دانشنامه روانشناسی مردمی
خانه ای برای رشد فردی و خودشناسی

انحراف جنسی از دید کرنبرگ

Perversion, perversity, normality: diagnostic and therapeutic considerations

انحراف جنسی

انحراف جنسی یک راه‌حل دفاعی برای مدیریت اضطراب اختگی (castration anxiety) و تعارضات ادیپی و پیش‌ادیپی است.

توجه اخلاقی: بازنشر یا استفاده از مقالات سایت، بدون ذکر منبع و گرفتن اجازه صاحب اثر از لحاظ اخلاقی و حقوقی صحیح نیست.

این مقاله به نظام‌بندی دیدگاه‌ اتو کرنبرگ درباره ماهیت، تشخیص و درمان انحرافات جنسی (پارافیلیاها) می‌پردازد. کرنبرگ ابتدا مسئله «بهنجاری» در قلمرو جنسی را بررسی کرده و سپس انحرافات جنسی را به عنوان رفتاری اجباری و خشک تعریف می‌کند که در آن یک سائق پیش‌اودیپال برای دستیابی به برانگیختگی و ارگاسم ضروری می‌شود. کرنبرگ دو سطح اصلی پویایی‌ روانی انحراف را از هم متمایز می‌سازد: سطح نوروتیک (با دفاع در برابر اضطراب اختگی) و سطح شدیدتر مرزی/خودشیفته (با تراکم تعارضات پیش‌ادیپی و غلبه پرخاشگری). کرنبرگ در پایان تأکید می‌کند که هدف درمان، گسترش آزادی روانی و یکپارچگی عشق و شهوت است، نه صرفاً حذف رفتار انحرافی.

روان‌کاوی (psychoanalysis) با وجود محدودیت‌ها و سوگیری‌هایش، ترکیبی بهینه از کاوش زندگی درونی و ارزیابی الگوهای شخصیتی و جنسی فراهم می‌کند. روانکاوی نقص هایی در طول تاریخ خود داشته است:

  • در اوایل قرن بیستم، روان‌کاوی تحت تأثیر پزشکیِ آن زمان، خودارضایی را عامل طیف وسیعی از مشکلات (ناباروری، ضعف روانی، حتی جنون) می‌دانست. فروید در برخی آثار اولیه احتیاط‌هایی در مورد خودارضایی داشت، اگرچه بعدها تعدیل کرد. اما جامعه روان‌کاوی برای دهه‌ها به این باور چسبیده بود. امروزه می‌دانیم که خودارضایی بخشی طبیعی از رشد جنسی است و فقط در صورتی که اجباری و تکراری باشد، مشکلاتی برای فرد ایجاد می‌کند.
  • برای سالیان متمادی، روان‌کاوی، همجنس‌گرایی را در ردیف انحرافات جنسی (پارافیلیاها) قرار می‌داد. فروید خودش همجنس‌گرایی را یک توقف در رشد می‌دانست، اما آن را بیمارگون نمی‌نامید. با این حال، نسل‌های بعدی روان‌کاوان (به ویژه در آمریکا) همجنس‌گرایی را یک اختلال روانی جدی تلقی می‌کردند. امروزه می‌دانیم که همجنس‌گرایی، ذاتاً با آسیب روانی همراه نیست.

معیارهای بهنجاری جنسی از دید اتو کرنبرگ

کرنبرگ ۶ معیار برای بهنجاری جنسی ارائه می‌دهد. توجه کنید که این معیارها ایده‌آل هستند، و افراد کمی کاملاً به آنها می‌رسند.

  • معیار ۱: لذت از طیف گسترده خیال‌پردازی و فعالیت جنسی : فرد سالم می‌تواند خیال‌پردازی‌های مختلفی داشته باشد (از رمانتیک تا ماجراجویانه) و در فعالیت‌های گوناگون جنسی (نه فقط یک حالت خاص) لذت ببرد. مثال: زن و شوهری که گاهی رابطه‌ای آهسته و عاشقانه دارند، گاهی بازیگوش و پرانرژی، گاهی از خیال‌پردازی‌های ساده استفاده می‌کنند و هیچ ترسی از تخیلات عجیب گذرا ندارند.
  • معیار ۲: یکپارچگی لذت جنسی با دلبستگی عاشقانه (عشق و شهوت با هم) : در حالت بهنجار، لذت جنسی و رابطه عاشقانه از هم جدا نیستند. عشق به یکدیگر کمک می‌کند جرئت بیشتری برای ابراز شهوت پیدا کنید؛ شهوت به عشق، عمق و گرمی می‌دهد. مثال: زنی که می‌تواند به شوهرش بگوید «امشب حس خاصی دارم، بیا یک چیز جدید امتحان کنیم» و همزمان احساس صمیمیت و امنیت عاطفی کند.
  • معیار ۳: کنترل پرخاشگری (نه حذف آن، بلکه مهار آن): کرنبرگ (بر خلاف تصور عمومی) می‌گوید یک عنصر کوچک پرخاشگری در برانگیختگی جنسی بهنجار، طبیعی و حتی مفید است. منظور او خشونت واقعی نیست، بلکه نوعی «غلبه» نمادین، اصرار، جسارت و حتی لذت از تسخیر کردن در بازی است. مشکل وقتی است که پرخاشگری به قصد آسیب واقعی تبدیل شود. مثال: در یک رابطه سالم، زن و مرد ممکن است در حین رابطه بازیگوشانه همدیگر را ببندند (با روسری)، یا نقش «شکارچی و شکار» را بازی کنند. هیچکس آسیب نمی‌بیند و هر دو می‌دانند که این فقط بازی است.
  • معیار ۴: نبود نیات خصمانه، خطرناک و بهره‌جویانه: این معیار مکمل معیار قبلی است. پرخاشگری مجاز است، اما به شرطی که نیت «تخریب، تحقیر دائمی، استفاده ابزاری از دیگری و به خطر انداختن سلامت او» وجود نداشته باشد. مثلا در بازی‌های خشن‌تر (مثل BDSM ملایم)، اگر دو طرف با هم توافق کرده باشند و اصل «ایمنی، هوشیاری و رضایت دو طرف» رعایت شود، و نیت خصمانه وجود نداشته باشد، تنها یک اجرای نمادین است.
  • معیار ۵: یکپارچگی خیال‌پردازی‌های پیش‌تناسلی با تناسلی : «پیش‌تناسلی» یعنی مراحل اولیه رشد جنسی که بر دهان (خوردن، مکیدن) و مقعد (کنترل، بیرون دادن) متمرکز است. «تناسلی» یعنی تمرکز لذت بر اندام‌های جنسی. فرد بهنجار می‌تواند ضمن لذت تناسلی، از بوسیدن، نیشگون گرفتن ملایم، بازی با مو یا حتی بو کردن همسرش (که ریشه‌های پیش‌تناسلی دارد) نیز لذت ببرد. مثال : زوجی که رابطه جنسی کامل دارند، اما گاهی در میان کار، شوهر موهای زن را بو می‌کند، یا زن، شوهر را به آرامی گاز می‌گیرد. اینها عناصر پیش‌تناسلی در خدمت لذت تناسلی هستند.
  • معیار ۶: دستیابی به برانگیختگی و ارگاسم در نزدیکی : این معیار خیلی ساده به نظر می‌رسد، اما کرنبرگ اشاره می‌کند که بسیاری از افراد به دلیل بازداری ها، اضطراب‌ها یا الگوهای انحرافی، هرگز در حضور یک شریک واقعی به ارگاسم نمی‌رسند – یا فقط در شرایط خاص (مثلاً از طریق خودارضایی و تماشای یک شی خاص) به ارگاسم می رسن. مثال : زنی که هم با خودارضایی و هم در رابطه با همسرش به راحتی به ارگاسم می‌رسد. او می‌تواند نزدیکی را شروع کند، در حین رابطه، به نقطه اوج برسد.

تعریف و پویایی‌های روانی انحراف (Perversion)

از دید کرنبرگ، انحراف جنسی یعنی: «محدودیت‌های پایدار، مزمن و خشک رفتاری که در آنها یکی از سائق‌های جزئی (partial drives) انحرافی شیرخوارگی به عنوان یک پیش‌شرط اجباری و غیرقابل‌جایگزین برای دستیابی به برانگیختگی جنسی و ارگاسم ظاهر می‌شود.» مثلا بیماری که فقط در صورتی می‌تواند به ارگاسم برسد که کفش زنانه را بو کند (فتیشیسم). اگر کفش نباشد، حتی با جذاب‌ترین شریک جنسی، هیچ برانگیختگی احساس نمی‌کند.

دو سطح پویایی‌روانی انحراف جنسی

پویایی روانی یعنی «چه فرآیندهای ناهشیاری پشت این رفتار قرار دارند؟» کرنبرگ دو سطح را از هم جدا می‌کند، اما یک اصل مشترک در هر دو سطح وجود دارد:

انحراف جنسی یک راه‌حل دفاعی برای مدیریت اضطراب اختگی (castration anxiety) و تعارضات ادیپی و پیش‌ادیپی است. به زبان ساده، فرد به جای رویارویی با ترس از اختگی (که با میل جنسی تناسلی عادی همراه است)، به یک سناریوی پیش‌تناسلی (دهانی، مقعدی، نمایشگری و…) پناه می‌برد. در آن سناریو، به شکلی جادویی، خطری را که از آن می‌ترسد (مثلاً از دست دادن آلت، طرد شدن، نابودی) انکار یا کنترل می‌کند.

سطح اول (شدت کمتر – در سازمان شخصیت نوروتیک)

ویژگی توضیح
سطح سازمان شخصیت نوروتیک (مثلاً اختلال وسواسی، هیستریکال، افسرده-خودآزار)
ساختار دفاعی تثبیت بر یک سائق جزئی پیش‌تناسلی برای انکار اضطراب اختگی
محتوای ناهشیار ترس از آمیزش تناسلی کامل (به عنوان تحقق آرزوهای ادیپی)
نقش پرخاشگری پرخاشگری عمدتاً در خدمت شهوت است و مهار می‌شود (بیشتر نمادین)
روابط موضوعی عمیق و پایدار (بیمار می‌تواند عاشق شود و دلبستگی واقعی داشته باشد)
پیش‌آگهی عالی با روان‌کاوی استاندارد

مثال : بیمار آقا، ۳۴ ساله، مهندس موفق، متأهل، پدر یک فرزند.

  • شکایت: «نمی‌توانم با همسرم رابطه کامل داشته باشم مگر اینکه به من اجازه دهد ابتدا او را با یک روسری به تخت ببندم. بدون این کار، نعوظ ندارم.»
  • تاریخچه: او در کودکی مادری بسیار سرد و پدری خشن و سلطه‌جو داشته. در ۷ سالگی شاهد رابطه جنسی والدین بوده (صحنه اولیه) و تصور می‌کرد پدر به مادر آسیب می‌زند.
  • پویایی ناهشیار: نزدیکی با همسر برای او ناخودآگاه معادل «تسلیم شدن در برابر پدر خشن و از دست دادن آلت» است. با بستن همسر، او کنترل را به دست می‌گیرد و شریک را به یک «قربانی منفعل» تبدیل می‌کند. این کار اضطراب اختگی را خنثی می‌کند.
  • خارج از سناریو: او عاشق همسرش است، در کارش موفق است، دوستانی دارد، و هیچ نشانه مرزی یا خودشیفته‌ای نشان نمی‌دهد. فقط این یک سناریوی اجباری را دارد.
  • تشخیص: سادیسم خفیف (بستن) در سطح سازمان شخصیت نوروتیک. پیش‌آگهی عالی.

سطح دوم (شدیدتر – در سازمان شخصیت مرزی و خودشیفته)

ویژگی توضیح
سطح سازمان شخصیت مرزی خفیف و شدید، خودشیفته، خودشیفتگی بدخیم
ساختار دفاعی تعارضات ادیپی با تعارضات شدید پیش‌ادیپی (دهانی، مقعدی) متراکم شده‌اند.
محتوای ناهشیار نه فقط ترس از اختگی، بلکه ترس از بلعیده شدن، مدفوعی شدن و نابودی کامل وجود دارد.
نقش پرخاشگری پرخاشگری غالب و هماهنگ با ایگو است. گاهی عشق در خدمت پرخاشگری قرار می‌گیرد (انحراف‌منشی).
روابط موضوعی سطحی، بهره‌جویانه، یا آشفته. بیمار معمولاً نمی‌تواند عاشق واقعی شود یا اگر هم بشود، شهوتش با آن فرد قطع می‌شود.
پیش‌آگهی ضعیف تا متوسط؛ درمان طولانی و دشوار (روان‌کاوی استاندارد جواب نمی دهد).

این سطح شامل موارد زیر است:

  • سازمان مرزی خفیف: اتکای غالب به مکانیسم‌ دوپاره سازی(splitting). ترکیبی از ویژگی‌های سادیستی و مازوخیستی هم در رفتار جنسی و هم در ساختار منش وجود دارد. شامل خودشیفته و سادومازوخیسم و هیستریونیک و اجتنابی و وابسته.
  • سازمان مرزی شدید: سناریوی انحرافی توسط جنبه‌های پرخاشگرانه وجود دارد. سائق پرخاشگرانه با خود بزرگ‌بینی آسیب‌شناختی فرد ترکیب می‌شوند و به حالات سادیستی خطرناک منجر می‌گردند. شامل خودشیفته بدخیم و ضد اجتماع و اسکیزوئید و پارانوئید و مانیا.

مثال : بیمار آقا، ۳۸ ساله، مدیر یک کسب‌وکار متوسط، متأهل اما در آستانه طلاق.

  • شکایت اصلی (همسرش او را فرستاده): «او فقط در صورتی با من نزدیکی می‌کند که مرا کتک بزند و تحقیر کند. بعد از آن، اغلب تخت را کثیف می‌کند و حوله‌ها را آغشته به مدفوع می‌کند.»
  • تاریخچه: بیمار در کودکی توسط مادرش به شدت تحقیر می‌شده (او را «کثیف» صدا می‌کرده)، پدرش غایب و بی‌تفاوت بوده. مادر گاهی او را در حمام حبس می‌کرده و می‌گفته: «تا وقتی خودت را پاک نکنی بیرون نمی‌آیی.»
  • پویایی ناهشیار: مادر هم منبع تحقیر است (پیش‌ادیپی) و هم رقیب جنسی (ادیپی). پدر ضعیف است، پس راهی برای حل ادیپی از طریق همانندسازی با پدر نیست. او تمام بدن و رابطه را مدفوعی می‌کند (دفاع دوپاره سازی از طریق مدفوعی‌سازی). آلت تناسلی برایش معادل تکه مدفوع است، واژن معادل مقعد. کتک زدن همسر، معادل تنبیه مادر است.
  • خارج از سناریو: روابط اجتماعی آشفته دارد، دوستان واقعی ندارد، در کارش هرج‌ومرج ایجاد می‌کند. احساس پوچی مزمن دارد.
  • تشخیص: سادیسم جنسی شدید + سازمان شخصیت مرزی با ویژگی‌های خودشیفته. پیش‌آگهی ضعیف تا متوسط.

۶ گروه انحرافات جنسی از نظر شدت آسیب‌شناسی و پیش‌آگهی

گروه ۱: انحراف در سازمان شخصیت نوروتیک (Neurotic Personality Organization)

  • سطح آسیب‌شناسی شخصیت: نوروتیک (ساختار روانی یکپارچه، دفاع‌های سطح بالا مثل واپس‌رانی، جابه‌جایی).
  • سناریوی انحرافی: مشخص، محدود به یک الگوی اجباری اما تمیز (بدون تخریب شدید روابط).
  • روابط موضوعی: عمیق و پایدار. بیمار می‌تواند عاشق شود، دلبستگی واقعی دارد، در کار و اجتماع موفق است.
  • تعارض غالب: عمدتاً ادیپی (ترس از اختگی، حل‌نشدن عقده ادیپ).
  • رفتار انحرافی: یک جزیره محصور . در این افراد رفتار جنسی ممکن است مهارشده باشد.

مثال بالینی : مرد ۳۶ ساله، وکیل موفقی که همسری دوست‌داشتنی دارد و پدر دو فرزند است. او فقط در صورتی می‌تواند به ارگاسم برسد که همسرش جوراب‌های ساق‌بلند مشکی بپوشد و کفش پاشنه‌بلند قرمز. بدون اینها، نعوظ ندارد. او از این وضعیت شرمنده است و به خاطر محدودیت شدیدش به درمان مراجعه کرده. در خارج از اتاق خواب، رابطه‌شان پر از صمیمیت و همکاری است. او هیچ نشانه مرزی یا خودشیفته‌ای ندارد. پیش‌آگهی درمان عالی است. معمولاً با تحلیل اضطراب اختگی و عقده ادیپ، سناریوی فتیشیستی برطرف یا تعدیل می‌شود.

گروه ۲: انحراف در سازمان شخصیت مرزی (Borderline Personality Organization)

  • سطح آسیب‌شناسی شخصیت: مرزی (دفاع‌های اولیه مثل دوپاره سازی، همانندسازی فرافکنانه، انکار)؛ هویت آشفته و روابط ناپایدار است.
  • سناریوی انحرافی: ممکن است چندین عنصر انحرافی با هم ترکیب شوند (چندریختی).
  • روابط موضوعی: آشفته، همراه با ایده‌آل سازی و بی‌ارزش‌سازی، ترس از رها شدن، خشم شدید.
  • تعارض غالب: تراکم تعارضات پیش‌ادیپی و ادیپی؛ پرخاشگری پیش‌ادیپی غالب است.
  • نکته: اگر در این بیماران یک انحراف خاص تثبیت‌شده (مثلاً فتیشیسم یا سادیسم مشخص) وجود داشته باشد، پیش‌آگهی بهتر از حالتی است که مهار کلی شهوت (بی‌میلی مطلق) دارند. زیرا انحراف حداقل یک مجرای ایمن برای ابراز تکانه‌ها فراهم می‌کند.

مثال بالینی : زن ۲۸ ساله با تشخیص اختلال شخصیت مرزی (بی‌ثباتی عاطفی، روابط طوفانی، رفتارهای تکانشی). او فقط در صورتی به ارگاسم می‌رسد که شریکش او را «تنبیه بدنی» کند (زدن ملایم و تحقیر کلامی). بدون این سناریو، کاملاً بی‌میل است. او خارج از رابطه جنسی، دچار نوسانات خلقی شدید، خودزنی خفیف و ترس از رها شدن است. اما وجود همین یک سناریوی مازوخیستی به او اجازه می‌دهد گاهی صمیمیت را تحمل کند. پیش‌آگهی درمان: نیاز به روان‌درمانی روان‌کاوانه (نه روان‌کاوی استاندارد) با تمرکز بر یکپارچه‌سازی هویت و مدیریت خشم. انحراف به تدریج با بهبود ساختار شخصیت تعدیل می‌شود.

گروه ۳: انحراف در شخصیت خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder)

  • سطح آسیب‌شناسی شخصیت: خودشیفته (خود بزرگ‌منشانه، نیاز به تحسین، همدلی کم، حسادت، بی‌اعتنایی به نیازهای دیگران).
  • سناریوی انحرافی: به شدت با آرمانی‌سازی از خود بزرگ‌منش، گره خورده است. بیمار انحراف خود را نه یک نقص، بلکه یک استعداد ویژه یا امتیاز می‌داند.
  • دسترسی به درمان: دشوار، زیرا بیمار انگیزه کمی برای تغییر دارد، مگر اینکه انحراف باعث شکست اجتماعی یا تهدید خودشیفتگی شود.
  • خطر ویژه: اگر خودشیفتگی به سمت خودشیفتگی بدخیم پیش رود، انحراف می‌تواند بسیار خطرناک شود.

مثال بالینی : مرد ۴۲ ساله، مدیرعامل یک شرکت فناوری، مغرور و خودمحور. او فقط به زنان خیلی جوان (پدوفیلی سبک) علاقه دارد و این را «حق طبیعی یک مرد موفق» می‌داند. او هرگز به درمان نمی‌آید مگر اینکه دادگاه او را مجبور کند. در جلسات، درمانگر را تحقیر می‌کند و می‌گوید: «شما هیچ ایده‌ای ندارید که چه لذتی را از دست داده‌اید.» پیش‌آگهی: دشوار است. حتی اگر درمان اجباری شود، مقاومت شدید در برابر پذیرش آسیب‌پذیری وجود دارد. اگر بیمار دچار بحران خودشیفتگی (مثل ورشکستگی یا طلاق تحقیرآمیز) شود، ممکن است کمی انگیزه پیدا کند.

گروه ۴: انحراف در خودشیفتگی بدخیم (Malignant Narcissism)

  • سطح آسیب‌شناسی شخصیت: شدیدترین طیف خودشیفته . ترکیب خودشیفتگی با ویژگی‌های ضداجتماعی (فقدان پشیمانی، دروغ‌گویی، فریبکاری) و پارانوئید (بدبینی، کینه‌توزی).
  • سناریوی انحرافی: پرخاشگری خودهماهنگ (ego syntonic) . بیمار لذت جنسی خود را با آزار واقعی، تحقیر خشن، یا آسیب فیزیکی گره زده است. پرخاشگری بر شهوت غالب است.
  • خطر: این موارد در مرز درمان‌پذیری قرار دارند. اغلب با رفتارهای مجرمانه همراهند (تعرض، تجاوز، آزار کودکان).

مثال بالینی : مرد ۳۵ ساله با سابقه چندین بار بازداشت به دلیل آزار جنسی کودکان. او در ارزیابی روانپزشکی، هیچ پشیمانی نشان نمی‌دهد و می‌گوید: «بچه‌ها مقصر بودند که من را تحریک کردند.» در روابط بزرگسالی، زنان را فقط به عنوان ابژه تحقیر می‌بیند. خیال‌پردازی‌های جنسی او پر از صحنه‌های شکنجه و قتل است؛ هرچند هنوز مرتکب قتل نشده است. او درمان را تمسخر می‌کند و فقط برای فرار از زندان به جلسات می‌آید. پیش‌آگهی: در مرز درمان‌پذیری. روان‌کاوی استاندارد جواب نمی دهد. گاهی درمان بستری طولانی در محیط ساختاریافته، همراه با داروهای کنترل تکانه، تا حدودی می‌تواند خطرناک‌ترین رفتارها را مهار کند، اما تغییر بنیادین شخصیت تقریباً غیرممکن است.

گروه ۵: انحراف در شخصیت ضداجتماعی (Antisocial Personality Disorder)

  • سطح آسیب‌شناسی شخصیت: ضداجتماعی محض (عدم رشد فراخود، فقدان کامل همدلی و وجدان، فریبکاری مزمن، بی‌پروایی).
  • سناریوی انحرافی: انحراف تثبیت‌شده معمولاً با ارضای سادیستی شدید همراه است. هدف اصلی لذت جنسی نیست، بلکه اعمال قدرت و تخریب است.
  • خطر: در این گروه قاتلان جنسی (sexual murderers) و قاتلان زنجیره‌ای (serial killers) یافت می‌شوند. شهوت به طور کامل تحت الشعاع پرخاشگری اولیه قرار می‌گیرد.

مثال بالینی : مردی که چندین زن را به بهانه رابطه جنسی به خانه کشانده، آنها را شکنجه و به قتل رسانده. در مصاحبه، او کاملاً بی‌احساس است و با خونسردی جزئیات قتل‌ها را تعریف می‌کند. هیچ انگیزه‌ای برای درمان ندارد. تنها «لذت» او یادآوری خاطرات آزار دیگران است. پیش‌آگهی: عملاً صفر برای هر نوع درمان شناخته شده (روان‌کاوی، دارو درمانی). تمرکز بر حبس طولانی‌مدت و مدیریت خطر برای جامعه است.

گروه ۶: انحراف در سازمان شخصیت روان‌پریشانه (Psychotic Personality Organization)

  • سطح آسیب‌شناسی شخصیت: روان‌پریشی (اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوافکتیو، یا سایر پسیکوزها).
  • سناریوی انحرافی: انحراف بخشی از محتوای هذیانی یا تجزیه‌شده روان‌پریشی است. ممکن است با دستورات سمعی، باورهای هذیانی عجیب (مثلاً «بیگانگان به من گفتند باید کودکان را لمس کنم») همراه باشد.
  • امکان درمان: اگر بیماری روان‌پریشی به داروهای آنتی‌سایکوتیک پاسخ دهد، رفتار انحرافی نیز معمولاً کنترل می‌شود. اما اگر پسیکوز مقاوم به درمان باشد، انحراف هم مقاوم می‌ماند.

مثال بالینی : زن ۲۵ ساله با تشخیص اسکیزوفرنی ، که معتقد است «شیطان درون واژن من زندگی می‌کند و من برای بیرون راندن او باید اشیاء تیز را وارد بدن خود کنم». این رفتار خودآزارانه (که شکلی از مازوخیسم روان‌پریشانه است) فقط در دوره‌های فعال بیماری دیده می‌شود. با تجویز ریسپریدون و هالوپریدل، هذیان و رفتار انحرافی هر دو ناپدید می‌شوند.

گروه ویژگی پیش‌آگهی درمان روان‌کاوانه
۱. انحراف در سازمان نوروتیک سناریوی اجباری مشخص، روابط موضوعی عمیق، تعارضات ادیپی عالی
۲. انحراف در شخصیت مرزی تعارض پیش‌ادیپی. اگر انحراف خاص تثبیت شده باشد، پیش‌آگهی بهتر از مواردی است که مهار کلی شهوت دارند. مطلوب
۳. انحراف در شخصیت خودشیفته انحراف جنسی با آرمانی‌سازی خود بزرگ‌منشانه در هم می‌آمیزد. دشوار
۴. انحراف در خودشیفتگی بدخیم پرخاشگری هماهنگ با من(ego syntonic) به انحراف نفوذ می‌کند و الگوی سادومازوخیستی خطرناک می‌سازد (مثل سادیسم شدید، پدوفیلی، کوپروفیلی). بسیار دشوار
۵. انحراف در شخصیت ضداجتماعی رشد فراخود (superego) کاملاً شکست خورده. مثل قاتلان زنجیره‌ای عملاً صفر
۶. انحراف در سازمان شخصیت روان‌پریشانه (مثل اسکیزوفرنی) انحراف بخشی از بیماری روان‌پریشانه است. قابل کنترل با دارو

تمایز انحراف جنسی (Perversion) از انحراف‌منشی (Perversity)

کرنبرگ تأکید می‌کند که انحراف‌ منشی (perversity) مفهومی متفاوت از انحراف جنسی(Perversion) است. انحراف‌منشی عبارت است از «به خدمت گرفتن شهوت و عشق در خدمت پرخاشگری». این یک شکل شدید از «واکنش درمانی منفی» (negative therapeutic reaction) است. برخی از نویسندگان مهم (هربرت روزنفلد، ویلفرید بیون) این دو را معادل می‌گیرند یا به اندازه کافی تفکیک نمی‌کنند. انحراف‌منشی ممکن است حتی در بیمارانی رخ دهد که هیچ انحراف جنسی ندارند (مثلاً در خودشیفتگی بدخیم). با این حال، هر دو نشانگان می‌توانند همراه هم باشند.

اصطلاح تعریف
Perversion (انحراف جنسی) یک الگوی رفتاری جنسی اجباری، پایدار و خشک که در آن یک سناریوی خاص (مثلاً چشم‌چرانی یا فتیشیسم) برای رسیدن به برانگیختگی و ارگاسم ضروری است.
Perversity (انحراف‌منشی) یک پویایی رابطه ای در درمان (یا زندگی) که در آن فرد از عشق، شهوت و دلبستگی استفاده می‌کند، نه برای لذت یا صمیمیت، بلکه برای حمله، تخریب رابطه و پرخاشگری.

مثال ۱: Perversion (انحراف جنسی) بدون Perversity
بیمار مردی ۳۵ ساله است. او فقط در صورتی می‌تواند به ارگاسم برسد که کفش‌های پاشنه‌بلند زنانه را بو کند (فتیشیسم). او این کار را در خلوت انجام می‌دهد. پس از آن، احساس آرامش می‌کند. در روابط عاطفی با همسرش، مهربان و دلسوز است. هرگز نمی‌خواهد به او آسیب بزند یا او را تحقیر کند. او صرفاً به خاطر محدودیت شدید جنسی خود به درمان مراجعه کرده است. در اینجا Perversion وجود دارد (فتیشیسم)، اما Perversity وجود ندارد. زیرا او از شهوت برای تخریب عشق استفاده نمی‌کند.

مثال ۲: Perversity (انحراف‌منشی) بدون Perversion
بیماری با اختلال شخصیت خودشیفته بدخیم وارد درمان می‌شود. او هیچ انحراف جنسی ندارد. رابطه جنسی او متعارف است. اما در جلسات تحلیل، رفتار عجیبی دارد: هر بار که تحلیلگر تفسیری همدلانه و مفید ارائه می‌دهد، بیمار لبخند می‌زند و می‌گوید: «خیلی عالی بود. دقیقاً همان چیزی که من از شما انتظار داشتم. حالا بیایید ببینیم چطور می‌توانیم از این حرف شما برای اثبات حقانیت من در برابر همسرم استفاده کنیم.» بیمار حرف تحلیلگر را می‌خرد، اما نه برای رشد خود، بلکه برای نابود کردن ارزش آن تفسیر و تبدیل آن به یک ابزار خودشیفته. او به شکلی ظریف، هر لحظه صمیمیت و خلاقیت تحلیلگر را به سخره می‌گیرد. در ذهن خود، تحلیلگر را احمق و دست‌مال‌به‌دست می‌داند.

مرگ شهوت و شور جنسی

از بین رفتن شهوت و میل جنسی از انحراف جنسی شایع‌تر است؛ درمان آن نیز متفاوت است. در انحراف، باید سناریوی اجباری را باز کرد. در مردگی شهوت، باید شور و هیجان را از نو ساخت، که کار دشوارتری است. کرنبرگ می‌گوید: ظرفیت برای یک رابطه موضوعی عمیق، یک پیش‌شرط اساسی برای توانایی شهوانی کامل است.

  • مثال بالینی : بیماری که زندگی جنسی اش محدود به تماشای فیلم‌های پورن خاص است (نمایش‌گری اجباری)؛ در آن لحظات، کمی هیجان دارد. اما در زندگی واقعی با همسرش، کاملاً بی‌حس است. می‌گوید: «احساس می‌کنم یک دیوار شیشه‌ای بین من و اوست. می‌توانم او را ببینم اما به او نمی‌رسم.»
  • مثال بالینی : زوجی ۱۵ سال است با هم زندگی می‌کنند. آنها هر دو هفته یک‌بار، شب جمعه، دقیقاً ساعت ۱۱ شب، در تاریکی مطلق و بدون هیچ کلامی، رابطه جنسی مکانیکی برقرار می‌کنند. هر دو به ارگاسم می‌رسند اما احساس می‌کنند «مثل مسواک زدن» است. هیچ خیال‌پردازی، هیچ بازی، هیچ کنجکاوی، هیچ شور و اشتیاقی وجود ندارد. آنها عاشق هم هستند اما از نظر جنسی «خاموش» شده‌اند. در اینجا انحراف وجود ندارد و سناریوی خاص و اجباری نیست. اما مردگی شهوت به وضوح دیده می‌شود.
مفهوم توضیح کوتاه
انحراف جنسی (Perversion) شور و هیجان جنسی زیاد است، اما در یک سناریوی اجباری، تکراری و محدود محبوس شده. فرد می‌تواند به اوج لذت برسد، اما فقط از یک راه خاص.
مردگی شهوت (Deadening of the Erotic) شور و هیجان جنسی کم یا صفر است. فرد طیف وسیعی از بی‌حسی، بی‌میلی، بی‌لذتی و مکانیکی شدن رابطه جنسی را تجربه می‌کند.

علل مردگی شهوت جنسی

  • فرهنگ ضدشهوت : ارزش‌های فرهنگی مرسوم، شور جنسی را سرکوب می‌کنند. بسیاری از مردم یاد می‌گیرند که «شهوت = خطر، گناه، بی‌قیدی و انحراف».
  • ترس از وابستگی و صمیمیت: همانطور که در مثال مازوخیستی دیدیم، بیمار به دلیل ترس از مادر مهاجم و اختگی، از هرگونه وابستگی عاطفی عمیق فرار می‌کند. این فرار، شهوت را نیز می‌خشکاند.
  • نابودی روابط موضوعی درونی شده: در اختلالات شدید شخصیت (مثل خودشیفتگی بدخیم)، فرد ظرفیت رابطه موضوعی عمیق را از دست می‌دهد. بدون این ظرفیت، شهوت هم از بین می‌رود.

ارزیابی تشخیصی بیماران با انحرافات جنسی

کرنبرگ تأکید می‌کند که ارزیابی باید جامع باشد و صرفاً به تشخیص نوع انحراف (مثل سادیسم یا فتیشیسم) محدود نشود. او پنج محور اصلی را پیشنهاد می‌دهد.

محور اول: ارزیابی کامل زندگی جنسی بیمار

  • طیف فعالیت‌های جنسی (از خودارضایی تا رابطه با دیگران).
  • خیال‌پردازی‌های جنسی (روز، شب، رویاها، خیال‌پردازی‌های هنگام خودارضایی).
  • ترجیحات جنسی (چه چیزهایی برانگیخته‌اش می‌کند؟).
  • پیوستگی یا ناپیوستگی رفتارها (آیا همیشه یک سناریوی ثابت دارد یا گاهی متفاوت است؟).
  • محتوای عاطفی همراه با برانگیختگی (لذت، ترس، شرم، خشم).

مثال بالینی: بیمار آقایی ۴۲ ساله که با شکایت «مشکل در روابط عاطفی» مراجعه می‌کند. در ارزیابی مشخص می‌شود: او فقط در شرایطی به برانگیختگی و ارگاسم می‌رسد که همسرش نقش یک «زن بی‌بندوبار خیابانی» را بازی کند. خیال‌پردازی‌های خودارضایی او همیشه حول سناریوی «تنبیه یک زن سرکش» است. او هرگز از این سناریو خارج نمی‌شود و اگر همسرش تمایلی به بازی نداشته باشد، دچار ناتوانی جنسی می‌شود. هیچ خیال‌پردازی ملایم یا عاشقانه‌ای ندارد.

تشخیص اولیه: احتمالاً یک سادیسم جنسی در سطح نوروتیک (اگر روابط عاطفی کلی خوب باشد) یا مرزی (اگر روابط آشفته باشد).

محور دوم: ارزیابی هویت جنسی هسته‌ای (Core Sexual Identity). چهار مؤلفه هویت جنسی:

  • انتخاب ابژه غالب (dominant object choice): جذابیت به مرد، زن یا هر دو.
  • هویت نقش جنسیتی (gender role identity): احساس مردانگی، زنانگی یا ترکیبی.
  • شدت میل جنسی (intensity of sexual desire): کم، متوسط، زیاد.
  • یکپارچگی این سه مؤلفه: آیا هماهنگ هستند یا با هم تعارض دارند؟

مثال بالینی: بیمار خانمی ۲۸ ساله که خود را لزبین معرفی می‌کند و فقط با زنان رابطه دارد. اما در ارزیابی عمیق‌تر مشخص می‌شود: خیال‌پردازی‌های خودارضایی او تقریباً همیشه شامل مردان است (انتخاب ابژه خیالی با انتخاب ابژه واقعی ناهماهنگ است). او از نقش‌های زنانه در رابطه بیزار است و همیشه نقش «مردانه» را بازی می‌کند (هویت نقش جنسیتی آشفته). میل جنسی او بسیار پایین است و فقط گاهی و با زحمت برانگیخته می‌شود.

محور سوم: ارزیابی پیوند بین عشق (Love) و شهوت (Eroticism)

  • آیا بیمار می‌تواند عاشق شود؟ (ظرفیت دلبستگی عاشقانه)
  • آیا عشق و شهوت در یک رابطه با یک شخص یکپارچه می‌شوند، یا همیشه از هم جدا هستند؟
  • اگر جدا هستند، کدام یک با کدام فرد یا موقعیت همراه است؟
  • چه مهارهای جنسی وجود دارد؟ (مثل ترس از صمیمیت، بیزاری از لمس، ناتوانی در ارگاسم با شریک عاطفی)

محور چهارم: ارزیابی پیکربندی شخصیتی غالب (Personality Constellation)

  • سطح سازمان شخصیت: نوروتیک، مرزی، یا روان‌پریشانه؟
  • وجود اختلال شخصیت خودشیفته (narcissistic) یا خودشیفتگی بدخیم (malignant narcissism)
  • کیفیت روابط موضوعی: عمیق و پایدار، یا سطحی و بهره‌جویانه؟
  • ویژگی‌های ضداجتماعی (antisocial)
  • درجه ابراز پرخاشگری و هماهنگ با ایگو (ego syntonic) بودن آن

مثال بالینی (شدید – خودشیفتگی بدخیم): بیمار مردی ۴۰ ساله که قبلاً به عنوان «سادیست جنسی» تشخیص داده شده. او زنان را می‌بندد، شکنجه می‌کند (بدون رضایت واقعی) و به فیلم گرفتن از آنها افتخار می‌کند. در بررسی شخصیت، هیچ پشیمانی ندارد (ویژگی ضداجتماعی). خود را برتر از دیگران می‌داند و درمانگر را تحقیر می‌کند. رابطه با او کاملاً بهره‌جویانه است و هیچ دلبستگی واقعی ندارد. پرخاشگری برایش لذت‌بخش و هماهنگ با ایگو است.

تشخیص: خودشیفتگی بدخیم + سادیسم جنسی. پیش‌آگهی بسیار ضعیف.

محور پنجم: ارزیابی زوج (Couple) – در صورت وجود تعارض زناشویی

  • اگر شکایت اصلی یا بخش مهمی از مشکل، در چارچوب رابطه زوجی بروز می‌کند.
  • اگر انحراف بیمار مستقیماً شریک زندگی را درگیر می‌کند (مثل سادیسم، مازوخیسم، خودنمایی‌گری).
  • اگر درمان فردی به بن‌بست خورده و به نظر می‌رسد پویایی زوج، نگهدارنده انحراف است.

مثال بالینی: زوجی مراجعه می‌کنند: شوهر مبتلا به چشم‌چرانی (voyeurism) – تنها در صورتی برانگیخته می‌شود که از شکاف درب اتاق، زن غریبه‌ای را در حال تعویض لباس تماشا کند. همسرش از این رفتار خشمگین است و تهدید به جدایی کرده. در ارزیابی زوج مشخص می‌شود: همسر خودش از صمیمیت جنسی می‌ترسد و ناخودآگاه رفتاری دارد که شوهر را به بیرون از خانه سوق می‌دهد. رابطه آنها سال‌هاست که فاقد هرگونه بازی و خیال‌پردازی مشترک است.

تکنیک روان‌کاوانه: تمرکز بر انتقال (Transference) و ضدانتقال (Countertransference)

کرنبرگ تأکید می‌کند: «اساسی‌ترین جنبه درمان انحرافات، تمرکز بر فعال‌سازی یا ایفاگری (enactment) خیال‌پردازی‌های ناهشیار زیربنایی در انتقال است.» یعنی بیمار ناخودآگاه رابطه فعلی با تحلیلگر را بر اساس سناریوی انحرافی خود بازسازی می‌کند. به جای اینکه صرفاً درباره سناریوی جنسی بیرونی صحبت کند، آن را در اینجا و اکنون با تحلیلگر اجرا می‌کند. وظیفه تحلیلگر این است که این ایفاگری را تشخیص دهد، تفسیر کند و از تکرار کورکورانه آن جلوگیری نماید.

بیمار منحرف ممکن است تحلیلگر را وارد سه نقش مختلف کند:

نقش توضیح مثال
تماشاگر (spectator) بیمار جزئیات سناریوی انحرافی خود را با لذت برای تحلیلگر تعریف می‌کند و منتظر واکنش تحسین‌آمیز یا شوکه‌شدن اوست. «بگذارید دقیقاً بگویم که چگونه او را می‌بستم.»
همدست (accomplice) بیمار تلاش می‌کند تحلیلگر را به سمت تأیید ضمنی یا مشارکت در سناریو بکشاند. می‌گوید: «شما هم قبول دارید که این تنها راه لذت است، نه؟»
قربانی (victim) بیمار با تحلیلگر همان رفتاری را می‌کند که در سناریوی انحرافی با شریک جنسی خود می‌کند (مثلاً تحقیر، کنترل، کثیف کردن). بیمار ایده‌ها و احساساتش را مانند تکه‌های مدفوع به سمت تحلیلگر پرتاب می‌کند.

تکنیک‌های کار با انتقال در انحرافات جنسی

تکنیک ۱: تفسیر ایفاگری، نه گرفتار شدن در آن

  • وقتی بیمار تلاش می‌کند تحلیلگر را به تماشاگر تبدیل کند، تحلیلگر باید بگوید: «به نظر می‌رسد می‌خواهید من فقط نظاره‌گر لذت شما باشم، بدون اینکه وارد معنای پشت این سناریو شوم.»
  • وقتی بیمار تحلیلگر را به همدستی می‌کشاند، تحلیلگر باید بگوید: «احساس می‌کنید اگر من این سناریو را تأیید نکنم، دارم شما را قضاوت می‌کنم. اما من اینجا برای قضاوت نیستم؛ برای فهمیدن هستم.»

تکنیک ۲: تمرکز بر بازداری های جنسی (sexual inhibitions) به جای سناریوی آشکار
کرنبرگ هشدار می‌دهد: «سناریوی انحرافی با آرمانی‌سازی خود، ممکن است در برابر تحلیل مقاومت کند. اما حوزه‌های مهار که بیمار به شدت از آنها اجتناب می‌کند، کلید ورود به تعارض اصلی هستند.» یعنی به جای اینکه بپرسیم «در سناریوی خود چه می‌کنی؟»، بپرسیم:

  • «چه چیزی را هرگز امتحان نمی‌کنی؟»
  • «با چه کسی نمی‌توانی لذت ببری؟»
  • «چه خیال‌پردازی‌هایی را با شرم سرکوب می‌کنی؟»

مثال : بیمار فقط با دو زن کنترل‌گر لذت می‌برد و به دوست‌دختر مهربانش کاملاً بی‌میل است. درمانگر به جای تحلیل صحنه مازوخیستی، روی این مهار عظیم تمرکز می‌کند: «چرا با کسی که دوستش داری، هیچ احساسی نداری؟» این سؤال اضطراب شدید ایجاد می‌کند و به تدریج ترس از وابستگی و اختگی را آشکار می‌سازد.

تکنیک ۳: تحلیل تسلیم شدن در انتقال
در موارد نوروتیک، بیمار ممکن است تسلیم سطحی نشان دهد: افکار تحلیلگر را حدس می‌زند. فوراً آنها را می‌پذیرد (بدون اینکه واقعاً درونی کرده باشد).

مثال : بیماری که در رابطه جنسی با همسرش ناتوان (impotent) بود اما با زنان دیگر در یک سناریوی سادیستی (بستن و تحقیر) به طور کامل توانا (potent) بود. در انتقال، تسلیم سطحی نشان می‌داد: به ایده‌های روان‌کاوانه علاقه نشان می‌داد، مقالات تحلیلگر را می‌خواند، و در همانندسازی اغراق‌آمیز با تحلیلگر، از ایده‌ها برای بحث با دیگران استفاده می‌کرد. او افکار تحلیلگر را حدس می‌زد و بی‌چون‌وچرا می‌پذیرفت. تحلیلگر متوجه شد که قربانی کنترل سادیستی بیمار شده است. تحلیلگر باید این کیفیت را تفسیر کند: «شما آنقدر سریع با من موافق می‌شوید که احساس می‌کنم حرف من را خنثی می‌کنید. انگار می‌خواهید بگویید: من حرف تو را قبول دارم، پس دیگر نیازی نیست به من نزدیک شوی.» در جلسات درمان پس از تفسیر، ترس از پدر خشن و اخته کننده و سپس خیال تسلیم جنسی به نمایندگان پدر پدیدار شد.

انتقال متقابل (Countertransference) – ابزار تشخیصی حیاتی

کرنبرگ تأکید می‌کند که در درمان انحرافات جنسی، واکنش‌های عاطفی تحلیلگر به بیمار، مهم‌ترین سرنخ برای درک پویایی ناهشیار است.

واکنش تحلیلگر معنای احتمالی
مجذوب شدن (fascination) تحلیلگر ناخودآگاه با سناریوی انحرافی بیمار همذات‌پنداری کرده و لذت پنهانی می‌برد. این مانع تفسیر می‌شود.
بیزاری یا انزجار (revulsion) تحلیلگر نمی‌تواند با جنبه پرخاشگرانه یا مدفوعی انحراف همذات‌پنداری کند و بیمار را غریبه می‌بیند.
خواب‌آلودگی / بی‌حوصلگی خواب‌آلودگی تحلیلگر می‌تواند نشانه «همذات‌پنداری با قربانی منفعل» یا دفاع در برابر برانگیختگی باشد.
احساس دستکاری شدن / عصبیت بیمار در حال ایفاگری سادیستی است و تحلیلگر را قربانی خود کرده.
احساس پوچی و بی‌معنایی بیمار از طریق «مدفوعی‌سازی کلامی» (پرتاب حرف‌های بی‌ربط) رابطه را خراب کرده.

مثال ضد انتقال خواب‌آلودگی :  بیماری مازوخیسم، هنگام صحبت از دوست‌دختر، به خواب می‌رفت. تحلیلگر متوجه شد خودش هم دچار خواب‌آلودگی می‌شود. پس از درون‌نگری، فهمید که دارد با تسلیم مازوخیستی بیمار در برابر مادر مهاجم همذات‌پنداری می‌کند. این خواب‌آلودگی یک همذات‌پنداری بود: بیمار احساس انفعال و بی‌حسی خود را به تحلیلگر منتقل کرده بود. تفسیر کرنبرگ: «خواب‌آلودگی من به من گفت که بیمار از من انتظار دارد همان مادر بی‌تفاوت و خاموش باشم که در کودکی داشت. من با این احساس، درون دنیای او قدم گذاشتم.»

یک مثال ترکیبی از کار با انتقال و ضدانتقال

  • بیمار در جلسه می‌گوید: «من دیشب با همسرم رابطه عالی داشتم. او قبول کرد که بسته شود. شما چه فکر می‌کنید؟» (تلاش برای تبدیل تحلیلگر به تماشاگر).
  • تحلیلگر: «به نظر می‌رسد از من می‌خواهی بگویم کار درستی کردی. اما من اینجا برای تأیید یا رد نیستم. شاید مهم‌تر این باشد که چرا نیاز داری من شاهد لذت تو باشم؟»
  • بیمار عصبانی می‌شود: «شما هم مثل بقیه قضاوت می‌کنید!» (ایفاگری نقش قربانی).
  • تحلیلگر (توجه به ضدانتقال خود: احساس گناه خفیف): «احساس می‌کنم دارم به شما فشار می‌آورم. شاید این همان احساسی است که شما به همسرتان می‌دهید – اما حالا برعکس شده است.»
  • بیمار سکوت می‌کند و سپس برای اولین بار می‌گوید: «شاید من همیشه به دیگران فشار می‌آورم چون نمی‌توانم تحمل کنم که تحت فشار کسی باشم.» – این لحظه آغاز کارکرد واقعی انتقال است.

هدف درمان

کرنبرگ تأکید می‌کند که هدف درمان صرفاً حذف رفتار انحرافی نیست، بلکه کمک به بیمار برای دستیابی به ظرفیت بیشتر برای عشق، کار و لذت است. این شامل توانایی یکپارچه کردن تمایلات جنسی چندشکلی شیرخوارگی در یک رابطه عاشقانه و بالغ، بدون محدودیت به یک سناریوی اجباری و تکراری است. درمان هرگز نباید با هدف تحمیل یک هنجار فرهنگی خاص باشد، بلکه باید با هدف گسترش آزادی روانی و ظرفیت صمیمیت و لذت انجام شود.

چه زمانی درمان لازم نیست؟ اگر بیمار از انحراف خود راضی است و انحراف به طور قابل توجهی با روابط عاشقانه و کارکرد اجتماعی او تداخل ندارد، دلیلی وجود ندارد که تحلیلگر حتی به طور ضمنی الگوی جنسی متفاوتی را توصیه کند. بیماران زمانی به دنبال درمان می‌روند که جنبه‌هایی از راه‌حل انحرافی برای آنها رضایت‌بخش نباشد و آن را به عنوان یک زندان محدودکننده احساس کنند.

منبع :

(Perversion Psychoanalytic Perspectives/Perspectives on Psychoanalysis . Lisa Downing , Dany Nobus (2006

🌿 آیا نیاز به مشاوره دارید؟

در مقاطع مختلف زندگی، گفت‌وگو با یک مشاور می‌تواند مسیرتان را روشن‌تر کند.
جهت رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین، با ما در ارتباط باشید.

📱 ارتباط با ما : ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸
۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها