دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

قطعه پیشانی مغز

لوب پیشانی بزرگ‌ترین لوب در میان ۴ لوب قشر مخ است. محتوای شخصیتی، تصمیم گیری، هیجانات، تمرکز، داوری، سخن گفتن و حرکات ارادی از کارکردهای قطعه پیشانی است.

مغز

بزرگی قطعه پیشانی خصیصه عمده ای است که مغز انسان را در مطالعات کالبد شناسی عصبی، از مغز سایر نخستینی ها متمایز می کند و ویژگی انحصاری او را موجب می شود. در لوب های پیشانی ۴ بخش وجود دارد :

  • ناحیه حرکتی
  • ناحیه حرکتی تکمیلی
  • ناحیه بروکا 
  • قشر پیش پیشانی

وظایف دستگاه حرکتی :

حرکات ارادی و غیر ارادی: قطعه های پیشانی درگیر طرح پردازی، اجرا و کنترل حرکات هستند. قشر حرکتی اولیه که بلافاصله در جلوی شیار مرکزی قرار دارد، حاوی نورون هایی است که در کنترل حرکت دخالت دارند. با پیدایش قشر جدید در پستانداران، «حرکت ارادی» ایجاد و در نهایت در انسان با جانبی شدن مغز و ایجاد مفاهیم سمبولیک، حرکت نیز در بیان این مفاهیم به کار گرفته شد. بقایای حرکات ساده غیر ارادی در انسان، در سطح نخاع و ساقه مغز دیده می شود. در انسان تصمیم حرکت ارادی در قشر ارتباطی مغز گرفته می شود وانجام نحوه حرکات ارادی در قشر ارتباطی ضبط شده است. بنابراین پس از آنکه تصمیم به حرکت معینی(در کل قشر ارتباطی مغز) گرفته شد، این تصمیم باید به قشر ارتباطی قطعه پیشانی ابلاغ شود. از قشر ارتباطی قطعه پیشانی طبق لیست آماده ای که وجود دارد، فرمانها به قشر حرکتی اولیه مغز(شکنج پیش مرکزی) می رود. راه هرمی از اینجا آغاز شده، فرمان های حرکتی ارادی به وسیله نورون های هرمی به طرف پایین صادر می شوند و منجر به تحریک نورون های آلفا در ساقه مغز یا در نخاع می گردند و در نهایت عضله تحریک و منقبض گشته، حرکت انجام می شود

مغز

راههای حرکتی جانبی: از قشر حرکتی مغز دو راه جانبی شروع می شود :

  • راه قشری-نخاعی(هرمی) 
  • راه قشری-قرمزی-نخاعی.

راه قشری – نخاعی از آکسون سلول های بزرگ هرمی در قشر حرکتی مغز شروع می شود، از کپسول داخلی به طرف پایین می آید، در ساقه مغز اکثرا از خط وسط تقاطع می کند و به هسته های حرکتی اعصاب مغزی می رود و یا راه قشری-نخاعی جانبی را در نخاع تشکیل می دهد. راه قشری-نخاعی اتصال تک سیناپسی تحریکی با نورونهای آلفای عضلات ابتدایی اندامها و عضلات تنه برقرار می کند. نورونهای حرکتی گاما نیز با چند سیناپس تحریک می شوند معمولا راه قشری-نخاعی محرک عضلات خم کننده و با واسطه نورونهای رابط تخدیری، مخدر عضلات بازکننده است. راه قرمزی-نخاعی مجاور راه قشری-نخاعی است ولی در انسان در مقایسه با حیوانات بسیار کم حجم تر است.

هسته قرمز: هسته قرمز یکی از هسته های حرکتی مغز است که در پایه های مغزی(مغز سوم) قرار دارد. تحریک راه قرمزی-نخاعی شباهت های زیادی به تحریک راه قشری-نخاعی از نظر انتشار دارد. تفاوت عمده این دو راه در آن است که راه قشری-نخاعی در انجام حرکات جدید فعال می شود، در حالیکه راه قرمزی-نخاعی در انجام حرکات یاد گرفته شده مورد استفاده قرار می گیرد. مخچه کنترل فعالیت این دو را به عهده دارد. به این ترتیب که اگر در انجام حرکت اشتباه شود مخچه تصمیم می گیرد که کار جدید است و آن را به عهده راه قشری-نخاعی می گذارد.در غیر این صورت کار توسط راه قرمزی-نخاعی ادامه پیدا می کند.

سیالیت کلامی، وابسته به قشر حرکتی و پیش حرکتی پیشانی است.

کارهای اختصاصی قطعه پیشانی :

۱- حرکت ارادی ۲- ذخیره حافظه حرکت ارادی ۳- مرکز حرکتی تکلم ۴- انگیزش ۵- بازداری ۶- قضاوت اجتماعی 

حافظه :

در ارزیابی بالینی حافظه باید خاطرات مربوط به سه دوره زمانی را سنجید؛ دوره هایی که هر یک معادل کالبد شناختی جداگانه ای دارد. حافظه فوری به دوره ای در حد چند ثانیه مربوط است. حافظه اخیر در حد چند دقیقه تا چند روز است. و حافظه دور چند ماه تا چند سال را در بر می گیرد. معنای ضمنی حافظه فوری همان مفهوم توجه و توانایی دنبال کردن رشته ای از افکار است. این توانایی بر دو قسم آوایی و بصری هندسی است که با تصویربرداری کارکردی مغز معلوم شده  آنها به ترتیب نیمکره های چپ و راست است. مفهوم مرتبط دیگری که شامل دو حافظه فوری و اخیر است، حافظه در کار است که بنا به تعریف، توانایی ذخیره کردن اطلاعات به مدت چندین ثانیه درحین انجام پذیرفتن عملیات شناختی دیگر بر روی آن است. برخی نورون ها در صورت وجود اشتیاق و انتظار برای یک چیز سریعا شلیک می کنند و اگر امید فرد بر خلاف انتظارش به ناگاه از بین برود، شلیک کردن خود را متوقف می سازند. این که ارزش هیجانی هر چیزی که در حافظه در حال کار وجود دارد، به این صورت رمز گذاری می شود، می تواند در تعیین رفتار هدفمند بسیار سودمند باشد. بنابر نظر برخی محققان محل حافظه درحال کار عمدتا در قشر پیشانی چپ است. 

ضبط حافظه حرکتی :

حرکاتی که انسان قادر به انجام آنها است در حافظه حرکتی ضبط می شود.به مرور زمان با یادگیری بیشتر، این صورت کامل تر شده، حرکات تصادفی حذف و حرکات لازم، دقیق تر می گردد و در نهایت مهارت در آن حرکت حاصل می شود. میزان مهارتی که یک فرد خاص در حرکات گوناگون می تواند به دست بیاورد به ساختمان ژنتیکی قطعه پیشانی نیز بستگی دارد و به همین دلیل به خصوص در حرکات پیچیده تر، برخی از افراد به درجات بالاتری از مهارت می رسند که رسیدن به آنها از عامه مردم ساخته نیست و در نقطه مقابل، برخی اشخاص حتی در انجام کارهای ساده و معمولی نیز هیچ گاه به مهارت لازم دست نمی یابند.

محل ذخیره این گونه اطلاعات در قشر ارتباطی قطعه پیشانی نیز خود تابع قوانینی است:

  • ۱) حافظه حرکتی اندام های گوناگون در جلو ناحیه حرکتی اولیه همان اندام قرار می گیرد. برای مثال مرکز حرکتی انگشتان دست در قسمت وسط شکنج پیش مرکزی قرار دارد. بنابراین حافظه حرکتی نحوه برداشتن اشیاء در جلو همین ناحیه، در قشر ارتباطی قطعه پیشانی است.
  • ۲) هرچه حافظه حرکتی پیچیده تر باشد در قسمت جلوتری از قشر ارتباطی قطعه پیشانی واقع می شود. مثلا در مورد حافظه حرکتی مربوط به انگشتان دست، حافظه حرکات ساده تر در قسمت های انتهایی و حافظه حرکات پیچیده تر در قسمت های قدامی تر قطعه پیشانی ذخیره می شوند.

انواع حافظه حرکتی :

  • ۱) حافظه حرکتی اکتسابی که به مرور فرد آن را کسب می کند و در هنگام تولد وجود ندارد.
  • ۲) حافظه حرکتی ارثی که از بدو تولد در قطعه پیشانی تعبیه شده، احتیاج به تمرین و کسب مهارت ندارد. در انسان مقدار این حافظه بسیار کم است ولی در حیوانات مقدار آن زیاد است و هر چه حیوان در درجات پایین تر تکامل باشد این مقدار در مقایسه با حافظه حرکتی اکتسابی بیشتر می شود. مقدار حافظه حرکتی ارثی موجود در قشر ارتباطی قطعه پیشانی انسان فقط به اندازه ای است که احتیاجات حرکتی بسیار اولیه نوزاد انسان را تاٌمین کند. این نوع حرکات را به این دلیل که اراده در انجام آنها دخالت ندارد و به دنبال محرکی خاص به خودی خود بروز می نمایند بازتاب نیز می توان نامید. این بازتابها عبارتند از: بازتاب های ریشه یابی، غنچه کردن لب، احتراز، گرفتن با کف دست، گرفتن با کف پا و بازتاب مورو .     

ضایعات قطعه پیشانی : 

۱- فلج اسپاستیک ۲- کندی حرکات آپراکسی حرکتی   -۴علایم مربوط به حافظه حرکتی ارثی  ۵-اختلال حرکتی تکلم ۶- اختلال در انگیزش  ۷-اختلال در بازداری  ۸-اختلال در قضاوت اجتماعی  ۹-اختلال در انجام و تکمیل طرح های تصویری ۱۰- اختلال در غلبه نیمکره ای

فلج اسپاستیک : ضایعه ناحیه چهار برودمن به از بین رفتن حرکات ارادی در طرف دیگر بدن منجر می شود. برای مثال ضایعه ناحیه وسط شکنج پیش مرکزی در نیمکره چپ مغز باعث فلج شدن دست راست می شود. در این ضایعه، تنوس عضلات فلج شده افزایش پیدا می کند و این افزایش تنوس از نوع اسپاستیک است. در اینجا لازم است در مورد تفاوت اسپاستیسیته و رژیدیته توضیحی داده شود. در هر دوی این موارد، تنوس عضلات افزایش می یابد، ولی در اسپاستیسیته این افزایش تنوس یکنواخت نیست؛ به طوری که وقتی عضو را حرکت می دهیم در ابتدای خم کردن بازوی بیمار، سختی و مقاومت زیاد است ولی به تدریج بازو خم می شود از مقاومت کاسته می گردد، درست شبیه یک نوار لاستیکی یا یک بادکنک که در ابتدا در قابل کشش یا باد کردن مقاومت زیادی می کند ولی پس از مقداری کشیده شدن یا باد شدن به وضوح از مقاومت آن کاسته می شود. در رژیدیته افزایش تنوس در تمام طول حرکت یکنواخت است. این حالت شبیه آن است که مثلا بازوی بیمار در داخل مایع غلیظی حرکت دهیم. مصطلح است که می گویند در اسپاستیسیته افزایش تنوس الاستیک و در رژیدیته پلاستیک.

فلج اسپاستیک در اندام فوقانی باعث خم شدن مفاصل و در نتیجه جمع شدن دست روی سینه بیمار می شود، در حالیکه در اندام تحتانی به باز شدن(اکستانسیون) مفاصل منجر می شود.به صورتی که پا مانند چوب خشک و مستقیمی قرار گرفته، قادر به تحمل وزن بدن است و بیمار می تواند روی آن تکیه کند و راه برود

اختلال در انگیزش: در ضایعات بسیار شدید لوب فرونتال، حد نهایی این اختلال موسوم به بی انگیزشی((amotivational stateمشاهده می شود.در این حالت بیمار در هر وضعیتی که او را قرار دهیم، بی حرکت باقی می ماند( مومی شکل). اگر غذا را در دهانش قرار دهیم به صورت واکنشی آن را می جود و بلع می کند ولی اگر از گرسنگی هم بمیرد غذایی را که در دسترس او گذاشته ایم به دهان نخواهد برد یا اگر خطری او را تهدید کند از جا حرکت نخواهد کرد.

اختلال در بازداری : ضایعات لوب فرونتال باعث بروز اختلال در رفتار می گردد. نمونه چنین اختلالی مسمومیت با الکل است که در آن شخص مست به طور موقت دچار اختلال در قشر ارتباطی لوب فرونتال می شود و به علت اختلال در بازداری مرتکب اعمالی می گردد که در موقع سلامتی انجام نمی دهد.

اختلال در قضاوت اجتماعی : این اختلال را در واقع می توان مربوط به همان اختلال در بازداری دانست، ولی از آنجا که رفتار غیر اجتماعی و عدم رعایت قوانین و موازین مختلف یکی از علائم بارز و شاخص قشر ارتباطی لوب فرونتال است می توان از آن به صورت مجزا یاد کرد. نمونه چنین اختلالی را در افراد مسن فامیل و آشنای خود می توانیم مشاهده کنیم، مثل شخص مسنی که در جمع فامیلی لطیفه نامناسبی را بیان می کند یا اینکه با پیژامه از منزل خارج می شود. خودپسندی و خودمحوری و عدم توجه به آرایش ظاهری از دیگر علائم است.

منبع : مقدمات نوروسایکولوژی / دکتر داود معظمی / نشر سمت / فصل ۳

۴.۲ ۱۰ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها