دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

نظریه روانکاوی ژاک لکان

ژاک لاکان تلاش می‌کند تا با استفاده از روش دیالکتیکی هگل و زبان‌شناسی فردینان دو سوسور، آرای فروید را بازنویسی کند.

لکان

ژاک لاکان، روانکاو فرانسوی که بی تردید، یکی از جنجال برانگیزترین روانکاوان از زمان فروید به بعد بوده است. نظریه های روانکاوی ژاک لاکان، تاثیرات زیادی بر حوزه های مختلف چه در داخل و چه در خارج از حیطه روانکاوی بر جا گذاشته است، از جمله بر نقد ادبی و فلسفه و فمنیسم و حتی بر فیلم و سینما. ژاک لاکان بر خلاف سایر معاصرانش، آثار متعددی نداشت و تنها یک کتاب از او در دست است که در واقع رساله دکترای او نیز محسوب می شد که به بحث درباره رابطه اختلالات روانی پارانویایی و اختلالات شخصیت می پردازد. اما شهرت عمده او در مقالاتش بود که در سال ۱۹۶۶ تحت عنوان Ecrits به چاپ و نشر عمومی رسید .

یکی از مهمترین نظریه های روانکاوی ژاک لاکان، نظریه ای است که درباره ضمیر ناخودآگاه ارائه کرده است و بر اساس آن، ضمیر ناخودآگاه را با زبان مقایسه کرده و نتیجه می گیرد که ضمیر ناخودآگاه در واقع همانند نوعی زبان است. این نظریه او، انگیزه ای شد که ژان فرانسوا لیوتار در کتاب خود به نام گفتمان , به بحث در این باره بپردازد و به مخالفت با نظریه های روانکاوی ژاک لاکان و به خصوص نظریه ضمیر ناخودآگاه، استدلال نماید که ناخودآگاه چیزی نیست که ژاک لاکان می گوید، بلکه جریانی است دیداری و تصویری و مجازی، درست مانند مجازهایی که افراد برای خود ترسیم می کنند. در صورتی که زبان، پدیده ای ساده و یکنواخت و دو بعدی است و موجب سرکوب امیال می گردد. در حالی که رویاها (شکلی از ضمیر ناخودآگاه) جریاناتی دیداری و تصویری و مجازی هستند که با امیال همراهند. 

آنا فروید معتقد بود گفتار، تنها ابزار واسطه برای تحلیل و جستجو در احوال بیماران است و گفتار را باید هم در جستجوهای روانکاوی بالینی و هم در تعلیم کودکان به کار گرفت . اوج اندیشه لاکان را در نظریه تکامل آینه ای او می توان مشاهده کرد. ارزیابی ژاک لاکان از این مرحله حیاتی در روند تکامل، متاثر از الکساندر کوژف (مفسر آثار هکل) بود. این نظریه که مبنای تحلیل های لاکان درباره فرایند شکل گیری ذهنیت و مبنای مخالفت او با روانشناسی ایگو بشمار می رفت. توصیف ژاک لاکان راجع به مرحله تکامل آیینه ای، ناظر به دو وجه اصلی است که هر دو حکایت از آن دارند که شامپانزه های جوان، برخلاف کودکان نسبت به دیدن تصویر خود در آیینه بی تفاوتند : ۱- توصیف روان شناختی از عکس العمل کودکان در برابر تصویر خود در آیینه که هنری والون در کتاب خود پیرامون خاستگاه های شخصیت از آن الهام گرفت . ۲- یافته های مغایر با آن در علم رفتار شناسی پستانداران نخستین.

ژاک لاکان بحث هایی در خصوص رابطه زبان شناسی و روانکاوی و گفتمان نیز صورت داده است . این موضوع یکی از پدیده هایی است که در چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته و مقوله گفتمان، جای خود را کم کم از نظریه های روان کاوی , در نقد ادبی و فلسفه و علوم سیاسی و جامعه شناسی نیز باز کرد. کامل ترین تعریف از گفتمان را، زبان شناس فرانسوی , امیل نیس ارائه می کند و در تعبیر آن می گوید : موضوعی که با وجوهی از زبان سروکار دارد که تنها می توان با ارجاع آن به گوینده، پاره ای از گفته ها را بیان نمود. به همین خاطر , او نیز مانند یورگن هابرماس , گفتمان را در معنایی بسیار گسترده به مثابه افق مطلق فهم پذیری , تلقی می کند . لاکان نیز با نوعی چرخش پساساختارگرایانه , به این نتیجه رسید که برای رسیدن به ناخودآگاه هیچ راهی وجود ندارد جز از طریق ایجاد و برقرار ساختن بستر گفتمان بین روانکاو و بیمار.

jacques_lacanنظریه انتقال و جایگاه سوژه ( مرگ سوژه )

مفهوم دیگر در نظریه های روانکاوی ژاک لاکان , مفهوم سوژه یا فاعل شناساگر است . این مفهوم که کاربرد زیادی در اغلب رشته های علوم انسانی و علوم اجتماعی دارد , به اندازه اسمش , مبهم است اما تا حدودی میتوان ریشه آن را نزد امانوئل کانت و یا رنه دکارت پیدا کرد . این مفهوم در واقع بیانگر کنشی است در برابر برتری جویی یا امتیاز دادن به مفهوم خود در تفکر اومانیستی . این برداشت , حاصل کار لاکان و لوئی آلتوسر است . لاکان سوژه را کاملا متمایز از مفهوم من می داند . لوئی آلتوسر نیز به بررسی و تحلیل فرایند تبدیل انسانها به سوژه تحت تاثیر ایدئولوژی می پردازد . در نظریه اجتماعی نیز سوژه را ناشی از ساختار تلقی می کنند نه منشاء آن .

نظریه انتقال لاکان نیز از دیگر ابداعات اوست. شوشانا فلمن ( نظریه پرداز ادبیات امریکا ) ضمن بررسی و نقد آثار هنری جیمز , به بسط و گسترش آن به عرصه نقد ادبی و نظریه فرهنگی اقدام نمود. در این نظریه با دو مفهوم انتقال ( transference ) و ضد انتقال ( counter transference ) سروکار داریم . مقوله انتقال در نظریه های روانکاوی ژاک لاکان , به روند تحقق خواسته ها و آرزوهای ناخودآگاه به ویژه در وضعیت تحلیلی , اشاره دارد. نمونه هایی از خاطرات ایام کودکی به روانکاو ( درمانگر ) انتقال داده می شود . بسیاری از روانکاوان , اهمیت زیادی برای این موارد در روند تحلیل روانکاوانه خود از وضعیت بیمار قائل هستند. فروید , انتقال را شکلی از جابه جایی تاثیرات یا بارهای عاطفی و احساسی شخص , تلقی می کرد که با آن باید همانند دیگر عارضه ها برخورد کرد. انتقال ها در واقع مواردی تازه از محرک ها و تحریکات و تخیلاتی هستند که در روند تحلیل توسط روانکاو پیدا و کشف می شوند .

سه گانه های ژاک لاکان

از دیگر موارد اساسی که در نظریه های روانکاوی ژاک لاکان به آن برمی خوریم , مقولات سه گانه ی امر تخلی، امر نمادین و امر واقعی در عرصه روابط بین دو ذهن یا دو تفکر یا بین درمانگر و بیمار است . مفهوم تخیل و تخیلی که تا حدود زیادی مدیون نظریات ژان پل سارتر است , هم ناظر به قابلیت تصویر سازی است و هم به تاثیرات بیگانه سازی خود با آنان باز می گردد . مفهوم نماد و نمادین نیز از مقولات اساسی در فرهنگ و زبان به شمار می روند . این مقوله ای است که سوژه بر اساس عقده ادیپ و تسلیم در برابر نام و اقتدار پدر , در آن جایگزین می گردد. مفهوم واقع و واقعی نیز مترادف یا مشابه با واقعیت بیرونی یا واقعیت تجربی نیست, ولی به چیزی باز می گردد که خارج از عرصه نمادین قرار می گیرد .

ژاک لاکان، ابهامات متون فرویدی را منبع تغذیه حقیقت می داند. البته متون و نظریه های خود لاکان نیز با پیچیدگی و بازی های زبانی خاص خود همراه است, یک سلسله موانع نحوی ( معنایی ) و سبکی را ایجاد می کنند . نکته ای که بارها در خصوص فلسفه شنیده ایم این است که نخستین بار , رنه دکارت بود که فلسفه را خارج از چارچوب ظاهری و فریبنده آن , برای نیل به عقاید روشن و صریح , به کار گرفت . لاکان معتقد است که روانکاوی نیز همین مسیر را پیموده است زیرا در بردارنده آرمانهای خیالی و خود فهمی محض و سرکوب نشده است .

پست های مرتبط

یورگن هابرماس، این گونه برداشت لاکان از فروید را به شدت رد کرده است . هابرماس در کتاب شناخت و علائق انسانی , ضمن دفاع از روانکاوی در برابر اتهام خرد ستیزی , اظهار می دارد که فروید، روشنفکری است که به سنت روشنگری تعلق دارد و از جمله کسانی است که به حمایت از گفتمان فلسفی مدرنیته در برابر حملات شکاکانی چون نیچه برخاسته است. هابرماس , قاعده معروف فروید را مبنی بر اینکه هر جا که نهاد ( Id ) وجود داشته باشد, من ( ego ) نیز وجود خواهد داشت , را مغایر با نظریه های روانکاوی ژاک لاکان می داند و آن را قرائتی از شعار معروف کانت ( در پاسخ به پرسش روشنگری چیست ؟ یعنی شهامت برای دانستن و فکر کردن برای خود ) , می داند , که تجلی بارز و تحقق کامل آن را می توان در توسل به ارزشهای عقل و عقلانیت و شناخت رهایی بخش در حوزه خصوصی و حوزه عمومی سیاست دانست . لذا رسالت روانکاوی را نیز , دادن آگاهی هوشمندانه به سوژه , درباره خاطرات و انگیزه های سرکوب شده می داند. اما ژاک لاکان با یورگن هابرماس نیز مخالفت می کند. از منظر لاکان , هیچ نقطه پایانی برای انحرافات ناخودآگاه وجود ندارد و روانشناسان من ( ایگو ) و دیگر روایتگران فرویدی , همانند دکارت , قربانی شناخت غلط و نادرستی هستند که تاثیر آن , حفظ امیدهای توخالی و فریبنده ی من ( ایگو ) برای حاکم کردن عقل است. هابرماس , در پاسخ به این نگرش لاکان , آن را به عنوان نوعی خردستیزی نیچه ای، مورد حمله و انتقاد قرار داده است. 

ژاک لاکان، همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، نظریه آنا فروید در باره گفتار درمانی را می پذیرد اما به بسط و تفسیر آن می پردازد . به نظر او نیز، کلام یا گفتار ( speech ) تنها ابزار واسط برای تحلیل در احوال بیماران است . لذا کلام و زبان را علاوه بر مواردی که آنا فروید گفته بود , باید در همه ی کاربستهای روانکاوی دنبال نماییم . لاکان در سال ۱۹۵۳ در انجمن روانکاوی پاریس که بانی آن فروید بود , مقاله ای را ارائه کرد که بیشتر شبیه به یک بیانیه و مانیفست بود . این مقاله لاکان , بعدها به گفتمان رم معروف شد و به نوعی اعلام بازگشت لاکان به انجمن روانکاوی فروید به شمار می رفت . این مقاله دو نکته مهم داشت : ۱ . انتقادات لاکان , دیگران را تنها به بازخوانی متون و نظریه های فروید تشویق کرد ۲ . انتقادات ملایم لاکان ( هر چند چندان نیز ملایم به نظر نمی امد و خصومتی آشکار بود ) از روانشناسی من ( ایگو ) بود که به نوعی مخالفت با شکلی از رفتار گرایی بود که ابعاد مختلف نظریات فروید و دستاوردهای او بویژه کشف ضمیر ناخودآگاه را نادیده می گرفت .

به اعتقاد ژاک لاکان، روانشناسی من، به معنای تطبیق دادن تحمیلی فرد با محیط و مسکوت گذاشتن این کشف فرویدی بود که ( همانطور که مرحله تکامل آیینه ای نشان می دهد ) من، محصول هویت های از خود بیگانه است و با سوژه , متقارن و هم مرز نیست, لذا نمی تواند صاحب خانه خود باشد یا در خانه خود حاکم باشد . البته او در این مقاله به نظریه زبان شناسی خاصی اشاره نمی کند , بلکه به مفهوم کلی و عامی درباره زبان و کلام می پردازد که برگرفته از منابع متعددی است , از جمله آثار هایدگر و استروس .

دو گانه های ژاک لاکان

به عنوان آخرین نظریه مهم لاکان, دوگانه های او  ( تراکم و جابه جایی) و ( استعاره و کنایه) به چشم می خورد . برای روشن تر شدن این نظریه لازم است این دو مفهوم را مستقلا مورد بررسی قرار دهیم . دو مفهوم تراکم / جابه جایی , از وجوه اصلی در آثاری به شمار می روند که به فرایند تحلیل ناخودآگاه و بویژه به عارضه های مختلف بیماری و تحلیل رویاها ( که توسط فروید تحلیل شده اند) می پردازد. هر ایده یا نظریه منفرد ناخودآگاه، با استفاده از مکانیسم تراکم , می تواند محتوای زنجیره های مختلف تداعی و همخوانی را تداعی کند. این مکانیسم در نقطه تلاقی این زنجیره ها وارد عمل می شود . مفهوم تراکم نیز به توصیف ماهیت ظاهرا موجز و آشکار از محتوای خواب و رویا در مقابل محتوای پنهان می پردازد . مفهوم جابه جایی نیز به فرایندی باز می گردد که طی آن , تاکید یا شدت یک ایده ناخودآگاه از آن ایده جدا گشته و به ایده ثانویه و ضعیف تری منتقل می شود که از طریق زنجیره های تداعی و همخوانی با آن پیوند دارد . نکته دیگری که در رواکاوی مفهوم تراکم / جابه جایی باید به آن اشاره کرد , مفهوم تعیین چند جانبه (overdetermination) است که از مقولات فرویدی بوده و دال بر آن است که صورتبندی های ناخودآگاه از کثرت علل ناشی می شوند، یا اینکه به چندگانگی عناصر ناخودآگاه بازمی گردد . برای مثال , تفسیر رویاها، کارکرد تراکم و جابه جایی را آشکار می سازد . در تراکم , شماری از تفکرات رویایی از طریق یک تصویر واحد ارائه می شوند . در جابه جایی , یک تفکر مهم و شاخص از طریق تصویری ظاهرا معمولی و پیش پا افتاده ارائه می شود .

لوئی آلتوسر، مفهوم تعیین چند جانبه را از نظریه های روانکاوی ژاک لاکان اقتباس کرد و از آن برای مفهوم پردازی درباره علیت ساختاری ( یا کنایی ) در مقابل اصالت بیانی در مارکسیسم هگلی و ابزار گرایی در مارکسیسم ارتدوکس ( که هر گونه تضاد اجتماعی را تبلوری از تضاد در زیر بنای اقتصاد میدانست ) استفاده کرد . تلاش لوئی آلتوسر از پلورالیسم فراتر می رود و درصدد است تا به جای صورتبندی اجتماعی , به مثابه کلیتی پیچیده اما یگانه , پیکربندی بدیلی ارائه کند . لذا از دید او , هر تضاد با تضادهای دیگری مشخص می شود که شرایط وجودی آن در درون کلیت شکل می گیرد و الگوی سلطه و آنتاگونیسم را در فواصل تاریخی معین , تعیین می کند .

در سمت دیگر از نظریه های روانکاوی ژاک لاکان , به مفهوم استعاره / کنایه می رسیم . استعاره، کلمه یا عبارتی را به جای کلمه یا عبارت دیگر می نشاند. کنایه نیز عنصری از یک واژه یا تعبیر را جایگزین خود آن واژه می نماید. رومان یاکوبسن , با الهام از سوسور به این نتیجه رسید که نوعی تضاد دوگانه بین این دو مفهوم وجود دارد که از تولید زبان ادبی , حمایت میکند . یاکوبسن در مقاله ای با عنوان زبان پریشی ( آفازی ) اظهار کرد که استعاره بر تشابه و کنایه بر مجاورت, متکی هستند و می گوید : استعاره از مجازهای ( فیگورهای ) اساسی در شعر است , در حالی که کنایه بیشتر در نثر کاربرد دارد. به هر حال , او کنایه و استعاره را از مقوله های موثر در زبان می داند . نظریه های مربوط به رابطه بین استعاره و کنایه در روانکاوی لاکانی نیز معادل تضاد دوگانه ی یاکوبسنی هستند . تراکم و جابه جایی مستمر تصاویر در رویاها , اهمیت مشابهی به استعاره و کنایه می دهند . لاکان در برخورد با این معادله معتقد است , از آنجا که ناخودآگاه , همسو و مطابق با رابطه بین استعاره و کنایه عمل می کند , لذا دارای ساختاری مشابه با ساختار زبان است .

نظریات ژاک لاکان، اگر چه پیچیدگی ها و ابهامات خاص خود را دارند، اما میتوان او را به نوعی نظریه پرداز شجاعی دانست که پا به عمیق ترین مفاهیم زبان و فلسفه و روانکاوی گذاشت و اقدام به تحلیل و تشریح مفاهیمی نمود که تاکنون کمتر اندیشمندی به حیطه و حوزه های این مفاهیم وارد شده است.

مادلین هوانسیان 

۴ ۱۰ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

2 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
م
۱۳۹۵/۱۰/۱۰ ۰۸:۴۹

خیلی بده چون کلیک راست نداره. تو گذاشتی بقیه استفاده کنن نه اینکه ببینن بگذرن .