دانشنامه روانشناسی مردمی
خانه ای برای رشد فردی و خودشناسی

تحلیل روانکاوانه از جنگ آمریکا با ایران

در سطح بین‌المللی، فرافکنی به شکل شیطان‌سازی دیگری ظاهر می‌شود

جنگ ایران و آمریکا

وقتی فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی افزایش می‌یابند، تروماهای گذشته فعال شده و ملت‌ها دچار واپس‌روی (Regression) می‌شوند.

توجه اخلاقی: بازنشر یا استفاده از مقالات سایت، بدون ذکر منبع و گرفتن اجازه صاحب اثر از لحاظ اخلاقی و حقوقی صحیح نیست.

بررسی جنگ صرفاً در سطح اقتصادی، نظامی و سیاسی، درک کاملی از پویایی‌های آن ارائه نمی‌دهد. رویکرد روان‌کاوانه تلاش می‌کند لایه‌های ناهشیار، ساختارهای روانی جمعی، و مکانیسم‌های دفاعی فعال در سطح رهبران و توده‌ها را تحلیل کند.

روابط بین‌الملل سنتی بر این فرض استوار است که حکومت ها بازیگرانی عقلانی هستند که بر اساس منافع ملی و سود مادی عمل می‌کنند. با این حال، تکرار رفتارهای خودتخریب‌گر، بن‌بست‌های فرساینده و اصرار بر فانتزی‌های نابودگرانه در خاورمیانه نشان می‌دهد که متغیرهای غیرعقلانی و ناخودآگاه به شدت در کارند. این مقاله تلاش می‌کند، نشان دهد که چگونه نهادهای سیاسی و ساختارهای اقتصادی، تجسم تعارضات درون‌روانی (Intrapsychic) ملت‌ها هستند.

تحلیل تنش‌های میان ایران، اسرائیل و آمریکا از منظر روانکاوی و به ویژه نظریه روابط ابژه (Object Relations Theory)، ما را از سطح تحلیل‌های سیاسی و نظامی فراتر برده و به لایه‌های عمیق‌تر روانی، یعنی نحوه شکل‌گیری «دیگری» در ناخودآگاه جمعی می‌برد. در این دیدگاه، دولت‌ها و ملت‌ها مانند افرادی عمل می‌کنند که الگوهای اولیه دلبستگی، تروماها و مکانیسم‌های دفاعی خود را در صحنه جهانی بازنمایی (Enactment) می‌کنند.

متغیرهای ساختاری: بستر سیاسی و اقتصادی

پیش از ورود به تحلیل روانی، باید بسترهای سیاسی و اقتصادی که به عنوان ظرف (Container) برای اضطراب‌های جمعی عمل می‌کنند را بررسی کرد:

  • بعد اقتصادی: تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، در سطح روان‌شناختی به عنوان یک محرومیت ابژه‌ای (Object Deprivation) و تهدید بقا عمل می‌کند. کاهش قدرت خرید و انزوای مالی، احساس ناامنی بنیادین را در جامعه تقویت کرده و تمایل به گسست‌های روانی و پرخاشگری را افزایش می‌دهد.
  • بعد سیاسی: شامل بحران هژمونی در منطقه و تضاد ایدئولوژیک است. اسرائیل بقای خود را در گرو بازدارندگی مطلق نظامی می‌بیند و ایران نفوذ منطقه‌ای را عمق استراتژیک خود می‌داند. ایالات متحده نیز به عنوان ناظم هژمونیک، در پی حفظ توازن قواست.

تا زمانی که مکانیسم‌های دفاعیِ بدوی (مانند انکار و دوپارگی) بر تفکر عقلانی غلبه داشته باشند، هرگونه توافق سیاسی یا اقتصادی موقتی خواهد بود، زیرا ریشه‌های روانی منازعه در اعماق ناخودآگاه جمعی تشنه‌یِ بازتولیدِ تروما هستند.

تحلیل روانکاوانه از شرایط کنونی

۱. موضع پارانوئید-اسکیزوئید و مکانیسم دوپارگی (Splitting)

ملانی کلاین معتقد بود انسان‌ها در مواجهه با اضطراب‌های شدید، به موضع پارانوئید-اسکیزوئید پناه می‌برند. در این وضعیت، جهان به دو بخش مطلق تقسیم می‌شود: ابژه خوب (خودمان و متحدان) و ابژه بد (دشمن). نظام های سیاسی در ایران و آمریکا/اسرائیل ، دیگری را به عنوان منبع مطلق شرارت بازنمایی می‌کنند. اصطلاحاتی مانند «شیطان بزرگ» یا «محور شرارت»، نمونه‌های بارز دوپارگی (Splitting) هستند. در این حالت، هیچ فضای خاکستری وجود ندارد. ابژه بد (دشمن) باید کاملاً نابود شود تا ابژه خوب (من) احساس امنیت کند. این یک مکانیسم دفاعی برای مدیریت ترس از نابودی است.

۲. همانندسازی فرافکنانه (Projective Identification)
در این فرایند، یک گروه (یا ملت) بخش‌های غیرقابل‌تحمل و خشونت‌آمیز وجود خود را به طرف مقابل نسبت می‌دهد،(فرافکنی) و سپس به گونه‌ای رفتار می‌کند که طرف مقابل واقعاً همان رفتار خصمانه را نشان دهد. وقتی ایران یا اسرائیل طرف مقابل را به عنوان یک «موجودیت متجاوز» تعریف می‌کنند، هر حرکت دفاعی طرف مقابل، تاییدی بر آن فرافکنی می‌شود. این زنجیره باعث می‌شود که طرفین در یک بن‌بست روانی گرفتار شوند که در آن هر دو احساس می‌کنند قربانی هستند و تنها راه باقی‌مانده، حمله پیش‌دستانه است.

۳. ترومای انتخابی و هویت گروهی
وامیک ولکان، روانکاو سیاسی، مفهوم ترومای انتخابی (Chosen Trauma) را مطرح می‌کند. این‌ها زخم‌های تاریخی هستند (مانند کودتای ۲۸ مرداد برای ایران، یا هولوکاست برای یهودیان) که در هویت جمعی حک شده‌اند. در وضعیت کنونی، این تروماها مانند زخم‌های باز عمل می‌کنند. ایران، حضور آمریکا را تکرار تجربه استعمار و تحقیر تاریخی می‌بیند؛ در حالی که اسرائیل، تهدیدهای ایران را تکرار تروماهای موجودیتی گذشته درک می‌کند. وقتی تروما فعال می‌شود، زمان حال فرو می‌ریزد و تصمیمات سیاسی نه بر اساس واقعیت‌های کنونی، بلکه بر اساس وحشت‌های تاریخی گرفته می‌شوند.

بازیگر سیاسی ترومای انتخابی تاریخی بازنمایی روانی در منازعه کنونی
ایران کودتای ۲۸ مرداد – جنگ ایران و عراق ترس از دست رفتن عاملیت، تحقیر استعماری و بی‌اعتمادی مطلق به غرب
اسرائیل هولوکاست  ترس مداوم از نابودی و نیاز به کنترل همه‌جانبه
آمریکا تروماهای گروگان‌گیری – ۱۱ سپتامبر جراحت خودشیفتگی هژمونیک و نیاز به بازگرداندن اتوریته

۴. فقدان محیط نگهدارنده و فضای انتقالی
وینیکات از مفهوم محیط نگهدارنده (Holding Environment) سخن می‌گوید؛ فضایی که در آن تنش‌ها بدون تبدیل شدن به خشونت، تحمل می‌شوند. در روابط بین‌الملل فعلی، این محیط (که می‌تواند دیپلماسی یا نهادهای بین‌المللی باشد) شکسته شده است. وقتی فضای انتقالی یا فضای گفتگو از بین می‌رود، تنها چیزی که باقی می‌ماند کنش‌نمایی (Acting Out) است. یعنی به جای فکر کردن به تعارض، آن را به صورت فیزیکی (موشک و ترور) اجرا می‌کنیم. جنگ در واقع شکستِ نمادپردازی و پیروزیِ کنش‌نمایی است.

۵. نقش تحریم های اقتصادی و جبرانِ اختگی

تحریم‌ها در سطح ناخودآگاه، تجربه‌ی «مادرِ دریغ‌کننده» را بازتولید می‌کنند که منجر به خشم دهانی و تمایل به تخریب ابژه (نظم جهانی) می‌شود. در روابط بین‌الملل، قدرت نظامی اغلب به عنوان نمادی از فالوس (Phallus) عمل می‌کند. ملت‌هایی که احساس می‌کنند از نظر اقتصادی یا سیاسی ضعیف شده‌اند، با تمرکز بر تسلیحات، در واقع با «اضطراب اختگی» و ترس از ناتوانی مقابله می‌کنند.

۶. هویت جمعی و خود بزرگ‌پندار (Collective Narcissism)

هر کشور خود را حامل یک «رسالت تاریخی» یا «حقانیت اخلاقی» می‌بیند. این امر در ایران با مفاهیم مقاومت و استقلال، در آمریکا با ایده رهبری جهانی، و در اسرائیل با بقا و امنیت تاریخی گره خورده است. تهدید این هویت‌ها، واکنش‌های شدید و گاه غیرمنطقی ایجاد می‌کند. در روان‌کاوی، آسیب به خودشیفتگی اغلب به پرخاشگری منجر می‌شود؛ جنگ می‌تواند تجلی این پرخاشگری باشد.

راه حل بحران

راه حل روانکاوانه برای این بحران، گذار از موضع پارانوئید به موضع افسرده‌وار(Depressive Position) است. در این مرحله، فرد (یا ملت) متوجه می‌شود که «ابژه بد» و «ابژه خوب» در واقع یک نفر هستند. یعنی دشمن هم انسانیت دارد و خودِ ما هم بی‌نقص نیستیم. این گذار مستلزم سوگواری است؛ سوگواری برای این واقعیت که ما نمی‌توانیم کنترل مطلق بر جهان داشته باشیم و دشمن هرگز کاملاً ناپدید نخواهد شد. تا زمانی که طرفین از فانتزیِ «پاکسازی جهان از شر» دست نکشند، چرخه‌ی خشونت و جنگ ادامه خواهد داشت. برای خروج از این وضعیت، نیاز به نوعی «درمان جمعی» است که در آن طرفین بتوانند به جای فرافکنیِ سایه‌های خود بر دیگری، با واقعیت‌های دردناک و تروماهای خود روبرو شوند.

🌿 آیا نیاز به مشاوره دارید؟

در مقاطع مختلف زندگی، گفت‌وگو با یک مشاور می‌تواند مسیرتان را روشن‌تر کند.
جهت رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین، با ما در ارتباط باشید.

📱 ارتباط با ما : ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸
۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها