دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

خانواده درمانی راهبردی

گروه درمانی

درمان راهبردی از دل نظریه ارتباطات در طرح اسکیزوفرنیای بیتسون بیرون آمد که در قالب سه مدل متمایز ظهور کرد:

  • الف- مدل درمان کوتاه مدت MRI 
  • ب) مدل راهبردی هی لی و مدنس  
  • ج) مدل نظامدار میلان 

خانواده درمانی استراتژیک متخصصان سرشناسی مانند: پاول واتسلاویک، جان ویکلند و کلو مدنس دارد. در این میان جی هی لی برجسته است. هی لی گروه بیتسون و گروه MRI را به عنوان بینانگذار تحت تاثیر قرار داد و موسسه خانواده درمانی (هیلی – مدنس) واشنگتن را تاسیس کرد. نوشته های نظری و فنون وی تاثیر پرقدرتی بر رویکرد سیستم های میلان که سلوینی آن را بنیان نهاد، بر جای گذاشته است.

جی هی لی مدافع خانواده درمانی در زمینه های تخصصی و عمومی بوده است. او با میلتون اریکسون، گریگری بیتسون، و سالوادور مینوچین فعالیت کرده است. هیلی در ۱۹۵۲ کارش را با گریگوری بیتسون شروع کرد. هی لی پیش قدم در تشخیص الگوهای ارتباطی در خانواده های اسکیزوفرنیک بود. هی لی به مطالعه فرایند ارتباط خواب درمانی میلتون اریکسون علاقه مند شد و هیپنوتیزم را در ۱۹۵۳ از اریکسون آموخت. او خیلی از مفاهیم نظریه ی اریکسون را با بسیاری از مفاهیم خودش در ارتباط با عمل درمان ترکیب کرد.

جی هی لی مولف دو کتاب مشهور با نام : روان درمانی خانواده (۱۹۷۶) و ترک خانه (۱۹۸۰) است. از هی لی به عنوان کسی که از مهارت های کافی برای شکستن قدرت و استراتژیست نظامی برخوردار است و این مهارت ها را به فنون درمانی قابل توجهی تبدیل کرده است، یاد می شود. 

درمان های استراتژیک، سیستمی، متمرکز بر راه حل، روش مدار و کوتاه مدت اند. این درمان ها مرهون کار میلتون اریکسون هستند که بر همه ی آنها تاثیرگذاشته است. هدف وی در درمان ایجاد تغییر بود. میلتون اریکسون برای حل هر مشکل خاص، از منابع خود مراجعان استفاده می کرد. با مراجعانش کار می کرد تا به آنها کمک کند، برای کمک به خود فعال شوند. از طریق دستورالعمل ها و پیشنهاد های غیر مستقیم، مراجعان را فعال می کرد.

میلتون اریکسون

از نظر درمانگر استراتژیک، خانواده موقعی از سلامت کافی برخوردار است که شرایط زیر را داشته باشد:

۱- انعطاف پذیری: در روابط اعضا با یکدیگر و در روابط با خارج از خانواده. اعضا نباید با یکدیگر رابطه ای خشک و بی روح داشته باشند و والدین نفوذپذیر، باید فرصت روابط آزاد را به فرزندان و اعضای خانواده بدهند .

۲- حل مسائل: منظور آن است که در صورت بروز مشکل خانواده بتواند با هم فکری و مشورت مشکل را حل کند.

۳- عبور طبیعی از مراحل زندگی: گذشت از مراحل مختلف زندگی بدون بحران و استرس نشانگر سلامت خانواده است. مانند گذر اعضای خانواده از دوران کودکی به نوجوانی ، بلوغ ، جوانی و…. و تامین نیازها ی هر دوره یک گذر طبیعی است.

۴- وجود اصول حاکم بر سلسله مراتب خانواده: اگر هر فرد به صورت درست و اصولی به نقش، وظایف و مسئولیت خود در قبال سایر اعضا عمل کند آرامش و تعادل بر خانواده حاکم می شود.

اصول خانواده درمانی استراتژیک

  • ۱- مردم همیشه در حال برقراری ارتباط هستند.  
  • ۲- همه پیام ها دارای کارکردهای محتوا و فرمان هستند. محتوای یک پیام، اطلاعات را انتقال می دهد، در حالی که فرمان، عبارتی است در مورد تعریف رابطه. 
  • ۳- قواعد تعامل خانواده در جهت حفظ تعادل حیاتی خانواده عمل می کنند.
  • ۴- علیت حلقوی: منظور این است که عکس العمل خانواده به عکس العمل سایر افراد و اعضای خانواده بستگی دارد و رفتار پدیده ای بین فردی است.

روشهای درمان استراتژیک

چارچوب بندی مجدد: در این روش به رفتارها، نتیجه ی تعامل ها، روابط و دیگر ویژگی های موجود در خانواده معنی جدیدی داده می شود. به طور مثال: زهرا خانمی است که در نظافت و نظم خانه حالت وسواسی دارد احمد شوهرش از این وضعیت خسته شده است و با اینکه زهرا را دوست داشت و زهرا او را دوست داشت خانه را ترک کرده است و گفته تا زهرا اخلاقش را عوض نکند به خانه باز نمی گردد. زهرا که از قهر همسرش بی نهایت افسرده شده بود آرزویش این بوده همسرش به خانه برگردد و هرکار که دلش می خواهد انجام دهد. دیگر برایش مهم نبود که شوهرش با کفش وارد خانه می شود یا وسائل خانه را جابه جا می کند .به عبارت دیگر زهرا به رفتار های قبلی شوهرش در چارچوبی جدید می نگرد.

تناقض: در این روش درمانگر به مراجع می گوید که مخالف آنچه برای رسیدن به موفقیت، منطقی به نظر می رسد عمل کند. به طور مثال: دانش آموزی که به علت ظرفیت محدود هوشی خود هرچه کوشش می کند، در کنکور دانشگاه موفق نمی شود. بالاخره مشاور او را به انصراف از ورود به دانشگاه و ورود به کلاس های آموزش شغلی که مورد علاقه و متناسب با ظرفیت هوشی اوست راهنمایی می کند.

استعاره: استعاره وسیله ای است برای بیان ایده ها، نظرها و اطلاعات در قالب داستان، ضرب المثل ،حکایت، قیاس، تشابهات، تصورات، رویا ، نقاشی و  مجسمه سازی و…..

تمثیل : در یکی از انواع تمثیل درمانگر از بیمار مبتلا به اضطراب می خواهد که در مورد شرایطی که او را مضطرب می کند از کمترین تا بیشترین اظهار نظر کند. به عنوان مثال: در مورد بیماری که از تاریکی می ترسد، درمانگر صحنه هایی را که میزان تاریکی در آن ها متفاوت است به او عرضه می کند و او میزان اضطراب خود را به صورت کمی بیان می دارد.  روش دیگر عکس این حالت است. بیمار با بیان تمثیل ، وضعیت خود را توصیف می کند و درمانگر پاسخ کمی می دهد. پاسخ های کمی به صورت سر تکان دادن ، به زبان آوردن جملات و کلمات تایید کننده، یا نشان دادن حالات بی تفاوت ارائه می شوند.

عادات : رفتار های زیادی در زندگی وجود دارند که به صورت عادت در آمده اند. از جمله ی آنها می توان به آداب و رسوم جشن ها( عروسی ، تولد و….)، سنت ها و رسوم خانواده ( دیدن فامیل، وقت شام و…) اشاره کرد. درمانگر استراتژیک از این عادات در درمان روانی استفاده ی زیادی می کند.اصلاح و تغییر عادات درجهت مورد نظر می تواند به ایجاد تغییر خانواده کمک کند.

توصیه ی درمان پایان ناپذیر: در زمانی که مشکل مزمن شده و تغییر سریع محتمل نباشد درمانگر  به خانواده اظهار می دارد که درمان سریع ممکن نیست و خانواده باید تا زمان نامشخصی برای درمان مراجعه کند. در این نوع درمان نوعی تناقض دیده می شود.

شوخ طبعی: استفاده از این روش زمانی لازم است که با یک خانواده ی جدی روبه رو شویم. در شوخی باید همه ی جوانب را در نظر گرفت. اولا درمانگر باید شوخ طبع باشد. ثانیا خانواده و ظرفیت پذیرش شوخی در آن باید مورد توجه قرار بگیرد. درصورتی که تمام شرایط جمع باشد، شوخی و لطیفه گویی می تواند به برقراری و حفظ رابطه کمک کند .

پذیرش:  ایجاد رابطه ی حسنه روش غیر مستقیمی است که سبب می شود اعضای خانواده احساس کنند که درمانگر آنها را درک کرده  و مشکلات آنها را از دریچه ی دید آنها دریافت کرده است. این رابطه موجب می شود مراجع بیشتر همکاری کند و مشاور در درمان موفق تر باشد.

تعدد راه حل: به مراجع باید تفهیم گردد که برای حل هر مشکل یک راه حل وجود ندارد. چنانچه از راه حلی به هدف نرسید، باید برای پیدا کردن راه حل دیگری تلاش کند و در نظر داشته باشد که برای یافتن راه حل مناسب، آزمایش و خطا مقرون به صرفه نیست. بهتر است به کمک مشاور ، باتوجه به نوع مشکل، راه مناسبی ابداع گردد.

فرافکنی: در این روش از اعضای خانواده خواسته می شود موقعیتی را که از آن ناراضی هستند را تجسم کنند و خود را جای شخصی قرار دهند که موجب ناراحتی آنها می شود. به طور مثال:  درخواست فرزند از پدر برای خرید ماشین، نوعی از این موارد است. اگر فرزند خود را جای پدر قرار دهد و میزان درآمد او را بفهمد، از درخواست خود منصرف خواهد شد.

فنون درمانی خارج از جلسه درمان

خانواده درمانگران استراتژیک در اغلب موارد، دستوراتی برای تغییر رفتار در خانواده صادر می کنند که موفقیت در آنها به انگیزه ی خانواده و پذیرش درمانگر از سوی خانواده بستگی دارد. چون اغلب شیوه های مستقیم ناموفق اند، روش هایی که استراتژیست ها به کار می برند روشهایی غیر مستقیم هستند که اغلب متناقض اند.

دستورات متناقض یا تجویزی است یا توصیفی: در دستورات متناقض تجویزی از مراجع خواسته می شود رفتار خود را در بین جلسات درمان کنترل نکند و به جای آن، رفتار خود را با توجه به مشکلی که دارد در هر روز یادداشت کند. در دستور متناقض توصیفی با دادن معنای مثبت یا ضمنی به رفتار، چارچوب بندی مجدد انجام می شود و درمانگر اجرای آن را از مراجع می خواهد.

دستور متناقض بر این اساس است که از مراجع خواسته می شود تغییر نکند، حال آنکه هدف تغییر است. به طور مثال دختر نوجوانی که در خانه می ماند و به مدرسه نمی رود زمانی که درمانگر به او دستور می دهد که در خانه بماند، متوجه می شود که در خانه ماندن کار بیهوده ای است و دیگر به دستور درمانگر عمل نمی کند. این همان چیزی است که درمانگر می خواهد. درمانگر در شیوه ی رفتار متناقض، خانواده را در شرایطی قرار می دهد که تحمل ادامه ی رفتار مشکل دار برای او سخت شود. در این مورد ،چه رفتار را ادامه دهد و چه از ادامه ی آن سر باز زند رفتار علامت دار حذف خواهد شد.

در شکل دیگری که محک تجربه نامیده می شود، درمانگر ابتدا با مراجع توافق می کند که باید به هرچه او به وی دستور می دهد عمل کند. پس از پذیرش این مطلب، درمانگر استراتژیست مقرر می کند که هر زمان مراجع رفتار علامت داری را انجام داد، باید به اجرای کاری بپردازد که دوست ندارد. مثلا اگر در مقابل کاری زود عصبانی می شود ، پس از هربار عصبانیت چهار دست و پا روی زمین صد متر راه برود.

ارائه ی تکلیف و شرایط آن: برای مثال، مشاور از خانواده می خواهد که طی یک هفته، در منزل فهرستی از مسئولیت های اعضای خانواده را تهیه کنند. (شستن ظرف، لباس، نظافت خانه و…) و در مورد اجرای آن به توافق برسند. خانواده باید به بهترین وجه ، توافق کردن با یکدیگر را بیاموزند و روش های مناسب در مذاکره و گفتگو با یکدیگر را یاد بگیرند.

تکنیک های نمایشی و استعاره های خانواده:  اساس این تکنیک ها بر شوخی و بازی و تخیل قرار دارد. به طور مثال دانش آموزی که تیک دارد و مثلا پایش را زیاد تکان می دهد گفته می شود که وانمود کند تیک دارد و پایش را با اراده تکان دهد و از والدین او خواسته می شود که برای رفع مشکل به او کمک کنند.

در خانواده هایی که سلسله مراتب مبهمی دارند به کودک نقش ریاست خانواده داده می شود و از والدین خواسته می شود که نقش پایین را بپذیرند و تحمل کنند. چون نظم سلسله مراتب به هم می خورد والدین مجددا ریاست را به عهده می گیرند و سلسله مراتب براساس مسئولیت و ریاست والدین شکل می گیرد و نظام سلسله مراتب از حالت ابهام خارج می شود. 

جی هی لی

فنون درمانی رویکرد استراتژیک

تغییر در شیوه های عمل اعضای خانواده باید مقدم بر تغییر ادراکات و احساسات جدید آنها باشد. بسیاری از مشکلات خود به خود حل می شوند بدون اینکه لازم باشد برای حل آنها اقدامی بکنیم. خانواده درمانگر استراتژیک از فنون مختلفی استفاده می کند که در اینجا از چند فن مورد استفاده ی آنها یاد می کنیم.

باز تعبیر: عبارت است از اینکه مشکل به صورتی متفاوت از آنچه مطرح است، بیان شود. مشکل به صورت مثبت تعبیر گردد و به طرزی ارائه شود که گویی مشکلی وجود ندارد مثلاً افسردگی  تحت عنوان بی مسئولیتی یا یکدندگی عنوان شود.

دستور العمل ها: دستور العمل هایی که در درمان استراتژیک می توان ارائه کرد متفاوت اند از جمله ، پیام های غیر کلامی نظیرسکوت، آهنگ صدا حالات بدن، و… یا پیشنهاد هایی مستقیم و غیر مستقیم نظیر : سریع پیش بروید. شما ممکن است نخواهید سریع تغییر کنید. خودتان را مجبور کنید تمام شب بیدار بمانید. کند حرکت کنید.

رهنمود متناقض: این فن به خانواده و اعضایش اجازه می دهد به آنچه انجام می دهند ادامه دهند. رهنمود متناقض شکل های متفاوتی دارد و از جمله می توان از محدود سازی، تجویز کردن و باز تعریف نام برد.

محدود سازی : به اعضای خانواده گفته می شود که از انجام هر چیزی غیر از آنچه انجام می دهند دست بکشند.

تجویز کردن : به اعضای خانواده دستور داده می شود رفتار مشکل زایی را انجام دهند.

باز تعریف: عبارت است از تعریف مجدد مشکل با مضامین مثبت. 

وانمود کردن : درمانگر از اعضای خانواده می خواهد وانمود کنند که با یکدیگر درگیر شده اند. افراد با عملکردن به گونه ای که خیلی درگیر شده اند، با انجام کارهایی که قبلا غیر ارادی بود و اکنون تحت کنترل است، تغییرمی کنند.

موضع گیری: عبارت است از پذیرش و مبالغه درباره ی آنچه اعضای خانواده اظهار می دارند. اگر این فن به درستی هدایت شود به اعضای خانواده کمک می کند که متوجه بیهودگی آنچه انجام می هند بشوند. در نتیجه، آنها برای انجام سایر روش ها آزاد می شوند.

نقش خانواده درمانگر استراتژیک

اولین وظیفه درمانگر آن است که مشکل موجود را به گونه ای تعریف کند که بتواند حل کند. درمانگر استراتژیک، استراتژی هایی برای حل مشکلات خانواده طراحی می کند. در درمان استراتژِیک نیز مانند خانواده درمانی های سیستمی و متمرکز بر راه حل، تاکید روی فرایند است تا محتوا. روش هایی به کار می رود تا با شکستن دور معیوب، تعامل و روابط سالمی برقرار شود که در آنها، راه هایی عملی به جای روش های تکراری ارتباط در پیش گرفته شوند و به این ترتیب، تغییر به وجود آید.

حل کردن مشکلات خانواده متضمن مراحل زیادی است که عبارتند از:

  • ۱- تعریف مشخص و دقیق مشکل  
  • ۲- بررسی همه ی راه حل هایی که سابقا در مورد مشکل به کار می رفته اند
  • ۳- تعریف عینی و روشن از تغییر مورد نظر 
  • ۴ – تدوین و اجرای استراتژی تغییر.

درمانگر استراتژیک تلاش می کنند با تعیین تکلیف خانگی، تغییر در خانواده را ترغیب کنند. همچنین در مواقع خاصی از مداخلات ساختی استفاده می کنند.

مشخصات خانواده درمانی استراتژیک

  • ۱- انعطاف پذیری با انواع خانواده های مراجعه کننده.
  • ۲- همیشه نیاز نیست که کل اعضای سیستم در تغییر مراتب پایین تر درگیر شوند.
  • ۳- ممکن است تغییر واقعی در سطح فردی و دوتایی صورت گیرد.
  • ۴- تاکید و تمرکز روی نو آوری و خلاقیت .
  • ۵- به سهولت همراه شدن با سایر رویکردها به خصوص مکاتب خانواده درمانی ساختی و رفتاری

مقایسه رویکرد استراتژیک باسایر رویکردها

شاخصه هایی که رویکرد استراتژیک را از سایر رویکردها متمایز می سازند عبارتند از:

  • ۱- تمرکز بر یک مشکل  
  • ۲- انعطاف پذیری  
  • ۳- دیدگاه مناقشه انگیز هی لی که اصل وجود اسکیزوفرنی را انکار می کند. 
  • ۴- نیاز به داشتن مهارت لازم برای اجرای مهارت ها، ازجمله مهارت رهنمود متناقض.
  • ۵-محدودیت زمان درمان. 
  • ۶- تکیه بر فنون قدرتمند و پیداکردن روش های جدید به جای جمع آوری اطلاعات.

مراحل مصاحبه ی اولیه از نظر جی هی لی

۱-مرحله ی اجتماعی   ۲-مرحله ی مشکل   ۳-ارتباط متقابل (تعامل)   ۴- تعیین هدف

۱-مرحله ی اجتماعی : برقراری رابطه ی صمیمانه (بررسی الگوهای ارتباطی خانواده و پیوند بین اعضاء ) و فرضیه سازی های مقدماتی در مورد شیوه ی کار کردن یا خانواده است.

۲-مرحله ی تشخیص مشکل: نخست با افراد بی تفاوت خانواده در مورد مشکل به بحث می نشینیم و در آخر با فرد مورد نظر(مراجع) صحبت می کنیم. با این روش همه در بحث شرکت می کنند. بدون مقصر شناخته شدن مراجع، مشکل خانواده ، مورد توجه قرار می گیرد.

۳-ارتباط متقابل بین اعضای خانواده: همه باید در بحث شرکت کنند.  ۱- ارتباط متقابل بین اعضاء خانواده  ۲-شرکت نکردن درمانگر در تعامل بین افراد.  ۳- هدایت خانواده توسط درمانگر به بحث اختلاف نظر های موجود در خانواده.

۴- تعیین هدف: هدف درمان به طور دقیق، عینی و بر حسب ملاک های رفتار تعریف و مشخص می شود. در تعیین تکالیف باید موضوع دستور و راهنمایی و تفاوت آنها مشخص گردد.

به نظر جی هی لی:

  1. راهنمایی: یعنی  به دیگران بگوییم چه کار بکنند. ( اجبار در کار نیست)
  2. دستور دادن: یعنی رفتاری را به عنوان تکلیف برای فرد در نظر بگیرند که او باید انجام بدهد.( اجباری است)

کلو مدنس

مشخصات نظریه ی جی هی لی و کلو مدنس :

انسان ها در طول زندگی الزاما با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. به نظر هی لی ، رفتار همان ارتباط است. ارتباط در سطوح مختلف انجام می شود. سکوت هم سطحی از ارتباط است. هی لی روابط میان فردی بین انسانها را بر اساس آرایش قدرت تحلیل می کند. ارتباط گاه به صورت استعاری انجام می شود. به عنوان مثال زنی که دوست دارد شوهرش در خانه بماند، اگر او خانه را ترک کند به حملات اضطرابی دچار می شود. هر چند که این دچار شدن عمدی نیست ولی با این کار شوهرش را مجبور به ماندن در خانه می کند.

۱- نوع رفتار بیمارگونه ، به اندازه ی هدف آن رفتار ، اهمیت ندارد.

۲- دستکاری رفتار به طور مستقیم صورت می گیرد و درمانگر باید در نظام خانوادگی مخرب طوری مداخله کند که در آن تغییر ایجاد کند.

۳- یک درمانگر با خانواده دیدار می کند و عده ای دیگر آنها را از پشت آینه ی یک طرفه مشاهده می کنند، سپس تمام گروه با مشورت یکدیگر، راهبرد خاصی را طرح ریزی و ابلاغ می کنند. (آینه ی یک طرفه)

۴- تعیین راهبردی که هم مراجع آن را بپذیرد و هم موثر باشد به مهارت زیادی نیاز دارد که از اهمیت بسیار برخوردار است.

۵- راهبرد ساماندهی مجدد انواعی دارد که یک نمونه معکوس کردن است و دیگری رفع نشانه های فرد مشکل دار است.

۶- در درمان خانواده می توان از فنون تجدیدنظر و مداخلات متناقض استفاده کرد. این رویکردها مستقیم هستند و بر ساختار سلسله مراتب خانواده تاکید دارند و اکثر مشکلات خانوادگی هم ناشی از آشفتگی سلسله مراتب است.

منابع :

  • ۱- نیکولز ، شوارتز – خانواده درمانی (مفاهیم و روشها) – ترجمه : محسن دهقانی و همکاران. (نشر دانژه) .
  • ۲- گلادینگ ، ساموئل – خانواده درمانی ( تاریخچه ، نظریه ، کاربرد ) ترجمه : فرشاد بهاری و همکاران. (انتشارات تزکیه) .
  • ۳-  گلدنبرگ ، ایرنه – گلدنبرگ ، هربرت، خانواده درمانی . ترجمه : حمید رضا حسین شاهی برواتی و همکاران (نشر روان) .
۳.۹ ۱۱ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

6 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
س
۱۳۹۴/۰۲/۰۵ ۱۲:۲۰

بسیار متشکرم
خیلی مفید بود

ام پی
پاسخ به  س
۱۴۰۰/۰۱/۰۹ ۱۹:۰۰

سپاسگزارم

محمد درويشي
۱۳۹۵/۰۴/۱۰ ۰۷:۰۸

ممنون

ستایش
۱۳۹۹/۰۱/۲۳ ۰۰:۵۲

ممنون
لطفاً در زمینه های جدید روانشناسی بیشتر اطلاع رسانی کنید

یزدان پناه
۱۴۰۱/۰۳/۲۲ ۰۹:۲۲

خلاصه بسیار مفید، جامع و کاربردی بود. ممنونم

خانم زمانی
۱۴۰۱/۱۲/۲۶ ۰۹:۴۱

جالب بود و آموزنده و علمی👌🏼سپاس