دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

اضطراب چیست؟

اضطراب بالاترین حد رنج روانی است که سبب اغتشاش و فروریختگی رفتار می شود

تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در طبقات کم‌درآمد و افراد میان‌سال و سال‌خورده نسبت به بقیه افراد بیشتر دیده می‌شود.

اضطراب

اضطراب (Anxiety) به معنای نا آرامی می باشد، و به حساسیت های جسمانی و روانی که در پاسخ به تهدید (اعم از تهدید حقیقی یا خیالی) به وسیله ارگانیزم ابراز و ایجاد می شود، اشاره می کند. تکرار و تشدی نگرانی موجب اضطراب می شود، که از پیش بینی آسیب های احتمالی نتیجه می شود. بسیاری از اضطراب ها ناشی از آشفتگی درون خود شخص می باشد، که در نهایت سلامت و تعادل روان فرد را مختل می کند. کودکان نیز مانند بزرگسالان از علت حقیقی اضطراب های خود بی خبرند و نمی دانند که ناراحتی های درونی مسبب اضطراب آنهاست (احمدی و بنی جمالی، ۱۳۷۵). اضطراب در سراسر طبقه بندی بیماری های روانی به چشم می خورد. اضطراب بالاترین حد رنج روانی است و غالبا با ترس مشتبه می شود. اضطراب در بیشتر موارد نیروی ایجاد اغتشاش و فروریختگی سازمان رفتارهاست.

اضطراب معمولا به عنوان احساس پراکنده و مبهم و نامطبوع ترس و تشویش تعریف می شود. شخص مضطرب خصوصاً در مورد خطرات ناشناخته، بسیار نگران است، علاوه بر آن فرد مضطرب ترکیبی از علائم زیر را نشان می دهد: تپش قلب، تنگی نفس، بی اشتهایی، سستی، سرگیجه، تعریق، بی خوابی و لرزش، همه این علائم جسمانی، با ترس و اضطراب همراه است. افراد دچار اضطراب از علل ترسشان آگاهی ندارند (ساراسون، ۱۳۷۵).

آنچه که بیانگر اضطراب است، ساختار ذهنی موجود زنده و واکنش های این ساختار کلی در قبال موقعیت های مواجه شده با آنهاست، به گونه ای که آنچه حل شدنی بود، به صورت لاینحل درمی آید. در چنین موقعیتی هیجاناتی که بدون کاربرد مانده بودند به صورت واکنش های فاجعه آمیز مانند تنگی تنقس، درد قفسه سینه و ناراحتی های جسمانی شدید و مختل کننده به تحرک درمی آیند. لیکن اضطراب در حالت ابتدایی خود جز یک انفجار روان ـ تنی چیزی نیست.

واژه اضطراب نخست در سالهای ۱۹۳۰ در نوشته ای فروید دیده شد و از آن پس بسیار مورد استفاده قرار گرفت و مصطلح گردید. اکثر روان شناسان اضطراب را با اندکی تفاوت از ترس متمایز می نمایند . فروید می نویسد: اصطلاح اضطراب نشان دهنده حالتی با مشخصه انتظار یک خطر و آماده شدن برای این خطر حتی اگر ناشناخته باشد، می باشد.

اضطرابفرد مضطرب نمی داند چرا مضطرب شده است . چنین فردی به هنگام حمله اضطراب تاثری جسمی و روحی احساس می کند که بی نهایت طاقت فرساست. فرد مضطرب در انتظار یک فاجعه پیش بینی ناپذیر اما تقریباً حتمی، بدنی یا روانی یا هر دو است. در اینجا به تعریف پیر ژانه می رسیم که گفته است : « اضطراب یک ناراحتی بدنی و روانی است که از احساس قریب الوقوع بودن یک خطر پدید می آید و نشانه آن ترس عمیق و مبهمی است که میتواند از دلواپسی به وحشت ناگهانی تغییر یابد و با احساس طاقت فرسای فشردگی که در بالای شکم و حنجره پیدا می شود همراه است.»  

اضطراب احساسی عمیق است. ظاهراً منشا اضطراب واقعی نه در تجربه، نه در حافظه و نه در وجدان هشیار واقع است و هیچ دلیل آشکاری ندارد. بنا به گفته فروید: «یکی از صور اضطراب ما را در برابر یک معما قرار می دهد. ما کلا روابط موجود بین اضطراب و خطر تهدید کننده را پیدا نمی کنیم». مرموز بودن اضطراب آن را به صورت نکته ای در می آورد که متنوع ترین و مهمترین پرسشها پیرامون آن مطرح می شوند. اضطراب در جایی که انتظار نداریم پدیدار می شود و می تواند بدون ارتباط با شرایطی خاص و به گونه ای که نه برای ما و نه برای بیمار قابل درک باشد، به صورت حمله ای خود انگیخته، آزاد، بی آنکه پای خطر یا بهانه ای در میان باشد، به وقوع بپیوندد. ضمناً تمامی حمله می تواند جای خود را به یک علامت مرضی واحد با شدتی بسیار مانند لرزه، سرگیجه، ضربان قلب، تنگی نفس، بدهد. (درحالت اضطراب معمولی این عوارض نادر و یا بزحمت قابل تشخیص اند.)

تعارض بین فرایند های گوناگون شخصیت معمولا موجب نوعی عذاب روانی می شود که فروید آن را اضطراب نامید. اضطراب می تواند هوشیار یا ناهوشیار باشد و وجود آن همیشه علامت آن است که تعارض ایجاد شده است. زمانی که تعارض باعث می شود که فرد احساس کند درمانده است و قادر به کنار آمدن نیست، اضطراب ایجاد می شود. شدت اضطراب تجربه شده به پیامدهای انتظار رفته برای خود بستگی دارد.(سیدمحمدی، روزنهان، سلیگمن، ۱۳۸۵)

تجربه اضطراب ، حتی پیش بینی آن ، تجربه ناراحت کننده ای است که مردم می کوشند فورا آنرا برطرف کنند. انسانها به ویژه از راهبردهای خوبی برای بر طرف کردن اضطراب بهره مند اند. غیر از غلبه کردن بر ترس، مثل زمانی که دوچرخه سواری را یاد می گیریم، یا گریختن از صحنه به هنگامی که دشمنان نیرومندی ما را تعقیب می کنند، انسانها می توانند در ذهنشان معنی و اهمیت سایق ها و تکانه های مشکل آفرین را تغییر دهند. آنها این تغییرات را با استفاده از راهبردهای کنار آمدن یا دفاع ها انجام می دهند که رایج ترین آنها دفاعهایی چون سرکوبی و فرافکنی، همانند سازی و دلیل تراشی هستند(سیدمحمدی،روزنهان، سلیگمن، ۱۳۸۵ )

واژه اضطراب به یک حالت روانی و عاطفی اشاره دارد که ممکن است از یک احساس ناراحتی کوچک به ترس یا وحشت حاد ادامه یابد. اضطراب طولانی یا شدید ممکن است منجر به بروز نشانگان جسمانی مثل تعریق، لرز، تهوع و احساس گیجی شود . اضطراب عموما واکنشی است که در شرایط ترس آور رخ می دهد و با افکار منفی و هراس آور تشدید می شود. 

مؤلفه های اضطراب

با توجه به تعریف اضطراب می توان این حالت را مستقیمآ در ارتباط با آینده و فاقد یک عامل عینی و مشخص دانست که در عین حال می توان سه جنبه اصلی را در آن مشخص نمود :

  • الف) جنبه فیزیولوژیکی
  • ب) جنبه حرکتی
  • ج) جنبه شناختی و روانی

جنبه فیزیولوژیکی اضطراب مربوط به برانگیختن سیستم عصبی است که آنرا به صورت یک هیجان معرفی می کند، جنبه فیزیولوژی شامل پدیده های قابل مشاهده است که معمولا بروز نمی کنند مانند افزایش ضربان قلب ، افزایش تنفس ، مقاومت الکتریکی پوست ، تعریق ، حالت تهوع و اسحال . جنبه حرکتی شامل ارتعاشات عضلانی، بیش فعالی، به هم خوردن نظم و ترتیب و حرکات و پایین آوردن آستانه ی پاسخ های حرکتی (از جا پریدن) می گردد . جنبه شناختی-روانی اضطراب به طور یقین تلقی نامطلوبی از رفتار مبهم و تهدید آمیز در آینده و احساس دلهره و نگرانی است که فرد نمی تواند آنها را توصیف کند. بنابراین اضطراب دارای اجزاء یا مؤلفه هایی است که با یکدیگر آمیخته اند و در یکدیگر اثر گذاشته و از یکدیگر تأثیر می پذیرند و به شکلی همگی در تعریف و شناخت اضطراب مؤثرند .

کاتسن و تورسن (catsen – therosen) در ۱۹۷۴ حالات سه گانه فوق را به شکل زیر ترسیم نموده اند

جنبه های حرکتی

جنبه های شناختی

جنبه های فیزیولوژیکی

لرزش، از جا پریدن، لکنت زبان

تفکرات، تصورات، خاطرات

ضربان قلب، تعرق، دفعات تنفس

تفاوت اضطراب با ترس

مؤلفه های شناختی ترس ، انتظار خطری واضح و به خصوص است، در حالی که مؤلفه ی شناختی اضطراب، انتظار خطری مبهم است . در فوبی ، فکر معمول این است که (( سگ ممکن است مرا گاز بگیرد ))، در مقابل در اختلال اضطراب فراگیر، فکر معمول این است که ( اتفاق وحشتناکی ممکن است برای فرزندم بیفتد).

مؤلفه بدنی اضطراب مانند ترس است. عناصر هیجانی اضطرار نیز همانند ترس است: دلهره، وحشت، تشویش، ورم معده. بالاخره اینکه ، مؤلفه های رفتاری اضطراب نیز همانند ترس هستند : جنگ و گریز فراخوانده می شوند. اما موضوعی که فرد مبتلا باید از آن بگریزد یا اجتناب کند یا علیه آن باید پرخاشگری نشان دهد از وضوح کمتری برخوردار بوده و گاهی اوقات مبهم است . بنابراین ، ترس بر پایه واقعیت، یا مبالغه خطری واقعی قرار دارد، حال آنکه اضطراب بر اساس خطر مبهم استوار است(سیدمحمدی ، روزنهان، سلیگمن)

ترس از این نظر با اضطراب فرق دارد که ویژگی آن نگرانی از یک موضوع خاص و خطرناک است. در اختلال های فوبیک فرد از موضوعی می ترسد ((مثل گربه ها)) که با واقعیت خطری که آن موضوع آشکار می سازد، هیچ تناسبی ندارد.

در اختلال های استرسی پس از سانحه ، پس از اینکه فرد با رویدادی مواجه می شود که او را به مرگ یا آسیب تهدید کرده است، دچار اضطراب و بی حسی می شوند، و بارها آن رویداد را در ذهن خود مرور می کند( سیدمحمدی، سلیگمن ).

اضطراب هشداری است که فرد را گوش به زنگ می کند. یعنی به فرد هشدار میدهد که خطری در راه است و باعث می شود که فرد بتواند برای مقابله با خطر اقداماتی به عمل آورد. ترس هم هشداری است که فرد را گوش به زنگ می کند، ولی باید آن را از اضطراب افتراق داد. ترس در پاسخ به خطری معلوم، بیرونی، معین یا با منشا غیرتعارضی ایجاد می شود. حال آنکه اضطراب در پاسخ به تهدیدی پیدا می شود که نا معلوم درونی و مبهم است یا از تعارض منشاُ گرفته است.

فشار روانی، تعارض و اضطراب

این که واقعه ای را عامل فشار تلقی کنیم یا نه، به ماهیت آن واقعه و نیز به امکانات فرد، دفاع های روانیش و مکانیسم های او بستگی دارد که همه با مشارکت ایگو انجام می شود. ایگو مفهوم انتزاعی و مشترکی است برای روند ادراک، تفکر و عمل فرد بر وقایع بیرونی یا سائق های درونی خودش. کسی که ایگو اش درست کار می کند، با جهان بیرون و نیز درون خود در انطباق و تعادل به سر می برد. اما اگر ایگو خوب کار نکند و اختلالی که در تعادل فرد حاصل می شود، به قدر کافی ادامه یابد، فرد دچار اضطراب مزمن می شود. عدم تعادل مذکور چه بیرونی باشد ـ یعنی میان فشارهای جهان خارج و ایگوی فرد باشد ـ چه درونی ـ یعنی میان تکانه های بیمار(مثلاً تکانه های پرخاشگرانه، جنسی و وابستگی) و وجدانش ـ تولید تعارض می کند.

تعارضهای ناشی از وقایع بیرونی معمولاً بین فردی است، حال آنکه تعارضهای ناشی از وقایع درونی، درون روانی یا درون فردی است. ترکیب این دو هم امکان پذیر است که یک نمونه اش کارمندی است که رئیس فوق العاده متوقع یا خرده گیر دارد و باید تکانه کتک زدن رئیس خود را مهار کند تا مبادا شغلش را از دست بدهد. در واقع تعارضهای بین فردی و درون روانی معمولاً به صورت ترکیبی وجود دارد، چون انسان موجودی اجتماعی است و تعارضهای عمده اش معمولاً با سایر انسانهاست.

نشانه های اضطراب

۴ عنصر ترس و اضطراب :

  • انتظار خطر (عنصر شناختی) 
  • واکنش اضطراری (عنصر بدنی) 
  • احساس وحشت، دلهره و نگرانی (عنصر هیجانی)
  • اجتناب و گریز (عنصر رفتاری)

شیوع اضطراب

مارکس (morks) و لیدر (lader) با بررسی ۲۲ مطالعه انجام شده در این زمینه بر آورد کردند که تقریبآ ۳ % جمعیت عمومی به حالت اضطراب دچار هستند.

حالت اضطراب به طور عمده اختلال افراد جوان است که شروع آن معمولا در اواسط دهه سوم عمر است و بطور متوسط بیمار قبل از مراجعه برای درمان پنج سال علائم اضطراب را داشته است . شیوع حالات اضطراب در جمعیت نرمال در انگلستان و آمریکا ۲ تا ۴.۷ % تخمین زده شده است . در حالیکه در یک ارزیابی در ناحیه فرامینگهام این رقم ۲۱% ذکر گردیده است (پورافکاری ۱۳۶۳). اختلالات اضطراب در ۱۴% بیماران قلبی و ۲۲% بیماران جراحی شده مشاهده شده است ( پورافکاری ۱۳۶۳ ) .

نخستین پژوهش سیستماتیک در مورد عوامل ارثی اختلالات اضطراب نشان داد که دوسوم  بیماران مبتلا به آستنی عصبی عروقی سابقه خانوادگی همان بیماری را داشته و ۲۲% بستگان درجه یک آنها نیز به همین بیماری مبتلا بودند ( پورافکاری ۱۳۶۳ ) .

دو مطالعه بوسیله اسلیتر و شیلدز (shields & slater) بر روی جنبه های ژنتیک حالات اضطراب مشاهده گردید که ۱۵% از والدین و خواهر و برادر های بیماران مبتلا و نوروز اضطراب همین بیماری را داشته در حالیکه این ریتم در بستگان گروه کنترل فقط ۵% بود. در بین دو قلوهای یک تخمکی بروز توام نوروز اضطراب ۵۰% و صفات قابل توجه اضطراب ۶۵% بود، برعکس در دو قلوهای دو تخمکی این ارقام به ترتیب ۴% و ۱۳% گزارش گردید. معهذا هیچ کدام از این مطالعات بجز مدارک مربوط به سه زوج دو قلو، تأثیر محیط خانواده را شامل نمی گردد. نویز و همکارانش خطر بیماری را در بستگان درجه یک بیمار مبتلا به نوروز اضطراب ۱۸% و نسبت زن به مرد را از نظر شیوع ۲ به ۱ گزارش داده اند.

بررسی ها نشان می دهند که بیش از یک سوم بزرگسالان دچار ناراحتی های عصبی ، خصوصا اضطرابند. اضطراب در مردها و طبقه اقتصادی مرفه و جوانان کمتر و در زنان و افراد کم درامد و سالمندان بیشتر ( نجاریان و همکاران ۱۳۷۱ ) .

کارکردهای انطباقی اضطراب :

اگر اضطراب را صرفا هشداری تلقی کنیم که فرد را  گوش به زنگ  می کند ، ظاهرا هیجانی با همان مبنای ترس است . اضطراب خطری بیرونی یا درونی را اعلام می کند و لذا موجب حفظ حیات می شود. اضطراب از پایین ترین سطوح بروز خطر وقوع صدمه جسمی ، درد ، بی پناهی ، احتمال مجازات ، یا برآورده نشدن نیازهای اجتماعی یا جسمانی ، خطر جدایی از محبوب ، خطر بروز مانعی در برابر ارتقاء موقعیت یا منزلت فرد و سرانجام خطراتی را اعلام میکند که در برابر کلیت و یکپارچگی فرد وجود دارد .

اضطراب باعث می شود فرد برای پیشگیری از ان خطرات و تهدیدها یا برای تخفیف عواقب آنها کاری بکند . سخت کوشی با هدف کسب آمادگی برای امتحان، جاخالی دادن وقتی که توپی را به طرف شما پرتاب کردند، خزیدن در رختخواب پس از اعلام خاموشی در خوابگاه برای پیشگیری از مجازات و دویدن برای رسیدن به آخرین قطاری که شما را به مقصود می رساند. همه نمونه هایی از محدود ساختن خطر و تهدید در زندگی روزمره است. یعنی اضطراب فرد را گوش به زنگ می کند تا اقداماتی انجام دهد که از خطر جلوگیری شود. بنابراین اضطراب از وارد شدن صدمات پیشگیری می کند( رفیعی، سبحانیان، کاپلان ، سادوک ۱۳۷۶).

شیوه های بیان اضطراب :

بیان اضطراب به عنوان یک اختلال هیجانی می تواند محدود یا گسترده باشد. در این زمینه باید چگونگی ادراک حالت اضطرابی از شیوه های بیان آن متمایز شود. در بیشتر مواقع بزرگسالان ادراک جسمانی خود از اضطراب را با استفاده از اصطلاحات ((دلشوره)) و یا بالعکس ، ((بدحالی و وارفتگی)) توصیف می کنند. کودک نیز گاهی به طور مستقیم به بیان حالات خود می پردازد، اما اغلب ادراک جسمانی وی در رفتارش اشکار می شود، بدین معنا که یا بزرگسالان را جستجو می کند تا در پناه وی بتواند بر خود مسلط شود و یا بالعکس با توسل به برون ریزی هیجانی، کوشش می کند تا خود را از حالت ((دلشوره)) و فشار ناشی از اضطراب برهاند.

بر اساس مشاهدات بالینی می توان شیوه های مختلف بیان اضطراب در کودک را متمایز کرد :

  1. در رفتارهای ظاهری پاره ای از کودکان هیچگونه ترس یا اضطرابی مشاهده نمی شود اما مکانیزم های دائم اجتناب و گزیر، مبین اضطراب عمیق آنها هستند.
  2. پاره ای دیگر از کودکان اضطراب گسترده و ناراحتی بارزی را نشان می دهند، بدون انکه بتوانند هیچگونه دلیلی برای اختلال هیجانی خود ذکر کنند .
  3. و بالاخره گروهی دیگر ، بلافاصله به بیان نگرانی ها و ترس هایی که بطور روزمره گریبان گیر آنهاست می پردازند(دادستان،۱۳۸۴ )

منابع :

  • خلاصه روانپزشکی (علوم رفتاری/ روانپزشکی بالینی) اثر کاپلان و سادوک ، ترجمه فرزین رضاعی
  • زمینه روانشناسی هیگارد ، ترجمه براهنی .
  • شناخت درمانی افسردگی و اضطراب ، بلک برن ، ایوی ، ماری ، ام کیت ؛ سون ، دیوید ،ترجمه توزنده جانی .
  • کنترل اضطراب و فشارهای روانی ، پاول ترور ترجمه پژوهان ، مهداد .
  • بهداشت روانی .گنجی ،ارسباران .
  •  آسیب شناسی روانی مؤلف دیوید ال روزنهان، مارتین سلیگمن، مترجم یحیی سیدمحمدی
  •  روانشناسی مرضی تحولی، جلد اول، پریرخ دادستان، ۱۳۸۴
  •  آسیب شناسی روانی جلد اول مؤلفان دیویسون ، نیل ، کرینگ ، مترجم مهدی دهستانی، ۱۳۸۵
۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

4 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
fereshteh nazimi
۱۳۹۲/۰۵/۰۳ ۱۶:۴۹

من از مباحث شما لذت میبرم . خواهش می کنم مطالب خد را برایم در صورت امکان ارسال کنید و
ممنون .

fereshteh nazimi
۱۳۹۲/۰۵/۰۳ ۱۶:۵۳

لطفا راه حل برای اضطراب و راه حل برای ما که فرزندان والد گریز داریم و همسران عصبی و کلا راه حل همه این موضوعات را هم درکنار مباحث مفیدتان به ما ارائه دهید قبلا از شما و تیم محترمتان سپاسگذاریم .
فرشته .

ساناز محمدی
پاسخ به  fereshteh nazimi
۱۳۹۲/۰۵/۲۰ ۲۰:۲۸

درود و سپاس از توجهتون
حتما در اولین فرصت مطالبی در ارتباط با درمان موارد ذکر شده منتشر خواهیم کرد.

الهام باقری
۱۳۹۲/۰۷/۰۴ ۰۹:۵۸

با سلام
مطالبتون رو خیلی دوست دارم . خواهشا اگه امکانش هست مطالبتون رو به صورت ایمیل برام ارسال کنید . ممنون