دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

جریانهای نظری در پویایی گروه

پویایی گروه

نخستین گروههای اجتماعی در جوامع اولیه عبارت بودند از: کلان،قبیله،خانواده و گروههای چند نفری که به شکار و صید و خوشه چینی می پرداختند. سپس دگرگونیهایی در جوامع صورت گرفت که در جوامع ابتدایی انسان بذر را شناخت و کشاورزی را آغاز کرد،کشاورزی ،ابزار سازی،صنایع یدی،خانه سازی و بالاخره شروع دامداری، تقسیم کار را موجب شد و در ادامه مراحلی را طی کردند تا در آغاز قرن ۱۸ و پیدایش بورژوازی گروههای کوچک در کارخانه های بزرگ و در داخل سازمانهای اداری و نظامی و علمی در جوامع صنعتی نوخاسته نقش عمده ای را ایفا کردند که علی رغم واقعیت اجتماعی در اهمیت گروههای کوچک، تا قرن نوزدهم هیچ گونه تحقیقی در شناخت علمی و نقش گروههای کوچک به عمل نیامده است.

مراحل اولیه مطالعه گروه:

اگوست کنت واضع مفهوم جامعه شناسی در قرن نوزدهم روشهای علمی را در شناخت پدیده های اجتماعی مطرح می کرد.

کارل مارکس: زیربنای اقتصادی حیات اجتماعی،طبقه اجتماعی و نبرد طبقاتی را در تحول تاریخ بررسی می کرد.

لستروارد علوم اجتماعی را همچون نیروی اصلاحی جامعه مطرح کرد.

دورکیم در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ اولین جامعه شناسی است که به مطالعه خانواده،گروه دوستان، سندیکاها، گروههای سیاسی  پرداخت و پویشهای گروهی را جزو فیزیولوژی اجتماعی قرار داد.

گئورگ زیمل جامعه شناس آلمانی،صور مهم روابط گروهی مثل رقابت، وابستگی و تقسیم کار را از ویژگیهای روابط اجتماعی دانست که در همه جوامع وجود دارند این نظر زیمل در درک پویایی گروهی مهم است.

مراحل مطالعه گروههای کوچک:

هورتون کولی، روانشناس آمریکا با طرح گروههای نخستین و ثانوی و مسئله گروههای کوچک و محدود و چهره به چهره بودن اعضا ،احساس همبستگی و با هم بودن، روابط صمیمانه و اشتراک روانی تحت نام مشترک گروه سهم عمده ای در فکر پویایی گروهی داشته است.

کولی اولین کسی است که رسما ویژگیهای گروههای کوچک را مورد مطالعه قرار داد.

پست های مرتبط

هربرت مید واضع روانشناسی اجتماعی، گروه همبازی کودکان را مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که کودکان خود قواعد بازی را می سازند و در ادامه این بازیها،کم کم به بازیهایی می پردازند که دارای قواعد خاصی است و با رعایت آن قواعد و بازی کردن نقش خود و ارتباط با دیگران به اصول اخلاقی و ضوابط اجتماعی پی می برد.

از اهمیت نظریات فولت در پویایی گروهی این است که او تاکید بر رهبری هسته ای در مقابل رهبری شخصیت یا مقام دارد.

التون مایو بنیانگذار مکتب روابط انسانی و تحقیقاتش در گروههای کار،موجب شناخت و کشف نیروی نهفته در کار گروههای کوچک که یکی از زمینه های پیدایی رشته پویایی گروه است.

دیدگاههای پیشگامان پویایی گروه:

الف:نظریه میدان روانی کورت لوین:

از نظر کورت لوین هر گروهی در هر لحظه از زمان دارای یک میدان روانی خاصی است ،شامل نیروهای گوناگون که رفتار گروه را تحت تاثیر قرار می دهد.

ب:دیدگاه کنش و واکنشهای داخلی گروه:

رابرت بیلز نظریه بررسی کنش و واکنش داخلی گروهها را مطرح می کند و معتقد است که می توان با مشاهده مستقیم یعنی مطالعه فرایند رفتار متقابل افراد، هنگام برخورد با یکدیگر در یک بحث گروهی به پویایی گروهی پی برد.

ج:مورنو و تکنیک گروه سنجی:

واضع نظریه گروه سنجی در پویایی گروه ژاکوب لوی مورنو اهل رومانی است. وی برخلاف نظریات فروید معتقد بود که واقعیت زندگی انسان در کنش و واکنش متقابل انسانهاست. او معتقد بود که کار فروید و کسانیکه روانکاوی او را تعقیب می کنند جنبه انفرادی دارد در حالیکه تمایلات انسان در داخل گروه در یک حالت اثر پذیری و اثر گذاری متقابل افراد شکل می گیرد.

مورنو تحت تاثیر جنگ جهانی اول و اوضاع متشنج اطریش و اثرات انقلاب اکتبر که سخت اروپا را تحت تاثیر قرار داد و مهمتر از همه پیدایش جامعه شناسی در این زمان و گسترش افکار انقلابی مارکسیستی بود. مورنو با آگاهی از ایدئولوژی انقلابی مارکس می گفت قبل از هر عمل انقلابی باید به مطالعه ساخت درونی گروهها و به مطالعه و شناخت افراد گروه پرداخت.

تکنیک گروه سنجی در واقع بر جنبه روانی – اجتماعی گروه توجه دارد و روابط متقابل افراد را در داخل گروه،مثلا چه فردی تمایل همکاری با چه فردی را دارد و کشش عضو به طرف کدام یک از اعضای گروه است و کشش متقابل آن فرد به این عضو چگونه است را نشان می دهد. روش گروه سنجی گرایشها،روابط عاطفی،همبستگی،همدلی،توافق،سازگاری و همچنین تنشها،مخالفتها و ستیزها را بخوبی نشان می دهد. ارزش گروه سنجی یا تست گروه سنجی در پویایی گروهی از این نظر مهم است که اولا خود به منزله یک تکنیک علمی است و ثانیا اطلاعات مهمی درباره  گروه و اعضای آن بدست می دهد.

د) نظریه گروه درمانی:

در واقع بر این اساس است که از طریق تجزیه و تحلیل رفتارهای گروهی،تجربیات و گزارشهای موجود مربوط به افراد گروه و شناخت حرکات گروه،به گروه درمانی می پردازند.

به عقیده فروید ذهن بشر تقسیم به سه  غرفه گردیده است:

 ایدID: که آدمی را تحریک به ارضای شهوات حیوانی می کند

اگوEGO:  (ضمیر،نفس،خود) که نقش یک میانجی را بین میل و عمل بازی می کند و در مورد لزوم خواسته ها و فشارهای اید را عقب می راند

 مافق اگو SUPER EGO: (من برتر یا فراخود) آدمی را وادار به رعایت قوانین و مقررات اجتماعی می کند و افکار مربوط به اخلاقی بودن یا نبودن هر عملی را به اگو منتقل می سازد .

فروید اگر چه به طور مستقیم،اجتماعی شدن فرد را مورد مطالعه قرار نداده است ولی از نظر او سوپر اگو عبارت از انعکاس افکار پدر و مادر درباره خوبی و بدی است که از طریق همانندی و تمثیل به کودک انتقال یافته است و وی هنجارها و ارزشهای اجتماعی را از این طریق کسب می کند.

تاکید بر پویایی گروه یا تکنیک کار،با فرایند گروهی در گروه – درمانی از طرف دانشمندانی مطرح گردید که در زمینه گروههای کوچک و فعالیتهای گروهی کار می کردند. مورنو پایه گذار اصلی گروه درمانی است. حتی واژه گروه درمانی و روان درمانی گروهی از اوست.

ه) دیدگاه سازمانی اداری:

نظریه سازمانی – اداری پویایی گروه متوجه کنشها و واکنشهای گروههای سازمانی و اثر گذاری از یکدیگر و ضمنا سعی بر تبیین کیفیت ساخت سازمانی رسمی و غیر رسمی دارد. در این نظریه ارتباطات،همکاری،وابستگی،دوستیها،روابط اقتداری،عاطفی ،تنشها،ستیز و رقابتها در پویایی گروهی مورد نظر است. نیروهای خارج از گروه که برگروه اثر می گذارند در تشکیلات سازمانی – اداری میتواند قوانین و مقررات،آیین نامه ها و اساسنامه های سازمان و نیز نوع اعمال قدرت و شکل رهبری باشد.

دیدگاه آموزشی پویایی گروه:

یکی از عملکردهای مهم آموزش و پرورش،اجتماعی کردن افراد جامعه است.

از نظر جان دیویی هدفهای تربیتی کوششهای افراد و گروههای شاگردان و معلمان را هماهنگ می سازد ،معلمان و شاگردان را برای شرکت در فعالیتهای متنوع تربیتی تحریک می کند و راهنمای خوبی در انتخاب و سازمان دادن تجربیات مدرسه هستند.

نظریه افکار عمومی و پویایی گروه:

وسایل ارتباط جمعی همچون روزنامه ،کتاب،رادیو،سینما،تلویزیون که در شکل گیری و رشد افکار عمومی رل بسیار مهمی دارند همه مربوط به عصر جدید و به ویژه نیمه دوم قرن ۲۰ است اما محاوره یا بحث و گفتگوی گروهی از قدیمیترین وسیله ی ارتباطی  موثر در افکار عمومی است تا حدی که می توان گفت گفتگوی گروهی یا مباحثات گروهی به اندازه خود زبان در جامعه بشری سابقه دارد.

الف)نقش گفتگوی گروهی در افکار عمومی:

ازنظر جامعه شناسی گروه عبارت است از تعداد دو نفر یا عده بیشتری انسان که بر اثر همکاری و کنشهای متقابل اجتماعی به یکدیگر پیوند خورده اند اما وقتی از بحث و محاوره گروهی صحبت می کنیم معنیش این است که افراد گروه در مکانی واحد حضور پیدا کنند و بحث و گفتگو بصورت چهره به چهره و رو در رو باشد که امکان ارتباط دوجانبه یا چند جانبه از این طریق ممکن است.

مشارکت فعال افراد گروه بحث و گفتگو در فرایند کنش متقابل، زمانی میسر است که آنها حرکات و اشارات یکدیگر را ببینند، حرفهای یکدیگر را بشنوند و حالتهای عاطفی یکدیگر را حس کنند و بتوانند فوری به آن پاسخ دهند. در نقش گفتگوهای گروهی در افکار عمومی باید توجه داشت که اگر گفتگوی گروهی بخواهد بر افکار عمومی اثر بگذارد،باید در آن تجربه های فکری و عاطفی اطلاعات و برداشتهای گوناگون مبادله شود و عقاید گوناگون درباره موضوع مورد بحث مبادله گردد.

ب)نتایج و اهداف گفتگوهای گروهی:

۱)   آگاهی از مسئله

۲)   آموزش و روشنگری

۳)   آشنایی با نقطه نظرهای متفاوت

۴)  تصریح ایده ها: وقتی فکری برای بار دوم مطرح می شود حتی برای بیان کننده آن هم ممکن است مبهم و غیر قابل تعریف باشد. بر اثر پرسش و پاسخ وسیله ی افراد گروه و صاحب ایده بسیاری از ابهامات برطرف و موضوع روشن می گردد.

ج)انواع گروههای محاوره یا گفتگوی گروهی

۱) گروه مطالعه که کارش آموزش و دادن اطلاعات درباره موضوع مورد مطالعه است

۲)  گروه سیاست گذاری که هدفش تعیین برنامه و عمل است

۳)  از انواع دیگر گروهها می توان از جلسات مباحثه، سمپوزیوم، کنفرانس، سخنرانیها،گردهماییها،کمیته ها و سمینارها نام برد.

۳.۴ ۵ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها