دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

سبب شناسی اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی

در برخی و شاید تمامی انواع اسکیزوفرنی عوامل ژنتیک دخالت دارند و بخش اعظم واریانس استعداد ابتلا به اسکیزوفرنی مربوط به عوامل ژنتیکی است که اثرات افزایشی (additive) دارند. برای مثال میزان بروز اسکیزوفرنی و اختلالات مرتبط با اسکیزوفرنی (مانند اختلالات شخصیت اسکیزوتایپی، اسکیزوئید و پارانوئید) در بستگان زیستی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی با میزان قرابت خونی بستگان مبتلا (درجه اول یا دجه دوم) همبستگی دارد.

در دوقلوهای یک تخمکی که زمینه ژنتیکی یکسانی دارند میزان همگامی در مورد اسکیزوفرنی حدود ۵۰ درصد است که این میزان چهار یا پنج برابر همگامی دوقلوهای دو تخمکی یا میزان بروز در سایر بستگان درجه اول (خواهر و برادرها، والدین یا فرزندان) است. افت بارز بروز اسکیزوفرنی در بستگان درجه دوم و سوم بیماران (که احتمالا بار ژنتیکی بیماری در آنها کاهش می یابد) نسبت به بستگان درجه اول نیز نقش عوامل ژنتیک را نشان می دهد. میزان بروز اسکیزوفرنی دربستگان زیستی فرزند خوانده هایی که دچار اسکیزوفرنی می شوند در مقایسه با بستگان غیر رسمی خانواده رضاعی این افراد بیشتر است و این یافته باز هم به نقع دخالت عوامل ژنتیک در سبب شناسی اسکیزوفرنی است.

افرادی که زمینه ژنتیکی ابتلا به اسکیزوفرنی را دارند الزاما به این بیماری دچار نمی شوند و برای بروز اسکیزوفرنی در این افراد دخالت عوامل دیگر (مانند عوامل محیطی) ضروری است.

سن پدر همبستگی مستقیمی با بروز اسکیزوفرنی دارد. افرادی که در زمان تولد، سن پدرشان ۶۰ سال یا بالاتر بوده است استعداد ابتلا به این اختلال را پیدا می کنند. احتمالا تولید اسپرم در مردان مسن بیش از مردان جوان در معرض آسیب اپی ژنتیک قرار دارد.

 اسکیزوفرنی

عوامل بیوشیمیایی : 

فرضیه دوپامینی: ساده ترین شکل فرضیه دوپامینی اسکیزوفرنی این است که اسکیزوفرنی نتیجه فعالیت بسیار زیاد دوپامینرژیک است. این نظریه محصول دو مشاهده است. نخست آنکه اثربخشی (efficacy) و قدرت (potency) اکثر داروهای ضدروانپریشی (یعنی آنتاگونیستهای گیرنده دوپامین) با توانایی آنها در اعمال اثر همستیزانه (آنتاگونیستی) بر گیرنده های نوع ۲ دوپامین (D2) همبستگی دارد. دوم اینکه داروهای افزایش دهنده فعالیت دوپامینرژیک که مشهور ترینشان آمفتامین است، مقلد روانپریشی (سایکوتومیمتیک) هستند.

در نظریه اصلی مشخص نشده که از راههای دوپامینرژیک مغز، کدام یک درگیر است؛ البته راههای مغز میانی – قشری (مزوکورتیکال) و مغزمیانی – لیمبیک (مزولیمبیک) را بیشتر دخیل می دانند. تنه های سلولی نورونهای دوپامینرژیک این دو راه در مغز میانی قرار دارد و استطاله هایشان به نورونهای دوپامین گیر (دوپامینوسپتیو) در قشر مخ و دستگاه لیمبیک کشیده می شود.

آزاد سازی مفرط دوپامین در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی به شدت علایم روانپریشی مثبت ربط داده شده است. مطالعات توموگرافی نشر پوزیترون روی گیرنده های دوپامین، افزایش گیرنده D در هسته دمدار بیمارانی که تحت درمان دارویی نیستند را نشان داده است. همچنین گزارشهایی در مورد افزایش غلظت دوپامین در آمیگدال، کاهش تراکم ناقل دوپامین و افزایش تعداد گیرنده های دوپامین نوع ۴ در قشر انتورینال مخ وجود دارد.

سروتونین: طبق فرضیات موجود، فزونی سروتونین یکی از علل علایم مثبت و منفی اسکیزوفرنی است.

پست های مرتبط

نوراپی نفرین: آنهدونیا (کاهش ظرفیت ارضای هیجانی و کاهش توانایی تجربه لذت) از مدت ها پیش به عنوان یکی از خصوصیات بارز اسکیزوفرنی مورد توجه بوده است. اضمحلال انتخابی نورون های دستگاه عصبی پاداش نوراپی نفرینی می تواند این جنبه از علایم اسکیزوفرنی را توضیح دهد. با این حال داده های بیوشیمیایی و دارویی موید این گزاره، قطعی نیستند.

گابا (GABA): عصب – رسانه  γ – آمینوبوتریک اسید (گابا) را هم که یک اسید آمینه مهاری است، در پاتوفیزیولوژی اسکیزوفرنی دخیل دانسته اند. در برخی از بیماران، کمبودی در نورونهای گابالرژیک هیپوکامپ در کار است. گابا بر روی فعالیت دوپامین اثرات تنظیمی دارد و کمبود نورونهای مهاری گابالرژیک، می تواند موجب پرفعالیتی نورونهای دوپامینرژیک گردد.

نوروپپتیدها: نوروپپتیدهایی نظیر ماده P و نوروتنسین همراه با عصب – رسانه های کاتکولامین و ایندولامین تجمع می یابند و بر کنش این عصب – رسانه ها تاثیر می گذارند. تغییر مکانیسم های نوروپپتیدی می تواند سبب تسهیل، مهار و یا تغییر الگوی شلیک این دستگاه های نورونی شود.

گلوتامات: گلوتامات از آن رو دخیل دانسته شده است که خوردن فن سیکلیدین (PCP) که آنتاگونیست گلوتامات است، سندرم حادی را به وجود می آورد که مشابه اسکیزوفرنی است. نظریه هایی که درباره گلوتامات ارائه شده اند، به پرفعالیتی، کم فعالیتی، و مسمومیت عصبی ناشی از گلوتامات مربوط می شوند.

استیل کولین و نیکوتین: مطالعات کالبد شکافی در بیماران دچار اسکیزوفرنی کاهش گیرنده های موسکارینی و نیکوتینی در نواحی دمدار – پوتامن، هیپوکامپ و برخی نواحی قشر جلوپیشانی را نشان داده اند. این گیرنده ها در تنظیم سامانه های عصب – رسانه ای دخیل در شناخت نقش دارند (در اسکیزوفرنی یکی از حوزه هایی که دچار تخریب می شود شناخت است.)

منبع: کاپلان و سادوک، خلاصه روانپزشکی، ترجمه فرزین رضاعی

۲ ۲ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها