دانشنامه روانشناسی مردمی
مدرسه ای برای رشد فردی و خودشناسی

جراحی‌ زیبایی از دید روانکاوی

بدن برای یک فرد چه معنایی دارد و از طریق تغییر بدن در پی تغییر چه چیزی در زندگی روانی اش است؟

زیر پوست

جراحی زیبایی به مثابه زبان بدن است. از منظر روانکاوی، بدن می‌تواند به زبان تبدیل شود. فرد ممکن است با بدن خود چیزی را بیان کند که هنوز نتوانسته با کلمات بیان کند.

توجه اخلاقی: بازنشر یا استفاده از مقالات سایت، بدون ذکر منبع و گرفتن اجازه صاحب اثر از لحاظ اخلاقی و حقوقی صحیح نیست.

به گزارش انجمن بین‌المللی جراحی زیبایی (ISAPS)، در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۲۰ هزار عمل جراحی و غیرجراحی زیبایی انجام گرفته است و از این نظر ایران در میان ده کشور اول دنیا است. در میان اعمال جراحی زیبایی در دنیا، بزرگ کردن پستان رایج‌ترین عمل است در حالیکه در ایران جراحی بینی شایعترین جراحی زیبایی است. ایران از نظر تعداد جراحی بینی در دنیا پنجم است و در سال ۲۰۲۴، حدود ۴۰ مورد جراحی زیبایی بینی در ایران انجام گرفته است. علاوه بر این شمار مردان متقاضی جراحی زیبایی بینی نیز نسبت به سال‌های گذشته افزایش پیدا کرده است. در میان روش‌های زیبایی غیرجراحی، بوتاکس (تزریق سم بوتولینوم) در ایران رایج‌ترین روش بوده است.

جراحی بینی، لیفت صورت، تزریق و کاشت سینه یا هر نوع مداخله زیبایی لزوماً نشانه آسیب‌شناسی نیست. مسئله روان‌کاوی این نیست که جراحی زیبایی را ذاتاً بیمارگونه معرفی کند؛ بلکه می‌خواهد بفهمد چه خیال‌پردازی‌های ناهشیار، تعارض‌ها و نیازهای نارسیستیک ممکن است پشت میل به تغییر بدن قرار گرفته باشند. آلساندرا لما، که یکی از مهم‌ترین روان‌کاوان معاصر در زمینه بدن و اصلاح بدن است، دقیقاً چنین رویکردی را دنبال می‌کند. او در کتاب Under the Skin: A Psychoanalytic Study of Body Modification و مقاله مهم خود با عنوان Copies Without Originals: The Psychodynamics of Cosmetic Surgery به بررسی همین مسئله پرداخته است.

این مقاله به بررسی ابعاد روان‌شناختی و روان‌کاوانه اصلاح بدن (Body Modification) می‌پردازد. یافته‌های کلیدی نشان می‌دهند که اصلاحات گسترده و وسواسی بدن، فراتر از یک انتخاب زیبایی‌شناختی، بیانگر تلاش فرد برای مدیریت دردهای روانی، بازپس‌گیری هویت و مدیریت فرآیندهای ناخودآگاه است. از دید لما، بدن می‌تواند همچون یک بوم (Canvas) باشد که داستان‌های ناگفته، تروماهای اولیه و تعارضات مربوط به وابستگی بر روی آن نقش می‌بندند. انسان فقط با بدن زیستی خود زندگی نمی‌کند؛ بلکه بدن را رواناً تجربه می‌کند. بدن می‌تواند حامل خاطره، فانتزی، اضطراب، میل، شرم، خشم، عشق و احساس هویت باشد. بنابراین وقتی فرد بدن خود را تغییر می‌دهد، پرسش روان‌کاوانه این است که این تغییر برای او چه معنایی دارد؟

بدن در روان‌کاوی: از جسم زیستی تا بدن روانی

در نگاه پزشکی، بدن یک واقعیت آناتومیک است؛ اما در روان‌کاوی، بدن همیشه بیش از بدن زیستی است. بدن تجربه می‌شود، دیده می‌شود، لمس می‌شود، درباره‌اش خیال‌پردازی می‌شود و در رابطه با دیگران معنا پیدا می‌کند. کودک از همان آغاز زندگی بدن خود را در رابطه با مراقبت‌کننده تجربه می‌کند. احساس در آغوش گرفته شدن، نگاه شدن، لمس شدن، مورد علاقه بودن یا شرمنده شدن، به تدریج به ساختن تصویری روانی از بدن کمک می‌کند.

بنابراین انسان در نهایت فقط یک بدن ندارد؛ بلکه تصویری از بدن خود در ذهن دارد. به همین دلیل ممکن است دو نفر که از نظر ظاهری تفاوت بسیار اندکی دارند، تجربه کاملاً متفاوتی از بدن خود داشته باشند. یکی ممکن است ویژگی ظاهری خود را طبیعی بداند و دیگری همان ویژگی را فاجعه تجربه کند.

فردی ممکن است بگوید: «من از بینی‌ام خوشم نمی‌آید». این جمله می‌تواند واقعاً فقط به ظاهر بینی مربوط باشد. اما ممکن است معنایی پیچیده‌تر داشته باشد. مثلاً: «با این بینی زشت به نظر می‌رسم». اما در سطح عمیق‌تر: «اگر زشت باشم، دیگران مرا نمی‌خواهند.» و در سطحی باز هم عمیق‌تر: «اگر دیگران مرا نخواهند، یعنی ارزشمند نیستم.»

در این شرایط، بینی دیگر فقط یک عضو بدن نیست؛ بلکه حامل احساس ارزشمندی یا بی‌ارزشی فرد است. البته چنین زنجیره‌ای نباید به هر فرد متقاضی جراحی نسبت داده شود؛ بلکه نمونه‌ای از معنای روان‌کاوانه‌ای است که ممکن است در بعضی موارد وجود داشته باشد.

ایگوی بدنی

نگاه دیگری: من چگونه دیده می‌شوم؟

یکی از مهم‌ترین ابعاد روان‌کاوانه بدن، مسئله نگاه دیگری است. انسان فقط خودش را در آینه نمی‌بیند؛ بلکه خود را تا حد زیادی از طریق این پرسش تجربه می‌کند که: «دیگران مرا چگونه می‌بینند؟». فرد ممکن است ساعت‌ها جلوی آینه بایستد، عکس‌های خود را بررسی کند، زوایای صورتش را مقایسه کند و به دنبال کوچک‌ترین نقص بگردد. در اینجا موضوع صرفاً دیدن نیست؛ مسئله می‌تواند تبدیل شدن به موضوع نگاه باشد.

کتاب Under the Skin در سال ۲۰۱۰ منتشر شد و یکی از آثار مهم لما در زمینه روان‌کاوی بدن است. او در این کتاب به اصلاحات زیبایی، خالکوبی، پیرسینگ و سایر اشکال تغییر بدن می‌پردازد و معتقد است که در برخی افراد، نیاز شدید به تغییر سطح بدن ریشه در دنیای درونی فرد، یعنی آنچه زیر پوست جریان دارد پیدا می‌کند.

یکی از ایده‌های مهم در آثار لما این است که رابطه ما با بدن از ابتدا در روابط شکل می‌گیرد. در آثار بعدی او نیز بر مفهوم Body-Self و کیفیت سرمایه‌گذاری روانی اولیه بر بدن تأکید شده است. مثلاً در مقاله‌ای درباره «پیوند زیبایی‌شناختی» میان بیمار و درمانگر، لما درباره بیمارانی صحبت می‌کند که در سال‌های نخست زندگی تجربه‌ای ناکافی از سرمایه‌گذاری روانی بر بدن-خود داشته‌اند. این دیدگاه کمک می‌کند بفهمیم چرا برای بعضی افراد بدن فقط یک ظاهر نیست؛ بلکه یکی از اصلی‌ترین محل‌های سازمان یافتن خود است.

نکته کلیدی در نظریه لما این است: برای فهمیدن معنای دستکاری بدن، نباید فقط به خود بدن نگاه کنیم؛ باید به فانتزی‌ای نگاه کنیم که بدن در حال اجرای آن است. به بیان دیگر، بدن گاهی تبدیل به یک صحنه نمایش روان می‌شود.

سه خیال‌پردازی مهم در نظریه لما درباره جراحی زیبایی

لما در چارچوب نظریه روابط ابژه، سه دسته خیال‌پردازی ناخودآگاه را برای فهم بعضی از الگوهای مراجعه به جراحی زیبایی مطرح می‌کند.

۱. فانتزی بازپس‌گیری بدن (Reclaiming Fantasy)

در این حالت، فرد ممکن است بخشی از بدن خود را به شکل چیزی تجربه کند که: «متعلق به من نیست» یا حتی: «این بخش از بدن آلوده، بیگانه یا نفرت‌انگیز است» . یعنی جراحی ممکن است در سطح ناهشیار به تلاش برای بیرون راندن یا جدا کردن ابژه‌ای تجربه‌شده به‌عنوان بیگانه یا آلوده تبدیل شود.

در اینجا جراحی دیگر صرفاً زیباتر شدن نیست؛ بلکه می‌تواند نوعی بازپس‌گیری بدن باشد. فرد گویی می‌گوید: «این دیگر بدن قبلی من نیست.»

۲. فانتزی خودساخته (Self-Made Fantasy)

در این حالت، جراحی زیبایی می‌تواند به فرد این احساس را بدهد که: «من می‌توانم خودم را از نو بسازم». در اینجا مسئله فقط زیباتر شدن نیست؛ بلکه نوعی استقلال افراطی از وابستگی مطرح می‌شود.

فرد ممکن است ناخودآگاه بخواهد چنین چیزی را تجربه کند: «من خودم را می‌سازم و برای تبدیل شدن به چیزی که می‌خواهم، به دیگری نیاز ندارم». لما این وضعیت را نوعی عقب‌نشینی روانی از واقعیت وابستگی می‌داند؛ یعنی فرد به جای پذیرفتن اینکه هویت و خود انسان در رابطه با دیگری شکل می‌گیرد، ممکن است به خیال «خودساخته بودن» پناه ببرد.

این نکته از نظر روان‌کاوی بسیار مهم است، زیرا انسان همیشه در ساختن خود کاملاً مستقل نیست. ما خودمان را در روابط می‌سازیم.

۳. فانتزی تطابق کامل (Perfect-Match Fantasy)

گاهی فرد از طریق جراحی به دنبال ساختن یک خود ایده‌آل است؛ خودی که تصور می‌کند اگر به آن تبدیل شود، سرانجام به اندازه کافی دوست‌داشتنی خواهد بود.

خیال ناهشیار ممکن است چیزی شبیه این باشد: «اگر زیبا شوم، آدم مناسب سراغم خواهد آمد.» یا «اگر این‌گونه به نظر برسم، بالاخره کسی مرا همان‌طور که می‌خواهم دوست خواهد داشت». در این وضعیت، جراحی می‌تواند به تلاشی برای پیشگیری از درد از دست دادن ابژه‌ای که قرار بود فرد را دوست داشته باشد و بخواهد، تبدیل شود. در اینجا بدن تبدیل می‌شود به نوعی آگهی برای عشق.

نوع فانتزی
عملکرد روانی
هدف اصلی
فانتزی بازپس‌گیری 
نجات خود از یک حضور بیگانه یا آلوده در بدن.
بیرون راندن ابژه‌ای که حس می‌شود بدن را اشغال کرده است.
فانتزی خودساختگی
حمله حسادت‌آمیز به ابژه و انکار وابستگی.
باور به اینکه فرد می‌تواند خودش را خلق کند و نیازی به دیگری ندارد.
فانتزی تطابق کامل
خلق یک بدن ایده‌آل برای تضمین عشق و اشتیاق دیگری.
همجوشی میان خودِ ایده‌آل و ابژه ایده‌آل.

نارسیسیسم و جراحی زیبایی

نارسیسیسم در معنای روان‌کاوانه صرفاً به معنی خودشیفتگی یا دوست داشتن بیش از حد خود نیست. مسئله می‌تواند برعکس باشد: خود فرد آن‌قدر شکننده است که دائماً به تأیید بیرونی نیاز دارد. در این حالت، ظاهر می‌تواند به ابزار تنظیم عزت نفس تبدیل شود.

فرد ممکن است احساس کند: «اگر زیبا باشم، خوبم.» یا «اگر دیگران جذبم شوند، ارزشمندم.» یا «اگر صورتم جوان باشد، هنوز مهم هستم» . بنابراین بدن به یک سطح حساس برای تنظیم خود-ارزشمندی تبدیل می‌شود. لما نیز در تحلیل بدریخت‌انگاری بدن، اشتغال شدید با بخش زشت بدن را به یک اختلال نارسیستیک زیرین، پیوند می‌دهد و بر نقش همانندسازی‌ها، سوپرایگو و رابطه اولیه با ابژه مطلوب تأکید می‌کند.

سوپرایگو و منتقد درون

گاهی مشکل اصلی این نیست که فرد واقعاً زشت است یا نیست؛ بلکه این است که معیارهای درونی او برای زیبا بودن بی‌رحمانه‌اند. صدای درونی ممکن است بگوید: «هنوز کافی نیست.» یا «صورتت پیر شده.» یا «بدنت جذاب نیست.» یا «باید بهتر باشی.»

در چنین شرایطی، حتی بعد از جراحی ممکن است رضایت پایدار ایجاد نشود، زیرا مشکل در خودِ استاندارد ارزیابی است. لما، بر این نکته تأکید می‌کند که شدت این اختلال می‌تواند با غلبه نوعی همانندسازی با یک سوپرایگوی بیش از حد سخت‌گیر ارتباط داشته باشد. بنابراین گاهی فرد بدن خود را از بیرون جراحی می‌کند، اما منتقد درونی را جراحی نمی‌کند.

چرا گاهی یک جراحی به جراحی بعدی منجر می‌شود؟

از دید روان‌کاوانه، در برخی افراد ممکن است پس از اصلاح یک ویژگی، نقص جدیدی پیدا شود. مثلاً: بینی اصلاح می‌شود؛ بعد چانه مشکل‌دار می‌شود؛ بعد پوست؛ بعد شکم؛ بعد چشم‌ها. این مسئله به تنهایی تشخیص روان‌پزشکی محسوب نمی‌شود، اما وقتی اشتغال ذهنی شدید، نارضایتی پایدار و ناتوانی در پذیرش نتیجه وجود داشته باشد، باید احتمال اختلال بدریخت‌انگاری بدن را جدی گرفت. در این اختلال، فرد ممکن است نقصی را بسیار بزرگ تجربه کند در حالی که برای دیگران ناچیز باشد.

جراحی زیبایی و مسئله هویت

بعضی افراد پس از یک تجربه مهم زندگی ــ مانند پایان رابطه، طلاق، ورود به مرحله جدید زندگی، بحران هویت یا تجربه سوگ ــ به تغییر شدید ظاهر خود تمایل پیدا می‌کنند. در اینجا جراحی ممکن است معنایی نمادین پیدا کند: «من آدم قبلی نیستم.»

بدن تبدیل به ابزاری برای اعلام یک هویت جدید می‌شود. این می‌تواند کاملاً سازگارانه باشد؛ انسان‌ها واقعاً گاهی با تغییر بدن، تغییر مرحله‌ای از زندگی را به رسمیت می‌شناسند. اما در موارد دیگر، ممکن است جراحی در خدمت انکار یک سوگ یا فرار از یک وضعیت روانی دردناک قرار گیرد. مثلاً: «من پیر نمی‌شوم.» یا «من هنوز همان فرد قبلی هستم.» یا «من اجازه نمی‌دهم بدنم چیزی را درباره زندگی‌ام به من یادآوری کند.»

در چنین وضعیتی، مسئله جراحی ممکن است با انکار، دفاع های نارسیستیک و دشواری پذیرش گذر زمان گره بخورد.

بدن مونادیک در مقابل بدن دیادیک

این دسته‌بندی‌ها اولین بار توسط جامعه‌شناس برجسته، آرتور فرانک (Arthur Frank – ۱۹۹۱)، مطرح شد

۱. بدن مونادیک (Monadic Body): بدن مونادیک بدنی است که به روی خود بسته شده و حالتی درون‌گرا دارد. پویایی و تمرکز اصلی این نوع تجربه بدنی بر محور مصرف (Consumption) می‌چرخد. در این حالت، فرد بدن خود را به عنوان موضوعی مجزا و مستقل از دیگران می‌بیند که باید به طور مداوم اصلاح، بهینه‌سازی، تزیین و تغذیه شود. صنعت زیبایی و برنامه‌های تلویزیونی تغییر ظاهر (Makeover) به شدت از این نگاهِ مونادیک به بدن تغذیه کرده و آن را بازتولید می‌کنند

این سیستم‌ها با بهره‌برداری هوشمندانه از اضطراب‌های درونی ما درباره بدن، ظاهر و پیری، ما را متقاعد می‌کنند که این موارد صرفاً مشکلاتی هستند که با مصرفِ محصولات و خدمات (از کرم‌های ضدچروک گرفته تا جراحی‌های زیبایی مکرر) حل می‌شوند؛ نه حقایق ناگزیر بیولوژیکی که باید آن‌ها را پذیرفت. در این حالت، کالبد فرد عملاً به یک اکسسوری تبدیل می‌شود که اگر از آن راضی نباشد، ترغیب می‌شود آن را با یک نسخه جدیدتر و بهتر معاوضه کند.

۲. بدن دیادیک یا ارتباطی (Dyadic / Communicative Body) : بدن دیادیک یا ارتباطی بدنی است که هویت و معنای آن در روابط متقابل و دوجانبه با دیگران شکل می‌گیرد. هدف اصلی این بدن، برقراری ارتباط با دنیای بیرون و ابرازِ مستقیم تجربه‌های حسی و روانی خود به دیگران است؛ خواه این تجربه درد باشد و خواه لذت و شادی. بدن دیادیک بدنی است گشوده، رابطه‌مند و ابزارگر که احساسات عمیق درونی را به زبانِ کالبدی برای «دیگری» ترجمه می‌کند

فرانک اشاره می‌کند که بدن ارتباطی پتانسیل بالایی برای تحقق‌های پراکنده و گوناگون دارد. در این الگو، گشودگی و پراکندگی حسی دیگر تهدیدی برای گسست و فروپاشیِ روانی به شمار نمی‌رود، بلکه برعکس، بستر سازنده‌ای برای تجربه لذت، بیانگری عاطفی و برقراری پیوندهای عمیق انسانی فراهم می‌کند.

این ویژگیِ سیال و گشوده در بدن دیادیک، با تئوری‌های روانکاوی درباره تصویر ذهنی بدن (مانند نظریه پل شیلدر – ۱۹۵۰) پیوند نزدیکی دارد. شیلدر توضیح می‌دهد که تصویر ذهنی ما از بدنمان ایستا و صلب نیست؛ بلکه جریانی پویاست که مدام از حالت‌های منسجم به سمت گسستگی و فروپاشی حرکت می‌کند و دوباره به یک کلیت منسجم بازمی‌گردد.

دستکاری بدن به عنوان خود درمانی

برخی افراد از طریق تغییر بدن تلاش می‌کنند درد روانی خود را تنظیم کنند. لما این وضعیت را با خوددرمانی مقایسه می‌کند: همان‌طور که بعضی افراد ممکن است برای کنار آمدن با درد روانی به الکل یا مواد روی بیاورند، بعضی افراد ممکن است با تغییرات مکرر در بدن خود تلاش کنند احساس ناخوشایند درونی را کنترل یا تسکین دهند. او حتی اشاره می‌کند که برای برخی افراد، تکرار اعمال زیبایی یا تتو ممکن است به صورت رفتاری بسیار اجبارگونه تجربه شود.

اینجا یک تحول مفهومی مهم رخ می‌دهد: بدن از موضوع زیبایی به ابزار تنظیم روان تبدیل می‌شود.

اصلاح و تغییر بدن، زمانی که به صورت اجباری و مفرط انجام شود، تلاشی است برای درمان دردهای روانی از طریق دستکاری فیزیکی. این اقدامات نشان‌دهنده تعارضی عمیق با واقعیتِ بدن‌مند بودن و وابستگی انسان است. در دنیایی که رسانه‌ها، کمال مطلوب را به ما نشان می دهند، بدن به مکانی برای عمل‌کردنِ (Acting out) فانتزی‌های ناخودآگاه تبدیل می‌شود تا فرد از اضطراب‌های وجودی و تروماهای اولیه خود فرار کند.

تزیین های بدنی

چرا روان‌کاوی نمی‌گوید جراحی نکن؟

این نکته بسیار مهم است. روان‌کاوی نباید در جایگاه داور زیبایی قرار بگیرد. هدف آن نیست که به بیمار بگوید: «تو نباید بینی‌ات را عمل کنی». پرسش مهم‌تر این است: «فکر می‌کنی بعد از عمل چه چیزی درباره خودت، رابطه‌ات با دیگران و زندگی‌ات تغییر خواهد کرد؟» این پرسش می‌تواند عواطف پنهان را آشکار کند.

شواهد پژوهشی نشان می‌دهند که در بخشی از افراد، جراحی زیبایی می‌تواند تصویر بدنی و رضایت از ظاهر را بهبود دهد؛ با این حال آثار آن بر متغیرهایی مانند افسردگی، اضطراب و عزت‌نفس همیشه یکسان نیستند. همچنین، در افرادی که به اختلال بدریخت‌انگاری بدن مبتلا هستند، جراحی زیبایی معمولاً مشکل اصلی را حل نمی‌کند و می‌تواند با نارضایتی مداوم همراه باشد.

بنابراین روان‌کاوی مخالف زیبایی نیست. روان‌کاوی مخالف این توهم است که تغییر سطح بدن الزاماً تمام مشکلات زیر پوست را حل می‌کند.

از منظر روان‌کاوی، بدن می‌تواند به زبان تبدیل شود. فرد ممکن است با بدن خود چیزی را بیان کند که هنوز نتوانسته با کلمات بیان کند:

  • «من می‌خواهم دوباره خواستنی باشم.»
  • «نمی‌خواهم پیر شوم.»
  • «می‌خواهم خود قبلی‌ام را از بین ببرم.»
  • «می‌خواهم خودم را از نو بسازم.»
  • «می‌خواهم چیزی را که از آن متنفرم از خودم جدا کنم.»
  • «می‌خواهم نگاه دیگری را تغییر دهم.»

آلکساندرا لما نشان داد که دستکاری بدن را می‌توان به‌عنوان یک عمل روانی و حامل فانتزی دید، نه صرفاً یک عمل زیبایی‌شناختی.

در نهایت شاید عمیق‌ترین سؤال این باشد: «آیا فرد می‌خواهد بدنش را تغییر دهد، یا می‌خواهد از طریق بدنش چیزی را در خود و در نگاه دیگری تغییر دهد؟»

منابع :

  • Under the Skin: A Psychoanalytic Study of Body Modification  – Alessandra Lemma
  • Copies Without Originals: The Psychodynamics of Cosmetic Surgery – Alessandra Lemma

🌿 اگر ذهنتان درگیر است، تنها نیستید

بسیاری از افراد در بخش‌هایی از زندگی خود با اضطراب، فشارهای روانی یا احساس سردرگمی روبرو می‌شوند. در چنین شرایطی، گفت‌وگو با یک درمانگر، می‌تواند کمک کند تا ذهن آرام‌تر و مسیر زندگی روشن‌تر شود. اگر احساس می‌کنید به همراهی و حمایت نیاز دارید، می‌توانید برای مشاوره حضوری یا آنلاین پیام دهید.

5 1 رای
رأی دهی به مقاله

0 نظر