دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

عشق و رابطه جنسی

رابطه جنسی یعنی رابطه ای صمیمی و نزدیک بین دو نفر که به یکدیگر کشش دارند.

زندانی رابطه

تعدادی از زنان می گویند من فقط با مردی که عاشقش هستم می توانم رابطه جنسی داشته باشم. در مورد زنان روان رنجور این بدین معناست: به جای لذت بردن از احساسات طبیعی جسمم، من باید خود را قانع کنم که رابطه جنسی مفهومی بیش از این دارد. برای این که بتوانم احساس کنم، باید مرا دوست داشته باشند. البته رابطه جنسی ضرورتا چیزی جدا از عشق نیست، ولی شخصی که در دوران کودکی از عشق و محبت بهره مند بوده ، نیازی به تلاش برای بدست آوردن آن عشق در رابطه جنسی ندارد.

عشق و رابطه جنسیرابطه جنسی یعنی رابطه ای صمیمی و نزدیک بین دو نفر که به یکدیگر کشش دارند. یک انسان طبیعی سعی نمی کند همه را با خود به تختخواب ببرد. او میل دارد خودش را با کسی که مورد توجه اش است تقسیم کند. رابطه جنسی برای او نتیجه طبیعی یک رابطه عاطفی خواهد بود مثل هر چیز دیگر، او نیازی به توجیه آن با عشق ندارد.

زن روان رنجوری که همیشه احساساتش را انکار کرده، شانس این را نخواهد داشت که به طور کامل از رابطه جنسی لذت ببرد، اما اگر او زنی بهنجار باشد، اجبار نخواهد داشت از رابطه جنسی چیزی فوق العاده در ذهن بسازد. او وابسته به عشق نخواهد بود، برای لذت بردن از خود جسمانی اش نیاز به شنیدن کلمات خاص چون دوستت دارم نخواهد داشت.

کودکی که هرگز عشقی از والدینش دریافت نکرده، ممکن است از دورنمای عشق به شدت به هیجان آید، چون احساس می کند در نهایت آنچه را که نیاز دارد به دست خواهد آورد. در نتیجه ممکن است دچار تکانش شود. او روی خود کنترلی ندارد و به دلیل اینکه تمام آن نیاز های انکار شده به یکباره ظاهر می شوند، شخص ممکن است قادر نباشد حتی از کاندوم استفاده کند. 

دریافت محبت کافی از والدین در دوران اولیه زندگی تنها عامل پیشگیری از بی بند و باری های جنسی بعدی است. خیلی از دختران محروم از محبت، رابطه های جنسی خود را در نوجوانی به حساب عشق گذاشته و با این فکر خود را می فریبند که آنان را دوست داشته اند. آنان باید چنین باوری داشته باشند زیرا به آن نیاز دارند. بسیار غم انگیز است که رابطه جنسی معمولا اولین گرمی و محبت جسمی است که آنان در زندگی شان تجربه می کنند.

عشق حقیقی زمانی به وجود می آید که دختر و پسری یکدیگر را دوست دارند و یکدیگر را همان طور که هستند قبول دارند. روان رنجوران جسم دیگران را برای ارضای نیازهای قدیمی خود در اختیار می گیرند. برای جوان روان رنجور فقط قسمت هایی (اعضای جنسی) از وجود یک دختر مطرح است. او نمی تواند با آن دختر به عنوان یک انسان کامل برخورد کند. این عارضه به عقده ی زنای مدونا معروف است. پنداری که می گوید دخترهای خوب خالی از جسم هستند(غیر جنسی اند) و دختران بد سراپا کشش جنسی هستند.

زنان طبیعی نیاز ندارند با عبارات و جملات اغوا شوند. آنان هر زمان موقعیت اقتضا کند رابطه جنسی برقرار می سازند. مشاوران ازدواج، زنان بیشماری را می بینند که ادعا می کنند عاشق شوهرانشان هستند، در صورتی که در طول رابطه جنسی هیچ احساسی ندارند. یک زن سردمزاج نمی تواند ادعای عشق کند، زیرا او قادر نیست حضور خود را در عشقبازی به طور یکپارچه احساس نماید.

ممکن است فکر کنید که افراد روان رنجور از رابطه جنسی لذت زیادی می برند. اما این طور نیست، این افراد تنش وحشتناکی دارند که از نظر روانی آن را با عشق ملبس کرده و برچسب رابطه به آن می زنند. رابطه برای این افراد، پوششی بر آن تنش است و محتوایی جز یک تخلیه ساده ندارد. اوج لذت جنسی برای یک مرد روان رنجور، فقط فوران سریع الت است در صورتی که باید این احساس را در کل جسم تجربه کند. 

زمانی جسم می تواند با این اوج همراه باشد که شخص هر ذره از انکارها (هر انکار خود) را بازسازی و حل کرده باشد. این انکارها ضرورتا جنسی نیستند، جسم بین انکارهای خود تفاوت نمی گذارد. انکار قسمتی از خود، انکار جنسیت نیز می باشد. 

 منبع : روان شناسی رنج / نویسنده: آرتور یانوف / مترجم: زهرا ادهمی / ناشر: دایره

پست های مرتبط

از دید جان فردریکسون، روبرو کردن دو آلت تناسلی با یکدیگر بسیار آسان است، اما این که دو دل به هم متصل شوند، دشوار است. ما برای صمیمیت عاطفی با دیگری، زندگی درونی خود را افشا می کنیم؛ در چنین موقعیتی زرهمان را از تن در می آوریم و قلبمان را آشکار می کنیم. کاری که از در آوردن شلوار و آشکار کردن آلت تناسلی بسیار دشوارتر است.

در حقیقت، اضطراب شکل دادن به رابطه عاطفی و صمیمانه با یک غریبه(دوست دختر یا دوست پسر)، ما را به انجام واکنش های دفاعی برای اجتناب از این اضطراب سوق می دهد. یکی از این رفتارهای دفاعی، پریدن به رختخواب است. گویی که به شکل ناهشیار می گوییم: برای اینکه دل و درونیاتم را برایت آشکار نکنم، در عوض، آلت تناسلی ام را به تو نشان می دهم.

رابطه ای که پایه و اساس آن، ارتباط جنسی است، رابطه با شخصی دیگر نیست، بلکه تعامل با شی ایست که نیازی را ارضا می کند. از آنجایی که این ارتباط، تعامل با شی ای دیگر برای استفاده متقابل و بدون صمیمت عاطفی است، همیشه از هم فرو می پاشد. روابط انسانی با شناخت دیگری آغاز می شود و با تبادل عاطفی عمیق تر می شود. در این عصری که همنوعانمان را مصرف می کنیم، بیش از پیش انسانها را همچون کالا، دارایی و ابزارهایی برای استفاده و دور انداختن می بینیم. 

 

۴ ۲ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

7 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Farah Mansouri
۱۳۹۶/۰۲/۱۵ ۱۳:۰۶

ممکنه منبع رو بیشتر توضیح بدى

یاس
۱۳۹۶/۰۵/۱۸ ۱۵:۲۶

سلام وقتتون بخیر
می خواستم بدونم عقده مدونا قابل درمان هست؟ و راهش چیه؟
ممنون

جمیله
۱۳۹۶/۰۷/۱۱ ۱۳:۲۲

عالی بود

عبدلی
۱۳۹۹/۱۱/۱۴ ۱۲:۱۶

سلام و ممنون برای مطالب خوبتون
سوالی داشتم
آیا در ایران هم کسی هست که این شیوه درمان رنج اولیه که آرتور یانوف مطرح کرده رو به کار ببره؟