دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

تله زندگی شکست

تله زندگی شکست

تله ی شکست(Schema failure) ممکن است به بسیاری از طرح واره ها ربط داشته باشد. مثل طرح واره نقص / شرم، بی اعتمادی / بدرفتاری، معیارهای سرسختانه، محرومیت هیجانی، وابستگی و استحقاق. بعد از اینکه این تله ی زندگی شکل گرفت، سعی می کند با فاجعه آمیزسازی شکست های حوزه ی شغلی شما به حیات خودش در ذهن شما ادامه بدهد. انتظار شکست باعث می شود که رفتار شما در جهت شکست خوردن هدایت شود. پدیده ای که در روان شناسی به آن پیش گویی خود کام بخش می گویند.

بسیاری از چنین الگوهایی حاکی از فرار هستند: شما هیچ تلاشی برای پیشرفت نمی کنید. فرار را بر قرار ترجیح می دهید و اطلاعات را به گونه ای تحریف می کنید تا دائم شیوه ی تفکرتان (من آدم نالایق، بی استعداد و مزخرفی هستم) مهر تایید بخورد.

گاهی اوقات نیز برخی از افراد گرفتار طرح واره شکست، ممکن است با تلاش برای بهترنمایی در سایر نقش ها، این تله زندگی را جبران کنند. به عنوان مثال مردان ممکن است با تبحر در ورزش و مهارت های برقراری ارتباط با جنس مخالف و زنان با جذابیت و دلربایی به حمله با تله ی زندگی شکست برخیزند. اما جبران کارگشا برای مردان کار سختی است. باید به این نکته توجه داشت که جامعه به موفقیت مردها بیشتر اهمیت می دهد. هویت شغلی و انگیزه های شغلی احتمالا در مردان و زنان متفاوت است. ممکن است شکست های شغلی به دلیل سرمایه گذاری و اهمیت دهی برای زنان و مردان متفاوت باشد.

شما با حمله به تله زندگی، سعی می کنید حس شکنندگی تان را پنهان کنید. این پنهان کاری هر آن ممکن است برملا شود. بنابراین باید مشکل اصلی (طرح واره شکست) را حل و فصل کنید. فرار، تسلیم و حمله به نوعی پاک کردن صورت مساله به شمار می روند.

سندرم وانمودگرایی

منظور از سندرم وانمودگرایی(imposter) این است که فرد برای به دست آوردن منزلت اجتماعی سعی می کند خودش را آدم موفق و با استعدادی نشان بدهد. تعارض های این افراد شدید است، از یک سو در پیش دیگران منزلت دارند، اما خودشان می دانند این منزلت، ساختگی است. عالم درون و برون این افراد ناهمخوانی زیادی دارد. به همین دلیل این افراد را وانمودگرا می نامند. چنین افرادی موفقیت هایشان را قابل قبول نمی دانند. آنها در ذهن خودشان کاملا به این موضوع واقفند که با حقه بازی، خودشان را شایسته تر از آنچه که هستند، نشان داده اند و دیگران را فریب داده اند.

در هر صورت فرقی نمی کند شما چقدر در دنیای بیرون موفقیت کسب کنید، کماکان دنیای درون شما آشفته، نگران است. چه نشان بدهید موفق هستید و چه نشان ندهید، فرقی نمی کند، همیشه همان احساس شکست همراه شماست.

تجارب منجر به شکل گیری تله ی زندگی شکست 

افرادی که طرح واره شکست (Schema failure) در ذهن شان نقش بسته احساس می کنند در مقایسه با افراد هم سن و سال خودشان، شکست خورده اند. اغلب اوقات شاید این حس را به این دلیل تجربه کنند که در دام تله ی زندگی شکست افتاده اند. اگر در دام این طرح واره افتاده باشید حس شکست خوردگی و ناموفق بودن، ممکن است دامن شما را بگیرد. عواطف ناشی از طرح واره شکست بسیار دردناک هستند. این افراد احساس می کنند در قبال استعداد و تلاش هایشان چندان موفق نیستند. وضعیت زندگی آنها با حس درونی شکست نیز تقریبا هم خوان است.

در ابتدا با فرار از تله ی زندگی، سعی می کنید درد و رنج ناشی از شکست را تجربه نکنید، اما عملا با این کار آب به آسیاب دشمن ریخته اید و تله ی زندگی را محکم تر کرده اید. اجتناب عملا جلوی موفقیت های شما را می گیرد. برای گسترش موفقیت ها و کسب دانش های لازم برای پیشرفت، کاری انجام نمی دهید و دست روی دست می گذارید. از فرصت های شغلی استفاده نمی کنید. متخصص فرصت سوزی هستید. می ترسید که مبادا باز هم تلاش کنید و شکست بخورید.

پست های مرتبط

فرار شما بستگی به شدت ظرح واره دارد. البته از آنجایی که حس شکست خوردگی، سخت یقه شما را چسبیده است، بنابراین فرار شما دامن گستر و فراگیر است. از مسئولیت پذیری، مهارت افزایی و رویارویی با مشکلات، اجتناب می کنید. مسئولیت پذیری، مهارت افزایی و رویارویی با مشکلات لازمه ی پیشرفت هستند. اکثرا با این افکار شر این چالش ها را از سر خود کم می کنید: برای چی؟ که چی؟ فایده اش چیه؟. وقتی احساس می کنید در هرصورت محکوم به شکست هستید دیگر جایی برای تلاش نمی ماند. 

فرار شما حتی ممکن است خیلی ظریف تر باشد. در ظاهر نشان می دهید که هیچ ابایی از کار کردن ندارید، اما با این حال استاد مسلم طفره روی و اهمال کاری هستید. کارها را ماست مالی می کنید و از نتیجه ی این کارها، اظهار نارضایتی می کنید. تمام این شگردها نوعی خودکارشکنی محسوب می شوند.

تمایلی که شما برای فرار از احتمال شکست دارید، باعث تضعیف توانایی انجام کار خوب و قابل قبول می شود. این فرار عاقبتی به جز احتمال اخراج از کار یا تنزل شغلی ندارد. راه دیگری که برای کنار آمدن با تله زندگی شکست پیش رو دارید، این است که مدام به اطلاعات منفی توجه کنید و از این رهگذر روز به روز بیشتر متقاعد می شوید که انسانی ناکام و محکوم به شکست هستید. به نکات منفی زندگی تان بیش از حد بها می دهید و نکات مثبت را کم ارزش تلقی می کنید. به دلیل شکست هایی که در زندگی تجربه کرده اید و نا امید شده اید، ممکن است احساس افسردگی دامن شما را بگیرد.

تله زندگی شکست

ریشه های نحولی تله ی زندگی شکست

۱- والدین شما از عملکرد شما در زمینه ی تحصیلی، ورزشی، و سایر حوزه ها انتقاد کرده اند. پدر یا مادرتان، اغلب شما را کودن، ابله و دست و پا چلفتی خطاب می کردند و در قبال شما رفتار توهین آمیزی داشته اند(احتمالا این طرح واره با طرح واره نقص/شرم ارتباط نزدیکی دارد.)

۲- هم پدر و هم مادر یا یکی از آنها فوق العاده موفق بوده است و شما در مقایسه با او به این نتیجه رسیده اید که هیچ گاه نمی توانید طبق معیارهای بلندپروازانه ی او به موفقیت دست یابید. بنابراین دست از تلاش و طلب برداشته اید.

۳- متوجه شدید که یکی از والدین یا هردوی انها اصلا به موفقیت های شما توجهی ندارند یا بدتر اینکه موفقت شما را برای خودشان تهدیدی تلقی می کرده اند. احتمالا با شما به رقابت طلبی برخاسته اند و می ترسیده اند که مبادا موقعیت شما باعث شود مصاحبت و همراهی شما را از دست بدهند(این تله ی زندگی ممکن است به طرح واره محرومیت هیجانی یا وابستگی ربط داشته باشد).

۴- در جو خانواده شما به شدت با خواهرها و برادرهایتان مقایسه می شده اید و به تدریج به این اعتقاد راسخ رسیده اید که در زمینه ی موفقیت نمی توانید به گرد پای خواهر و برادرتان برسید. به همین دلیل عطای تلاش را به لقای آن بخشیده اید.

۵- با بچه های دور و بر خودتان احساس بیگانگی می کرده اید. به دلیل اینکه مهاجر بوده اید و یا خانواده ی شما از نظر سطح اقتصادی و تحصیلات از خانواده ی هم سن و سال هایتان پایین تر بوده اند، در مقابل بچه ها احساس حقارت می کرده اید و این کمبودها را نوعی خفت و خواری می دانسته اید.

نشانه های تله زندگی شکست

۱- برای کسب مهارت شغلی لازم هیچ کاری نمی کنید(مثل اتمام تحصیلات، مطالعه ی روزآمد، یادگیری مهارت های تخصصی). به دنبال موفقیت های سریع و بزرگ هستید یا تلاش می کنید با اغراق در برخی از ویژگی های خودتان، دیگران را گول بزنید که آدم موفقی هستید.

۲- شغلی انتخاب می کنید که در سطح استعداد شما نیست (مثلا با اینکه تحصیلات خود را در سطح عالی ادامه داده اید و در ریاضی استعداد خوبی دارید، اما راننده تاکسی شده اید).

۳- تلاش نمی کنید که در شغل خود پیشرفت کنید و ارتقا یابید (به عنوان مثال برای ارتقای شغلی تلاش نمی کنید، به محض یکبار ناکامی دست از تلاش بر می دارید، توانایی های خود را به مدیران و روسا نشان نمی دهید).

۴- تحمل ندارید که برای دیگران کار کنید و دوست ندارید در کارهای رقابت آمیز، مشارکت کنید. از این رو زندگی شغلی شما به شکست منتهی می شود.

۵- شغل پیدا می کنید اما به دلیل عادت های شغلی دردسرساز (مثل تاخیر همیشگی، تنبلی، اهمالکاری، عملکرد نامناسب و برخورد نادرست با همکاران) از کار اخراج می شوید.

۶- نمی تواندی در یک شغل بیش از یک مدت دوام بیاورید. دائم شغل عوض می کنید. همه کاره و هیچ کاره هستید. در دنیایی که تخصص خریدار دارد، شما متخصص همه چیز هستید، اما دریغ از یک مهارت کامل. هرگز در یک زمینه ی به اندازه ی کافی پیشرفت نکرده اید. هر شغلی را چند صباحی دنبال کرده اید و سپس در سودای وضعیت بهتر، کار قبلی را رها کرده اید.

۷- شغلی را انتخاب کرده اید که دست یابی به موفقیت در آن شغل، بسیار مشکل است و نمی دانید که چه موقع باید آن شغل را رها کنید(مثل ورزش حرفه ای، موسیقی، بازیگری). این شغل ها حد نهایتی برای موفقیت ندارند یا حوزه هایی هستند که مدعی زیاد دارند.

۸- می ترسید در زمینه ی کاری خود ابتکار عمل و خلاقیت نشان بدهید. بنابراین از پذیرش مسئولیت بیشتر، طفره می روید.

۹- احساس می کنید که ذاتا آدم بی استعداد و احمقی هستید و حتی اگر منصفانه قضاوت کنیم آدم موفقی هستید با این حال خودتان را بی استعداد و به درد نخور تلقی می کنید.

۱۰- به توانایی ها و مهارت هایتان ارزش قائل نمی شوید و خطاها و نقطه ضعف های خودتان را پر رنگ جلوه می دهید. اگرچه در مقایسه با افراد هم سن و سال خودتان، موفق هستید، اما چنان از خودتان عیب جویی می کنید که احساس شکست، ضعف و حقارت دامن شما را رها نمی کند.

۱۱- فردی را به عنوان همسر بر می گزینید که از شما خیلی موفق تر است با اینکه شما با این وضعیت اسفبار بازهم از او موفق تر هستید. فردی را به عنوان همسر انتخاب می کنید که مدام دل شما را خالی می کند و خطرپذیری را از شما می گیرد یا دائم در حال محافظت از شماست.  

۱۲- سعی می کنید با تمرکز بر سایر جنبه های زندگی تان (مثل خوش تیپی، جوانی، زیبایی، جذابیت، ایثارگری) کمبودهای درونی تان را جبران کنید، اما غافل از اینکه احساس شکست دست از سر شما بر نمی دارد.

منبع: زندگی خود را دوباره بیافرینید / جفری یانگ / مترجم: حسن حمیدپور .

۰ ۰ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها