دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

نیازهای فیزیولوژیک (میل جنسی)

میل جنسی در انسان

میل جنسی مانند بقیه نیازها تنها یک کشش بدنی نیست، بلکه انسان توانایی کنترل آن را دارد. میل جنسی پدیده‌ای کاملا پویاست، می‌تواند مثبت یا منفی باشد.

چرخه پاسخ جنسی

میل جنسی یا رانه جنسی (Sexual desire)، نوعی حالت انگیزشی و علاقه به موضوعات و فعالیت‌های جنسی است. تمایل جنسی یکی از وجوه سکسوالیته به‌ شمار می‌آید که می‌تواند در هر فردی متفاوت از دیگران باشد؛ همچنین می‌تواند بستگی به شرایط در زمان‌های مختلف تغییر کند. تمایل جنسی می‌تواند از طریق تصورات یا خیال‌پردازی شهوانی یا از طریق دیدن شخص جذاب برانگیخته شود.

میل جنسی 

انگیزش و رفتار جنسی در حیوانات پست تر، فقط هنگام تخمک گذاری ماده یافت می شوند. حیوان ماده هنگام تخمک گذاری فرومون (pheromone) ترشح می کند و بوی آن پیشروی جنسی حیوان نر را تحریک می کند. در رابطه با حیوان نر، تزریق هورمون تستوسترون می تواند رفتار جنسی آن را افزایش دهد. بنابراین در حیوانات پست تر، میل جنسی از فرایند چرخه ای نیاز فیزیولوژیکی —–> سایق روان شناختی پیروی می کند.

تنظیم فیزیولوژیکی میل جنسی 

رفتار جنسی انسان تحت تاثیر هورمون ها قرار دارد ولی توسط آنها تعیین نمی شود. هورمون های جنسی، آندروژن ها ( مانند تستوسترون) و استروژن ها هستند، و هیپوتالاموس آزاد شدن آنها را در جریان خون ( از غده فوق کلیوی) adrenal gland کنترل می کند. این هورمون ها در دوره تخمک گذاری زن افزایش می یابند و زمانی که فرد جوانی را گذرانده و به میان سالی و پیری می رسد، کاهش می یابند. در ۴۰ سالگی سطح تستوسترون مردان هر سال تقریبا ۱ درصد کاهش می یابد. در مردان و زنان، کاهش میل جنسی و هورمون های زیر بنای آن از ۲۵ سالگی شروع می شود، به طوری که هورمون ها و میل جنسی یک فرد ۴۰ ساله تقریبا نصف یک فرد ۲۰ ساله است.

آندروژن ها در انگیزش جنسی مردان و استروژن ها در انگیزش جنسی زنان دخالت دارند ولی این هورمون ها در هر دو جنس وجود دارند. آندروژن ها حتی در زنان، نقش مهمی در تنظیم انگیزش جنسی دارند، به طوری که کاهش تستوسترون ( در اثر پیری) از کاهش میل جنسی خبر می دهد و افزایش تستوسترون ( مثلا از طریق درمان جایگزینی آندروژن)، میل جنسی را احیا می کند.

در مردان همبستگی انگیختگی فیزیولوژیکی با میل روان شناختی بسیار بالاست. میل جنسی مردان را می توان با توجه به انگیختگی جنسی آنها پیش بینی و توجیه کرد. مردان در صورت وجود عامل انگیختگی جنسی ( مانند تحریک از جانب شریک جنسی)، چرخه پاسخ جنسی سه مرحله ای را نشان می دهند : میل، انگیختگی (arousal)، ارگاسم.

چرخه پاسخ جنسی

همبستگی بین انگیختگی فیزیولوژیکی و میل روان شناختی در زنان خیلی پایین است. برای مثال همبستگی لیز شدن واژن زنان با میل گزارش شده آنها پایین یا صفر است. بنابراین، میل جنسی زنان را نمی توان با توجه به نیاز فیزیولوژیکی ( مثل استروژن ، تستوسترون) یا انگیختگی آنها ( مثل پرخونی اندام های تناسلی) پیش بینی و توجیه کرد. در عوض میل جنسی زنان خیلی نسبت به عوامل رابطه، مانند صمیمیت عاطفی، حساس است. صمیمیت عاطفی ( نه پرخونی اندام های تناسلی) زنان را از حالت بی تفاوتی جنسی به حالت پذیرا بودن نسبت به محرکهای جنسی انتقال می دهد. میل جنسی به جای اینکه به مرحله رفع در چرخه پاسخ جنسی سنتی بیانجامد، به رابطه صمیمانه بلند مدت و تقویت آن منجر می شود.

متریک صورت : 

پست های مرتبط

محرک های زیادی، مانند محرک های شیمیایی (بو)، لامسه ای (تماس)، شنیداری (صدا)، و دیداری (شکل و ظاهر) از شریک جنسی ناشی می شوند. جذابیت جسمی شریک بالقوه، نیرومندترین محرک بیرونی است که روی انگیزش جنسی تاثیر می گذارد. فرهنگ های غربی عموما بدن ترکه ای را برای زنان جذاب می دانند. مهمترین پیش بین ارزیابی زنان از بدن مردان نسبت کمر به لمبر است. بررسی قضاوت افراد درباره جذابیت ویژگیهای صورت، متریک صورت (facial metrics) نامیده می شود.

نگاهی به ویژگی های چهره فرد، برداشتی از شادابی / دلپذیری، استحکام / پرستیژ و شادی / گشودگی را ایجاد می کند. ما از همین برداشتها که بر ارزیابی های متریک صورت استوار هستند، درباره جذابیت صورت یک نفر قضاوت می کنیم.

سناریوهای جنسی : 

سناریوی جنسی، بازنمایی ذهنی گام به گام رویدادهایی است که هنگام رخداد جنسی عادی اتفاق می افتند. سناریوی جنسی در واقع، طرح داستان درباره وقایعی است که در رابطه جنسی معمول روی می دهند. مرد جوان یاد می گیرد سناریوی جنسی خود را با سه مرحله چرخه پاسخ میل جنسی، انگیختگی و ارگاسم منطبق می کنند.

در مورد زنان، هماهنگی سناریوی جنسی با فعالیت جسمی، سست است، تا اندازه ای به این علت که زنان کمتری در اوایل نوجوانی استمنا می کنند، ولی عمدتا به خاطر آنکه انگیختگی جنسی زنان بیشتر به عوامل رابطه بستگی دارد تا به فعالیت جسمانی. از این گذشته، محتوای سناریوی جنسی زنان محتوای جنسی کمتری دارد ( البته از نقطه نظر مردان). محتوای سناریوی جنسی زنان، به جای مشارکت در آمیزش جنسی، بیشتر رویدادهایی مانند عاشق شدن را در بر دارد.

طرحواره های جنسی، عقایدی درباره خود جنسی هستند که از تجربیات گذشته ای به دست آمده اند که افکار و رفتارهای مثبت گرایشی و افکار و رفتارهای منفی اجتنابی را شامل می شوند. خود جنسی فرد، تمایل به تجربه کردن میل جنسی و مشارکت جنسی (جنبه های مثبت گرایشی) و گرایش به سمت تجربه کردن اضطراب، ترس، محافظه کاری و بازداری جنسی را شامل می شود (جنبه های منفی اجتنابی).

این چراغ سبز (جنبه های مثبت گرایشی) و چراغ قرمز (جنبه های منفی اجتنابی) عناصر طرحواره جنسی فرد اهمیت دارند، زیرا انگیختگی جنسی همیشه حاصل تمایلات رقابت کننده تحریکی (میل) و بازداشتی (اضطراب) است.

مبنای تکاملی انگیزش جنسی : 

در رابطه با تکامل، فرض بر این است که مردان و زنان مکانیزم های روان شناختی مجزایی را پرورش داده اند که زیربنای انگیزش جنسی و راهبردهای همسر گزینی آنهاست. مردان در مقایسه با زنان، انگیزش جنسی کوتاه مدت تری دارند، معیارهای آسان گیرانه تری وضع می کنند، برای نشانه های دسترسی جنسی، مانند جوانی ارزش قایل اند و در همسر گزینی به پاکدامنی اهمیت می دهند. زنان در مقایسه با مردان، برای امکانات مالی مرد (اینکه پول خرج کند، هدیه بدهد، سبک زندگی پر زرق و برق داشته باشد)، وجهه و جاه طلبی اجتماعی، و توان شغلی نوید بخش ارزش قایل هستند.

این ژنها هستند که راهبردهای همسرگزینی فرد را حداقل به اندازه تفکر منطقی (و اغلب بیشتر از آن)، تعیین می کنند. مردان همسران جوان و جذاب می خواهند در حالی که زنان جویای همسران قدرتمند و عالی مقام هستند. مردان جذابیت جسمانی و جوانی را در گزینش همسر مهم می دانند، در حالی که زنان در گزینش همسر برای توان درآمد و عایدی مردان اهمیت قایل هستند.

ناتوانی در خود گردان کردن نیازهای فیزیولوژیکی : 

سعی در کنترل کردن آگاهانه نیازهای فیزیولوژیکی بیشتر از آنکه مفید باشد، زیان بخش است.

افراد سعی می کنند گرسنگی، وزن، نوشیدن الکل و قهوه، تکانه های جنسی، کمر درد مزمن و موارد مشابه را کنترل کنند. این خواست ها گاهی ما را مغلوب می کنند، و هنگامی که مغلوب می شویم به دنبال راه هایی می گردیم که نیازهای فیزیولوژیکی خود را به نفع کنترل ذهنی، نادیده بگیریم. وقتی که حالت های ذهنی نیازهای فیزیولوژیکی را تنظیم می کنند، خود گردانی روی می دهد. اما زمانی که امیال زیستی بر کنترل ذهنی غلبه می کنند، ناتوانی در خودگردانی روی می دهد.

افراد به سه دلیل در خود گردانی شکست می خورند:

  • ۱- افراد معمولا تا وقتی که نیروی انگیزشی امیال زیستی را تجربه نکرده اند، آن را دست کم می گیرند. یعنی وقتی احساس گرسنگی نمی کنیم، فراموش می کنیم وقتی که گرسنه ایم چقدر برای خوردن انگیزه داریم.
  • ۲- امکان دارد افراد فاقد معیار باشند، یا معیارهای متضاد، غیر واقع بینانه، یا نامناسب داشته باشند. برای مثال ممکن است افراد در مورد لاغری معیارهای افراطی ( غیر واقع بینانه) داشته باشند. نیروهای زیستی طبیعی به راحتی بر کنترلعلی ذهنی متزلزل (غیر واقع بینانه) غلبه می کنند.
  • ۳- افراد به این دلیل در خودگردانی شکست می خورند که وقتی آشفته و دل مشغول یا از خود بی خود می شوند یا در خودشان فرو می روند، نمی توانند رفتار خود را کنترل کنند.

این بد بیاری ها در دو چیز مشترک هستند :

  • (۱) عدم آگاهی از اینکه انگیزه های فیزیولوژیکی چقدر می توانند قوی و جلب کننده باشند
  • (۲) از دست دادن کنترل بر توجه. معمولا خود گردانی، رقابتی بین نیروهای زیستی و کنترل های شناختی است.

منبع : انگیزش و هیجان / جان مارشال ریو / یحیی سیدمحمدی (مترجم) / نشر ویرایش . فصل۴

۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها