینمود.
مثال از مازوخیسم زنانه: زنی که در اوایل نوجوانی عاشق مردی غیرقابل دسترس شد و سالها در خیالپردازی آن رابطه را نگه داشت. هر بار که رابطهای واقعی شروع میشد، به محض روشن شدن بیتوجهی طرف مقابل، عشق او شدیدتر میشد (برخلاف سوگواری سالم که کاهش مییابد). او ناخودآگاه به دنبال تکرار همان ترومای اولیه بود.
مثال های بالینی روابط عاشقانه مازوخیستی
الف) زن با شخصیت افسرده-مازوخیستی و «عشق بیپاسخ»
هستر از کودکی باور داشت که نه به عشق نیاز دارد و نه حتی به دوست داشته شدن. مادرش در نوجوانی در پاسخ به اقدام به خودکشی او گفت: «شاید باید درمانت را تمام کنی، به نظر نمیرسد به تو کمک کند.» هستر هیچ واکنش عاطفی نشان نداد. او سالها با بیتفاوتی مازوخیستی زندگی کرد تا اینکه در درمان، جرقههای خودِ واقعی (True Self) نمایان شد. رابطه عشقی او با مردی که بعداً در تصادف کشته شد، به تدریج لایههای خودِ کاذب را ترکاند و او توانست تنهایی را احساس کند.
ب) مردی با الگوی خودشکنی در کار و عشق
پزشکی، همسر زیبا و خلاق خود را تشویق کرد با هنرمندان دیگر رابطه برقرار کند. او خود را در کار غرق کرد تا نیازهای عاطفی همسرش ناکام بماند. وقتی همسرش او را ترک کرد، به افسردگی شدید فرو رفت و حاضر شد بیوفاییهای او را تحمل کند. تحلیل روان درمانی نشان داد که او ناخودآگاه به خاطر رقابت شدید با پدر ادیپی احساس گناه میکرد و آرزوی تسلیم همجنسخواهانه به او داشت. او با سوق دادن همسر به سمت مردان دیگر، ناخودآگاه با او همانندسازی میکرد و رابطه خیالی با مادر ازدسترفته را بازآفرینی مینمود.
تحولات انتقالی در درمان روانکاوی
بیماران مازوخیستی اغلب در انتقال (transference) رفتارهای مشخصی از خود نشان میدهند:
- ایدهآل سازی اولیه تحلیلگر و سپس تبدیل او به ابژه آزار دهنده.
- واکنشهای درمانی منفی (negative therapeutic reactions): دقیقاً زمانی که تحلیلگر سعی در کمک دارد، بیمار او را انتقادگر و سلطهگر تجربه میکند.
- در موارد شدید، از دست دادن آزمون واقعیت (reality testing) در انتقال، که کرنبرگ آن را «هسته روانپریشانه» در انتقال مینامد.
۱. واکنش درمانی منفی (Negative therapeutic reaction)
مثال : هرگاه تحلیلگر سعی میکرد رفتارهای خودشکن بیمارش را تفسیر کند، او تحلیلگر را منتقد، بیصبر و سلطهگر تجربه میکرد. اما زمانی که تحلیلگر در مقابل اشاره به خودتخریبیهایش سکوت میکرد، او را گرم و درککننده مییافت. تحلیلگر بعداً متوجه شد که بیمار ناخودآگاه تلاش میکرد موقعیتی ایجاد کند که او درباره فجایع زندگیاش بگوید و تحلیلگر با همدلی گوش دهد بدون اینکه بتواند کمک کند (تبانی ضمنی با خودتخریبی). یا اگر تلاش میکرد کمک کند، بیمار او را دشمن حملهگر میدید.
۲. تهدید به قطع درمان یا خودکشی
برخی بیماران مازوخیستی اصرار میکنند که درمان به آنها آسیب میزند، اما در عین حال میگویند «این درمانگر یا هیچکس» یا «این درمان یا خودکشی». این نشانه تثبیت بر ابژه درونی بد است که بر روی تحلیلگر فرافکنی شده است. در انتقال متقابل (countertransference)، تحلیلگر ممکن است وسوسه شود که درمان را پایان دهد. کرنبرگ تأکید میکند که باید این میل ضدانتقالی را به تحلیل سیستماتیک رفتار انتقالی که برای تحریک تحلیلگر طراحی شده، تبدیل کرد.
۳. از دست دادن آرمون واقعیت در انتقال (هسته روانپریشانه)
مثال از بیمار سادومازوخیستی: بیمار مدام تحلیلگر را متهم میکرد که ناکامکننده، پرخاشگر، سرد یا تحقیرکننده است. هیچ تفسیری نمیتوانست ماهیت خیالی این اتهامات را روشن کند. کرنبرگ پس از ماهها تلاش، تصمیم گرفت او را با عدم موافقت کامل خود در مورد بدرفتاری روبرو کند. او تأکید کرد که هدفش قانع کردنش نیست، بلکه مطرح کردن ناسازگاری تجارب واقعیت به عنوان موضوع کاوش است. این رویکرد به او اجازه داد تا «هسته روانپریشانه» در انتقال را نقشهبرداری کند.
نتیجهگیری
مازوخیسم یک پدیده پیچیده و چندسطحی است. در حالت بهینه، پرخاشگری بدوی به صورت عنصر سادومازوخیستی برانگیختگی شهوانی یکپارچه میشود و عشق را غنا میبخشد. مثال زن ۴۰ ساله نشان داد که چگونه درهمآمیختگی درد و لذت میتواند به ارگاسمی عمیق و صمیمیت تازه منجر شود.
در سطوح آسیبشناختی، مازوخیسم به صورت خودتخریبی بدوی (نشانگان خودشیفتگی بدخیم)، انحراف جنسی اجباری (مازوخیسم شهوانی) یا مازوخیسم اخلاقی (قربانینمایی) تظاهر میکند.
در درمان، درک این سطوح به تحلیلگر کمک میکند تا از دام تبانی با خودتخریبی یا واکنشهای ضدانتقالی خشمگینانه اجتناب کند.
منبع : کتاب روابط عاشقانه: بهنجار و مرضی (Love Relations: Normality and Pathology) اثر اتو کرنبرگ
🌿 آیا نیاز به مشاوره دارید؟
در مقاطع مختلف زندگی، گفتوگو با یک مشاور میتواند مسیرتان را روشنتر کند.
جهت رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین، با ما در ارتباط باشید.