دانشنامه روانشناسی مردمی
مدرسه ای برای رشد فردی و خودشناسی

پیام های جنسی در جوانان

مطالعه‌ای روانکاوانه ـ تجربی درباره میل، نگاه دیگری و شرم در عصر دیجیتال

پیام های جنسی در جوانان

از منظر علمی، نمی‌توان گفت جوانی که پیام جنسی می‌فرستد الزاماً دچار مشکل روانی، خودشیفتگی بیمارگون یا فقدان کنترل تکانه است. چنین نتیجه‌ای هم از نظر تجربی و هم از نظر نظری ساده‌انگارانه است.

توجه اخلاقی: بازنشر یا استفاده از مقالات سایت، بدون ذکر منبع و گرفتن اجازه صاحب اثر از لحاظ اخلاقی و حقوقی صحیح نیست.

گسترش تلفن هوشمند و شبکه‌های اجتماعی، رابطه‌ی جنسی و عاطفی را از فضای خصوصی بدن به فضای دیجیتال منتقل کرده است. یکی از نتایج این تحول، افزایش Sexting یا تبادل پیام‌ها، تصاویر و محتوای جنسی از طریق ابزارهای دیجیتال است. این پدیده را نمی‌توان صرفاً نشانه‌ی افزایش میل جنسی یا بی‌پروایی اخلاقی جوانان دانست؛ زیرا در بسیاری از موارد، پیام جنسی بخشی از فرایند شکل‌گیری صمیمیت، آزمودن جذابیت، تأیید گرفتن از دیگری و ساختن هویت جنسی است.

پرسش اصلی این نیست که «چرا جوانان پیام جنسی می‌فرستند؟»، بلکه پرسش دقیق‌تر این است: پیام جنسی چه کارکرد روانی و رابطه‌ای برای فرستنده دارد و چه زمانی از یک ابزار صمیمیت به ابزار اضطراب، اجبار، کنترل یا آسیب تبدیل می‌شود؟

مطالعه علمی پیام‌های جنسی در جوانان نباید با اخلاق‌گرایی درباره «خوب» یا «بد» بودن این رفتار مشخص شود. پرسش دقیق‌ این است: این پیام چه کارکردی در اقتصاد روانی فرد دارد؟، چه نوع رابطه‌ای با دیگری ایجاد می‌کند؟، چه میزان اختیار در آن وجود دارد؟، و پس از ارسال آن چه بر سر رابطه فرد با بدن، میل و ارزشمندی خودش رخ می‌دهد؟

مقدمه

روابطگسترش ارتباطات دیجیتال صرفاً وسیله انتقال ارتباطات جنسی را تغییر نداده است؛ بلکه شرایط روانیِ تجربه میل، صمیمیت، بدن و دیگری را نیز تغییر داده است. آنچه پیش‌تر به حضور فیزیکی، نامه، تلفن یا ملاقات وابسته بود، اکنون می‌تواند در چند ثانیه در قالب یک پیام، تصویر یا ویدئو منتقل شود. در ادبیات علمی، این مجموعه رفتارها عمدتاً با اصطلاح Sexting توصیف می‌شوند؛ مفهومی که ارسال، دریافت، بازفرستادن یا درخواست محتوای جنسی از طریق ابزارهای دیجیتال را دربرمی‌گیرد.

مسئله این است که یک پیام جنسی چه نوع رابطه‌ای میان سوژه، بدن خودش و دیگری برقرار می‌کند؟

پژوهش‌های جمعیتی نشان داده‌اند که این رفتار در دوره جوانی، یعنی تقریباً از ۱۸ تا ۳۰ سال، پدیده‌ای نسبتاً شایع است. یک فراتحلیل بر پایه ۵۰ مطالعه و بیش از ۱۸ هزار جوان، شیوع ارسال سکس‌تینگ را حدود ۳۸ درصد و دریافت آن را حدود ۴۲ درصد برآورد کرد؛ در همین مجموعه، بازفرستادن بدون رضایت نیز حدود ۱۵ درصد گزارش شد.

پژوهش طولی مهم‌تری که در سال ۲۰۲۴ با داده‌های سه موج سالانه از ۳۰۰۰ نوجوان نروژی انجام شد، این مسئله را دقیق‌تر بررسی کرد. اگرچه برخی گروه‌هایی که سکس‌تینگ بیشتری داشتند، علائم افسردگی یا مشکلات رفتاری بیشتری نیز گزارش کردند، سکس‌تینگ پیش‌بینی‌کننده افزایش بعدی افسردگی یا مشکلات رفتاری نبود.

بنابراین مسئله را این‌گونه صورت‌بندی می کنیم: چه چیزی یک رفتار جنسی دیجیتال را از یک شکل ارتباط و صمیمیت به یک ابزار دفاعی، اجباری، خودآسیب‌رسان یا سلطه‌گر تبدیل می‌کند؟ برای پاسخ، رویکرد روانکاوانه می‌تواند ۵ مفهوم را در کنار شواهد تجربی قرار دهد:

از میل جنسی تا میل به دیگری

روان‌شناسی عامه اغلب رفتار جنسی را مستقیماً ناشی از «میل جنسی» تلقی می‌کند. روانکاوی اما از همان ابتدا میان نیاز زیستی و ساختار روانی میل تمایز گذاشت. در سنت فرویدی، رانه (Drive) با یک نیاز زیستی ساده یکسان نیست؛ میل انسانی در شبکه‌ای از خیال، ممنوعیت، رابطه، فقدان و انتخاب ابژه شکل می‌گیرد.

به همین دلیل یک پیام جنسی می‌تواند هم‌زمان چند کار انجام دهد. ممکن است فرد واقعاً میل جنسی داشته باشد؛ اما همزمان بخواهد بداند آیا برای دیگری مطلوب است؟، آیا هنوز مورد توجه است؟، آیا می‌تواند اشتیاق دیگری را برانگیزد؟

اینجا یک تمایز مهم ایجاد می‌شود: میل به رابطه جنسی با میل به مطلوب‌بودن برای دیگری یکی نیست. ممکن است فرد بیش از خود رابطه جنسی، به تجربه «خواستنی بودن» نیاز داشته باشد. گولستاد (Gullestad) در بررسی روانکاوانه‌ی میل جنسی نشان می‌دهد که در نظریه‌های فروید، لاکان و لاپلانش، جنسیت همواره با نوعی دیگر بودگی (Otherness) همراه است؛ یعنی میل جنسی هرگز کاملاً شفاف، ساده و قابل تقلیل به یک هدف زیستی نیست و میان میل جنسی، عشق، دلبستگی و انتخاب ابژه می‌تواند تعارض ایجاد شود.

این مسئله در پیام جنسی دیجیتال بسیار آشکار می‌شود. فرد ممکن است پیام را برای برانگیختن دیگری بفرستد، اما چیزی که از او می‌خواهد در نهایت خودِ رابطه جنسی نیست؛ بلکه یک پاسخ نمادین است:

  • «مرا می‌خواهی؟»
  • «مرا انتخاب می‌کنی؟»
  • «هنوز جذابم؟»
  • «در ذهن تو چه جایگاهی دارم؟»

بنابراین، پیام جنسی گاهی نه فقط انتقال یک محتوا، بلکه درخواست یک پاسخ درباره ارزش خود است.

بدن و نگاه دیگری: از آینه تا صفحه نمایش

یکی از بنیادی‌ترین تغییرات عصر دیجیتال این است که بدن به یک ابژه تصویری تبدیل می‌شود. در ارتباط حضوری، بدن صرفاً دیده نمی‌شود؛ حضور دارد. اما در فضای دیجیتال، بدن می‌تواند انتخاب، قاب‌بندی، ویرایش، ذخیره و ارسال شود. فرد بخشی از خود را به تصویر تبدیل می‌کند و سپس آن تصویر را در معرض نگاه دیگری قرار می‌دهد.

اینجاست که نظریه لکان درباره نگاه (Gaze) اهمیت پیدا می‌کند. در خوانش لاکانی، نگاه فقط این نیست که «من دیگری را می‌بینم». سوژه خود را نیز از جایگاهی تجربه می‌کند که گویی دیگری به او نگاه می‌کند. در چنین ساختاری، انسان تنها صاحب تصویر خود نیست؛ بلکه در میدان نگاه دیگری نیز جای می‌گیرد.

این مسئله در پیام جنسی بسیار مهم است، زیرا فرد نه فقط «بدن خود»، بلکه تصویری از بدن خود در ذهن دیگری را موضوع رابطه قرار می‌دهد. در یک لحظه ممکن است دو بدن وجود داشته باشد: بدن واقعی و بدن تصویری. اما بدن تصویری، حتی از بدن واقعی هم گاهی قدرتمندتر می‌شود، زیرا به این پرسش گره می‌خورد: دیگری مرا چگونه می‌بیند؟

قلب مسئله همین‌جاست. یک عکس جنسی ممکن است از نظر اطلاعاتی فقط یک تصویر باشد؛ اما از نظر روانی می‌تواند حامل مسئله‌ای بسیار عمیق‌تر باشد: «من در نگاه تو چه هستم؟» در این وضعیت، پاسخ به پیام نقش آینه پیدا می‌کند. پاسخ مثبت می‌تواند موقتاً احساس جذابیت را تثبیت کند. پاسخ منفی یا سکوت می‌تواند تصویری را که فرد از مطلوبیت خود ساخته است، تهدید کند. به این ترتیب، فضای دیجیتال نوعی خودآگاهی دیداری مداوم ایجاد می‌کند.

خودشیفتگی، تأیید و اقتصاد لیبیدویی

خودشیفتگی در زبان روزمره غالباً مترادف خودبزرگ‌بینی است، اما در روانکاوی معنایی پیچیده‌تر دارد. خودشیفتگی به رابطه لیبیدینال انسان با خود و نیاز به انسجام، ارزشمندی و تأیید خود مربوط می‌شود. هاینتس کوهات، با گسترش روان‌شناسی خود (Self Psychology)، اهمیت روابطی را برجسته کرد که در آنها فرد از دیگری کارکردهای خود-ابژه‌ای (Self-object Functions) دریافت می‌کند؛ از جمله تأیید، انعکاس و تجربه انسجام خود. شکست در این فرایندهای تأیید می‌تواند به آسیب‌پذیری خود و تجربه شرم تبدیل شود.

این مدل امکان جالبی برای تحلیل رفتار دیجیتال فراهم می‌کند.

فرض کنیم فردی زمانی که احساس جذابیت نمی‌کند، برای دریافت واکنش مثبت تصویری جنسی می‌فرستد. پیام ممکن است بلافاصله با تحسین، توجه یا تأکید بر جذابیت او پاسخ داده شود. نتیجه چیست؟ برای لحظه‌ای، انسجام خود افزایش می‌یابد.

این مدل، اگر به شکل افراطی تثبیت شود، رفتار جنسی را از یک کنش رابطه‌ای به یک ابزار تنظیم خود تبدیل می‌کند. از این منظر می‌توان گفت: رفتار جنسی ممکن است هدف باشد، یا ممکن است وسیله‌ای برای رسیدن به یک هدف روانی دیگر باشد.

شرم، برهنگی و پارادوکس صمیمیت

شرم صرفاً احساس خجالت نیست. در تجربه شرم، فرد خود را از دید دیگری می‌بیند و احساس می‌کند بخشی از «من» که باید پوشیده، پذیرفته یا مورد تأیید باشد، اکنون در معرض قضاوت قرار گرفته است. به همین دلیل شرم با بدن و جنسیت پیوند عمیقی دارد. در تجربه جنسیِ رضایت‌مندانه، برهنگی می‌تواند نشانه اعتماد باشد. فرد چیزی را که در حالت معمول پنهان می‌کند، در فضای رابطه آشکار می‌سازد.

اینجا یک پارادوکس شکل می‌گیرد: صمیمیت به آشکارشدن نیاز دارد، اما امنیت روانی به امکان پنهان‌ماندن نیاز دارد. یک رابطه سالم باید بتواند هر دو را نگه دارد. مطالعه نظری درباره صمیمیت در رسانه‌های اجتماعی، دقیقاً بر این تناقض انگشت می‌گذارد: صمیمیت مستلزم افشای بخشی از خود است، اما همین افشا فرد را در برابر نگاه دیگری آسیب‌پذیر می‌کند، و شرم هنگامی شدت می‌گیرد که فرد احساس کند آنچه خصوصی و در کنترل خودش بوده، از کنترل او خارج شده است.

این مسئله در فضای دیجیتال یک ویژگی ویژه دارد، تصویر ممکن است باقی بماند. در فضای حضوری، یک نگاه می‌تواند پایان یابد. اما یک تصویر دیجیتال قابلیت تکثیر، بازفرستادن و بازظهور دارد. بنابراین، برای سوژه دیجیتال، نگاه دیگری فقط یک لحظه نیست؛ می‌تواند به یک امکان دائمی تبدیل شود.

چرا انسان چیزی را می‌فرستد که خودش هم نمی‌داند چرا؟

در روانکاوی لکانی، میل کاملاً به آگاهی شفاف سوژه تقلیل پیدا نمی‌کند. سوژه چیزی را می‌خواهد، اما همیشه نمی‌داند چه می‌خواهد. این ناآگاهی، بخشی از ساختار میل انسانی است. به همین دلیل می‌توان پرسید:

  • چرا فرد این تصویر را می‌فرستد؟
  • چرا به این شخص؟
  • چرا در این لحظه؟
  • چرا بعد از چند ساعت پشیمان می‌شود؟
  • چرا گاهی از عدم پاسخ طرف مقابل بیشتر از خود پاسخ مثبت متأثر می‌شود؟

پاسخ روانکاوانه می‌تواند این باشد که محتوای آشکار پیام، تمام حقیقت میل را بیان نمی‌کند. در دیدگاه لکان، سوژه در میدان «دیگری» شکل می‌گیرد و میل او نیز به نحو عمیقی با میل دیگری گره خورده است. به همین دلیل مسئله فقط این نیست که «من تو را می‌خواهم»؛ بلکه این نیز مطرح است که «آیا تو مرا می‌خواهی؟» و حتی پرسش پیچیده‌تر: «چه چیزی در من تو را وادار می‌کند مرا بخواهی؟»

همین جاست که پیام جنسی می‌تواند تبدیل به یک بازی با میل دیگری شود. در چنین شرایطی، تصویر جنسی ممکن است کمتر برای انتقال اطلاعات و بیشتر برای تولید یک واکنش فرستاده شود. فرد نمی‌خواهد فقط «دیده شود»؛ می‌خواهد در دیگری یک میل ایجاد کند.

وقتی میل جای خود را به اجبار می‌دهد

یک پیام جنسی می‌تواند بخشی از یک رابطه سالم باشد، اما ممکن است بخشی از رابطه‌ای باشد که در آن قدرت نامتوازن وجود دارد. فرد ممکن است نخواهد تصویر را بفرستد، اما احساس کند اگر امتناع کند، رابطه تمام می‌شود. در اینجا فرد دیگر عاملیت و قدرت انتخاب ندارد. به همین دلیل دو نوع سکس‌تینگ داریم:

  • Consensual Sexting : سکس‌تینگ رضایت‌مندانه
  • Coerced Sexting : سکس‌تینگ اجباری

تجربه‌های ناخواسته و اجباری نسبت به سکس‌تینگ رضایت‌مندانه ارتباط زیادی با پریشانی روانی دارند. نسخه شدیدتر این مسئله اخاذی جنسی (Sextortion) است؛ یعنی تهدید به انتشار تصاویر یا محتوای جنسی به منظور وادارکردن فرد به پول، محتوای بیشتر یا انجام خواسته‌ای دیگر. پژوهشی ملی در آمریکا روی ۴۹۷۲ دانش‌آموز متوسطه و دبیرستان گزارش کرد که حدود ۵ درصد تجربه قربانی‌شدن در اخاذی جنسی را گزارش کرده بودند و در بسیاری از موارد فردِ عامل را می‌شناختند؛ بسیاری از قربانیان نیز موضوع را با بزرگسالان در میان نگذاشته بودند.

از منظر روانکاوی، نکته مهم این است که در چنین شرایطی میل و ترس به هم متصل می‌شوند. ممکن است رابطه با میل آغاز شده باشد، اما وقتی تهدید وارد شود، همان محتوایی که زمانی حامل صمیمیت بود، به ابزار کنترل تبدیل می‌شود.

زمینه فرهنگی پیام های جنسی

نمی‌توان رفتار جنسی دیجیتال را خارج از فرهنگ مطالعه کرد. در فرهنگ‌هایی که درباره جنسیت سکوت، ممنوعیت یا کنترل اجتماعی بیشتری وجود دارد، رسانه دیجیتال می‌تواند هم‌زمان دو عملکرد متضاد داشته باشد: از یک سو امکان دسترسی به اطلاعات، آموزش جنسی و تجربه نوعی استقلال را فراهم کند؛ از سوی دیگر، خطر قضاوت، انگ و نظارت را افزایش دهد.

مطالعه‌ای کیفی درباره زنان ایرانی که در سال‌های اخیر منتشر شده، گزارش کرده است که اینترنت برای برخی زنان به فضایی جهت بازسازی دانش جنسی و بازتعریف مرزهای شرم و سکوت تبدیل شده است. در چنین زمینه‌ای، فضای دیجیتال می‌تواند هم آزادی میل و هم اضطراب شرم را تشدید کند.

یک مدل تلفیقی برای فهم پیام جنسی

بر پایه شواهد تجربی و مفاهیم روانکاوانه، می‌توان یک مدل چندلایه برای تحلیل پیام جنسی پیشنهاد کرد.

  • در سطح نخست، میل جنسی وجود دارد؛ یعنی کشش، برانگیختگی و علاقه جنسی.
  • در سطح دوم، میل رابطه‌ای قرار دارد؛ یعنی تمایل به صمیمیت، توجه، تعلق و حفظ رابطه.
  • در سطح سوم، احساس ارزشمندی و تنظیم خود وارد می‌شود؛ یعنی اینکه فرد تا چه اندازه از واکنش دیگری برای تثبیت ارزشمندی خود استفاده می‌کند.
  • در سطح چهارم، نگاه دیگری قرار دارد؛ یعنی اینکه فرد خود را چگونه از جایگاه نگاه و میل دیگری تجربه می‌کند.
  • در سطح پنجم، شرم مطرح می‌شود؛ یعنی چه اتفاقی رخ می‌دهد وقتی تصویر مطلوب از خود، در معرض خطر، ردشدن یا افشا قرار می‌گیرد.

نتیجه‌گیری

از منظر علمی، نمی‌توان گفت جوانی که پیام جنسی می‌فرستد الزاماً دچار مشکل روانی، خودشیفتگی بیمارگون یا فقدان کنترل تکانه است. چنین نتیجه‌ای هم از نظر تجربی و هم از نظر نظری ساده‌انگارانه است. سکس‌تینگ می‌تواند بخشی از رابطه جنسی و عاطفی سالم، خود بیانگری و ارتباط صمیمانه باشد. در عین حال، همین رفتار می‌تواند در شرایط خاص با فشار، اجبار، آسیب‌پذیری روانی، شرم، کنترل و خشونت پیوند بخورد.

ممکن است پیام برای انتقال شهوت باشد؛ ممکن است برای دریافت عشق باشد؛ ممکن است برای اطمینان از جذابیت باشد؛ ممکن است برای جلوگیری از ترک‌شدن باشد؛ ممکن است برای کنترل دیگری باشد؛ و ممکن است تلاشی برای فرار از یک احساس عمیق بی‌ارزشی باشد.

بدن دیجیتال فقط تصویری از بدن واقعی نیست؛ تصویری از رابطه فرد با خودش و با دیگری نیز هست. وقتی جوان تصویری خصوصی را برای دیگری می‌فرستد، در واقع فقط بخشی از بدن خود را ارسال نکرده است. او تصویری از «خود» را وارد میدان میل دیگری کرده است. تا زمانی که این میدان بر رضایت، اعتماد و اختیار استوار باشد، می‌تواند به صمیمیت کمک کند. اما وقتی نگاه دیگری به ابزار قضاوت، تهدید یا کنترل تبدیل شود، همان میدان می‌تواند به سرچشمه شرم و آسیب بدل شود.

منابع

  • Mori (2020). Association of Sexting With Sexual Behaviors and Mental Health Among Adolescents: A Systematic Review and Meta-analysis. JAMA Pediatrics
  • Gullestad (2020). The otherness of sexuality: Exploring the conflicted nature of drive, desire and object choice. International Journal of Psychoanalysis.
  • Madigan (2020). The Prevalence of Sexting Behaviors Among Emerging Adults: A Meta-Analysis. Archives of Sexual Behavior.

🌿 اگر ذهنتان درگیر است، تنها نیستید

بسیاری از افراد در بخش‌هایی از زندگی خود با اضطراب، فشارهای روانی یا احساس سردرگمی روبرو می‌شوند. در چنین شرایطی، گفت‌وگو با یک درمانگر، می‌تواند کمک کند تا ذهن آرام‌تر و مسیر زندگی روشن‌تر شود. اگر احساس می‌کنید به همراهی و حمایت نیاز دارید، می‌توانید برای مشاوره حضوری یا آنلاین پیام دهید.

3.7 3 رای ها
رأی دهی به مقاله

0 نظر