دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

ویژگی های علوم انسانی و نظریه علمی

همه علوم با نظریه سر و کار دارند.

علوم انسانی، رشته‌های آکادمیکی هستند که جنبه‌های مرتبط با ویژگی‌های تمدن انسانی را مطالعه کرده و آموزش می‌دهند.

علوم انسانی

اهداف علوم انسانی و تجربی

  • توصیف(Description) : بیان روشن و تا حدممکن دقیق از چیستی مفهوم و موضوعی که قصد مطالعه و بررسی آن را داریم. چگونگی توصیف هر دانشمند از یک موضوع یا پدیده، تأثیر بسیار زیادی در مواجهه با آن موضوع دارد؛ دانشمندان سعی می کنند تا در توصیف موضوعات و پدیده های مختلف، دقیق و بی طرف باشند. به عنوان مثال وقتی یک روانشناس رفتارها و فرآیندهای ذهنی یک کودک مبتلا به اوتیسم را توصیف می‌کند مانند دشواری در یادگیری زبان، نحوه چگونگی رفتار کودکان اوتیسم را می‌فهمد. دانش مفید با توصیف دقیق شروع می‌شود اما توصیف در پاسخ به پرسش مهم «چرا» شکست می خورد.
  • تبیین(Explanation) :  تبیین به بیان چرایی اتفاق افتادن یک پدیده می پردازد. در واقع، هر دانشمند زمانی که یک پدیده را تبیین می کند، در حال بیان علل اتفاق افتادن آن پدیده در جهان است. مثلا در رابطه با اوتیسم در دهه‌ ۱۹۵۰ روانشناسان مطرح کردند که اگر کودکی والدین سرد و طردکننده داشته باشد، به اوتیسم مبتلا می‌شود.
  • پیش بینی(Prediction) : آنچه که می‌خواهیم توضیح دهیم اگر اکنون اتفاق افتاده باشد، تبیین و اگر قرار است در آینده اتفاق افتد، پیش‌بینی می‌نامیم. پیش‌بینی‌های علوم اجتماعی به دقت علوم تجربی همچون فیزیک نمی باشد. 
  • کنترل(Control) : کنترل به معنای تغییر شرایط است. مثلا اگر یک روانشناس بالینی به فردی کمک کند که بر ترس خود از عنکبوتها غلبه کند، رفتار او را کنترل کرده است.

ویژگی های علوم انسانی

  • ۱- علوم انسانی منطقی هستند: هدف علوم انسانی، درک منطقی رفتار انسان است. البته این به آن معنی نیست که رفتارهای انسانی همگی منطقی هستند. پژوهشگر علوم انسانی باید در درک اَشکال گوناگون رفتار، منطقی عمل کند.
  • ۲- علوم انسانی جبری هستند: یعنی وقوع هر رویدادی، دلایلی دارد و صرفاً تصادفی نیست. به عبارت دیگر هر رویداد یا وضعیتی دارای علل پیشین است.
  • ۳- علوم انسانی از اصل امساک(اوکام) پیروی می کند: پژوهشگر علوم انسانی باید از طریق حداقل متغیرها، حداکثر قدرت تبیین را به دست آورد. در بسیاری از موارد، اضافه کردن یک متغیر در تجزیه و تحلیل، موجب افزایش قدرت تبیین و پیش بینی می شود. اما این عمل ممکن است به پیچیدگی مدل تحقیق بینجامد. در عمل، افزایش تعداد متغیرها، موجب کاهش قدرت تعمیم پذیری نتایج می شود، زیرا ممکن است برخی از متغیرها در یک گروه، تأثیر ویژه ای داشته باشند و در دیگر اعضای گروه، تأثیری نداشته باشند . طبق اصل امساک، تحقیقی که یک مسأله یا پدیده را با تعداد کمتری از متغیرها توصیف، تبیین یا پیش بینی کند به تحقیقی که آن را با متغیرهای بیشتری توصیف، تبیین و یا پیش بینی می کند، ترجیح داده می شود.
  • ۴ – علوم انسانی تخصصی هستند: در علوم انسانی مفاهیمی وجود دارد که دارای تعاریف مهمی هستند بنابراین در این علوم باید روش اندازه گیری به دقت مشخص شود.
  • ۵- علوم انسانی را می توان به صورت آزمایشی مورد بررسی قرار داد: برای آنکه فرضیه ها و نظریه های این علوم مورد استفاده قرار گیرند، باید در جهان واقعی قابل آزمون باشند.
  • ۶- تحقیق های علوم انسانی تکرار پذیرند: در صورتی که تحقیقی در یک زمینه ی خاص از علوم انسانی، به صورت کامل و کافی توصیف شود باید توسط پژوهشگران دیگر قابل تکرار بوده و نتایج مشابهی از آن به دست آید.
  • ۷- علوم انسانی تغییر و تحول پذیرند: هیچ یک از نظریه های مربوط به این علم، ابدی، جاودان و پایدار نیستند. گاهی دلیل و مدرکی آن را بی اعتبار ساخته و یا نظریه ی جدیدی جانشین آن می شود.
  • ۸- علوم انسانی کلی هستند: هدف علوم انسانی مشاهده و درک الگوهای کلی رویدادها و روابط بین آن هاست. گرچه دانشمندان علوم انسانی در آغاز سعی می کنند حوزه ی محدودی از رفتار انسانی را مورد تحقیق قرار دهند اما هدف آن ها تعمیم نمونه های تحقیق به سایر اَشکال رفتار مورد مطالعه است.

علم

نظریه علمی

هدف نهائی علم ساخت و صورت بندی نظریه است و نه بهبود وضع بشر . اگرچه احتمال دارد به ظاهر هدف اصلی آن تبیین پدیده های طبیعی باشد.  نظریه عبارت است از مجموعه ای از روابط درونی ساخت ها (مفاهیم)، تعاریف و قضایائی که دیدگاه منظمی از پدیدها را از طریق تعیین روابط بین متغیرها، به منظور تبیین پدیده ها مشخص  می کند. یا مجموعه ای از سازه ها، مفاهیم، تعاریف و گزاره های به هم مرتبط که از طریق مشخص ساختن روابط بین متغیرها، با هدف تبیین و پیش بینی پدیده ها، دید نظام یافته ای از پدیده ها ارائه می کند.

نظریه با ترکیب نتایج مشاهده های مختلف، روابط بین متغیرها را مشخص و بیان می کند. نظریه علمی یک تبیین آزمایشی از پدیده هاست و با توجه  به چنین تبیینی ما قادر به کنترل و پیش بینی هستیم. گرچه هدف عمده ی علم، نظریه پردازی است ولی سایر اهداف آن عبارتند از: تبیین – درک (فهم) پیش بینی – کنترل .

ماهیت اساسی نظریه به تبیین پدیده های مشاهده شده بستگی دارد . اما دانشمندان مجبور نیستند که حتماً به تبیین و فهم بپردازند و تنها پیش بینی و کنترل است که ضرورت دارد . اگر بتوان با استفاده از نظریه با موفقیت پیش بینی کرد ، در این صورت نظریه تأیید می شود و این کافی است و دیگر نیازی به  جستجوی تبیین های دیگر نیست. چنانچه بتوان با اطمینان پیش بینی کرد، می توان کنترل نیز انجام داد. زیرا کنترل از پیش بینی سرچشمه می گیرد.

انواع نظریه : نظریه به گونه های مختلفی تقسیم بندی شده است. در یک تقسیم بندی نظریه به دو شکل: استقرایی و قیاسی فرضی است.

پست های مرتبط

نظریه استقرایی: نظریه ای است که به منظور تبیین مشاهده های قبلی تدوین می شود.

نظریه قیاسی فرضی: نظریه ای است که براساس چند مشاهده ی اندک یا بدون مشاهده های قبلی درباره ی پدیده ای شکل می گیرد . این نظریه مجموعه ای از فرضیه هاست که بر اساس استدلال قیاسی شکل گرفته است.

بر اساس تقسیم بندی دیگر، نظریه علمی به ۴ دسته تقسیم می شود:

  • نظریه صوری :  که قدیمی ترین نوع نظریه است . در این نظریه کوشش می شود که پدیده ی مورد نظر تبیین گردد . اما در این تبیین ، پدیده به عواملی نسبت داده می شود که خود آن ها پیچیده و مبهم هستند به همین دلیل این نظریه از نقطه نظر علمی مردود است.
  • نظریه قیاسی:  نظریه ای است که در آن برای تبیین از یک پدیده ی مشخص به عنوان مدل استفاده می شود.اشکال اساسی در ساختن نظریه از طریق قیاسی این است که نظریه پرداز باید کلیه ی جنبه ها و عوامل تشکیل دهنده ی پدیده ی مبهم و مورد انتقاد را، خوب بشناسد تا بتواند مدل مناسبی برای آن عرضه کند.
  • نظریه تقلیلی :  این نوع نظریه، مشاهدات را براساس ماهیت فعالیت ها یا فرآیندهایی که آسان تر از مشاهده ی حادثه هستند، تبیین می کند. ویژگی نظریه ی تقلیلی آن است که عمل تبیین به طور مکرر ادامه پیدا می کند تا به پایین ترین سطح برسد.
  • نظریه تجریدی :  در این نظریه حوادث پیچیده، بر اساس حوادث ساده تبیین می شوند (تقلیل گرایی) ولی حوادث ساده نه به عنوان واقعیت بلکه به عنوان توصیف دقیقی از روابط مورد استفاده قرار می گیرند. نظریه ی تجریدی بالاترین نوع نظریه است و راهنمای انواع دیگر نظریه هاست . این نظریه با استفاده از اصول ریاضی، امکانات مناسبی برای تبیین پدیده های علمی فراهم کرده است.

اهداف نظریه

  • ۱- نظریه اطلاعات جمع آوری شده را خلاصه و سازماندهی می کند و آن ها را در یک حوزه یا حیطه ی مشخص قرار می دهد.
  • ۲- نظریه یافته های آزمایشی انفرادی انجام شده را روشن می کند و به آن ها معنی می دهد.
  • ۳- نظریه برای حوادث مشاهده شده، تبیین های مناسب فراهم و از طریق تعیین روابط بین متغیرها، چگونگی همبستگی بین رویدادها را معین می کند.
  • ۴- نظریه براساس اصول تبیین شده می تواند رویدادهایی را که هنوز اتفاق نیفتاده اند، پیش بینی کند.
  • ۵- نظریه از طریق هدایت تحقیق های آتی، زمینه ای را برای گسترش دانش فراهم می کند.

نکته : رابطه ی نظریه و واقعیت یک رابطه ی دو جانبه است. دانشمندان از واقعیت ها از یک طرف به عنوان زیربنای نظریه و از طرف دیگر به عنوان وسیله ای برای تأیید آن استفاده می کنند.

ویژگی های نظریه

  • ۱- توانائی تبیین سا ده ی حقایق و مشاهده های مربوط به یک مسأله: نظریه باید دارای مفروضه های اندک و به زبان ساده باشد . که به این اصل « اصل امساک گری علم » گویند.
  • ۲- سازگاری با واقعیت ها و دانش پیشین.
  • ۳- فراهم کردن ابزار لازم برای آزمون خود.
  • ۴-  ایجاد انگیزه تحقیقی بیشتر در جامعه و فراهم ساختن زمینه برای تحقیق های جدید.

ملاک های ارزیابی نظریه :

  1. جامعیت
  2. ایجاز یا سادگی
  3. پژوهش پذیری

کارکرد یک نظریه، نظم بخشی به اطلاعات موجود و کشف ناشناخته ها می باشد. دو معیار اول، یعنی جامعیت و ایجاز به کنش سازماندهی نظریه و معیار سوم به پژوهش و کارکرد تبیینی نظریه مربوط است. یک نظریه معتبر وقتی جامع است که اطلاعات متنوع و گسترده ای را در بر گیرد. در بررسی جامعیت یک نظریه در پی این هستیم که ببینیم تا چه اندازه نظریه با رویدادهای مورد نظر با دقت و روشنی برخورد کرده است. به بیان دیگر، نه تنها از یک نظریه انتظار می رود که پدیده های متفاوتی را بررسی کند، بلکه در این بررسی باید دقیق باشد. مفاهیم محدوده مطالعاتی و وضوح در برگیرنده معیار جامعیت است. مفهوم محدوده مطالعاتی به محدوده پدیده هایی که نظریه بررسی می کند، مربوط است. مفهوم وضوح به کاربرد پدیده هایی برمی گردد که یک نظریه بررسی می کند و شاید بتوان آن را محدوده تمرکز نظریه نامید.

علاوه بر جامعیت، نظریه باید موجز و ساده باشد. هر نظریه باید بتواند پدیده های گوناگونی را به شکلی مختصر و مفید و همراه با همسانی درونی تبیین کند. سرانجام، یک نظریه، درست یا نادرست نیست، بلکه مفید یا غیرمفید است، یک نظریه معتبر، پژوهش پذیر است، یعنی به فرضیه های جدیدی می انجامد که بعدا می تواند به تایید تجربی برسد. این همان چیزی است که هال و لیندزی آن را انتقال تجربی می خوانند؛ انتقال تجربی به این معنی است که مفاهیم یک نظریه، روشن و صریح اند و موجب گسترش دانش می شوند؛ این نظریه ها باید قدرت پیشبینی داشته باشند.

منابع :

  • روش تحقیق در روان شناسی و علوم تربیتی – علی دلاور.
  • روش های تحقیق در علوم رفتاری – زهره سرمد، عباس بازرگان.
۴.۳ ۴ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

1 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پویا
۱۴۰۰/۱۰/۲۸ ۱۱:۳۱

عالی بود برای اولین بار یک جمع‌بندی عالی از تعریف نظریه دیدم.