دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

قطعه گیجگاهی

پردازش موسیقی بیشتر در لوب گیجگاهی راست انجام می شود.

مغز

قطعه گیجگاهی یا لوب تِمپورال (Temporal lobe) یکی از چهار لوب اصلی قشر مخ در پستانداران است. لوب گیجگاهی در زیر شکاف جانبی در هر دو نیمکره مغز پستانداران قرار دارد. لوب گیجگاهی مرکز پردازش اطلاعات حس شنوایی است و همچنین در پردازش ورودی های حسی، درک زبان و عواطف نقش دارد. گیجگاه به شقیقه سر اشاره دارد.

شیارهاى عمده نیمکره هاى مخ عبارتنداز:

  • ۱- شیار خارجى یا جانبی (Lateral) یا شیار سیلوین (Sylvian)
  • ۲- شیار مرکزى (Central) یا شیار رولاندو (Rolando)
  • ۳- شیار کالکارین (Calcarine)
  • ۴- شیار پاریتو- اکسیپیتال (Parieto-Occipital)

شیار مرکزی (شیار رولاندو)، لوب های فرونتال (پیشانی) و پاریتال (آهیانه) را از یکدیگر مجزا می کند. لوب تمپورال (گیجگاهی) ازطریق شیار خارجی (شیار سیلوین) از لوب های فرونتال و پاریتال جدا می گردد. شیار پاریتو-اکسیپیتال (شیار آهیانه ای-پس سری)، لوب های پاریتال و اکسیپیتال را از یکدیگر جدا می کند.

قطعه های مغزلوب گیجگاهی

لوب تمپورال یا لوب گیجگاهی در زیر شیار جانبی (شیار سیلویوس) قرار دارد. در جلوی شیار جانبی، لوب فرونتال (لوب پیشانی) واقع شده است. لوب تمپورال مرکز درک شنوایی است. این ناحیه از نیمکره مخ، در ادراک کلمات و اصوات نقش دارد. لوب گیجگاهی نقش مهمی در هوش و حافظه دارد (به واسطه ناحیه ورنیکه جهت هوش و هیپوکامپ برای حافظه).

ناحیه ورنیکه (Wernicke’s area) بخشی از لوب تمپورال در نیمکره غالب (عموما در نیمکره چپ) بوده که وظیفه آن درک کلمات شنیده شده است. این منطقه از مغز انسان در شناخت، تفسیر و آگاهی نقش دارد و بنابراین به عنوان یک منطقه مهم جهت فعالیت های عالی مغز شناخته می شود. 

در صورت آسیب ناحیه ورنیکه، آفازی حسی (آفازی ورنیکه) ایجاد می شود که در این نوع از آفازی، بیمار در بیان کلمات مشکلی ندارد ولی اختلال در درک کلمات شنیده شده ایجاد می گرد. آفازی ورنیکه برخلاف آفازی بیانی یا آفازی بروکا است. در آفازی بروکا، بیمار قادر به بیان کلمات و جملات نیست ولی توانایی درک کلمات شنیده شده را دارد.

انواع آفازی (زبان پریشی)

  • آفازی بروکا (آفازی غیر روان): این نوع آفازی با مشکل در تولید گفتار مشخص می شود. افراد مبتلا به آفازی بروکا در تشکیل جملات صحیح از نظر گرامری مشکل دارند و گفتار آنها ممکن است کند و پر زحمت باشد. در حالی که آنها می توانند زبان را به خوبی درک کنند.
  • آفازی ورنیکه (آفازی روان): افراد مبتلا به آفازی ورنیکه اغلب گفتاری روان دارند، اما اغلب بی معنی یا پر از کلمات نادرست است. آنها در درک زبان گفتاری و نوشتاری مشکل دارند و توانایی آنها در تشخیص خطاهای زبانی خود مختل شده است. به عبارتی این بیماران پرت و پلا می گویند؛ مثلا بیماری می گوید: من دارم عرق می کنم. من یک بار گرفتار شدم. من خوب کار کردم. من باید بدوم.
  • آفازی گلوبال: این شدیدترین شکل آفازی است که در آن هر دو توانایی زبان بیانی و دریافتی به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند.
  • آفازی آنومیک: این نوع آفازی شامل مشکل در یافتن و استفاده از کلمات مناسب است. آفازی آنومیک یا آنومی، ناتوانی در نامگذاری اشیاء است؛ در این وضعیت بیماران اغلب قادر به نام بردن از اشیاء نیستند.
  • آفازی هدایتی: افراد مبتلا به آفازی هدایتی در تکرار کلمات و عبارات مشکل دارند. آنها معمولاً می توانند زبان را بفهمند و گفتار تولید کنند، اما با جنبه تکراری ارتباط دست و پنجه نرم می کنند.
پست های مرتبط

کارهای اختصاصی این قسمت از قشر مغز:

این قطعه از مغز، محل دریافت حس های شنوایی، بویایی، احشایی و احتمالا” حس دهلیزی است . قشر ارتباطی این قطعه مربوط به پردازش و ذخیره اطلاعات حسهای مذکور به علاوه حس بینایی است. مرکز حسی تکلم نیز در این ناحیه است.  به علت وجود قسمتهایی از دستگاه کناری در قطعه گیجگاهی، این قطعه با  دستگاه عاطفی مغز ( عواطف و رفتار جنسی) و دستگاه ضبط و یادآوری خاطرات مغز ارتباط وسیعی دارد.

ضایعات قطعه گیجگاهی Temporal lobs

  • ۱- اختلال در دریافت حس های شنوایی، بویایی، احشایی و احتمالا” حس دهلیزی .
  • ۲- اختلال در پردازش و حافظه شنوایی، بویایی، بینایی احشایی و احتمالا” حس دهلیزی.
  • ۳- دیسفازی حسی.
  • ۴- اختلالات عاطفی و خلقی.
  • ۵- اختلالات جنسی.
  • ۶- اختلال در حافظه

قطعه گیجگاهی و موسیقی

یادگیری موسیقی فعالیت لب گیجگاهی که ناظر بر ادراک شنیداری و پردازش کلامی است و همچنین لب پیش پیشانی که ناظر بر پردازش فضایی-تصویری است را در پی خواهد داشت. علاوه بر این آموزش دیدن موسیقی در طول دوران کودکی بر رشد گیجگاهی چپ و بنابراین حافظه کلامی کمک می­ کند. همچنین افرادی که زیاد موسیقی آموزش می ­بینند، بیشتر از افراد تازه کار از لب گیجگاهی چپ خود در موسیقی استفاده می­ کنند.

لوب گیجگاهی چپ بیشتر از لوب گیجگاهی راست، محرک‌های کوتاه‌تری را پردازش می‌کند و در نتیجه وقتی شنونده‌ای موقع شنیدن اصوات موسیقایی کوتاه‌تر سعی در تشخیص ریتم دارد، این بخش بیشتر درگیر می‌شود. در واقع پردازش ریتم موسیقی در لوب گیجگاهی چپ است.

رفتار جنسی تحت تاثیر قطعه گیجگاهی است.

منابع :

  • مقدمات نوروسایکولوژی / دکتر داود معظمی / نشر سمت / فصل ۶.
  • مبانی نوروسایکولوژی انسان. نویسنده برایان کولب، ایان ویشاو. مترجم: احمد علیپور، غلامرضا چلبیانلو
۵ ۴ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

5 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امید
۱۳۹۸/۱۲/۱۰ ۱۹:۱۱

سلام؛بسیارمفید وسازنده بود؛سپاس

پویا
۱۳۹۹/۰۲/۱۷ ۱۴:۲۱

سلام
چند وقتی هست که پدرم (فوت شده) و اشخاص دیگری به بدنم نفوذ کرده و با من صحبت می کنند.
بعضی وقتها هر چی می گن درست در می آید احتمال داره یک قسمت از لوب های مغز مشکل پیدا کرده باشد
ممنون از راهنمایی شما

Bashir
۱۴۰۱/۰۱/۰۳ ۰۱:۱۳

سلام .
من چند سال پیش تصادف کردم.گوش چپ من کر شد دوباره باز فعال شد .حالا شنوایی من خوب شده .فقط یک مشکل باقی مانده درگوشم که آنهم صدای زنگ در گوش چپ من است .شب ها خیلی ازیت میشم .لطفا راهنمایی کنید