دانشنامه روانشناسی مردمی
مدرسه ای برای رشد فردی و خودشناسی

پرسشنامه ۱۶ عاملی کتل

تست ۱۶ عامل شخصیت توسط ریموند کتل طراحی شده است. کتل، روانشناس انگلیسی، در تحقیقات خود متوجه شد که تغییرات در شخصیت انسان را می توان با استفاده از یک روش آماری شناخته شده به عنوان تحلیل عاملی با مدلی که دارای ۱۶ متغیر(ویژگی های شخصیتی) است، توضیح داد. پس از این کشف، وی به ساخت و ترویج پرسشنامه ۱۶PF پرداخت.

از نظر کتل، در صفات شخصیتی یک پیوستگی خاصی دیده می شود. به عبارت دیگر، هر فرد تا حدی شامل همه این ۱۶ ویژگی است، اما ممکن است در برخی صفات زیادتر و در برخی دیگر کمتر باشد. در تست شخصیت کتل علاوه بر ۱۶ بعد اصلی(عوامل مرتبه اول)، ۸ بعد نیز به عنوان عوامل مرتبه دوم سنجش می شوند. او اعتقاد داشت برای بررسی شخصیت هر فرد ما می‌توانیم با درنظر گرفتن یک پیوستاری از ۱۶ صفات عمده و ۸ بُعد فرعی، ویژگی‌های شخصیتی یک فرد را در نظر بگیریم. این تست یک ویژگی خاص دارد که علاوه بر سنجش شخصیت، هوش را نیز می‌سنجد.

این آزمون حاوی سؤالاتی است که رغبت ها و تمایلات شما را نسبت به مسائل مختلف نشان می دهند. در بسیاری از سوالات، پاسخ های «درست» و «غلط» وجود ندارند؛ چون هرکسی حق دارد نظر شخصی خود را داشته باشد. شما فقط باید مشخص کنید که از نظر شما چه چیز درست است.

در پاسخ به سوالات به موارد زیر توجه کنید:

  • فقط پاسخی را مشخص کنید که به نظر شما درست است. بهتر است آنچه را که واقعاً فکر می کنید بگویید.
  • وقت خود را با فکر کردن درباره هر سؤال تلف نکنید. اولین و طبیعی ترین پاسخی را که به ذهنتان می آید، انتخاب کنید. می توان به طور متوسط برای پاسخ دادن به هر سوال ۱۰ ثانیه وقت گذاشت. (حداکثر زمان پاسخ دهی ۴۰ دقیقه است)
  • به همه سوالات به ترتیب پاسخ دهید. هیچ سؤالی را بدون پاسخ نگذارید.
  • سعی کنید در اغلب موارد پاسخ های «الف » یا «ج» را انتخاب نمایید و تنها زمانی از پاسخ «ب» استفاده نمایید که بر اساس احساسات تان هیچ کدام از پاسخ های «الف » و «ج » درست بنظر نمی رسند.
1.دستور اجرای این آزمون را به خوبی فهمیده‌ام.
2.آماده‌ام که تا حد امکان به هر گزینه صادقانه پاسخ دهم.
3.بیشتر دلم می‌خواهد که خانه‌ام ….
4.می‌توانم نیروی کافی برای مقابله با مشکلاتم را به دست بیاورم .
5.در برابر حیوانات وحشی کمی احساس اضطراب می‌کنم، حتی اگر در قفس‌های محکمی باشند.
6.از انتقاد نسبت به اشخاص و افکار آنها خودداری می‌کنم.
7.به مردم کنایه‌های تند و نیشدار می‌زنم اگر فکر کنم که حقشان همین است.
8.موسیقی سنتی را به آهنگ‌های مد روز ترجیح می‌دهم.
9.اگر شاهد دعوای دو بچه همسایه باشم:
10.در موقعیت‌های اجتماعی:
11.جالب‌تر است که انسان …
12.ترجیح می‌دهم که در خیابان برای تماشای نقاشی کردن یک هنرمند بایستم تا آنکه به جر و بحث افراد گوش دهم.
13.معمولا با افراد پرمدعا کنار می‌آیم، حتی اگر خیلی متکبر یا از خود راضی باشند.
14.تقریباً همیشه می‌توانم عدم صداقت مردم را در چهره آنها ببینم.
15.برای همه مردم بهتر است که تعطیلات (مرخصی‌ها) طولانی‌تر شوند و همه اجباراً از آن استفاده کنند.
16.ترجیح می‌دهم که پیامد یک کار پردرآمد اما بی‌ثبات را بپذیرم به جای آنکه یک کار ثابت و کم درآمد را قبول کنم.
17.درباره احساس‌هایم حرف می‌زنم.
18.گاه‌گاهی برایم اتفاق می‌افتد که خطر مبهمی را احساس می‌کنم یا ترسی ناگهانی بر من غلبه می‌کند، بدون آن‌که دلایل آن را بفهم.
19.اگر اشتباهی مرا برای کاری که نکرده‌ام سرزنش کنند:
20.با پول می‌توان تقریبا همه چیز را به‌دست آورد
21.تصمیم‌های من بیشتر:
22.اغلب اشخاص خوشبخت‌تر می‌شدند اگر بیشتر مانند دوستانشان زندگی و مثل دیگران عمل می‌کردند.
23.گاهی برایم اتفاق می‌افتد که وقتی در آیینه نگاه می‌کنم به درستی نمی‌دانم که سمت راستم کجاست و سمت چپم کجاست.
24.وقتی حرف می‌زنم دوست دارم که:
25.وقتی چیزی به شدت مرا عصبی می‌کند، می‌دانم که سریعا آرامشم را به دست می‌آورم.
26.با ساعات کار یکسان و حقوق مساوی، بهتر است که انسان:
27.مرا انتخاب کرده‌اند تا :
28.نسبت “بیل” به “کندن” مثل نسبت “چاقو” است به:
29.گاهی برایم اتفاق می‌افتد که نمی‌توانم بخوابم چون فکری ذهنم را به خود مشغول می‌دارد.
30.به هدف‌هایی که در زندگی شخصی برای خودم تعیین می‌کنم، تقریبا همیشه دست می‌یابم.
31.وقتی قانونی کهنه است باید عوض شود.
32.وقتی در مورد طرحی کار می‌کنم که مستلزم اقدام سریعی است که به دیگران لطمه می‌زند، احساس ناراحتی می‌کنم.
33.اغلب افرادی که می‌شناسم، مرا فردی خوش صحبت می‌دانند.
34.وقتی اشخاص نامرتب و شلخته را می‌بینم:
35.اگر در بین جمع، ناگهان مورد توجه همه واقع شوم، احساس ناراحتی می‌کنم.
36.همیشه از شرکت در یک مهمانی بزرگ، یک جشن یا یک جلسه عمومی، خوشحال می‌شوم.
37.در مدرسه بیشتر علاقه داشتم (یا علاقه دارم):
38.اگر مسئولیتی به من محول شود، خواهان آن هستم که از دستوراتم تبعیت کنند و گرنه استعفاء می‌دهم.
39.برای والدین مهمتر است که:
40.در یک کار گروهی، ترجیح می‌دهم:
41.گه‌گاهی احساس می‌کنم که دلم می‌خواهد به یک فعالیت بدنی که مستلزم تلاش فراوانی است، بپردازم.
42.ترجیح می‌دهم که با اشخاص مبادی آداب، معاشرت کنم تا با افراد بی‌ظرافت و بی‌ملاحظه.
43.به ‌شدت احساس سرافکندگی می‌کنم وقتی که افراد در حضور دیگران مرا مورد انتقاد قرار می‌دهند.
44.وقتی که رئیسم مرا احضار می‌کند.
45.آنچه که جهان ما بدان نیاز دارد:
46.همیشه نسبت به مقاصد تبلیغاتی موجود در چیزهایی که می‌خوانم، آگاهی کامل دارم.
47.وقتی نوجوان بودم در فعالیت‌های ورزشی مدرسه شرکت می‌کردم.
48.اتاقم را همواره مرتب نگه می‌دارم و معمولا جای همه چیز را به خوبی می‌دانم.
49.گاهی برایم اتفاق می‌افتد که با فکر کردن به آنچه طی روز، گذشته است دچار حالت تنش و عصبانیت می‌شوم.
50.گاهی برایم اتفاق می‌افتد که هنگام حرف زدن با اشخاص از خود بپرسم که آیا نسبت به آنچه که به آنها می‌گویم، علاقه دارند.
51.اگر بایستی انتخاب می‌کردم، بیشتر ترجیح می‌دادم که:
52.در بعضی عیدها و جشن تولدهای مهم:
53.نسبت “خسته” به “کار” مثل نسبت “مغرور” است به:
54.در بین این چیزها، کدام یک با آنهای دیگر جور نیست؟
55.دوستانم مرا ترک کرده‌اند:
56.به دلیل داشتن بعضی از صفات، خود را برتر از اغلب اشخاص می‌دانم:
57.وقتی چیزی مرا دگرگون و ناراحت می‌کند، سعی می‌کنم که احساسم را از دیگران پنهان کنم.
58.دوست دارم که برای تماشای نمایش یا تفریح از خانه خارج شوم.
59.به عقیده من، آزادی ارزشمند‌تر از رفتار خوب و احترام به قانون است.
60.تمایل دارم که در حضور بزرگترها (کسانی که با تجربه‌تر هستند، مسن‌تر هستند یا موقعیت بالاتری دارند) سکوت کنم.
61.مخاطب قرار دادن یک گروه بزرگ و یا بیان مطلبی در حضور آن گروه، برایم مشکل است.
62.وقتی در جای ناشناخته‌ای هستم از حس جهت یابی خوبی برخوردارم (به آسانی می‌توانم شمال، جنوب، شرق و غرب را مشخص کنم).
63.اگر کسی علیه من خشمگین شود:
64.وقتی مقاله غیر منصفانه‌ای را در یک مجله می‌خوانم بیشتر تمایل دارم آن را فراموش کنم تا آنکه بخواهم مقابله به مثل کنم (طرز فکر خودم را به آنها بگویم).
65.حافظه‌ام بسیاری از چیزهای بی‌اهمیت مثل اسم مغازه‌های شهر را به دست فراموشی می‌سپارد.
66.می‌توانم زندگی یک دامپزشک را که به مداوا و جراحی حیوانات می‌پردازد، دوست داشته باشم.
67.با میل و لذت غذا می‌خورم اما همیشه نظم و نظافت را مثل بعضی از اشخاص رعایت نمی کنم.
68.بعضی وقت‌ها، حال دیدن هیچ‌کس را ندارم.
69.گاهی بعضی‌ها به من گوشزد می‌کنند که هیجانم را در صدا و رفتارم به وضوح، نشان می‌دهم.
70.وقتی نوجوان بودم اگر عقیده‌ام با عقیده والدینم متفاوت بود، معمولاً
71.ترجیح می‌دهم که یک دفتر کار برای خودم به تنهایی داشته باشم، بی‌آنکه با دیگری در آن سهیم باشم.
72.ترجیح می‌دهم که در آرامش از زندگی دلخواه خودم لذت ببرم، تا آنکه به خاطر موفقیّت‌هایم مورد تحسین واقع شوم.
73.احساس می‌کنم که از بسیاری جهات، پختگی کامل دارم.
74.شیوه انتقاد بسیاری از اشخاص نسبت به من، به جای آنکه به من کمک کند مرا بر آشفته می‌سازد.
75.همیشه می‌توانم ابراز احساساتم را کاملاً کنترل کنم.
76.اگر اختراع مفیدی داشتم ترجیح می‌دادم:
77.نسبت “شگفتی” به “عجیب” مثل نسبت “ترس” است به:
78.کدام یک از این سه کسر از نوع دو کسر دیگر نیست؟
79.به نظر می‌رسد که بعضی از اشخاص مرا نادیده می‌گیرند یا از من اجتناب می‌کنند، و من علت آن را نمی‌دانم.
80.مردم کمتر از آن اندازه که سزاوار حسن نیت من است، با من رفتار می‌کنند.
81.به کار بردن الفاظ رکیک، حتی در جلساتی که فقط از زنان یا فقط از مردان تشکیل می‌شوند، به شدت مرا ناراحت می‌کند.
82.بی تردید در مقایسه با اغلب اشخاص، دوست کمتری دارم.
83.متنفرم از اینکه در جایی باشم که افراد زیادی برای مصاحبت حضور ندارند.
84.گاهی مردم مرا «چرب زبان» می‌نامند ضمن اینکه عقیده دارند که شخصی دوست داشتنی هستم.
85.برایم اتفاق افتاده که در موقعیت‌های مختلف اجتماعی «هول» کنم.
86.وقتی که در جمع کوچکی هستم، در کناری می‌نشینم و می‌گذارم که دیگران مجلس را گرم کنند.
87.وقتی مطلبی را می‌خوانم، ترجیح می‌دهم که:
88.وقتی اشخاص ریاست مآب سعی کنند مرا زیر فشار قرار دهند دقیقاً به عکس خواسته آنها عمل می‌کنم.
89.مافوق‌ها یا اعضای خانواده‌ام معمولاً وقتی از من ایراد می‌گیرند که یک دلیل واقعی وجود دارد.
90.شیوه بعضی از افراد را که در خیابان‌ها یا مغازه‌ها دیگران را ورانداز می‌کنند، دوست ندارم.
91.به هنگام یک سفر طولانی، ترجیح می‌دهم که:
92.در موقعیت‌هایی که می‌توانند نتایج وخیم داشته باشند نباید از جنجال بپا کردن و حرف خود را به کرسی نشاندن خودداری کرد حتی اگر دور از آرامش و ادب باشد.
93.اگر آشناهایم با من بدرفتاری کنند و نشان دهند که از من خوششان نمی‌آید:
94.از تعریف و تمجید دیگران درباره خودم، ناراحت می‌شوم.
95.ترجیح می‌دهم شغلی داشته باشم
96.برای قرار گرفتن در جریان امور، دوست دارم:
97.دوست دارم که نقش فعالی در کارهای اجتماعی، انجمن‌ها و… بر عهده گیرم.
98.در انجام یک وظیفه احساس رضایت نمی‌کنم مگر آنکه کوچکترین جزییات، دقیقاً بررسی شده باشند.
99.گاهی کوچکترین عدم موفقیّت، به شدت مرا ناراحت می‌کند.
100.همیشه خوب می‌خوابم و هرگز در خواب راه نمی‌روم و حرف نمی‌زنم.
101.به نظر می‌رسد که داشتن شغلی جالب‌تر است که:
102.نسبت “سطح” به “طول” مثل نسبت “نادرستی” است به:
103.نسبت “الف ـ ب” به “ت ـ پ” مثل نسبت “م ـ ل” است به:
104.وقتی اشخاص غیر منطقی هستند:
105.وقتی در حال شنیدن موسیقی هستم اگر کسانی با صدای بلند حرف بزنند:
106.فکر می‌کنم که بهترین توصیف درباره من این است:
107.تنها در صورت اجبار در کارهای اجتماعی شرکت می‌کنم و در غیر این صورت کناره‌گیری می‌کنم.
108.محتاط بودن و قانع بودن بهتر از خوش باور بودن و همواره انتظار موفقیّت داشتن است.
109.وقتی به مشکلات کارم فکر می‌کنم:
110.ایجاد رابطه با اشخاص در یک جمع، به نظرم آسان می‌رسد.
111.وقتی کمی سیاست و تشویق برای وادار کردن افراد به کاری لازم است، معمولاًبه من رجوع می‌کنند.
112.به نظر جالب‌تر است که انسان:
113.اگر یقین داشته باشم که کسی ظالم است یا آنکه رفتاری خودخواهانه دارد، او را رسوا می‌کنم حتی اگر برایم موجب دردسر شود.
114.گاهی برای تفریح، حرف‌های بی‌معنا می‌زنم تا افراد را متعجب کنم و آن وقت ببینم که چه می‌گویند.
115.مقاله نویسی در مجلات درباره نمایش کنسرت، اپرا و غیره می‌تواند برایم لذت‌بخش باشد.
116.وقتی در جلسه‌ای مجبور باشم از جایم تکان نخورم، هرگز احتیاج ندارم که چیزی را خط خطی کنم یا به خود پیچ و تاب دهم.
117.اگر کسی به من چیزی بگوید که می‌دانم نادرست است ترجیح می‌دهم به خود بگویم:
118.احساس می‌کنم که تنبیه خواهم شد حتی وقتی هیچ خطایی نکرده باشم.
119.تصور اینکه یک بیماری می‌تواند دارای یک علت روانی به اندازه یک علت بدنی باشد، مبالغه‌آمیز است.
120.شُکوه و جلال تشریفات رسمی بزرگ، از رسومی هستند که باید حفظ شوند.
121.اگر مردم فکر می‌کنند که من آدم نامقید و متفاوتی هستم، ناراحت می‌شوم.
122.برای انجام چیزی، ترجیح می‌دهم:
123.در شرایطی قرار می‌گیرم که به سختی می‌توانم از احساس دلسوزی به خودم خودداری کنم .
124.غالباً خیلی زود نسبت به اشخاص، عصبانی می‌شوم.
125.همیشه می‌توانم بدون اشکال از عادات قدیمی خودم صرف نظر کنم، بدون آنکه بار دیگر آنها را از سر گیرم.
126.اگر دستمزد‌ها یکسان باشند، ترجیح می‌دهم:
127.نسبت بهتر به بدترین مثل نسبت کندتر است به:
128.کدام یک از سه پاسخ پیشنهاد شده را باید به دنبال این گروه از حروف قرار داد، “ج ددددج ج دددج ج ج”؟
129.گاهی برایم اتفاق می‌افتد که وقتی موقع انجام کاری می‌رسد که قبلاً برای آن برنامه‌ریزی کرده و با خوشحالی منتظر آن بوده‌ام، دیگر مایل به انجام آن نیستم.
130.می‌توانم بیشتر کارهایم را به دقت انجام دهم بدون آنکه از سروصدای کسانی که در اطرافم هستند ناراحت شوم.
131.گاهی چیزهایی را که به نظرم مهم می‌آیند برای اشخاص غریبه تعریف می‌کنم حتی بدون آنکه آنها چیزی از من پرسیده باشند.
132.ساعات زیادی از اوقات فراغتم را به صحبت کردن با دوستانم، درباره لحظات خوبی که در گذشته با هم داشته‌ایم، می‌گذرانم.
133.خوشم می‌آید که فقط برای سرگرمی، به کارهای جسورانه و دور از احتیاط دست بزنم.
134.مشاهده منظره یک اتاق نامرتب و درهم‌ریخته، برایم بسیار نامطبوع است.
135.خودم را یک فرد اجتماعی و معاشرتی می‌دانم.
136.به هنگام تماس‌های اجتماعی:
137.موسیقی مورد علاقه من:
138.زیبایی یک شعر را بیشتر از یک سلاح خوش ساخت تحسین کنم.
139.اگر به یک تذکر ظریف و زیرکانه من توجه نشود:
140.دوست دارم که در بخش نظارت بر بزهکارانی که به‌صورت مشروط آزاد می‌شوند، کار کنم.
141.انسان در معاشرت با غریبه‌ها، به دلیل خطر سرایت بیماری‌ها و غیره باید محتاط باشد.
142.برای مسافرت به خارج، ترجیح می‌دهم که مسیری را که کارشناسان تورهای مسافرتی تعیین می‌کنند طی کنم، به جای آنکه خودم درباره مکان‌هایی که می‌خواهم ببینم، تصمیم بگیرم.
143.به من به عنوان شخصی زحمتکش که چندان موفقیّتی کسب نکرده است، می‌نگرند.
144.اگر مردم از صمیمیت من سوء استفاده کنند به من بر نمی‌خورد و زود آن را از یاد می‌برم.
145.اگر شاهد اختلاف نظر شدید در یک جلسه بحث باشم:
146.دوست دارم برنامه کارم را خودم به تنهایی تعیین کنم بدون آنکه دیگران در کارم دخالت کنند یا به من توصیه کنند.
147.گاهی اعمالم تحت تأثیر احساسات حسادت‌آمیز، قرار می‌گیرند.
148.کاملاً با این جمله موافقم که رئیس اگر اشتباه کند، باز هم رئیس است.
149.دچار تنش و ناراحتی می‌شوم وقتی به همه کارهایی که باید انجام دهم، فکر می‌کنم .
150.وقتی مشغول بازی در یک مسابقه هستم و تماشاچی‌ها با فریاد به من توصیه‌هایی می‌کنند، دست و پایم را گم نمی‌کنم.
151.جالب‌تر است که انسان:
152.کدام گزینه با دو گزینه دیگر جور نیست؟
153.نسبت “شعله” به “گرما” مثل نسبت “گل سرخ” است به:
154.خواب‌های پرجنب‌وجوشی می‌بینم که جریان خوابم را مختل می‌کنند.
155.اگر اوضاع و احوال برای موفق شدن در کاری واقعاً نامساعد باشند، باز هم فکر می‌کنم که باید سعی خودم را بکنم.
156.وقتی به خوبی می‌دانم که یک گروه چه باید بکند، دلم می‌خواهد به سادگی رهبری آن را بر عهده گیرم.
157.بیشتر دلم می‌خواهد به صورتی موقّر لباس بپوشم تا آنکه با لباس پوشیدن به سلیقه شخصی، توجه دیگران را جلب کنم.
158.یک شب آرام را که به سرگرمی مورد علاقه‌ام اختصاص می‌دهم مطبوع‌تر از یک مهمانی پرسروصدا می‌دانم.
159.به نصایح خیرخواهانه دیگران گوش نمی‌دهم حتی اگر بدانم که حق با من نیست.
160.در همه تصمیم‌هایی که می‌گیرم، وظیفه خود می‌دانم که اصول بنیادی حق و ناحق را رعایت کنم.
161.برایم کمی نامطبوع است که موقع کار کردن، کسانی به من نگاه کنند.
162.چون روش‌های منظم و منطقی همیشه به موفقیّت منتهی نمی‌شود گاهی استفاده از اعمال قدرت لازم است.
163.در مدرسه ترجیح می‌دادم (یا ترجیح می‌دهم):
164.گاهی از کسانی که پشت سر من بدگویی‌هایی کرده‌اند که اصلاً حقیقت نداشته است، ناراحت شده‌ام.
165.گفتگو با افراد معمولی که به عادت و سنت‌های خود پایبند هستند
166.بعضی چیزها آن‌قدر مرا ناراحت می‌کنند که ترجیح می‌دهم درباره آنها حرف بزنم.
167.در پرورش یک کودک، آنچه مهمتر است:
168.دیگران مرا شخصی ثابت قدم و نفوذ ناپذیر می‌دانند که زیر تأثیر فراز و نشیب زندگی قرار نمی‌گیرد.
169.فکر می‌کنم جامعه باید این خردمندی را داشته باشد که آداب خود را نوین گرداند و عادات کهنه یا سنت‌های محض خود را رها کند.
170.به نظر من مهمترین مسئله‌ای که باید در عصر جدید حل شود :
171.بهتر یاد می‌گیرم :
172.دوست دارم به میل خود عمل کنم تا آنکه از قواعد مرسوم تبعیت کنم.
173.دلم می‌خواهد ابتدا به آنچه می‌گویم اطمینان داشته باشم و سپس به استدلال بپردازم.
174.گاهی چیزهای کوچک مرا در حد غیر قابل تحملی عصبانی می‌کنند، با وجود آنکه می‌دانم اصلاً اهمیت ندارد.
175.کمتر اتفاق می‌افتد که تحت تأثیر یک موقعیت، چیزی بگویم که بعداً از گفتن آن شدیدأ متأسف شوم.
176.اگر از من بخواهند که در یک کار خیریه شرکت کنم:
177.کدام یک از این سه کلمه، با دو کلمه دیگر جور نیست.
178.نسبت “به زودی” به “هرگز” مثل نسبت “نزدیک” است به:
179.اگر عمل ناشایسته‌ای در بین جمع از من سر بزند، می‌توانم بزودی آن را فراموش کنم.
180.من به عنوان شخصی شهرت دارم که تقریباً همواره درباره هر مسئله ای، نظری دارد.
181.تصور می‌کنم که بهتر می‌توانم:
182.مرا شخصی پرشور و شوق می‌دانند.
183.به کاری علاقه دارم که امکان تغییرات، فعالیت‌های متنوع و امکان مسافرت را فراهم کند، حتی اگر با خطراتی همراه باشد.
184.شخص موشکافی هستم که همیشه سعی دارد کارها را تا آنجا که ممکن است به خوبی انجام دهد.
185.از کاری خوشم می‌آید که مستلزم توجه و دقت عمل است .
186.از جمله افراد فعالی هستم که همواره خود را با کاری مشغول می‌کنند .
187.اطمینان دارم که هیچ سؤالی را ازقلم نینداخته‌ام و به همه سؤالات صادقانه پاسخ داده‌ام.

🌿 اگر ذهنتان درگیر است، تنها نیستید

بسیاری از افراد در بخش‌هایی از زندگی خود با اضطراب، فشارهای روانی یا احساس سردرگمی روبرو می‌شوند. در چنین شرایطی، گفت‌وگو با یک درمانگر، می‌تواند کمک کند تا ذهن آرام‌تر و مسیر زندگی روشن‌تر شود. اگر احساس می‌کنید به همراهی و حمایت نیاز دارید، می‌توانید برای مشاوره حضوری یا آنلاین پیام دهید.

3.8 60 رای ها
رأی دهی به مقاله

2 نظر