دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

مفاهیم پایه در نظریه پیاژه

پیاژه تحول شناختی را حاصل برون سازی و درون سازی می داند.

پیاژه

پیاژه می خواست منشأ و چگونگی تکامل دانش را در نزد نوع بشر مطالعه کند و بدین منظور رشد شناخت را در کودکان وسیله قرار داد. از دیدگاه او رشد کودک در تحول اندیشه و ادراک است. به همین سبب نظریه پیاژه  به رشد شناختی – ادراکی معروف است. وی در تشریح نظریه خود با دقت و موشکافی ویژه ای به توصیف تکامل رشد زبان ، اندیشه ، استدلال ، داوری و سنجش اخلاقی کودکان می پردازد . 

رشد شناختی  – ادراکی او به رشد طبیعی وابسته است که از دوره ها و مراحل متوالی تشکیل یافته است. هر مرحله، مرحله و دوره پیشین را تکمیل می کند و برای دوره و مرحله بعد زمینه را آماده  می سازد. به عقیده پیاژه رشد عـقـلی از « کنش متقابل » مدام کودک و جهان پیرامون وی پدید می آید. این « کنش متقابل » یا تعامل به تدریج کودک را به سازش با انجام دادن خواست های محیط خود توانا می سازد. کودک در دادوستد یا « کنش متقابل » با محیط ، حرکت های خاص یا تکلم را که دارای قالب های فکری هستند، به کار می برد. یعنی هنگامی که می خواهد به مفهوم چیزی یا وضعی پی ببرد از قالب های فکری بهره می گیرد. قالب های فکری یا به صورت ذهنی یا داد و ستد ( تعامل ) کودک با محیط به او یاری می رسانند . 

به اعتقاد پیاژه کودک برای آن که بتواند در رشد شناختی ـ ادراکی پیشرفت کند، قالب های فکری او همواره در جهت تکامل تغییر می یابند و به دو صورت سازماندهی ( Organization  ) و سازکاری ( Adaptation ) نمودار می شوند . 

پیاژه
پیاژه

سازماندهی 

اعم از انسان و حیوان می کوشند که رفتار و کردار خود را در شکل و قالب موثری عرضه کنند، این فرایند را سازماندهی  می نامند . چنان که برای تنفس ، دهان، بینی، گلو، حنجره و ریه ها سازماندهی بدنی کودک را تشکیل می دهند. سازماندهی روانی او از حدود ۴ ماهگی با دیدن و چنگ زدن آغاز می شود.  وقتی جانور درنده شکار خود را می بیند خم می شود به روی چهار دست و پا فشار می آورد و با تمام توان خود به سوی شکار می جهد و او را به چنگ می آورد . چنین رفتاری سازماندهی جانور نامیده می شود .

سازگاری 

سازگاری به جنبه پویایی سازماندهی اطلاق می شود و بیانگر استعداد موجود زنده برای رشد به صورت های مختلف در اوضاع و احوال محیطی است . گرایش عموم جانداران از جمله آدمیان بر این است که خود را با شرایط محیط زیست سازش دهند. هر چند که روش های سازش در هر گروه با دیگری متفاوت است . به اعتقاد پیاژه سازش دو فرایند فرعی و مکمل همگون سازی و همسازی را در بر می گیرد. 

همگون سازی و همسازی 

پیاژه معتقد است که رشد روانی کودک بر اثر همگون سازی و همسازی صورت می گیرد. کودک در فرایند همگون سازی می کوشد در محیط زیست خود دگرگونی هایی پدید آورد و در فرایند همسازی، رفتار خود را تغییر می دهد تا بتواند با شرایط محیطی سازش یابد و به تعادل روانی برسد.

همگون سازی هنگامی واقع می شود که معلومات و تجربه های گذشته فرد در اوضاع و احوال جدید به کار رود. بدین معنی که وقتی فرد در برابر یک وضع نو قرار می گیرد، می کوشد اطلاعات تازه را در ساختار پیکره های پیشین خود همگون سازی کند و اشیاء را آن گونه که آموخته است ببیند، یا آنها را به اوضاع و امور آشنا تبدیل کند. برای نمونه زمانی که کودک بتواند در اشیاء و محیط خود تغییراتی ایجاد کند تا با رفتار او سازش یابد، می گویند فرایند همگون سازی رخ داده است . در این جا تغییر اوضاع و شرایط محیطی سبب سازگاری و تعادل روانی فرد شده است. 

پست های مرتبط

همسازی زمانی به وقوع می پیوندد که فرد خود را با یک رشته شرایط محیطی که بر او تحمیل شده است، سازگار کند. یعنی اگر کودک به سبب تجربه ای که داشته است، اجباراً اندیشه و رفتار خود را تغییر دهد، می گویند فرایند همسازی رخ داده است. البته همگون سازی و همسازی در حالی که در دو سوی مخالف عمل می کنند، مانند دو روی یک سکه با هم مرتبط اند و یکدیگر را تکمیل می کنند .

نگهداشت

پیاژه یکی از مفهوم های مهمی را که در نظریه رشد شناختی ـ ادراکی خود بررسی می کند مفهوم نگهداشت است . منظور از نگهداشت، پایستگی یا ثابت بودن مقدار توده (ماده)، وزن و حجم اشیاء در صورت تغییر ظاهر آنهاست. وی از پژوهش های خود به این نتیجه می رسد که کودکان مفهوم توده، وزن و حجم اشیاء را در یک زمان معین درک نمی کنند، بلکه نخست ادراک توده، سپس وزن و آن گاه حجم به توالی، در ذهن ایشان حاصل می گردد. درباره نگهداشت  توده اشیاء به کودک دو گلوله گل رس که هر دو به یک اندازه و شکل هستند نشان می دهند و به او می گویند که مقدار گل رس در هر دو گلوله برابر است . سپس یکی از گلوله ها را به شکل لوله در می آورند و از کودک می پرسند که آیا مقدار گل رس لوله برابر با گلوله است یا نه ؟ اگر کودک در پاسخ آن دو را برابر بداند به مفهوم نگهداشت توده دست یافته است . 

کودکان معمولا در ۷ یا ۸ سالگی به مفهوم نگهداشت ماده پی می برند ، گرچه بعضی از آنان در ۵ سالگی و بعضی دیگر در ۱۰ سالگی توانایی ادراک آنرا پیدا می کنند . در مورد نگهداشت وزن دو گلوله از گل رس که به یک شکل و اندازه هستند ، هر کدام را در یک کفه ترازو قرار می دهند و برابری وزن آنها را به کودک نشان می دهند . آن گاه یکی از آنها را به چند گلوله کوچک تر تقسیم می کنند و از او می پرسند که آیا وزن مجموع گلوله های کوچک تر برابر با وزن گلوله بزرگ تر است یا نه ؟ اگر کودک برابری آنها را اعلام کند معلوم می شود که به مفهوم نگهداشت وزن دست یافته است .

بنا به پژوهش های انجام شده کودکان معمولا در ۹ و ۱۰ سالگی به درک مفهوم وزن توفیق می یابند، گرچه گروهی از باهوش ها در ۶ سالگی و گروهی از کودکان دیگر ذر ۱۲ـ ۱۰ سالگی به درک آن موفق می شوند. برای پی بردن به مفهوم نگهداشت حجم مقداری مایع رنگین را در دو لیوان هم شکل و هم حجم دریک سطح برابر قرار می دهند و به کودک می گویند به طوری که مشاهده می شود حجم این مایع در دو لیوان یکی است . بعد مایع یکی از لیوان ها را در یک لیوان باریک و بلند خالی می کنند . البته مایع خالی شده در این لیوان باریک در سطحی بالاتر قرار می گیرد، سپس از کودک می خواهند بیان کنند که آیا حجم مایع در این دو لیوان بلند و کوتاه یکی است یا نه ؟ اگر کودک حجم مایع در این دولیوان را برابر اعلام کند،می گویند به درک نگهداشت حجم نائل شده است . 

در اینجا نیز پژوهشهای علمی پیاژه تعیین کرده اند که کودکان در ۱۱-۱۲ سالگی به درک مفهوم نگهداشت حجم دست می یابند، اما گروهی هم هستند که در سن ۷ سالگی و گروهی دیگر در ۱۳و ۱۴ سالگی به توفیق درک آن نائل می گردند . 

پیاژه

رشد اخلاقی

به اعتقاد پیازه داوری اخلاقی بدان معنی نیست که ببینیم رفتار کودک مطابق با اصول اخلاقی است یا نه. وی داوری اخلاقی را در این می داند که کودکان درباره مسایلی مانند قانون شکنی و انجام عمل خلاف چه می اندیشند و چگونه داوری می کنند. به این جهت وی ارزشی را که کودک به این گونه مسایل می دهد قضاوت یا « داوری اخلاقی » می نامد. پیاژه « داوری اخلاقی » را دارای دو دوره مهم و اصلی به ترتیب زیر می داند.

دوره نخست به نام اخلاق عینی از ۳ تا ۷ ــ ۸ سالگی است. 

پیاژه معـتـقــد است که کودکان کمتر از ۷ سال زشتی یا شدت اعمال خلاف را تنها از نظر مقدار زیاد آن مورد توجه قرار می دهند و دلیل و انگیزه ارتکاب جرم را نادیده می گیرند. شناخت این کودکان محدود است. به همین علت قانون ها و آئین های بشری را مانند قانون های طبیعی و ثابت و تغییر ناپذیر می پندارند و آنها را به چشم قراردادهایی که به طور موقت برای زندگی بهتر وضع شده اند نمی نگرند. این پدیده به واقع گرایی اخلاقی عنوان شده است. اما باید در نظر داشت که کودکان این دوره قانون ها و قرارداها را فقط از لحاظ خودشان مورد توجه قرار می دهند، نه از جهت دیگران به این جهت این دسته از کودکان را « خودمدار » خوانده اند. 

دوره دوم را ارزشیابی اخلاقی ذهنی نامیده است. در این دوره  کودک علاوه بر جنبه محسوس رخدادها به عوامل درونی یا ذهنی آنها نیز توجه می کند. چنان که درباره قانون شکنی یا خلافکار از لحاظ قصد یا عللی که او را به ارتکاب جرم یا بزه واداشته است، داوری می کند. این دوره از ۷ یا ۸ سالگی شروع می شود. در این هنگام است که کودک معنی عدالت و انصاف را درک می کند، برای قانون ها و مقررات اجتماعی علت وجودی قائل می شود و به انگیزه آنها توجه می کند و می تواند به تعیین و تفسیر آنها بپردازد. این دوره را « عدالت خود مختار » نامیدند . 

دیگر مفاهیم در نظریه پیاژه :

تعادل : یک حالت توازن شناختی بین درک ما از جهان هستی و تجربه هایمان است . تعادل یابی یا عمل جستجو برای نظم و توازن به معنی مقایسه ی درک ما با جهان واقعی است. وقتی که درک ما بتواند رویدادهایی را که مشاهده می کنیم تبیین نماید دنیا برای ما معنی  می دهد و ما در حالت تعادل قرار می گیریم . وقتی که درک نتواند رویدادهایی را که مشاهده می کنیم تبیین کند، نبود تعادل رخ می دهد و ما برانگیخته می شویم تا تبیین های دیگری را جستجو نماییم. بی تعادلی نیروی محرک ما در رشد یا تحول است.

تعادل به دو صورت انجام می شود : ۱- سازگاری    ۲- سازمان 

تعادل جویی: مکانیسم کودک برای تنظیم و یکپارچه ساختن تغییراتی است که در اثر بلوغ، تجارب فیزیکی و اجتماعی پدید آمده است. تعادل یابی به معنای جستجو به منظور هماهنگی ذهنی بین طرح های شناختی با اطلاعات کسب شده از محیط است. 

طرحواره : الگوهای سازمان یافته اندیشه و عمل که در تعامل بین انسان و محیط به کار می رود. 

طرحواره  ها الگوهای سازمان یافته یا واحدهایی از عمل یا تفکر هستند که ما برای معنادار کردن تعاملات خود با محیط ، آن ها را می سازیم. طرحواره ها را می توان به فایل هایی تشبیه کرد که ما اطلاعات را در آن ذخیره می کنیم.  طرحواره ها طرح های ذهنی ، نمودها یا نظام های سازمان یافته ای از اعمال یا تفکر هستند که به ما اجازه می دهند درباره ی اشیاء و واقعه های جهان اطراف خود فکر کنیم . این طرح ها ممکن است بسیار کوچک و خاص ( مثل طرح ذهنی ما ازمکیدن پستانک ) و یا دارای یک ویژگی عمومی تر ( مثل طرح ذهنی دسته بندی گیاهان ) باشند. 

طرحواره ها ساختارهای شناختی هستند که به وسیله ی آن ها کودکان و بزرگسالان به صورت ذهنی دانش تصویری خویش را سازمان می دهند. 

سازگاری : فرایند دمساز کردن طرحواره ها و تجربه ها با یکدیگر به منظور ایجاد تعادل . مقصود از سازگاری گرایشی است که موجود زنده برای توافق با محیط خود ابراز می دارد . سازگاری تغییراتی است که در یک فرد برای پاسخ به محیط ایجاد می شود . فرایند سازگاری به دو صورت زیر انجام می شود : 

۱- جذب (درون سازی) : عبارت است از کوشش برای فهم یک چیز جدید از طریق جای دادن آن در درون چیزهایی که از قبل در ذهن خود داریم . جذب کسب اطلاعات جدید و تلاش برای هماهنگ کردن این اطلاعات با طرحواره های موجود از قبل، یا پاسخ دادن به محیط بر اساس الگوهای رفتاری یا طرحواره های از قبل آموخته شده است. 
جذب (همگون سازی) : هنگامی رخ می دهد که معلومات حاصل از تجربه های گذشته در موقعیت های جدید به کار می رود .
جذب مستلزم بروز پاسخی است که از پیش کسب شذه . جذب وقتی صورت می گیرد که کودک چیزی را از محیط بگیرد و آن را جزئی از خود سازد.

۲- انطباق (برون سازی) : فرایند انطباق بدین معنی است که فرد پاسخ های خود را بنا به خواست های محیط ، تغییر می دهد. انطباق عبارت است از تغییر یا اصلاح طرحواه های فعلی برای هماهنگی با اطلاعات جدید، یا پاسخ دادن به محیط به روشی تازه.

برون سازی عبارت است از تغییر ساختارهای شناختی موجود به نفع جنبه خاصی از محیط که فرد در جریان درون سازی آن است. برون سازی، فرایند تغییر ساختارهای شناختی پیشین به گونه ای که با آن چه درک می شود متناسب شود. 
برون سازی (همسازی)، هنگامی صورت می گیرد که فرد رفتار خود را با شرایطی که بر او تحمیل شده است تطبیق دهد . 

سازمان (سازماندهی) : فرایند شکل دهی الگوهای منسجم و منظم فکری است که با هدف کاراتر شدن انسان در تعامل با محیط است. سازمان به یک نظم منطقی حاکم بر دستگاه شناختی اشاره می کند، بدین معنی که این دستگاه از یک کلیت منسجم تشکیل یافته که هیچ جزئی از آن، بدون تأثیر گذاری بر سایر اجزاء تغییر نمی کند. 

ساخت شناختی : عبارت است از ساختمان ذهن یا اندیشه های فرد. واکنش های ارثی نوزاد ، پس از گذشت نخستین روزهای زندگی، از طریق تجارب او تغییر می یابند و به مکانیسم های تازه ای تبدیل می شوند که ساخت های شناختی نام دارند .

هوش : عبارت است از نمونه ای خاص از انطباق زیستی یا توانایی ایجاد کنش متقابل و کارآمد با محیط . پیاژه هوش را نه بر اساس ملاکی ایستا ، بلکه از لحاظ جهتی که هوش در تکامل سیر می کند تعریف می کند و هوش را به عنوان صورتی از تعادل یابی تعریف می کند که تمام ساخت های شناختی به سوی آن هدایت می شوند. هدف هوش سازگاری با محیط است .

محتوا : به جنبه های قابل مشاهده ی هوش، یعنی پاسخ های فرد در برخورد با محرک ها ی آشکار محتوا گفته می شود که در نظریه پیاژه معادل با رفتار به کار رفته است.

مقایسه محتوا با طرحواره : طرحواره به توانایی کلی فرد برای انجام طبقه ای از رفتار گفته می شود اما محتوا شرایط آشکار شدن هریک از موارد خاص توانایی است. 

مقایسه هوش و تفکر : هوش به دوره ی خاصی محدود نمی شود، پیش از زبان وجود دارد، هم با پدیده های واقعی و محسوس سروکار دارد و هم با پدیده های نمادی . اما تفکر مستلزم زبان آموزی است پیش از زبان وجود ندارد و نیز مستلزم درونی ساختن امور است .

بازگشت پذیری: یعنی توانایی به عقب برگرداندن مراحل انجام یک رشته عمل به طور ذهنی و رسیدن به نقطه آغاز. مهم ترین ویژگی غیر منطقی تفکر پیش عملیاتی، برگشت ناپذیری است، یعنی ناتوانی در طی کردن یک سری مراحل در یک مسئله و بعد تغییر جهت دادن و برگشتن به نقطه شروع.

منابع : 

  1. نظریه های رشد ویلیام کرین
  2. روان شناسی رشد، حسن احدی و مظاهری
  3. ژنتیک منصور
۳.۶ ۱۴ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

2 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
بادی
۱۳۹۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۰۲

باسلام بسیار عالی بود متشکرم

ریحانه
۱۴۰۱/۰۸/۱۳ ۱۳:۳۶

بسیار عالی و جامع بود. ممنونم