دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

کلیات روش تحقیق

تعریف علم: مجموعه فعالیت های منسجم و منظمی است که به کمک آن واقعیت های جهان خارج در کنار هم نهاده می شود.

روش علمی

دو پارادایم در علوم رفتاری وجود دارد :

  1. رویکرد خردگرایانه
  2. رویکرد طبیعت گرایانه

در حوزه علوم رفتاری، انتخاب رویکرد پژوهشی، بر پایۀ جهان بینی و نوع پارادایم است. منظور از پارادایم مجموعه ای از مفروضه ها، مفاهیم یا گزاره هاست که از نظر منطقی به طور انعطاف پذیری به هم مرتبط بوده و جهت فکری و پژوهشی را هدایت می کند.

پارادایم خردگرایانه با دیدگاه اثبات گرایی(Positivism) سروکار دارد. مفروضه این پارادیم این است که واقعیت چیزی است که فرد می تواند به وسیله حواس خود آن را تجربه کند. این پارادایم بر پایه این اصل استوار است که متغیرهای تشکیل دهنده یک فرایند پیچیده را می توان به صورت جداگانه بررسی کرد.

از جمله ویژگی های اساسی پارادایم خردگرایانه، تلخیصی بودن، تکرارپذیر بودن و ابطال پذیری است.

پارادایم طبیعت گرایانه یا تجربه گرایانه بر این مفروضه استوار است که واقعیت چیزی نیست که همه افراد به طور یکسان آن را مشاهده کنند و تجربه مشابهی از آن به دست آورند. علاوه بر آن، تقسیم یک پدیده پیچیده به اجزاء و مطالعه هر یک از اجزاء ما را به شناخت کامل از آن پدیده نمی رساند. در این رویکرد واقعیت مورد مشاهده و مشاهده گر(ارزش های او) بر یکدیگر تأثیر می گذارند. بنابراین مفروضه اصلی در پارادایم طبیعت گرایانه این است که واقعیت مورد مشاهده به تفسیر افراد و ذهنیت آنان بستگی دارد.

در حوزه علوم رفتاری کاربرد دو پارادایم یاد شده به دو دستگی میان روش های تحقیق نیز منجر شده است:

  1. روشهای کمی که در ذیل پارادایم خردگرایانه قرار می گیرند
  2. روشهای کیفی که ذیل پارادایم طبیعت گرایانه قرار می گیرند

تعریف علم: «مجموعه فعالیت های منسجم و منظمی است که به کمک آن واقعیت های جهان خارج در کنار هم نهاده می شود». در این روش سه جزء وجود دارد: توصیف، کشف نظم، صورت بندی نظریه ها و قوانین علمی.

منابع اطلاعاتی که سرچشمه های دانش بشری هستند، به ۴ دسته تقسیم می شوند:

پست های مرتبط
  • ۱- تجربه
  • ۲- صاحب نظران
  • ۳- روش خردگرایانه (استدلالی) :  تمثیل – استدلال استقرایی – استدلال قیاسی 
  • ۴- روش علمی 

تجربه : ابتدایی ترین و اساسی ترین راه حل مسائل در تجربه های شخصی ، نهفته است . به عبارت دیگر تجربه یکی از منابعی است که همه با آن آشنا هستند و در عمل از آن استفاده می کنند. برای مثال، یک فرد بعد از آزمون مسیرهای متعدد از خانه به محل کار، می آموزد که کدام مسیر را می توان در زمان کوتاه تری طی کرد که کمترین تراکم را در رفت و آمد داشته یا دارای زیباترین مناظر باشد.

بخش عمده ی معرفت که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود، نتیجه ی تجربیات است. توانائی یادگیری از طریق تجربه، یکی از ویژگی های عمده ی رفتار هوشمندانه ی بشر است . با وجود تمامی این فواید و مزایا، تجربه به عنوان یک منبع اطلاعاتی از یک نقص کلی و عمده برخوردار است و آن اینکه هر فرد بر اساس ویژگی های خاص خود، تحت تأثیر حوادث قرار می گیرد و میزان و شدت تأثیر یک حادثه بر یک شخص به ویژگی های شخصیتی و فیزیولوژیکی او بستگی دارد. به عنوان مثال جنگلی که برای یک نفر بهشتی دلپذیر است، برای دیگری می تواند فضائی وحشت آور و تهدیدکننده باشد.

نقطه ضعف دیگر تجربه این که، گاهی اوقات انسان نیازمند اطلاعاتی است که نمی توان آن را از طریق تجربه آموخت. به عنوان مثال اگر کودکی را به حال خود واگذاریم تا ریاضیات را یاد بگیرد، احتمالاً به شیوه ی جمع کردن اعداد دست می یابد، ولی پیدا کردن روشی برای حل معادله های دو مجهولی توسط او تقریباً غیرممکن است.

صاحب نظران : گاهی مسائلی وجود دارد که درک آن از طریق تجربه مشکل یا غیرممکن است . در چنین شرایطی شخص به مرجعی مطلع روی می آورد تا پاسخ سؤالاتش را نزد وی جستجو کند . به این معنی که پاسخ مشکلاتش را از شخصی می پرسد که قبلاً با آن مشکل مواجه شده و بر آن فائق آمده یا با کمک دیگران به آن مهارت دست یافته است . به عنوان مثال مدیر یک سازمان، در مورد مسائل حقوقی سازمان خود با یک حقوقدان مشورت می کند . یا یک معلم تازه کار از آموزگاری با تجربه اظهارنظر می خواهد یا دانش آموزی برای یادگیری صحیح تلفظ یک لغت به فرهنگ لغات مراجعه می کند.

البته نظر یک مرجع زمانی پذیرفته می شود که بر اساس تجربه یا منابع اطلاعاتی شناخته شده ای قرار داشته باشد.

مرجع مطلع نیز به عنوان یکی از منابع دانش، دارای کاستی هایی است: نخست، آنکه مرجع مطلع می تواند اشتباه کند و هیچ دلیلی بر اشتباه ناپذیری او وجود ندارد. دوم، در میان مراجع مطلع، درباره ی برخی اصول، اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که بیشتر نظرات این دسته، بر اساس عقاید شخصی است تا واقعیت ها.

روش خرد گرایانه (استدلالی): استدلال به این معنی است که فرد بتواند با استفاده از مجموعه ای از اصول و استنتاج (نتیجه گیری) منطقی مرتبط با هم از برخی واقعیت ها، اطلاعات جدیدی را کسب و یا نتیجه گیری کند. استدلال به سه صورت است:

الف) استدلال قیاسی (قیاس منطقی): اولین گام اساسی برای کشف و دستیابی به واقعیت ، توسط فلاسفه ی یونان برداشته شد. ارسطو ( قرن چهارم قبل از میلاد) و پیروانش از استدلال قیاسی استفاده می کردند، استدلال قیاسی، فرایندی فکری است که طی آن فرد با بهره گیری از قوانین معین منطقی، از احکام کلی به احکام جزئی می رسد.

به عبارت دیگر، پژوهشگر واقعیت های شناخته شده و موجود را کنار هم قرار داده و به نتیجه گیری می رسد. فرایند این قیاس منطقی به شرح زیر است:

۱- یک فرض اصلی (کبری)                     ۲- یک فرض فرعی (صغری)                       ۳- نتیجه گیری

به عنوان مثال: همه مردان فناپذیرند (فرض اصلی کبری). پادشاه یک مرد است ( فرض فرعی صغری). بنابراین پادشاه فناپذیر است ( نتیجه).

در استدلال قیاسی اگر صغری و کبری درست باشند، ضرورتاً نتیجه نیز درست خواهد بود . با این حال استدلال قیاسی نیز محدودیت هایی دارد. از جمله اینکه نتیجه ی یک قیاس صوری نمی تواند از محتوای کبری و صغری فراتر رود. بنابراین برای رسیدن به نتایج درست باید از صغری و کبری درست شروع کرد. در واقع نتیجه در صورتی درست است که مقدمه ها درست باشند. به عبارتی ممکن است این مقدمه ها نشأت گرفته از عقاید باشند تا واقعیت ها و به همین دلیل بی اعتبار و غیرقابل قبول باشند.

در استدلال قیاسی می توان با ترسیم روابط موجود، روابط جدیدی کشف کرد ولی هرگز نمی توان از آن به عنوان منبعی برای توسعه و تولید اطلاعات جدید استفاده کرد. با وجود این محدودیت ها، می توان در تحقیق ها از این روش به عنوان وسیله ای که بین نظریه و مشاهده رابطه برقرار می کند، سود جست . این روش به پژوهشگر کمک می کند تا با استفاده از نظریه های موجود، پدیده هایی را که به وقوع می پیوندند، پیش بینی کند. قیاس از نظریه ها موجب تدوین فرضیه ها (که نقش حیاتی در تحقیق های علمی دارند) می شود.

ب) استدلال استقرایی: فرانسیس بیکن اولین کسی بود که رویکرد جدیدی را برای کسب دانش پیشنهاد کرد . وی معتقد بود پژوهشگر باید بر اساس واقعیت های به دست آمده از مشاهده ی مستقیم به نتیجه گیری کلی بپردازد. بنابراین برای رسیدن به حقیقت باید بطور مستقیم در طبیعت به مشاهده پرداخت و تعصبات و عقاید قبلی که او آن ها را بت یا خدایان دروغین می نامید، کنار گذاشت و جزئیات و واقعیت های معینی را جمع کرد تا به یک نتیجه ی کلی رسید. 

استدلال استقرایی تنها وقتی قابل اعتماد است که گروه مورد تحقیق کوچک باشد. چون در این روش نتایج بر اساس نمونه های کوچک معتبر است. بنابراین پژوهشگر، تحقیق خود را در مورد نمونه های کوچک انجام داده و نتایج را به گروه های بزرگ تعمیم می دهد.

در نظام بیکنی مشاهده ها، در مورد رویدادهای مشخص یک طبقه صورت می گیرد. سپس بر اساس مشاهده این حوادث یا رویدادها، استنباط در مورد طبقه ها انجام می شود.

در روش بیکنی برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب بایستی همه نمونه ها مورد بررسی قرار گیرند. به همین جهت این عمل در روش بیکنی استنتاج ناقص شناخته شده است. به عنوان مثال اگر بخواهیم دریابیم که آیا همه خرگوش ها دستگاه تنفس دارند، باید همه خرگوش های دنیا را بررسی کنیم که عملاً چنین چیزی ممکن نیست. بنابراین الزاماً پژوهشگر از مشاهدات ناقص به نتایج ناقص دست می یابد.

ارزش روش استقرایی به ثبات درونی و دقت آزمایش های مربوط به آن است. مشکل روش استقرایی، گردآوری نابسامان تحقیقات فردی بدون یک هدف پیوسته یا منسجم است. کاربرد این روش به تنهایی ، به ندرت به کلیت یا اصول منطقی می رسد.

 تفاوت استدلال قیاسی و استقرایی:

در استدلال قیاسی از یک قانون عمومی و کلی شروع و از آن برای پیش بینی موارد جزئی استفاده می کنیم. اما در استدلال استقرایی از داده های مشاهده شده آغاز و سپس از آنچه که مشاهده کرده ایم برای تبیین روابط بین پدیده ها استفاده می کنیم.

ج) تمثیل: تمثیل عبارت است از اثبات حکم در امر جزئی به موجب اثبات آن در حکم جزء دیگری که شبیه آن است. ارزش علمی تمثیل به این است که می تواند باعث تقویت احتمال شود . تمثیل، در مقابل بسیاری از پیش داوری هایی است که بر اساس ظاهر افراد به عمل می آید و به محض مشاهده ی این ظواهر در مورد فضائل یا رذائل اخلاقی شان حکم صادر می شود.

روش علمی: چارلز داروین اولین کسی بود که روش های قیاسی و استقرایی را ترکیب و روش استقرایی قیاسی را بوجود آورد که فاقد نقاط ضعف دو روش استدلال قیاسی و استقرایی بود. این روش، عصاره ی روش علمی امروزه است.

روش علمی روشی است که از طریق آن پژوهشگر به طور استقرایی از مشاهده به فرضیه و سپس به طور قیاسی از فرضیه به استنباط منطقی می رسد. روش علمی، همه ی راه ها و شیوه هایی است که محقق را از خطا محفوظ می دارد و رسیدن به حقیقت را برای او امکان پذیر می سازد. 

یکی از تفاوت های اصولی بین روش علمی و استدلال استقرایی استفاده از فرضیه است. در استدلال استقرایی، انسان در مرحله ی اول، به مشاهده می پردازد و سپس اطلاعات به دست آمده را سازمان می دهد. اما در روش علمی، شخص چنین استدلال می کند که اگر این فرضیه درست باشد، چه به دست خواهد آمد و سپس به طور منظم برای رد یا قبول فرضیه، مشاهده را آغاز می کند.

قضیه اصلی روش علمی آن است که بدانیم یک پدیده تحت چه شرایط خاصی، رخ می دهد بنابراین چنانچه آن شرایط را به وجود بیاوریم، آن پدیده رخ خواهد داد.

مراحل روش علمی

جان دیویی مراحل روش علمی را به شرح زیر تقسیم کرده است:

  • ۱- احساس مشکل یا مسأله
  • ۲- تعیین و تعریف مشکل یا مسأله
  • ۳- پیشنهاد راه حل یا راه حل هایی برای مشکل یا مسأله (صورت بندی فرضیه)
  • ۴- استدلال به شیوه ی قیاسی درباره ی نتایج راه حل های پیشنهاد شده
  • ۵- آزمون فرضیه

تقسیم بندی دیگری از مراحل روش علمی به شرح زیر می باشد:

۱- مشخص کردن مسأله: این مرحله دشوارترین مرحله است . یعنی تعیین یک مسأله، مشکل و یا تردید در یک موقعیت مبهم که منجر به احساس یک مشکل از سوی پژوهشگر می شود.

۲- تدوین فرضیه: پس از تعیین مسأله، فرضیه ی مورد نظر (در صورت لزوم ) ساخته می شود. پژوهشگر به منظور پیش بینی پیامدهای مورد انتظار مطالعه ی خود، از فرایندهای منطقی قیاسی و استقرایی استفاده می کند. با بررسی نوشته ها و پیشینه های تحقیقی و با بررسی کارها ی صورت گرفته در مطالعات قبلی، روابط بین متغیرها، مفاهیم یا سازه های مشخص شده در مسأله ی مورد نظر خود را حدس می زند (فرضیه هایی می سازد).

۳- استنتاج از فرضیه: پس از تدوین فرضیه، دلالت های ضمنی آن (احتمالاً از طریق قیاس) استنتاج می گردد. در این فرایند امکان دارد مسأله ی اصلی و نیز فرضیه ی اصلی تغییر داده شود یا محدودتر یا وسیع تر شود و یا حتی از آن صرفه نظر شود.

۴- تدوین تعاریف عملیاتی : پژوهشگر در این مرحله به منظور دستکاری و بررسی متغیرهای موجود در مسأله یا فرضیه ی مورد مطالعه ی خود، به تعریف مشاهده پذیر و اندازه پذیر آنها می پردازد. در واقع متغیرها باید از شکل مفهومی به صورت عملی و ملموس درآیند تا مطالعه و کنترل آن ها امکان پذیر باشد.

۵- تدوین طرح تحقیق: تهیه یک طرح دقیق تحقیقی به پژوهشگر این امکان را می دهد که با انتخاب یک مدل مناسب، با صرف کمترین هزینه و نیروی انسانی، فرضیه ی تنظیمی خود را بیازماید و جواب مسأله ای را که تحقیق به منظور آن طرح شده، بیابد.

۶- دستکاری و کنترل متغیرها: پژوهشگر برای مطالعه ی روابط بین متغیرها از دستکاری و کنترل استفاده می کند. پس از تعریف عملیاتی متغیرها و تعیین طرح تحقیقی، ابزار اندازه گیری نیز باید انتخاب و یا تهیه گردد. مفاهیم اعتبار درونی و بیرونی، زیربنای دستکاری و کنترل را تشکیل می دهد.

۷- تحلیل آماری و تفسیر نتایج: داده های جمع آوری شده باید با استفاده از روش های مناسب آماری، طبقه بندی و تلخیص (خلاصه کردن ) شود ، تا بتوان نتایج و تعمیم های لازم را از آن ها استنتاج کرد. نتایج به صورت جداول اعداد و ارقام در می آیند. برخی از نتایج را هم می توان به وسیله ی نشانه ها، نمادها و نمودارهایی خلاصه کرد.

۸- بیان قانون: فرضیه های تنظیم شده براساس شواهد تحقیق، تأیید یا رد می شوند. اگر فرضیه تأیید شود به صورت قانون بیان می گردد و الاّ از وضع قانون صرف نظر می شود.

۹- تدوین تئوری (نظریه): علم علاقمند به مطالعه ی یک پدیده یا متغیر به صورت جداگانه نیست و توجه آن معطوف به مطالعه ی تأثیر مشترک و کنش متقابل و همزمان عوامل است . به عبارتی هدف علم دستیابی به تدوین نظریه است که بخش وسیعی از واقعیت ها را در برمی گیرد و امکان تبیین و پیش بینی رویدادها را در سطحی وسیع تر از تک واقعیتی که به صورت قانون درآمده است ، فراهم می آورد. گام نهایی در روش علمی به تبیین پدیده ها مربوط می شود که در قلب تئوری جای دارد .

منابع :

  • روش تحقیق در روان شناسی و علوم تربیتی – علی دلاور.
  • روش های تحقیق در علوم رفتاری – زهره سرمد، عباس بازرگان.
۰ ۰ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها