شرم نه تنها یک عاطفه دردناک، بلکه عنصری تعیینکننده در ساختار شخصیت و آسیبشناسی روانی، به ویژه در طیف خودشیفتگی است.
این مقاله به بررسی عمیق مفهوم «شرم» به عنوان عاطفهای محوری در ساختار روانی انسان، بهویژه در ارتباط با خودشیفتگی (Narcissism)، بر اساس نوشتههای اندرو پی. موریسون میپردازد. علیرغم فراگیر بودن تجربه شرم، که با احساس حقارت، بیکفایتی و نقص همراه است، این موضوع برای مدتی طولانی در ادبیات روانکاوی مورد غفلت قرار گرفته بود. یافتههای کلیدی نشان میدهد که شرم، برخلاف گناه که ناشی از تخطی از مرزهاست، از شکست کل «خود» در دستیابی به آرمانها نشأت میگیرد. این نوشتار تبیین میکند که چگونه تحولات نظری، از روانشناسی رانه فروید به سمت روانشناسی خود (Self Psychology) هاینتس کوهوت، مسیر را برای درک بهتر شرم هموار کرده است.
شرم(Shame) عاطفهای است که تمامیت وجودی فرد را هدف قرار میدهد و با مفاهیمی همچون بیکفایتی، نقص و شکست گره خورده است. همه ما شرم را تجربه کردهایم. شرم یعنی احساس حقارت، ناکافیبودن و شکستخوردن (Freud, 1905). این احساسات از دردناکترین تجربیات انسانی هستند. با این حال، تا پیش از سال ۱۹۷۱، نوشتههای روانکاوی کمتر به شرم پرداخته بودند.
۴ عامل اصلی برای نادیده گرفته شدن شرم وجود دارد:
جدایی فروید از آدلر در سال ۱۹۱۱ نقش مهمی در این غفلت داشت. آدلر بر «احساس حقارت» تأکید میکرد؛ مفهومی که به شدت به حوزه شرم نزدیک است. فروید برای حفظ استقلال نظریه خود، از تمرکز بر این حوزهها فاصله گرفت. در روانکاوی سنتی، گناه عاطفهای «تکاملیافتهتر» تلقی میشد، در حالی که شرم به عنوان عاطفهای «ابتداییتر» و مربوط به مراحل اولیه رشد (دهانی و مقعدی) در حاشیه قرار داشت.
- تأکید فروید بر گناه: نظریه ساختاری فروید بر تعارض درونروانی (Intrapsychic Conflict) و گناه متمرکز بود. شرم در این چارچوب به راحتی جای نمیگرفت.
- ارزشگذاری متفاوت: گناه نتیجهی فعالیت و تخلف از مرز فراخود (Superego) دیده میشد، در حالی که شرم نشانه انفعال، شکست و نقص کل خود (Self) تلقی میگردید (Piers, 1953).
- پنهانکاری ذاتی شرم: شرم باعث پنهان شدن میشود. بیماران به جای رویارویی با شرم، دفاعهایی (Defenses) مانند افسردگی، خشم، حسادت و تحقیر دیگران نشان میدهند (Morrison, 1983).
- تأثیر بر درمانگر: شرم بیمار مسری است و با تجربه شرم خود درمانگر طنینانداز میشود. این انتقال متقابل (Countertransference) مانع بررسی شرم میگردد (Levin, 1971).
تمایز میان شرم و گناه:
- گناه، ناشی از انجام یک فعل اشتباه یا تخطی از موانع فراخود (Superego) است و معمولاً با اعتراف و بخشش تسکین مییابد. ولی شرم، ناشی از احساس نقص در کل «خود» و شکست در دستیابی به اهداف خودِ آرمانی (Ego Ideal) است. شرم میل به پنهان شدن و اجتناب از تماس بینفردی را ایجاد میکند.
- شرم با عباراتی نظیر رسوایی، خجالت، خواری و احساس منفعل بودن توصیف میشود. این عاطفه برخلاف گناه که حالتی انتزاعی دارد، تجربهای مستقیم، شخصی و بسیار سوزان است. به دلیل دردناک بودن فوقالعاده، افراد تمایل دارند شرم را هم از خود و هم از دیگران پنهان کنند. این ویژگی باعث میشود شناسایی آن در فرایند درمان دشوار باشد.
| ویژگی | شرم | گناه |
|---|---|---|
| منشأ | شکست کل خود | تخلف از مرز فراخود |
| کنش | انفعال | فعالیت |
| پیامد | تهدید به طرد شدن | ترس از تنبیه |
| اختلال غالب | خودشیفتگی | روانرنجوری (Neurosis) |
شرم و پیوند ناگسستنی با خودشیفتگی
شرم به عنوان عاطفه مرکزی در اختلالات خودشیفتگی شناخته میشود. موریسون این رابطه را در قالب «دیالکتیک خودشیفتگی» بررسی میکند. تمایل به تجربه شرم، در واقع همان رویِ دیگر خودشیفتگی است. افراد خودشیفته به دلیل داشتن انتظارات آرمانی بالا، به شدت در برابر شکست و در نتیجه احساس شرم آسیبپذیرند.
طبق دیدگاه کوهوت، شرم زمانی بروز میکند که «خود» در خطر غرق شدن در بزرگ منشی(Grandiosity) مهارنشده قرار میگیرد. در این حالت، شرم به عنوان دفاعی در برابر این عظمتطلبی عمل میکند.
شرم زمانی رخ میدهد که شکاف عمیقی میان وضعیت موجود فرد و «منِ آرمانی» او ایجاد شود. این وضعیت در بیماران خودشیفته که استانداردهای بسیار بالایی برای خود قائل هستند، به وفور دیده میشود.
مکانیسمهای دفاعی در برابر شرم
از آنجا که تجربه مستقیم شرم تحملناپذیر است، روان انسان از دفاعهای مختلفی برای مقابله با آن استفاده میکند:
|
نوع دفاع
|
مکانیسم عمل
|
|---|---|
|
خشم و غضب
|
تلاشی برای تغییر وضعیت از حالت منفعل (شرمزده) به فعال. خشم به فرد کمک میکند تا تجربه تحقیرآمیز درونی را به بیرون پرتاب کند.
|
|
تحقیر (Contempt)
|
جابهجایی تجربه شرم از درون خود به دیگری. از طریق PI، فرد شرم خود را به دیگری نسبت میدهد تا ارزش خود را حفظ کند.
|
|
افسردگی
|
گاهی شرم در لایههای زیرین افسردگی پنهان میشود. فرد با فرورفتن در خمودگی، از مواجهه با شکستهای خود در دستیابی به آرمانها اجتناب میکند.
|
|
شیدایی (Mania)
|
استفاده از حالتهای شیدایی برای پوشاندن احساس حقارت و نقص درونی.
|
فروید (۱۹۳۳) شرم را با «نقص تناسلی» و زنانگی مرتبط دانست. اما موریسون استدلال میکند که شرم در مردان و زنان به یک اندازه قوی است و اینکه رابطه شرم با انفعال همراه است و بیشتر به ساختار شخصیت مربوط است تا جنسیت.
در نهایت می توان گفت : درک شرم برای کار مشاوره بالینی ضروری است، زیرا بسیاری از بیماران به جای ابراز مستقیم شرم، از دفاعهای خشم، تحقیر یا افسردگی استفاده میکنند. درمانگر باید شجاعت مواجهه با شرم خود را داشته باشد تا بتواند شرم بیمار را نیز بررسی کند.
پرسشنامه شرم
منبع : (SHAME : the Underside of Narcissism .(Andrew P. Morrison
🌿 آیا نیاز به مشاوره دارید؟
در مقاطع مختلف زندگی، گفتوگو با یک مشاور میتواند مسیرتان را روشنتر کند.
جهت رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین، با ما در ارتباط باشید.