دانشنامه روانشناسی مردمی
خانه ای برای رشد فردی و خودشناسی

خاموشی ۲ ماهه اینترنت در ایران

از منظر ملانی کلاین، قطعی اینترنت، جامعه را در موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید قرار می دهد

خاموشی اینترنت در ایران

اینترنت در قرن ۲۱، بستری برای بازنمایی‌های مثبت از خود، دیگران و روابط است. قطع ناگهانی و طولانی آن، نه یک ناراحتی موقت، بلکه ضربه‌ای به ساختار سوژگی انسان در عصر دیجیتال است.

توجه اخلاقی: بازنشر یا استفاده از مقالات سایت، بدون ذکر منبع و گرفتن اجازه صاحب اثر از لحاظ اخلاقی و حقوقی صحیح نیست.

در قرن ۲۱، اینترنت تنها یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه زیربنای زیست روزمره، اقتصاد، آموزش، سلامت روان و هویت فردی و جمعی شده است. در ایران، با وجود جمعیت جوان و مشتاق دیجیتال، این زیرساخت حیاتی بارها با اختلال، قطعی گسترده و محدودیت‌های طولانی‌مدت مواجه شده است. این مقاله به تحلیل خاموشی اینترنت در ایران از منظر روانکاوی و روابط ابژه می‌پردازد و ابعاد روانی، اقتصادی و اجتماعی آن را بررسی می‌کند.

در عصر حاضر، اینترنت به فضای بالقوه ای (Potential Space) تبدیل شده که به تعبیر «دونالد وینیکات»، بستری برای بازی، خلاقیت و شکل‌گیری خود واقعی فراهم می‌کند. این فضا به افراد امکان می‌دهد تا هویت خود را بسازند، روابط عاطفی عمیق برقرار کنند و به منابع حمایت روانی دست یابند. افزون بر این، اینترنت ستون فقرات اقتصاد دیجیتال، آموزش آنلاین، ارتباطات تجاری بین‌المللی و دسترسی به اطلاعات حیاتی است. در چنین بستری، قطع گسترده و طولانی‌مدت اینترنت چیزی فراتر از یک اختلال فنی است و می‌تواند جامعه را در ابعاد مختلف از مسیر طبیعی رشد و عملکرد خود خارج کند.

اینترنت در ایران سال‌هاست با چالش‌های ساختاری و محدودیت‌های عمدی دست‌وپنجه نرم می‌کند. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ کلادفلر، هفت مورد از هشت قطعی بزرگ اینترنت در ایران اتفاق افتاده و کشور با پارادوکس توسعه مواجه است: از یک سو کاربران مشتاق همگامی با فناوری‌های نوظهور هستند و از سوی دیگر، محدودیت‌های شدید این مسیر را ناهموار کرده است. در سال ۱۳۹۸، پس از اعتراضات سراسری، اینترنت ایران برای حدود ۸ روز به طور کامل قطع شد و سطح دسترسی به شبکه جهانی به حدود چهار درصد کاهش یافت. این روال در سال‌های بعد (سال ۹۸ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴) نیز ادامه یافت و بارها شاهد قطعی‌های منطقه‌ای و سراسری بودیم.

موج جدید قطعی سراسری اینترنت در ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ آغاز شد، پس از چند روز دسترسی به اینترنت بین الملل، با حملات گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل دوباره ایران به خاموشی رفت. دسترسی مردم به اینترنت جهانی و ارتباطات الکترونیکی به طور گسترده قطع گردید و با وجود برقراری آتش‌بس، عموم مردم ایران برای بیش از پنجاه روز از دسترسی به شبکه بین‌الملل محروم ماندند. شبکه ناظران اینترنت «نت‌بلاکس» اعلام کرد دسترسی کاربران در ایران با محدودیت‌های جدی مواجه است و تنها برخی کسب‌وکارها و افراد دارای تأییدیه‌های خاص، از اینترنت طبقاتی با کیفیت بالاتر برخوردار شدند. بر اساس گزارش اتاق بازرگانی ایران، خسارت مستقیم این قطعی روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار برآورد شده و خسارت غیرمستقیم آن به حدود ۸۰ میلیون دلار در روز می‌رسد.

تحلیل روانکاوانه خاموشی اینترنت در ایران

۱. فضای مجازی به مثابه فضای بالقوه و ابژه انتقالی
از منظر نظریه روابط ابژه، اینترنت برای کاربران نقشی شبیه به ابژه انتقالی (Transitional Object) ایفا می‌کند؛ شیء‌هایی مانند پتوی کهنه یا عروسک که به کودک در گذار از وابستگی مطلق به استقلال روانی کمک می‌کنند. اینترنت به کاربر اجازه می‌دهد تا در «فضای بالقوه» میان واقعیت درونی و بیرونی به بازی و خلاقیت بپردازد، خود واقعی‌اش را ابراز کند و روابط عاطفی عمیق را بدون حضور فیزیکی تجربه کند. در این فضا، فرد یاد می‌گیرد که همزمان هم مستقل باشد و هم با دیگران پیوند عاطفی برقرار کند.

قطع ناگهانی و طولانی اینترنت به منزله حذف ناگهانی این «ابژه انتقالی» و «فضای بالقوه» است. مطالعات نشان داده‌اند که «خودمحوری و دلبستگی ناایمن با اعتیاد به اینترنت همبستگی مثبت و معناداری دارند». به عبارت دیگر، هرچه ساختار روابط ابژه فرد ضعیف‌تر باشد، وابستگی عمیق‌تری به اینترنت به عنوان یک ابژه حمایت‌کننده پیدا می‌کند. بنابراین قطع اینترنت برای این افراد نه یک ناراحتی موقت، بلکه فروپاشی یک ساختار روانی بنیادین است.

۲. محرومیت از ابژه و فروپاشی خود
از نگاه وینیکات، محیط به‌اندازه کافی خوب (Good Enough Environment) که پاسخگوی نیازهای هیجانی کودک است، برای شکل‌گیری «خود واقعی» ضروری است. در بزرگسالی، اینترنت برای بسیاری از کاربران چنین کارکردی پیدا می‌کند: بستری برای دریافت بازخورد، تأیید، همدلی و احساس تعلق. قطع ناگهانی و طولانی آن، تجربه‌ای از «فروپاشی محیطی» را بازآفرینی می‌کند که می‌تواند منجر به پسرفت، اضطراب‌های اولیه و احساس پوچی شود. «از نظر بالینی، قطع کردن اینترنت معادل تحمیل انزوا و از دست دادن ناگهانی چندین مکانیسم دفاعی در یک لحظه است».

۳. فروپاشی نمادین و بازگشت به موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید
ملانی کلاین معتقد بود ذهن انسان در ماه‌های نخست زندگی در موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید (Paranoid-Schizoid Position) قرار دارد؛ حالتی که در آن ابژه‌ها به دو دسته کاملاً خوب و کاملاً بد تقسیم می‌شوند(دوپاره سازی) و اضطراب عمدتاً از نوع ترس از آزار و نابودی توسط «ابژه‌های بد» است. در شرایط عادی، فرد بالغ به تدریج به موقعیت افسرده‌وار (Depressive Position) گذر می‌کند؛ جایی که می‌تواند هم جنبه‌های خوب و هم جنبه‌های بد یک موقعیت را بپذیرد. قطع ناگهانی و طولانی اینترنت در ایران، جامعه را به شکلی گسترده به موقعیت ps اولیه بازمی‌گرداند. در نبود فضای بالقوه دیجیتال، افراد ناگزیر از به کارگیری دفاع‌های مبتنی بر دوپاره سازی(Splitting) می‌شوند: «اینترنت» به عنوان ابژه خوبِ فراهم‌کننده ارتباط، تأیید و آرامش، در برابر «دستگاهی که اینترنت را قطع کرده» به عنوان ابژه بدِ آزارگر و سانسورگر قرار می‌گیرد. این شکاف، هرگونه امکان درک ظرایف موقعیت را از بین می‌برد و جهان را به قلمرویی از ما(قربانیان بی‌گناه) و آنها(آزارگران همه‌توان) تبدیل می‌کند.

یکی از مهم‌ترین مکانیسم‌های دفاعی در نظریه کلاین «همانندسازی فرافکنانه» (Projective Identification) است: فرد بخش‌های غیرقابل تحمل خود را به بیرون فرافکنی می‌کند و دیگری را مجبور می‌کند تا حامل آن احساسات شود. در بستر قطعی اینترنت، این مکانیسم شکلی بیمارگونه به خود می‌گیرد: در غیاب جریان اطلاعات، خیال‌پردازی‌های پارانوئیدی جای واقعیت را می‌گیرند. شایعات، توطئه‌ها و ترس‌های غیرمنطقی در فضای شفاهی و کانال‌های محدود جایگزین، تکثیر می‌شوند.

کلاین بر نقش اضطراب آزاردهنده (Persecutory Anxiety) در موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید تأکید دارد. در این حالت، فرد احساس می‌کند توسط نیروهای بیرونی تهدید می‌شود و باید یا بجنگد یا بگریزد. قطع اینترنت، شدت این اضطراب را به سطحی روان‌پریشانه می‌رساند. در مطالعه‌ای که در بریتانیا انجام شد، مشخص شد که «نوموفوبیا» (ترس از نبودن تلفن همراه) و قطع کامل اینترنت این اضطراب را افزایش می دهد که با کاهش توانایی تفکر تحلیلی و افزایش احساس درماندگی همراه است.

به باور کلاین، راه برون‌رفت از موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید و ورود به موقعیت افسرده‌وار نیازمند «توانایی سوگواری» و «تمایل به ترمیم» است. اما در شرایط قطعی اینترنت که خود محصول یک بحران عمیق‌تر سیاسی-اجتماعی است، جامعه فرصت سوگواری را نمی‌یابد و به جای آن در چرخه بی‌پایان شکاف، فرافکنی و خشم گیر می‌افتد.

۴. سازمان شخصیت مرزی (BPO) در جامعه محروم از اینترنت
اتو کرنبرگ مفهوم «سازمان شخصیت مرزی» (Borderline Personality Organization) را برای توصیف ساختار شخصیتی‌ای به کار برد که در آن دفاع های بدوی غالب هستند و یکپارچگی «خود» و ابژه‌های درونی شده پایدار شکل نگرفته است. کرنبرگ معتقد است که هسته اصلی این ساختار، «پرخاشگری دهانی پیش ادیپالی» است که ریشه در تعاملات اولیه نامطلوب مادر-کودک دارد.

در جامعه ایران که دهه‌ها با ترومای مزمن سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند، می‌توان گفت شاخص‌های سازمان شخصیت مرزی در سطح جمعی به شدت تقویت شده است. اینترنت در چنین بستری نه یک کالای لوکس، بلکه یک «ابژه خود-تنظیم‌گر» حیاتی است که به افراد اجازه می‌دهد تا پرخاشگری و اضطراب خود را به صورت نمادین پردازش کنند. قطع ناگهانی و طولانی اینترنت، به تعبیر کرنبرگ، معادل «برداشتن پوشش دفاعی از روی زخم باز شخصیتی» است. محققان «استرس انزوای دیجیتال» را به «درد عضو خیالی در مجروحان جنگی» تشبیه کرده‌اند؛ پدیده‌ای که در آن «مغز در جستجوی دریافت دوپامین ناشی از تعاملات دیجیتالی است، در حالی که منبع آن به کلی مسدود شده است».

۵. پرخاشگری بنیادین و تخریب روابط ابژه درونی
یکی از مفاهیم کلیدی کرنبرگ «پرخاشگری بنیادین» (Primitive Aggression) است؛ نیرویی که در غیاب ابژه‌های خوب درونی شده، به سمت تخریب خود، دیگران و هرگونه امکان ارتباط معنادار هدایت می‌شود. در طول این ۲ ماه قطعی اینترنت، مردم در گوشه‌وکنار ایران در حال تجربه حس‌های مختلفی همچون خشم، غم، درماندگی و ناامیدی هستند؛ احساساتی که با قطع اینترنت هر فردی را به جزیره‌ای جدا افتاده تبدیل کرده است.

کرنبرگ معتقد است که در غیاب توانایی سوگواری و پالایش (Sublimation)، پرخاشگری راهی برای تخریب روابط ابژه درونی پیدا می‌کند. به عبارت دیگر، فرد نه تنها ارتباط با دیگران را از دست می‌دهد، بلکه توانایی درونی خود برای بازنمایی ذهنی روابط معنادار را نیز مختل می‌کند. در شرایط قطعی اینترنت، این فرایند با شدت عمل می‌کند: «فرد حس می‌کند که بخشی از هویت یا توانایی‌های عملکردی‌اش را از دست داده است».

در طول قطعی اینترنت، پدیده اینترنت طبقاتی – جایی که برخی نهادها، کسب‌وکارهای خاص و افراد دارای «خط سفید» از اینترنت پایدار برخوردار بودند – ساختار خودشیفتگی بدخیم را در سطح اجتماعی بازتولید کرد. کسانی که به اینترنت آزاد دسترسی داشتند، به تدریج خود را به عنوان «خودهای برتر» بازنمایی کردند که مستحق ارتباط هستند، در حالی که مردم عادی به «ابژه‌های طردشده» تبدیل شدند. بنابراین قطعی اینترنت، ساختار خودشیفتگی بدخیم را در سطح جامعه تقویت می کند.

۶. BPO جمعی و مفهوم شکاف اجتماعی
کرنبرگ در سال‌های اخیر مفاهیم خود را به سطح اجتماعی تعمیم داده است. به باور او، جوامعی که دچار ترومای مزمن و سرکوب سیستماتیک شده‌اند، ویژگی‌های مشابه با سازمان شخصیت مرزی را از خود نشان می‌دهند: شکاف‌های قطبی‌شده، ناتوانی در تحمل ابهام، پرخاشگری به سمت دیگری و فقدان اعتماد بنیادین. قطع ۲ ماهه اینترنت در ایران، این شکاف‌ها را به شدت عمیق کرده است: شکاف میان «ما» و «آنها»، میان «قربانیان» و «آزارگران»، و در نهایت، شکاف میان شهروندان و نهادهای حاکمیتی. سخنان فاطمه مهاجرانی (سخنگوی دولت) و عباس عراقچی (وزیر خارجه) مبنی بر دسترسی خودشان به اینترنت در حالی که عموم مردم محروم بودند، این شکاف را از حالت ناهشیار به یک واقعیت عریان تبدیل کرد و خشم جمعی را به نقطه جوش رساند. در شرایطی که جامعه ایران روی لبه مرز ناامیدی و خشونت ایستاده، پرسش کلیدی این است که این قطعی اینترنت چه تأثیری بر روان جمعی شهروندان ایرانی خواهد داشت؟

ابعاد اقتصادی خاموشی اینترنت در ایران

۱. فروپاشی اقتصاد دیجیتال
اقتصاد ایران در سال‌های اخیر به شدت به خدمات دیجیتال وابسته شده است. با قطع ۲ماهه اینترنت، هزاران کسب‌وکار اینترنتی، استارت‌آپ، فروشگاه‌های آنلاین، سامانه‌های تاکسی اینترنتی و پلتفرم‌های فریلنسری عملاً فلج شدند. در شرایط کنونی، آخرین نفس‌های بسیاری از کسب‌وکارها به شماره افتاده و اخراج گسترده در کسب‌وکارهای خدماتی به دلیل قطع اینترنت آغاز شده است.

۲. اختلال در زنجیره خدمات و ارتباطات بین‌المللی
علاوه بر کسب‌وکارهای داخلی، شرکت‌هایی که برای ارائه خدمات خود به سرورها و سرویس‌دهنده‌های خارجی وابسته بودند نیز دچار اختلال اساسی شدند. بسیاری از بانک‌ها، مؤسسات مالی و شرکت‌های صادراتی امکان انجام تراکنش‌های بین‌المللی را از دست دادند. کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که تداوم این وضعیت، ضمن کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی، می‌تواند به خروج سرمایه و تعطیلی کامل بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی منجر شود. خسارت روزانه ۸۰ میلیون دلاری غیرمستقیم، نشان‌دهنده عمق فاجعه اقتصادی در کشوری است که با تورم بیش از ۶۸ درصد دست‌وپنجه نرم می‌کند.

۳. ظهور اینترنت طبقاتی و شکاف دیجیتال
از پیامدهای شوم این قطعی، نهادینه شدن «اینترنت طبقاتی» بود. در حالی که عموم مردم از دسترسی به اینترنت محروم بودند، برخی نهادها، کسب‌وکارهای خاص و افراد دارای «خط سفید» از اینترنت پایدار و با کیفیت برخوردار شدند. کسانی که توانایی مالی خرید ترمینال‌های استارلینک (اینترنت ماهواره‌ای) یا تهیه فیلترشکن‌های گران‌قیمت را داشتند، تا حدی از این وضعیت جان سالم به در بردند. این شکاف دیجیتال، نابرابری اقتصادی را تشدید و اعتماد اجتماعی را بیش از پیش تضعیف می کند.

ابعاد اجتماعی خاموشی اینترنت در ایران

۱. گسست پیوندهای اجتماعی و بین‌نسلی
اینترنت نقشی حیاتی در حفظ و تقویت پیوندهای اجتماعی، به‌ویژه در جوامعی با پراکندگی جغرافیایی بالا ایفا می‌کند. قطع ۲ماهه اینترنت، ارتباط میلیون‌ها ایرانی داخل کشور را با بستگان و دوستان خود در خارج از کشور قطع کرد. قطع کردن اینترنت نه فقط یک ترومای فردی، بلکه پیوندهای بین‌فردی و اعتماد اجتماعی را به شدت تخریب می‌کند.

۲. بحران اطلاعات و بی‌اعتمادی نهادی
در غیاب اینترنت، جریان آزاد اطلاعات متوقف شد و جامعه در «تاریکی اطلاعاتی» فرو رفت. نبود دسترسی به منابع خبری متعدد و مستقل، نه تنها باعث سردرگمی و نااطمینانی شد، بلکه شکاف اعتماد میان مردم و نهادهای حاکمیتی را عمیق‌تر کرد. فاطمه مهاجرانی (سخنگوی دولت)، در اظهارنظری جنجالی گفت در طول قطعی، کسانی می‌توانند به اینترنت وصل باشند «که می‌توانند صدا را به دیگران برسانند». عباس عراقچی، وزیر خارجه، نیز با صراحت اعلام کرد او به اینترنت دسترسی دارد «چون من صدای مردم ایران هستم». این اظهارات علنی، خشم و بی‌اعتمادی اجتماعی را افزایش داد.

۳. تأثیر بر سلامت روان جمعی و نسلی
طولانی شدن انزوای دیجیتال، پیامدهای عمیقی بر سلامت روان کودکان، نوجوانان و جوانان داشته است. مدارس و دانشگاه‌ها که به شدت به بسترهای آنلاین وابسته شده بودند، عملاً تعطیل شدند. نوجوانان که شبکه هویت‌سازی خود را در فضای مجازی می‌ساختند، ناگهان با خلأ عمیق هویتی و از دست دادن جامعه همسالان خود مواجه شدند. پژوهش‌ها نشان داده است که «ادامه قطع ارتباطات، حتی اگر با هدف حفظ ایمنی فیزیکی شهروندان باشد، می‌تواند به شدت به امنیت روانی انها آسیب بزند».

نتیجه‌گیری

قطع اینترنت در ایران، چیزی فراتر از یک اختلال فنی یا یک اقدام امنیتی است. این واقعه معادل «مرگ نمادین» فضاهایی است که افراد برای رشد روانی-اقتصادی، خلاقیت، ارتباط و حفظ سلامت روان خود به آن وابسته هستند. این محرومیت طولانی، در بستر جامعه‌ای با انباشت تروماهای مزمن، منجر به پیامدهای جبران‌ناپذیری در سطوح فردی، اقتصادی و اجتماعی می شود: از فروپاشی کسب‌وکارها و خسارت‌های میلیارد دلاری گرفته تا شیوع اختلالات روانی، گسست پیوندهای خانوادگی و بحران عمیق اعتماد اجتماعی.

بازگرداندن دسترسی آزاد، پایدار و عادلانه به اینترنت نه یک امتیاز، بلکه یک نیاز اساسی برای بازسازی ساختار روانی-اجتماعی جامعه ایران است. از منظر روانکاوانه، این بازگشت می‌تواند نخستین گام در فرآیند دشوار «سوگواری» برای آنچه از دست رفته و بازآفرینی «فضای بالقوه» جدید برای التیام زخم‌های عمیق روانی و اجتماعی باشد.

منابع

  • Winnicott, D. W. (1971). Playing and Reality
  • Kernberg, O. F. (1992). Aggression in Personality Disorders and Perversions.
  • Klein, M. (1946). Notes on some schizoid mechanisms. International Journal of Psychoanalysis

🌿 آیا نیاز به مشاوره دارید؟

در مقاطع مختلف زندگی، گفت‌وگو با یک مشاور می‌تواند مسیرتان را روشن‌تر کند.
جهت رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین، با ما در ارتباط باشید.

📱 ارتباط با ما : ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸
۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها