چرا در رابطه ناسالم می مانیم
چرا دائم وارد روابط ناسالم و بد میشویم؟
رابطه ای خوب است که فرد را رشد دهد یا دستکم جلوی رشد نرمال او را نگیرد؛ همچنین در یک رابطه خوب، فرد احساس ارزشمندی می کند.
ناخودآگاه از دستور زبان و قوانینی پیروی میکند که به نظر متفاوت از منطق خودآگاه است. رفتارهای ما برآیند هر دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه است. گاهی نیتی که ما به شکل ناخودآگاه دنبال میکنیم در تضاد با نیت خودآگاه ما قرار دارد. اساساً تعارض در چنین موقعیتی شکل میگیرد. بخشی از تردیدهای روانشناختی ما حاصل همین تعارضهای بین خواست ناخودآگاه و محدودیتهای خودآگاه است. بسیاری از مشکلات ما در رابطه، ریشه در ناخودآگاه دارند.
هر فردی در دوران کودکی دو نیاز اساسی دارد:
نیاز اول: وقتی که کودک رابطه خوبی را با پدر و مادری که وینیکات آنها را «والد به اندازه کافی خوب» مینامد شکل دهد. مشکل از آنجایی آغاز میشود که این رابطه به اندازهی کافی خوب شکل نمیگیرد. اغلب فرزندانی که در کودکی با والد آزارگر یا طردکننده یا سرد رشد یافتهاند، برای قابل تحمل کردن این موقعیت، دو راه پیشرو دارند تا این رفتارهای خصمانه را تبیین کنند. با خود میگویند یا «پدر و مادر من آدمهای بدی هستند» یا اینکه «من دوستداشتنی نیستم» و مستحق همین توجه ناکافی هستم. پذیرش گزارهی اول دنیا را برای کودک ناامن میکند، پس او ناگزیر تصور دوم را میپذیرد (این صورتبندی را رونالد فیربرن انجام داده است). بنابراین، این کودک در بزرگسالی، ارتباطی را اصیل و ارزشمند میداند که دیگری با او رفتاری سردتر از معمول داشته باشد. اگر کسی خلاف این روند را با او پیش بگیرد، از این محبت خوشنود نمیشود، بلکه ممکن است به نظرش طرف مقابل فردی بیارزش باشد.
نیاز دوم: این نیاز به مراتب تعیینکنندهتر است اما معمولاً در خانواده مورد غفلت واقع میشود، نیاز کودک به این امر است که پدر و مادر رابطهی خوبی باهم داشته باشند، چراکه ارتباط آنها نخستین تصویر رابطه عاطفی را برای کودک رقم میزند. اگر این رابطه تقارنش را به هر سمتی از دست بدهد، و در ذهن کودک؛ والدی آزارگر و والدی آزارشونده به نظر برسد، ممکن است روابط بزرگسالی کودک تلاشی برای «بازسازی» این تصویر باشد. به طور مثال، او به دنبال کسی شبیه والد آزاردیده برود و به این شیوه به شکلی ناخودآگاه تلاش اغراق آمیزی برای نجات والد ذهنیاش انجام دهد؛ یا به دنبال کسی با ویژگیهای والد آزارگر برود، به این امید که بتواند او (فیگور والد آزارگر) را تغییر دهد تا تصویر تغییر شکل یافته را جایگزین روانی والد کند. گاهی نیز ممکن است این کودکان در بزرگسالی، روابط سالم خود را ناخودآگاه به سمت فروپاشی ببرند، چرا که گویی موفقیت در رابطه نوعی خیانت به پدر و مادری است که نتوانستند زندگی خوبی را تجربه کنند.
در این الگوها فرد به شکلی ناخودآگاه راه را برای مورد خشونت یا سوءاستفاده قرار گرفتن باز میگذارد؛ در این شرایط است که فرد در رابطهی بد میماند، بیآنکه حتی خودش متوجه وخامت آن باشد.
نکاتی در مورد رابطه
قبل از خواب بحث نکنید
اگر شریک زندگیتان خسته و کلافه است، بهتر است یک مکالمه سخت و فرسایشی را برای موقعیت دیگری به تعویق بیندازید؛ یعنی زمانی که پیوندهای عاطفی قوی شما میتواند بحث و تنش را به خوبی و با موفقیت پیش ببرد. کمبود خواب شما یا همسرتان حساسیتهای عاطفی را بیشتر میکند و احتمال اینکه واکنشهای مثبت نشان بدهید و تحمل نظر مخالف را داشته باشید بسیار کمتر است. «مطرح کردن موضوعات سخت و پیچیده پیش از خواب معمولا پربار و موثر نیستند و اغلب باعث تشدید تنشها و ناامیدی بیشتر میشوند. پس لازم است شبها بخوابید و کمی به آرامش برسید تا بتوانید یک بحث مهم را بهتر پیش ببرید.»
گاهی خود را سانسور کنید
صداقت و روراستی ۱۰۰ درصد بدون شک برایتان بسیار پرهزینه خواهد بود. درست است که خود ابرازی عاطفی، عنصری حیاتی برای یک رابطه عاطفی خوب است اما معمولا آدمها اشتباه میکنند و وارد راهی میشوند که در آن حریم خصوصیشان نقض میشود. مثلا اگر شما از خواهر همسرتان خوشتان نمیآید نباید این احساس را بیان کنید، همچنین لزومی ندارد که این انتقاد در بیان به همان شدتی باشد که در ذهنتان است. اگر شما درباره همه چیز صریح و بیپرده باشید ممکن است طرف مقابل را به شدت تحت تاثیر قرار بدهید اما این باعث نمیشود، او به شما نزدیکتر شود و تعامل را بیشتر نمیکند.
مردها هم عواطف و احساسات دارند
یک کلیشه رایج وجود دارد که مردها کمتر از زنها عاطفی هستند و یا احساساتشان را نشان نمیدهند یا مردها بلد نیستند احساسات خود را به شریک یا دوستشان نشان بدهند. اما واقعیت این است که مردان نیز احساسات شدید دارند اما برای آنکه به آرامش برسند، احساساتشان را بروز نمیدهند و سعی می کنند با مسایل کنار بیایند. هر دو طرف رابطه میتوانند با یک گفتمان باز و پیشرونده درباره احساساتشان در رابطه بهتر عمل کنند.
مسائل را بزرگ نکنید
وقتی پیشفرض ما این است که فرد ناسپاس همیشه ناسپاس است، ظرفیت آدمها را برای تغییر دستکم میگیریم. بنابراین این تصور که آدم ناسپاس همیشه ناسپاسی میکند درست نیست. ناسپاسی در رابطه نشان دهنده یک مساله حل نشده جدی است اما لزوما به معنای آن نیست که تکرار میشود و یا به این معنی نیست که فرد ناسپاس دچار نقصانی در شخصیت است.
اولویت با بچهها نیست
مسلم است که والدین باید به نیازهای فرزندانشان توجه ویژهای داشته باشند اما این توصیه اشتباهی است که از زوجها بخواهیم تا فرزندانشان را در اولویت قرار بدهند. زمانی که والدین تمرکز اصلی خود را روی فرزندانشان میگذارند، بخشهای دیگر ارتباط را از دست میدهد. یک رابطه ابتدا با دوست یا همسر شروع میشود و بچهها اولویت بعدی این ارتباط هستند. برای حفظ یک رابطه سالم باید همسر یا دوستتان را در کنار خود داشته باشید.
منبع: www.huffpost.com
🌿 آیا نیاز به مشاوره دارید؟
در مقاطع مختلف زندگی، گفتوگو با یک مشاور میتواند مسیرتان را روشنتر کند.
جهت رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین، با ما در ارتباط باشید.