اختلالات اضطرابی با عوارض زیادی همراهند و اغلب مزمن شده و نسبت به درمان مقاوم هستند. نسبت ابتلای زنان تقریبا دو برابر مردان است.
اختلالات اضطرابی از شایعترین اختلالات روانی هستند که ابعاد زیستی، روانشناختی و اجتماعی گستردهای دارند. تبیین این اختلالات در مکاتب مختلف روانشناسی تفاوتهای مفهومی و درمانی قابلتوجهی دارد. در این مقاله، اختلالات اضطرابی از دو منظر مهم بررسی میشوند: نخست، رویکرد کاپلان و سادوک بهعنوان نماینده دیدگاه زیستی–روانی–اجتماعی مدرن در روانپزشکی، و دوم، دیدگاه روانکاوی فروید بهعنوان یکی از بنیانهای نظری کلاسیک در فهم اضطراب.
مقدمه
اضطراب حالتی هیجانی است که با احساس نگرانی، تنش و برانگیختگی فیزیولوژیک همراه است. اگرچه اضطراب در حد طبیعی نقش سازگارانهای در بقا و تطابق فرد دارد، اما در صورت شدت، تداوم یا عدم تناسب با موقعیت، میتواند به اختلالات اضطرابی منجر شود. شناخت ماهیت اضطراب و اختلالات ناشی از آن، همواره مورد توجه نظریهپردازان روانپزشکی و روانشناسی بوده است. کاپلان و سادوک با رویکردی بالینی و مبتنی بر شواهد، و فروید با رویکردی دینامیک و ناهشیارمحور، دو چارچوب مهم در این زمینه ارائه کردهاند.
اختلالات اضطرابی از دیدگاه کاپلان و سادوک
در خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک، اختلالات اضطرابی بهعنوان گروهی از اختلالات تعریف میشوند که ویژگی اصلی آنها اضطراب یا ترس بیشازحد و پایدار همراه با اجتناب رفتاری و علائم جسمانی است. این اختلالات مطابق طبقهبندی DSM شامل موارد زیر هستند:
- اختلال اضطراب فراگیر (GAD)
- اختلال پانیک
- آگورافوبیا
- فوبی اختصاصی
- فوبی اجتماعی (اختلال اضطراب اجتماعی)
- اختلال اضطراب جدایی (در طبقهبندیهای جدید)
مبانی زیستی
کاپلان و سادوک بر نقش عوامل زیستی تأکید قابلتوجهی دارند، از جمله:
- ناهنجاریهای نوروترانسمیتری (بهویژه GABA، سروتونین و نوراپینفرین)
- فعالیت بیشازحد آمیگدالا و مدارهای ترس
- زمینه ژنتیکی و وراثتپذیری متوسط تا بالا در برخی اختلالات اضطرابی
عوامل روانشناختی و اجتماعی
- سبکهای شناختی ناکارآمد
- شرطیسازی کلاسیک و عامل
- تجارب استرسزای زندگی
- عوامل فرهنگی و خانوادگی
درمان
درمان در رویکرد کاپلان و سادوک غالباً ترکیبی است:
- دارودرمانی (SSRIs ، SNRIs، بنزودیازپینها)
- رواندرمانی شناختی–رفتاری (CBT)
- آموزش مهارتهای مقابلهای و مدیریت استرس
مفهوم اضطراب در نظریه فروید
فروید اضطراب را پدیدهای مرکزی در نظریه روانکاوی میدانست. او در نظریه نهایی خود، اضطراب را بهعنوان سیگنالی از سوی «من» (Ego) تعریف کرد که فرد را از خطر درونی یا بیرونی آگاه میسازد.
فروید سه نوع اضطراب را مطرح کرد:
- اضطراب واقعی (Realistic Anxiety): واکنش به خطرات واقعی محیطی
- اضطراب نوروتیک (Neurotic Anxiety): ترس از ناتوانی «من» در کنترل تکانههای نهاد
- اضطراب اخلاقی (Moral Anxiety): ناشی از تعارض بین «من» و «فرامن» و احساس گناه
از دیدگاه فروید، اختلالات اضطرابی نتیجه تعارضهای حلنشده دوران کودکی، واپسرانی تکانههای نهاد و شکست مکانیزمهای دفاعی هستند. نشانههای اضطرابی، تجلی نمادین این تعارضهای ناهشیار محسوب میشوند.
هدف درمان در رویکرد فرویدی، افزایش بینش نسبت به تعارضهای ناهشیار ، تحلیل رؤیاها، لغزشهای کلامی و انتقال، تقویت «من» برای مدیریت اضطراب است. درمان معمولاً طولانیمدت و مبتنی بر تداعی آزاد است.
مقایسه دیدگاه کاپلان و فروید
| مؤلفه | کاپلان و سادوک | فروید |
|---|---|---|
| ماهیت اضطراب | اختلال بالینی چندعاملی | تعارض ناهشیار |
| تأکید اصلی | زیستی–روانی–اجتماعی | تعارضهای روانی |
| نقش ناهشیار | محدود | محوری |
| درمان | دارو + CBT | روانکاوی |
| هدف درمان | کاهش علائم و بهبود عملکرد | افزایش بینش و حل تعارض |
منبع : خلاصه روانپزشکی علوم رفتاری/روانپزشکی بالینی-کاپلان و سادوک،ترجمه دکتر فرزین رضاعی
🌿 آیا نیاز به مشاوره دارید؟
در مقاطع مختلف زندگی، گفتوگو با یک مشاور میتواند مسیرتان را روشنتر کند.
جهت رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین، با ما در ارتباط باشید.