دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

روانکاو از زبان کارن هورنای

هورنای

 

images

 

از نظر کارن هورنای نقش و وظیفه کلی روانکاو کمک به بیمار است برای اینکه خودش را بشناسد ، و نیز ایجاد تغییر است در نحوه زندگی و در جهان بینی بیمار تا آنجا که خود بیمار تغییر را لازم می داند . در درجه اول باید گفت که روانکاو صرفا و تنها نقش یک راهنما را در صعود از یک کوه صعب العبور را بر عهده داشته باشد و درواقع روانکاو حکم راهنمایی را دارد که نسبت به راه خود شناخت دقیق و قابل اطمینانی ندارد زیرا مانند یک کوهنورد اگرچه که در کوهنوردی خبره است اما تا به حال از یک کوه بخصوصی ممکن است صعود نکرده باشد .

 

مشاهدات یک روانکاو چندان تفاوتی با مشاهده یک انسان معمولی ندارد . روانکاو در مشاهدات خود در درجه اول متکی به تجربیاتی است که بیمار برایش تعریف می کند. دوم ، روانکاو از طریق مشاهده رفتارهای بیمار در کلینیک خیلی چیزها درباره وی می آموزد . رفتارها و واکنشهای افراد در کلینیک ، نسبت به روانکاوی متفاوت است . یک بیمار جلسات روانکاوی را به عنوان یک جریان روشنفکرانه و جالب فرض می کند ، ولی قبول ندارد که شخص خودش واقعا به آن نیاز دارد . شخص دیگری از اینکه مورد روانکاوی واقع شده احساس غرور می کند ، و آن را نوعی مزیت برای خود تلقی می کند. شخص دیگری روانکاوی را نوعی تحقیر خویش تلقی می کند که باید پنهان بماند.

 

کلمات پراکنده بیمار حکم یک کلاف سر در گم را دارند . و کار روانکاو این است که باید سروته این کلاف را پیدا کند .  نکته مهم در این توضیحات آن است که هیچ یک از مشاهدات روانکاو در جلسات تداعی نباید غیر مهم و غیر ضروری تلقی شود . علاوه بر این روانکاو باید مدام از خودش بپرسد که : چرا فلان احساس یا فلان اندیشه بخصوص در این ساعت و در این شرایط بخصوص در بیمار بر انگیخته شد . یکی از کلیدهای رهنمون به چگونگی شخصیت بیمار مبالغات و افراط و تفریط های او است : مثل ابراز خشم شدید ، قدردانی و سپاسگذاری بیش از حد … رویاها ، توهمات و خیالبافی های بیمار نیز یک کلید اساسی است برای شناختن او ، زیرا ارتباط مستقیم دارد با احساسات و تمایلات و تلاش های ناخودآگاه بیمار.

 

در جریان روانکاوی مشکل زمانی پیش می آید که – به یک اصطلاح فنی – بیمار دچار « مقاومت » شود .  در آنصورت است که به نحوی محسوس و ملموس یا غیر ملموس بیمار از همکاری با روانکاو سر باز می زند. کشف علت مقاومت گاهی آسان است ، ولی اغلب آغاز مقاومت روشن نیست. اگر روانکاو متوجه وجود مقاومت شده باشد ، و بتواند بیمار را متقاعد کند که هم اکنون درگیر مقاومت است ، با بررسی مشترک می توانند منشا آن را کشف کنند.

فروید خاطر نشان می کند که  :  تبحر در درک ، ارزیابی و معنای تداعی های بیمار آنقدر مهم نیست که چگونگی غلبه روانکاو بر مقاومت بیمار ، و این یکی از توصیه های فروید به روانکاوان کم تجربه و تازه کار بود.

 

بر گرفته از : هورنای، کارن. خودکاوی. (۱۳۹۱). مصفا، محمد جعفر. انتشارات بهجت

۳ ۳ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها