دانشنامه روانشناسی مردمی
مدرسه ای برای رشد فردی و خودشناسی

افزایش و نگهداری رفتار

ویژگی اساسی تقویت این است که رفتار را افزایش می‌دهد.

مبنای اصلی افزایش رفتار، تقویت است. تقویت فرایندی است که در آن یک پیامد پس از وقوع رفتار ارائه یا حذف می‌شود و در نتیجه احتمال وقوع دوباره آن رفتار افزایش می‌یابد.

توجه اخلاقی: بازنشر یا استفاده از مقالات سایت، بدون ذکر منبع و گرفتن اجازه صاحب اثر از لحاظ اخلاقی و حقوقی صحیح نیست.

افزایش رفتارهای موجود به فرایندی گفته می‌شود که طی آن احتمال وقوع یک رفتار که از قبل در خزانه رفتاری فرد وجود دارد، افزایش پیدا می‌کند. برای مثال، دانش‌آموزی که گاهی تکالیفش را انجام می‌دهد، ممکن است با استفاده از روش‌های رفتاری به‌گونه‌ای آموزش ببیند که انجام تکلیف به رفتاری منظم و پرتکرار تبدیل شود. در اینجا هدف، ایجاد یک رفتار کاملاً جدید نیست، بلکه افزایش فراوانی یا احتمال رفتار موجود است.

افزایش رفتارهاى موجود

۱) تقویت مثبت (positive reinforcement)

هرگاه بعد از پاسخی، محرکى را وارد محیط کنیم و آن محرک احتمال بروز پاسخ را افزایش دهد، به چنین محرکى تقویت‌کننده مثبت مى‌گویند؛ مثلاً اگر معلمى بعد از موفقیت شاگرد خود در امتحانات، او را به غذاى گرم دعوت کند و این باعث افزایش رفتار شاگرد (گرفتن نمرات عالى) شود، غذاى گرم، یک تقویت‌کننده است، اما اگر غذاى گرم موجب افزایش رفتار نشود، هرچند لذیذ باشد و شاگرد از خوردن آن احساس لذت کند، نمى‌توان آن را تقویت‌کننده دانست. بنابراین، هر تقویت‌کننده‌اى مى‌تواند یک پاداش باشد، اما هر پاداشى نمى‌تواند تقویت‌کننده باشد.

نمونه‌هایی از تقویت مثبت عبارت‌اند از تشویق کلامی (Verbal Praise)، ارائه امتیاز (Points) و جایزه (Reward).

۲) تقویت منفى (negative reinforcement)

تقویت منفى یعنى خارج کردن محرک از موقعیت، به منظور افزایش رفتار مطلوب. تقویت منفى همچون تقویت مثبت، احتمال بروز رفتار را افزایش مى‌دهد. تنها تفاوت بین این دو در این است که در تقویت مثبت، یک محرک مطلوب به ارگانیسم معرفى یا به موقعیت اضافه مى‌شود، در حالى که در تقویت منفی، یک محرک بیزارکننده از موقعیت خارج مى‌گردد یا تقلیل داده مى‌شود؛ مثلاً اگر پنجره کلاس باز باشد و سر و صداى خیابان موجب عدم توجه به درس یا یادگیرى شاگردان شود، مى‌توان با بستن پنجره، احتمال بروز پاسخ مطلوب، یعنى توجه به معلم و یادگیرى شاگردان را افزایش داد.

تقویت منفی نباید با تنبیه اشتباه گرفته شود. تقویت، چه مثبت و چه منفی، موجب افزایش رفتار می‌شود؛ در حالی که تنبیه (Punishment) با هدف کاهش رفتار انجام می‌گیرد.

۳) تعمیم (generalization)

تعمیم عبارت است از گسترش پاسخ از محرک‌هاى اولیه به محرک‌هاى مشابه؛ به عبارت دیگر، تعمیم فرایندى است که طى آن، پاسخ یاد گرفته شده در حضور محرکى خاص، در شرایط دیگر و در حضور محرک‌هاى دیگر نیز از ارگانیسم بروز کند؛ مثلاً کودکى که کلمه گاو را تازه یاد گرفته است، ممکن است به علت شباهت؛ هر حیوانى را گاو صدا کند. پدیده تعمیم در آموزش و پرورش کاربرد زیادى دارد؛ زیرا با این روش، شاگرد قادر مى‌شود پاسخى را که در حضور محرکى خاص یاد گرفته است، در حضور تعداد بى‌شمارى از محرک‌ها که شباهتى با محرک اولیه دارند، از خود بروز دهد؛ مثلاً مى‌توان به شاگرد یاد داد که راه‌حل مسائلى را که در کلاس درس یاد گرفته است، به موقعیت‌هاى همسان در زندگى خارج از مدرسه تعمیم دهد. گرچه اغلب تعمیم در فرایند یادگیرى عمل مطلوبى است، افراط در تعمیم سبب اختلال در یادگیرى خواهد شد.

۴- تمیز (discrimination)

براى اجتناب از تعمیم نامناسب مى‌توان از تمیز استفاده کرد؛ یعنى به شاگردان کمک کرد تا بین یک محرک و محرک‌هاى دیگر تمیز قائل شوند و بدانند که در مقابل چه محرکى باید پاسخى مقتضى ارائه دهند و در مقابل چه محرکى پاسخ ندهند.

تمیز یا تمایز محرکی (Stimulus Discrimination) به توانایی فرد در تشخیص شرایطی گفته می‌شود که در آن یک رفتار خاص مناسب است یا احتمال دریافت پیامد تقویت‌کننده وجود دارد، در حالی که همان رفتار در شرایط دیگر انجام نمی‌شود. برای مثال، دانش‌آموز یاد می‌گیرد زمانی که معلم از او سؤال می‌پرسد، دست خود را بالا ببرد و پس از اجازه معلم پاسخ دهد. در اینجا سؤال یا موقعیت آموزشی می‌تواند به‌عنوان یک محرک تمایزی (SD) عمل کند. دانش‌آموز یاد می‌گیرد که در این شرایط دست خود را بالا ببرد، اما هنگام صحبت کردن یک دانش‌آموز دیگر این رفتار را انجام ندهد.

روش‌هاى ایجاد رفتارهاى تازه

۱) یادگیرى از طریق تقلید (imitation) و سرمشق‌گیرى (modeling)

یکى از روش‌هاى مهم یادگیری، بویژه در کودکان، یادگیرى از طریق تقلید است. نمونهٔ این نوع یادگیری، زبان‌آموزى است که قسمت اعظم آن از راه تقلید و سرمشق گرفتن از دیگران تحصیل مى‌شود. البته باید بلافاصله بعد از تقلید رفتارى مطلوب، آن رفتار را تقویت کرد.

۲) تفکیک پاسخ (reponse differentiation)

هنگام تدریس رفتارى تازه، اگر اجزاء آن رفتار در خزانهٔ رفتار یادگیرنده موجود باشد، مى‌توان از روش تفکیک پاسخ استفاده کرد. در روش تفکیک پاسخ، معلم به تقویت اجزائى از رفتار مى‌پردازد که مفید تشخیص داده مى‌شود و به اجزاء نامربوط توجهى نمى‌کند.

3) شکل دادن (shaping)

وقتى اجزاء رفتار مورد نظر را نتوان در رفتار یادگیرنده مشاهده کرد، از روش شکل دادن استفاده مى‌شود. از طریق شکل‌دهى رفتار مى‌توان طرح‌هاى رفتارى تازه و پیچیده‌اى را به وجود آورد؛ مثلاً کبوترى که کلیدى را بر مى‌دارد، سگى که پنجه‌اش را بلند مى‌کند، اسبى که سرش را حرکت مى‌دهد و آنچه در سیرک‌ها مشاهده مى‌شود، همه بازگو کنندهٔ شکل‌دهى رفتار از طریق شرطى شدن فعال است.

۴) زنجیره کردن (chaining)

زنجیره‌ کردن یعنى انتخاب رفتارهایى که قبلاً در خزانه رفتار فرد وجود داشته‌اند و ترکیب کردن آنها با یکدیگر و ایجاد یک رفتار پیچیده‌تر. بهترین مثالى که براى زنجیره کردن مى‌توان ارائه داد، بازى کردن با قطعات بریدهٔ تصاویر است.

روش‌ نگهدارى رفتارهاى مطلوب

هرگاه رفتارى مطلوب یا رفتارى تازه بر اثر تقویت مداوم شاگرد ایجاد شود یا افزایش یابد، لازم است معلم یا مربى عامل تقویت را بتدریج کم کند؛ زیرا در فرایند آموزش، تقویت متوالى یک رفتار نه جایز است و نه امکان‌پذیر. از طرف دیگر، در مباحث گذشته اشاره شد اگر رفتارى براى مدتى تقویت نشود، آن رفتار کاهش مى‌یابد یا از بین مى‌رود، یا به عبارت علمی، خاموش مى‌شود.

روشى را که براى جلوگیرى از خاموشى یا نگهدارى رفتار مطلوب به کار مى‌برند، تقویت متناوب (intermittent reinforcement) مى‌گویند. تقویت متناوب را به دو صورت تقویت نسبى (ratio reinforcement) و تقویت فاصله‌اى (interval reinforcement)‌ مى‌توان به کار برد. هر یک از این انواع نیز ممکن است به صورت ثابت (fixed ) و متغیر (variable ) به کار رود.

در تقویت نسبى ثابت، عمل تقویت پس از تکرار تعداد معینى پاسخ انجام مى‌گیرد؛ مثلاً اگر معلمى به شاگردان در ازاى هر چند مسأله‌اى که حل کنند نمره‌اى بدهد، در واقع برنامهٔ نسبى ثابت را به کار برده است؛ اما در برنامهٔ نسبى متغیر، از پیش معلوم نیست که رفتار پاسخ‌دهنده در ازاى چند پاسخ تقویت مى‌شود. در این روش، رفتار پاسخ‌‌دهنده گاهى پس از چندین بار تکرار و زمانى دیگر پس از یکى دو بار تکرار تقویت مى‌شود.

در تقویت فاصله‌اى ثابت، به جاى تعداد پاسخ معین، پس از مدت زمان ثابتى رفتار تقویت مى‌شود؛ مثلاً ممکن است معلمى در پایان هر هفته از شاگردان خود امتحان بگیرد و نمره بدهد. اما اگر معلم به جاى امتحان پایان هفته، متناوباً در هر یک از روزهاى هفته امتحان بگیرد، از برنامهٔ فاصله‌اى متغیر استفاده کرده است.

معمولاً تأثیر تقویت نسبى متغیر و تقویت فاصله‌اى متغیر در نگهدارى رفتار، از تأثیر تقویت نسبى ثابت و تقویت فاصله‌اى ثابت بیشتر است.

روش تقلیل دادن یا محو کردن رفتارهاى نامطلوب

در آموزش و پرورش، وظیفه مربیان تنها این نیست که به ایجاد و تقویت و تثبیت رفتار مطلوب اقدام کنند، بلکه باید بکوشند رفتارهاى نامطلوبى را که به هر دلیل در شاگرد شکل گرفته است تقلیل دهند یا به کلى از بین ببرند(Fading). براى تقلیل دادن یا از بین بردن رفتارهاى نامطلوب، روش‌هایى مانند خاموشی، تقویت رفتارهاى مغایر (incompatible behaviors)، سیرى (satiation) یا اشباع (saturation)، محروم کردن (time out)، جریمه کردن (response cost) و تنبیه (punishment) پیشنهاد شده است.

در تقویت رفتارهاى مغایر، معمولاً رفتار مطلوبى که مغایر با رفتار نامطلوب است تقویت مى‌شود؛ مثلاً شاگردى که به دروغ‌گویى عادت دارد، هر وقت که راست بگوید بلافاصله مورد تشویق قرار مى‌گیرد، اما در مقابل دروغ‌گویی، هیچ واکنشى از معلم خود نمى‌بیند. در روش سیری یا اشباع، رفتار نامطلوب شاگرد را براى مدتى طولانى تقویت مى‌کنند تا اشباع شود؛ زیرا گاه اتفاق مى‌افتد که تقویت طولانى یک رفتار، موجب کاهش فراوانى یا نیرومندى آن مى‌شود. سیرى یک پدیدهٔ کاملاً معمول و آشنا براى همه است؛ زیرا وقتى انسان به اندازهٔ کافى غذا بخورد سیر مى‌شود و دست از غذا مى‌کشد. بزرگ‌ترین حسن استفاده از روش سیرى براى تقلیل رفتار نامطلوب این است که این روش برخلاف تنبیه داراى عوارض جنبى نامطلوب نیست. البته نکته مهمى که در این روش نباید فراموش کرد، جایگزین کردن یک رفتار مطلوب به جاى رفتار نامطلوب است.

اگر معلم شاگرد را به دلیل انجام دادن رفتارى نامطلوب از دریافت تقویتى محروم سازد، از روش محروم کردن استفاده کرده است؛ مثلاً معلمى که به علت عدم یادگیرى یا شیطنت شاگرد، او را از کلاس بیرون مى‌کند، در واقع از این روش استفاده کرده است، ولى باید توجه داشت که بیرون کردن از کلاس زمانى مؤثر است که شاگرد کلاس و فعالیت در کلاس را دوست داشته باشد، وگرنه ممکن است نتیجهٔ عکس بدهد. روش دیگر براى تقلیل رفتار نامطلوب جریمه کردن است و آن عبارت است از کم کردن مقدارى از عامل تقویت‌کننده به دلیل انجام دادن رفتار نامطلوب. کم کردن چند نمره از شاگرد به علت عدم رعایت مقررات مدرسه، نمونه‌اى از اعمال روش جریمه کردن است.

تنبیه نیز روش دیگرى است که از دیر زمان براى تقلیل یا کاهش رفتار نامطلوب به کار مى‌رفته است. در روش تنبیه، معمولاً یک محرک بیزار کننده را بلافاصله پس از یک پاسخ نامطلوب ارائه مى‌دهند تا موجب کاهش رفتار نامطلوب شود. این روش چندین عیب دارد: نخست آنکه آثار آن مثل نتایج تقویت قابل پیش‌بینى نیست؛ زیرا در بسیارى از مواقع، تنبیه باعث نابودى رفتار تنبیه شده نمى‌شود، بلکه فقط سبب واپس زدن آن مى‌شود و در نتیجه، ممکن است رفتار نامطلوب‌ترى جایگزین رفتار تنبیه شده بشود. دوم اینکه عوارض جانبى تنبیه ممکن است نامطلوب باشد. تنبیه اغلب به تنفر از شخص تنبیه‌کننده و محیطى که تنبیه در آن صورت مى‌گیرد مى‌انجامد. نکته دیگر اینکه، رویداد حاد یا دردآورى که به عنوان تنبیه به کار مى‌رود، ممکن است باعث رفتار پرخاشگرانه‌اى شود که از رفتار نامطلوب اولیه هم وخیم‌تر باشد. البته این هشدار به آن معنى نیست که هرگز نباید از تنبیه استفاده کرد. تنبیه بطور مؤثرى مى‌تواند پاسخ‌هاى نامطلوب را از میان بردارد، به شرط آنکه همراه با آن، پاسخ مطلوبى که ظاهر مى‌شود تقویت شود.

منابع

  • Miltenberger, R. G. (2023). Behavior modification: Principles and procedures
  • Cooper, J. O., Heron, T. E., & Heward, W. L. (2021). Applied behavior analysis

🌿 اگر ذهنتان درگیر است، تنها نیستید

بسیاری از افراد در بخش‌هایی از زندگی خود با اضطراب، فشارهای روانی یا احساس سردرگمی روبرو می‌شوند. در چنین شرایطی، گفت‌وگو با یک درمانگر، می‌تواند کمک کند تا ذهن آرام‌تر و مسیر زندگی روشن‌تر شود. اگر احساس می‌کنید به همراهی و حمایت نیاز دارید، می‌توانید برای مشاوره حضوری یا آنلاین پیام دهید.

3.3 7 رای ها
رأی دهی به مقاله

0 نظر