دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

طرحواره درمانی ۲

نظریه یانگ، مبنایی برای شکل گیری طرحواره درمانی شد که امروزه یکی از درمان‌های رایج برای اختلالات شخصیت و افسردگی مقاوم به درمان است.

طرحواره درمانی

استفاده از طرح واره یا schema به عنوان یک مفهوم اساسی برای اولین بار توسط یک روانشناس انگلیسی به نام فردریک بارتلت به عنوان بخشی از نظریه یادگیری خود استفاده شد. بارتلت آزمایشاتی را انجام داد که چگونگی تأثیر طرحواره ها را در حافظه افراد از رویدادها آزمایش کرد. او گفت که مردم مفاهیم را در ساختارهای ذهنی سازماندهی می کنند که او طرحواره یا اسکیما نامیده است.

طرح واره های ناسازگار اولیه :

شناخت درمانی کوتاه مدت به طور عمده بر سه سطح از پدیده های شناختی تمرکز دارد :

  • ۱) افکار خود آیند
  • ۲) تحریف های شناختی
  • ۳) مفروضه های زیر بنایی

تأکید ما بر عمیق ترین سطح شناخت یعنی طرح واره های ناسازگار اولیه است. طرح واره های ناسازگار اولیه یعنی موضوعات ثابت ودرازمدت که در دوران کودکی به وجود می آیند، به زندگی بزرگسالی راه می یابند، وتا حد زیادی ناکارآمدند.این طرح واره ها الگویی برای پردازش تجارب بعدی محسوب میشوند. ازلحاظ ساختاری، مفهوم طرح واره به مفهوم هسته ی سخت متافیزیکی که از سوی لاکاتوش ارائه شده است، شباهت دارد:

هسته ی سخت متافیزیکی یک ساختار نسبتا عمیق و حقیقی است و اساسا در خود آگاهی ضمنی شناسایی می شود. خودآگاهی ای که در جریان رشد به طور فزاینده ای بسط می یابد، و برای فرد نوعی دیدگاه کلی وضمنی درباره خودش ایجاد می کند.(لانگ شخصیت) طرحواره های ناسازگار اولیه، محتوی کلامی طرح واره را در برمی گیرند و بنابراین نسبت به تعاریف دیگر طرح واره که اساسا بر ساختار تأکید می کنند، در دسترس تر هستند. در دسترس بودن طرح واره های ناسازگار اولیه از لحاظ بالینی یک ویژگی مطلوب است، زیرا آنها درارزیابی درمانی کاملا آشکارمی شوند .

طرح واره های ناسازگار اولیه به عنوان ساختارهایی که در سطح آگاهی قرار دارند، کاملا با مفهوم باورهای هسته ای هماهنگ هستند . باورهای هسته ای به عنوان محتوای شناختی یا بازنمایی کلامی طرحواره ها تعریف شده اند. هم باورهای بنیادین وهم طرح واره ها به عنوان ساختارهای باوری بسیار پایه ای و بیش تعمیم یافته تعریف شده است. باورهای بینادین و طرح واره ها برانتخاب و تفسیر اطلاعات ورودی تأثیر می گذارند، سطوح قدرت و فعالیت مختلفی دارند و از عواطف وشناخت های خاصی برخوردارند.(ریزو و همکاران ، ۱۳۹۰). طرح واره های ناسازگار اولیه خصوصیات زیر را دارند:

  • ۱.الگوها و درون مایه های عمیق و فراگیری هستند.
  • ۲.از خاطرات، هیجان ها، شناختواره ها واحساسات بدنی تشکیل شده اند.
  • ۳.در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند.
  • ۴.در سیر زندگی تداوم دارند.
  • ۵.درباره ی خود و رابطه با دیگران هستند.
  • ۶.به شدت ناکارآمدند (یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹ ).
  • ۷.واقعیت های پذیرفته شده پیرامون خود یا محیط تجربه می شوند.
  • ۸.خودتخریب گر و در برابرتغییر مقاوم هستند.
  • ۹.بسیاری اوقات توسط برخی رویدادها از جمله فقدان یا از دست دادن شغل فعال می شوند.
  • ۱۰.در زمان فعال بودن با میزان چمشگیری از هیجان ها در هم آمخته هستند.
  • ۱۱.معمولا ناشی از سرشت کودک با تجربه های مختلف دوران رشد وی درپیوند با اعضا یا مراقبت کننده ها در خانواده هستند.
  • ۱۲.خود تداوم بخش اند و بنابراین در برابر تغییر مقاوم هستند.(صلواتی، ۱۳۸۹ )

طرح واره های ناسازگاراولیه برای بقا خودشان میجنگند و این امر نتیجه تمایل بشر به هماهنگی شناختی است اگر چه فرد می داند طرح واره منجر به ناراحتی وی می شود، ولی با طرح واره احساس راحتی میکند و همین احساس راحتی فرد را به این نتیجه میرساند که طرح واره اش درست است. افراد به سمت وقایعی کشیده میشوند که با طرح واره شان همخوانی دارد و به همین دلیل تغییر طرح واره ها سخت است. معمولا ماهیت ناکارآمد طرح واه ها وقتی ظاهر می شود که بیماران در روند زندگی روزمره خود و در تعاملشان با دیگران به گونه ای عمل کنند که طرح واه های آنها تأیید شود، حتی اگر برداشت اولیه آنها درست نباشد.(یانگ و همکاران، ۱۳۸۹)

بک(۱۹۹۷) طرح واره های ناسازگار اولیه از جمله فقدان، شکست و مورد علاقه نبودن را معرفی کرد. این طرحواره ها در سال های اولیه زندگی به وجود می آیند و با مفهوم یکپارچگی زیستی، از جمله توانایی زنده ماندن، ترک شدن و هدایت کردن خطر به سمت، درارتباط هستند. بالبی(۱۹۸۰)معتقد است اختلال هایی که در مرحله اولیه زندگی روی میدهد بر پردازش اطلاعات در دوره های بعدی اثر میگذارد ودر نتیجه فرد را در مقابل تهدید به ترک شدن و تهدیدهای آسیب زننده به بقای زیستی فرد، آسیپ پذیر می سازد.(صلواتی، ۱۳۸۹)

پست های مرتبط

منشا طرح واره های ناسازگار اولیه:

پنج نیاز هیجانی بنیادین در انسان وجود دارد که باید برآورده شوند، و ناکامی در برآورده شدن این نیازها درفرد موجب شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه می شود. این نیازها عبارت است از:

  • ۱.دلبستگی های ایمن به دیگران(شامل امنیت، ثبات،پرورش و تربیت و پذیرش)
  • ۲.استقلال، کارآمدی و حس هویت
  • ۳.بیان آزادانه نیازها و هیجانهای پذیرفتنی
  • ۴.خودانگیختگی
  • ۵.محدودیت های واقع گرایانه و خود بازداری(خود- کنترلی)

در طرحواره درمانی هدف اساسی این است که به بیمار کمک کنیم تا روش های سازگارانه تری رابه منظور ارضای نیازهای هیجانی بینادین خود به کار بندد.(صلواتی، ۱۳۸۹)

تجارب اولیه زندگی:

ریشه تحولی طرح واره های ناسازگار اولیه در تجارب ناگوار دوران کودکی نهفته است. طرح واره هایی که زودتر به وجود می آیند و معمولا قوی ترین هستند، از خانواده های هسته ای نشأت می گیرند. چهار دسته از تجارب اولیه زندگی روند اکتساب طرح واره ها را تسریع می کنند. اولین دسته از تجارب اولیه زندگی، ناکامی ناگوار نیازها هستند. این حالت وقتی اتفاق می افتد که کودک تجارب خوشایندی را تجربه نکند. طرح واره هایی مانند محرومیت هیجانی یا رهاشدگی به دلیل نقص درمحیط اولیه به وجود می آیند. در محیط زندگی چنین کودکی، ثبات، درک شدن یا عشق وجود ندارد.

نوع دوم تجارب اولیه زندگی که طرح واره ها را به وجود می آورند، آسیب دیدن و قربانی شدن هستند. در چنین وضعیتی کودک آسیب می بیند یا قربانی می شود و طرح واره هایی مثل بی اعتمادی/بدرفتاری ، نقص/شرم یا آسیب پذیری نسبت به ضرر در ذهن او شکل می گیرد.

در نوع سوم تجارب، مشکل این است که کودک، زیادی چیزهای خوب را تجربه می کند. والدین جهت رفاه و آسایش کودک همه کار می کنند ، در حالی که تأمین رفاه و راحتی در حد متعادل برای رشد سالم کودک لازم است در اثر این گونه تجارب در ذهن کودکان طرح واره هایی نظیر وابستگی /بی کفایتی یا استحقاق /بزرگ منشی به وجود می آید. در این حالت والدین به ندرت با کودک جدی برخورد می کنند و کودک روی پرقو بزرگ می شود و لوس با میآید. در نتیجه نیازهای هیجانی کودک به خودگردانی یا محدودیت های واقع بینانه ارضاء نمی شوند. والدین ممکن است بیش از حد درگیر زندگی کودک بشوند یا ممکن است بدون هیچ گونه محدودیتی ، آزادی عمل زیادی به او بدهند.

نوع چهارم تجارب زندگی که باعث شکل گیری طرح واره ها می شود، درونی سازی انتخابی یا همانندسازی با افراد مهم زندگی است. کودک به طور انتخابی با افکار، احساسات، تجارب و رفتارهای والدین خود همانندسازی کرده و آنها را درونسازی می کند. برخی از این همانندسازیها و درون سازیها به طرح واره ها وبعضی نیز به سبک های مقابله ای یا ذهنیت تبدیل می شوند (یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹).

سرشت هیجانی:

هر کودکی سرشت هیجانی خاص خود را دارد و پدر یا مادر دیر یا زود متوجه این مسأله می شوند. پژوهش های بسیاری به منظور تأیید عوامل زیستی به عنوان زیربناهای شخصیت انسان انجام گرفته است. سرشت هیجانی کودک در تعامل با رویدادهای دردناک و ناخوشایندی که تجربه کرده است در پدیدآیی طرح واره ها تأثیر دارند. سرشتهای هیجانی گوناگون به گونه ای انتخابی، کودک را درمعرض شرایط مختلف زندگی قرار می دهند که این مسأله موجب شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه مختلف درهر فرد میشود. برخی از حیطه های سرشت هیجانی که نسبت به روان درمانی نسبتا مقاوم هستند عبارت است از:

غیرواکنشی/ بی ثبات، خوش بین/ منفی نگر، آرام/ مضطرب، حواس پرت/ وسواسی، پرخاشگر/ منفعل، خوشحال/ تندخو، اجتماعی/خجالتی(صلواتی، ۱۳۸۹)

حوزه های طرح واره وطرح واره های ناسازگار اولیه:

یانگ مبتنی بر نیاز هیجانی بنیادین هجده طرح واره ناسازگار اولیه را در قالب پنج حوزه اصلی طبقه بندی کرده است و آنها را به عنوان حوزه های طرح واره معرفی می کند این حیطه ها عبارت است از:

حیطه یک: جدایی و طرد

بیمارانی که در این حیطه قرار می گیرند قادر به برقراری دلبستگی های ارضا کننده و ایمن با دیگران نیستند. خانواده های این افراد که موجب شکل گیری این حیطه در کودکی فرد می شوند، معمولا ناپایدار، آزاردهنده، سرد، طرد کننده و منزوی از دنیای اطراف خود هستند. در این افراد نیازهای بنیادین امنیت، آرامش خاطر، پذیرش ، حمایت، ثبات، همدلی و راهنمایی برآورده نشده است.(صلواتی) بسیاری از آنها دوران کودکی تکان دهنده ای داشته اند و در بزرگسالی تمایل دارند به گونه ای نسنجیده و شتاب زده از یک رابطه خود آسیب رسان به رابطه ای دیگر پناه ببرند یا از برقراری روابط بین فردی نزدیک اجتناب کنند(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹).

طرح واره هایی که در این حوزه قرار می گیرند عبارتند از:

۱. ترک شدن- بی ثباتی

در این طرح واره فرد درک پایدار وغیر واقعی درباره ی حمایت شدن و ارتباط با دیگران دارد.بیماران دارای این نوع طرح واره بر این باورند که افراد مهم زندگی شان، ارتباط های خود با وی را ادامه نمیدهند و در نتیجه همواره انتظار ترک شدن را دارند. این بیماران معتقدند که افراد مهم زندگی شان قادر نخواهند بود به حمایت هیجانی و ارتباط قوی و مستمر با او ادامه دهند، چون او فردی بی ثبات و پیش بینی ناپذیر است و در نتیجه وی رابه خاطر فرد دیگری ترک خواهد کرد(صلواتی،۱۳۸۹).

۲. محرومیت هیجانی

این بیماران انتظار ندارند تمایل آنها برای برقراری رابطه هیجانی با دیگران به طور کافی ارضا شود.(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

سه شکل محرومیت هیجانی وجود دارد:

  • الف) محرومیت از مراقبت: فقدان توجه،عاطفه،گرمی یا محبت
  • ب) محرومیت از همدلی: فقدان درک خود- افشاگری، تبادل احساس ها،و فقدان شنونده ها
  • ج) محرومیت حمایت: فقدان هدایت و راهنمایی دیگران

۳. بی اعتمادی آزار دیدن

در این طرح واره فرد معتقد است که دیگران آزارنده، سوء استفاده کننده، صدمه رساننده، متقلب، دروغگو وبی صداقت هستند واگر فرصت یابند حتما وی را استثمار خواهند کرد.

۴. نقص داشتن شرم

افراد دارای این طرح واره معتقدند که حقیر، پست، بد وبی ارزش هستند ودیگران آنها را دوست ندارند.به همین دلیل آنها در درون خود احساس پرخاشگری، بی ارزشی و دل آزرده بودن را تجربه می کنند. این بیماران ممکن است نسبت به سرزنش ومقایسه شدن با اطرافیان به گونه اغراق آمیزی حساس باشند، از بودن با دیگران احساس ناامنی کنند، ودر عین حال در حضور آنان احساس شرم و خجالت دارند.

۵. انزوای اجتماعی بیگانگی

در این طرح واره فرد این تجربه ذهنی را دارد که به نوعی از دیگران متفاوت است، متعلق به گروه یا دسته ای نیست و با دیگران فرق دارد. حس از خودبیگانگی در این افراد دیده می شود.(صلواتی،۱۳۸۹ )

حیطه دو: خودگردانی و عملکرد مستقل:

خودگردانی واستقلال ، توانایی فاصله گرفتن ازخانواده و عملکرد مستقل متناسب با سن است. افراد دارای طرح واره های این حیطه ، در فاصله گرفتن از خانواده و نمادهای پدری یا مادری و عملکرد مستقل مشکل دارند. به عبارت دیگر درطول دوره کودکی اعضای خانواده این افراد درکارهای وی بسیار دخالت کرده اند و به گونه ای افراطی ، حمایت کننده بوده اند. در نتیجه این افراد هرگز نتوانسته اند هویتی مستقل را درخود شکل دهند.(صلواتی،۱۳۸۹) طرح واره های این حوزه در خانواده هایی به وجود می آید که اعتماد به نفس کودک را کاهش می دهند، گرفتارند، بیش از حد از کودک محافظت می کنند یا اینکه نتوانسته اند کودک را به انجام کارهای بیرون از خانواده تشویق کنند.(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹) طرح واره های این حیطه عبارنتد از:

۶. وابستگی بی کفایتی

افراد دارای این طرح واره در پذیرفتن مسئولیت های روزمره خود بدون کمک دیگران احساس ناتوانی می کنند. این طرح واره اغلب به شکل  احساس درماندگی یا منفعل بودن تظاهر می یابد.(صلواتی،۱۳۸۹) اعتقاد یه اینکه فرد نمی تواند مسئولیت های روزمره را مثل( مراقبت از دیگران، حل مشکلات روزانه، قضاوت خوب، از عهده تکالیف جدید برآمدن، و تصمیم گیری صحیح بدون کمک قابل ملاحظه دیگران در حد قابل قبولی انجام دهد. این حالت اغلب به صورت درماندگی ظاهرمیشود(یانگ و همکاران ،۱۳۸۹).

۷. آسیب پذیری در برابر صدمه یا بیماری

محتوای این طرحواره حاوی ترس اغراق آمیز و فاجعه انگارانه از هر نوع ضربه و ناتوانی در کنار آمدن با صدمه یا بیماری است (صلواتی) ترس افراطی از اینکه فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و اینکه فرد نمی تواند از آن جلوگیری کند که به سه بخش تقسیم میشود:

  • ۱. فاجعه انگاری طبی(حوادث پزشکی مانند حمله های قلبی و ابتلا به ایدز)
  • ۲.فاجعه انگاری هیجانی(وقایع هیجانی مانند دیوانه شدن)
  • ۳.فاجعه انگاری بیرونی(سوانح محیطی مانند گیرافتادن در آسانسور، قربانی جنایت شدن، سقوط هواپیما وزمین لرزه)(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

۸. به هم ریختگی- خود رشد نایافته

افراد دارای این طرحواره غالب به گونه ای افراط آمیز با اطرافیان خود درگیری هیجانی پیدا می کنند و با آنها بدون حفظ حریم خصوصی، ارتباط بسیار نزدیکی برقرار می کنند . این بیماران باور دارند که فردیت به هم ریخته و سازمان نایافته ای دارند و بدون حمایت مستمر دیگران قادر نخواهند بود عملکرد مناسبی داشته باشند و به زندگی خود ادامه دهند. همچنین احساس تمایل به درهم آمیزی مستمر با دیگران واحساس بی کفایتی در هویت فردی از دیگر مشکلاتی است که این افراد با آن مواجه هستند .در نتیجه احساس پوچی و بی هدفی دیرپایی دارند.(صلواتی) ارتباط عاطفی شدید ونزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی شان به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی طبیعی. غالبا اعتقاد بر این است که هیچ یک از این افراد گرفتار، بدون حمایت دیگری قادر به ادامه زندگی نبوده یا نمی توانند شاد باشند. فردی که چنین طرح واره ای دارد ممکن است احساس کند وجودش در دیگران اغام شده و هویت جداگانه ای ندارد. این طرح واره به صورت احساس پوچی ، سردرگمی ، جهت نداشتن و بی هدفی و یا در موارد شدید به صورت شک وتردید در در موجودیت و ساختار وجودی فرد بروز می کند.(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

۹. شکست

در این طرحواره فرد بر این باور است که به گونه ای غیرقابل اجتناب در زمینه های مختلف زندگی شکست خواهد خورد و نمیتواند به شیوه ای با کفایت، به سطح همتایان خود برسد.(صلواتی، ۱۳۸۹) باور به اینکه فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد و اینکه شکست برای اواجتناب ناپذیر است فرد در مقایسه با همسالانش در حوزه های پیشرفت( مثل تحصیل، شغل، ورزش و…) غالبا احساس  بی کفایتی می کند.اغلب شامل این باور است که شخص ، دیوانه، بی استعداد، نالایق و نادان است و نسبت به دیگران موفقیت کمتری دارد.(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

حیطه سه: مرزهای مختل

نقص در حد و مرزهای درونی، بی مسئولیتی در قبال دیگران و بی هدفی درازمدت از ویژگی های این حیطه است. این مشکل ها منجر به عدم رعایت حقوق دیگران و عدم همکاری با آنان، اقدام به رفتارهای مغایر با قانون و عدم برنامه ریزی شخصی واقع گرایانه می شود. خانواده های این افراد اغلب خانواده های بسیار دخالت کننده، سهل گیر و القاکننده حس برتری در کودک هستد. در برخی موارد کودک ممکن است به دلیل عدم رعایت قانون مورد تنبیه قرار نگیرد و راهنمایی و هدایت مناسب وکافی را دریافت نکند. طرح واره های این حیطه عبارت است از:

۱۰. استحقاق داشتن- بزرگ منشی

در این طرح واره فرد معتقد است که از دیگران بالاتر و ارجح تر است. و بنابراین سزاوار دریافت حق ویژه است. احترام به رعایت قانون و حقوق دیگران در این افراد مشاهده نیمشود. معمولا این بیماران هر کاری را در هر زمانی که دوست داشته باشند، بدون درنظرگرفتن واقعیت های موجود و ضررهای احتمالی به دیگران انجام می دهند و به منظور کسب قدرت یا کنترل، تأکید اغراق آمیزی بر برتری خود دارند. این افراد به منظور غلبه بر دیگران، تلاش بسیاری می کنند، نقطه نظرهای خود را به آنها تحمیل و رفتارهای دیگران را در جهتی که تمایل دارند هدایت می کنند، بدون آنکه هیچ گونه هم دلی با آنها داشته باشند.(صلواتی،۱۳۸۹) فردی که چنین طرح واره ای را دارد معتقد است که نسبت به دیگران یک سرو گردن بالاتر است حقوق ویژه ای برای خودش قائل است وتعهدی نسبت به رعایت اصول روابط متقابل که راهنمای تعاملات اجتماعی بهنجار هستند، ندارد. اغلب بر این نکته پافشاری می کند که دیگران باید هر آنچه را که او میخواهد برایش فراهم کنند بدون توجه به اینکه آیا درخواست او منطقی است ، چه چیزی از نظر دیگران معقول است ، یا اینکه چه هزینه ای برای دیگران دارد . چنین افرادی برای اینکه بتوانند کسب قدرت کنند یا دیگران را کنترل نمایند تمرکز افراطی بر برتری جویی (برای مثال موفق ترین، بااستعداد ترین و ثروتمند ترین شدن) دارند.(هدف اولیه کسب توجه یا پذیرش از سوی دیگران نیست) گاهی اوقات برای اینکه فرد بتواند تمایلات خود را ارضا کند ، بدون همدلی با دیگران و یا بدون توجه به نیازها و احساسات آنها به رقابت افراطی یا کنترل رفتارهای دیگران روی می آورد.(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

۱۱. خود انضباطی ناکافی

افراد دارای این طرح واره نمی توانند به گونه ای کارآمد و با کفایت خود را کنترل کنند. تحمل ناکامی در کسب هدف های فردی برای این افراد بسیار دشوار است و در صورت ناکامی به سبک بسیار افراطی هیجان های خود را بیان می کنند. و رفتارتکانشی از خود بروز میدهند(صلواتی،۱۳۸۹) در شکل های خفیف تر آن بیمار به شدت از ناراحتی اجتناب می کند . فردی که چنین طرح واره دارد درد را تحمل نمیکند از مسئولیت پذیری گریزان است به هر قیمتی که شده از تعارض جلوگیری می کند و زیاد به خودش سخت نمیگیرد.این عوامل باعث میشود از رضایت شخصی تعهد و انسجام شخصیتی چنین فردی

حیطه چهارم: هدایت شدن توسط دیگران

بیمارانی که در این حیطه قرار میگیرند تأکید زیادی بر ارضای نیازهای دیگران در مقایسه با نیازهای خودشان دارند و این کار را برای کسب تأیید ، حفظ ارتباط عاطفی و اجتناب از تنبیه انجام میدهند. خانواده این بیماران به گونه ای با آنها برخورد کرده اند که فرد به این باور رسیده است تحت شرایطی مورد پذیرش قرار خواهد گرفت. به عبارت دیگر محیط همراه با پذیرش بدون قید و شرط در خانواده هرگز برای این افراد وجود نداشته است. درچنین محیطی کودک آموخته است که به منظور کسب محبت ، توجه و تأیید دیگران باید بسیاری از نیازها و خواسته های خود را سرکوب کند. در چنین محیطی نیازها وخواسته های گروه به نیازها و خواسته های کودک ارجحیت دارد. (صلواتی،۱۳۸۹) طرح واره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که کودک را با قید و شرط پذیرفته اند : کودک به منظور دستیابی به توجه ، عشق وپذیرش دیگران باید جنبه های مهم شخصیت خود را نادیده بگیرد. در بسیاری از این خانواده ها نیازها وتمایلات هیجانی والدین و منزلت اجتماعی، در مقایسه با نیازها و احساسات کودک ارزش بیشتری دارند (یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹).

۱۲. اطاعت

 کار معمولاً برای اجتناب ازخشم، محرومیت، یا انتقام صورت میگیرد. دو نوع از مهمترین اطاعت ها عبارتند از:

  • الف) اطاعت از نیازها: واپس زنی تمایلات، تصمیمات و ترجیحات شخصی.
  • ب) اطاعت از هیجانها: واپس زنی هیجانات شخصی به ویژه خشم

معمولا این طور به نظر میرسد که تمایلات، عقاید و احساسات فرد، فاقد ارزش اند یا برای دیگران اهمیت ندارند. این طرح واره ، اغلب به شکل اطاعت افراطی همراه با حساسیت بیش ازحد نسبت به احساسات دیگران تجلی می یابد. این طرح واره به طور کلی منجر به خشمی میشود که در قالب یکسری نشانه های ناسازگارانه از جمله رفتارهای منفعل – پرخاشگرانه، طغیان های عاطفی کنترل نشده ، علائم روان تنی، کناره گیری ازعواطف، برون ریزی و سوء مصرف مواد آشکار میشود.(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

۱۳. قربانی کردن خویشتن

دراین طرح واره ، فرد داوطلبانه و خود- خواسته در پی ارضای نیازهای دیگران است، حتی اگر نیازهای خودش برآورده نشود. علتهای عمده ای که این افراد بیان می کنند، عبارتند از پیشگیری از ایجاد هرگونه ناراحتی و درد در دیگران ، اجتناب از احساس گناه ناشی از خودخواهی ، و تداوم ارتباط با دیگران. این افراد نسبت به بروز ناراحتی و درد در دیگران بسیار حساسی هستند (صلواتی، ۱۳۸۹) چنین طرح واره ای منجر به این احساس میشود که نیازهای فرد ایثارگر به قدرکافی ارضا نمیشوند و همچنین باعث رنجش افرادی میشود که او از آنها نگهداری می کند(با مفهوم وابستگی بیمارگونه همپوشی دارد) (یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹).

۱۴.تأییدجویی- پذیرش جویی

افراد داری این طرح واره تأکید افراطی بر کسب تأیید، به رسمیت شناخته شدن و مورد توجه قرار گرفتن از جانب دیگران دارند، تا به این وسیله بتوانند تجربه ذهنی امنی از خود به دست آورند تجربه ذهنی فرد از اعتماد به نفس خودش ، به گونه ای بنیادین به واکنش های دیگران بستگی دارد. گاهی اوقات این طرح واره در این موجب تأکید اغراق آمیز بر ظاهر ، توجه و احترام میشود( صلواتی ،۱۳۸۹) گاهی اوقات این طرح واره با تأکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی ، پول یا پیشرفت مشخص میشود و وسیله ای است برای دستیابی فرد به تأیید، تحسین و توجه دیگران( هدف اولیه از دستیابی به تأیید و تحسین و توجه دیگران کسب قدرت یا توانایی کنترل دیگران نیست) این طرح واره اغلب منجر به اتخاذ تصمیماتی غیرقابل اطمینان و ناخوشایند در مورد وقایع مهم زندگی میشود یا اینکه منجر به حساسیت بیش ازحد نسبت به طرد میگردد. (یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

حیطه پنجم: هوشیاری افراطی و بازداری

در این حیطه بر سرکوبی احساس های خودانگیخته، تکانه ها، اولویت ها و پیروی از قانون های انعطاف ناپذیر و تدوین شده تأکید افراطی میشود تا حدی که حتی ممکن است منجر به از دست دادن شادی ، لذت، خود- ابرازی، آرامش، رابطه های بین فردی نزدیک و سلامتی شود. خانواده ای که این افراد در آن پرورش یافته اند، معمولا تنبیه  در چنین افرادی تمایلی نهفته نسبت به بدبینی و نگرانی وجود دارد ، بدین صورت که اگر نتوانند در تمام اوقات گوش به زنگ باشند، همه چیز از هم می پاشد(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹).

۱۵. منفی گرایی- بدبینی

در این طرح واره تمرکز مستمر و نافذی بر جنبه های منفی زندگی از جمله مرگ، فقدان، گناه ، تعارض، خیانت و … وجود دارد و در عین حال جنبه های مثبت زندگی کوچک شمرده میشود یا نادیده گرفته میشود. این وضعیت معمولا شامل ترسی غیرعادی از خطا کردن است، که میتواند به مشکل هایی از جمله مشکل مالی، و فقدان منجر شود. چون این افراد پیامدهای منفی ناشی از رویدادهای مختلف را به گونه ای اغراق آمیز ادراک می کنند، به طورمستمر دچار نگرانی دیرپا، گوش به زنگ بودن (هشیاری دائمی) و بلاتصمیمی هستند.(صلواتی، ۱۳۸۹). این طرح واره شامل انتظارات افراطی در طیف وسیعی از موقعیت های کاری ، مالی و بین فردی است که خود این حالت منجر به اشتباهات شدیدی میشود به طوری که شخص در نهایت احساس می کند زندگی شخصی اش از هم پاشیده است.اغلب باعث ترس، ازاشتباه کردن میشود اشتباهی که ممکن است منجر به ورشکستگی مالی، فقدان، تحقیر و سرافکندگی یا گیرافتادن در یک موقعیت بد بشود(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

۱۶.بازداری هیجانی

افراد دارای این طرح واره  احساس ها، ارتباط ها و رفتارهای خودانگیخته خود را محدود می کنند ، تا بتوانند به این ترتیب از عدم تأیید دیگران، احساس شرم یا از دست دادن کنترل اجتناب ورزند. معمولی ترین حوزه هایی که بازداری در مورد آنها اعمال میشود عبارتند از:(صلواتی،۱۳۸۹)

  • الف) بازداری از بروز خشم و پرخاشگری
  • ب) بازداری از بیان تکانه های مثبت( از قبیل خوشحالی، محبت، برانگیختگی جنسی وبازی)
  • ج) تأکید افراطی بر عقلانیت  نادیده گرفتن هیجان ها(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

۱۷.معیارهای سرسختانه/ عیب جویی افراطی

باور اساسی مبنی بر اینکه فرد برای رسیدن به معیارهای بلند پروازانه درباره رفتار و عملکرد خود باید کوشش فراوانی به خرج دهد و این کار معمولا برای جلوگیری از انتقاد صورت میگیرد . این طرح واره به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آیدکه تحت فشارند، نسبت به خودشان ودیگران بیش از حد عیب جویی می کنند وتوقع دارند کارها با کیفیت عالی و در کوتاه ترین زمان انجام شود. این طرح واره اغلب منجر به نقص های جدی در احساس لذت، آرامش ، سلامتی، احساس ارزشمندی ، پیشرفت یا روابط رضایت مندانه میشود و معمولا به شکل های زیر بروز می کند:

  • الف) بی نقص گرایی: توجه غیر معمول به جزئیات یا ارزیابی کمتر از حد عملکرد خود در مقایسه با عملکرد دیگران
  • ب) قوانین غیر قابل انعطاف و بایدها: در بسیاری از حوزه های زندگی از جمله معیارهای بالا و غیرواقع بینانه اخلاقی، فرهنگی و مذهبی
  • ج) دغدغه زمان و کارآمدی به منظور انجام کار بیشتر(یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹)

۱۸. تنبیه

افراد دارای این طرح واره معتقدند در صورتی که خطایی مرتکب شوند باید به طور شدیدی تنبیه شوند. آنها در قبال افرادی که استانداردها را رعایت نمی کنند شدیداً پرخاشگر، بی تحمل، تنبیه گر و خشمگین هستند. معمولا این طرح به صورت دشواری در بخشیدن خود یا دیگران در صورت ارتکاب خطا ظاهر میشود.(صلواتی،۱۳۸۹)

عملکردهای طرح واره

دو عملکرد اصلی طرح واره عبارتند از: تداوم طرح واره و بهبود طرح واره

تداوم طرح واره:

تداوم طرح واره به هر چیزی اشاره دارد که بیمار انجام می دهد (درونی یا رفتاری) تا وضعیت فعلی طرح واره را حفظ کند. تداوم طرح واره تمام افکار، احساسها و رفتارهایی را در برمیگیرد که به  جای بهبود طرح واره در نهایت باعث تقویت آن میشود. به عبارتی تمام پیشگویی های خود- کامبخش فرد.طرح واره ها توسط سه سازوکار اولیه تداوم می یابند:تحریف های شناختی، الگوهای زندگی خود آسیب رسان و سبک های مقابله ای.(یانگ و همکاران ،‌۱۳۸۹)

تحریف های شناختی، و رفتارهای ناسازگار به گونه ای مستقیم موجب تداوم طرح واره می شوند. به عبارت دیگر به نظر می رسد که بیمار توسط طرح واره احاطه شده است. از طریق تحریف های شناختی ، فرد محرک های محیطی را به گونه ای سوء ادراک می کند که این موضوع طرح واره را تقویت می کند یعنی اطلاعاتی را از محیط می گیرد که طرح واره مورد نظر را تأیید می کنند و اطلاعات متضاد با طرح واره را انکار می نمایند یا آنها را ناچیز می شمارند. از نظر عاطفی، فرد ممکن است هیجان های مرتبط با یک طرح واره را بازداری کند. هنگامی که یک عاطفه بازداری شد طرح واره به سه سطح هشیاری (آگاهی ) نمی رسد بنابراین فرد نمی تواند به سمت تغییر یا ترمیم طرح واره گام بردارد. از نظر رفتاری فرد خود را در الگوهای رفتاری خود- آسیب رسان درگیر می سازد، موقعیت ها و رابطه هایی را برمی گزیند و حفظ می کند که تداوم طرح واره مورد نظر را در پی داشته باشد. در مقابل از رابطه هایی که به احتمال زیاد موجب ترمیم طرح واره وی می گردد، اجتناب می کند. از نظر رابطه های بین فردی، فرد به گونه ای با دیگران ارتباط برقرار میکند که آنها را به سمت پاسخ هایی سوق دهد که طرح واره مورد نظر را تقویت کند. (صلواتی،۱۳۸۹)

بهبود طرح واره

هدف نهایی طرح واره درمانی بهبود طرح واره است. از آنجایی که طرح واره مجموعه ای از خاطرات، هیجان ها، احساس های بدنی و شناختواره هاست. بهبود طرح واره به کاهش تمام این موارد مربوط می شود. شدت خاطرات مرتبط با طرح واره ، فعال شدن هیجانی طرح واره، نیرومندی احساس های بدنی و ناسازگاری شناختواره. بهبود طرح واره همچنین یکسری تغییرات رفتاری به دنبال خواهد داشت به طوری که بیماران یاد می گیرند سبک های مقابله سازگار را جانشین سبک های مقابله ناسازگار کنند. بنابراین فرایند درمان در برگیرنده مداخلات شناختی، عاطفی و رفتاری است. همان طور که طرح واره بهبود می یابد ، شدت و تعداد دفعات فعال شدن آن به طور قابل توجهی کاهش پیدا می کند. با این حال اگر طرح واره فعال شود، بیمار درماندگی کمتری تجربه می کند و خیلی سریع به حالت عادی باز می گردد.

اغلب روند بهبود طرح واره، دشوار و طولانی است. طرح واره ها به سختی تغییر می کنند، چون عمیقا با باورهای فرد راجع به خودش و محیط پیرامونش گره خورده اند. طرح واره ها اغلب تمام چیزهایی هستند که بیمار می داند و علی رغم آنکه ممکن است مخرب باشند، اما برای بیمار احساس ایمنی پیش بینی پذیری به ارمغان می آورند. بیماران در برابر از دست دادن طرح واه ها مقاومت می کنند، زیرا طرح واره ها هسته اصلی هویت آنها را تشکیل می دهند. بهبود طرح واره نیازمند داشتن اراده ای قوی برای جنگیدن با طرح واره است. مسلما این کار احتیاج به انضباط دقیق و تمرین فراوان دارد. (یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹) طرحواره ها هرگز همگی در یک زمان ترمیم نمی شوند. باید توجه داشت که طرح واه ها در صورت ترمیم به میزان کمتری فعال میشوند و هیجان های مرتبط با آنها کمتر رخ می دهند و در صورت بروز، سریع تر از گذشته فروکش می کنند. همچنین بیمار به طرح واه های خود به سبک سالم تری پاسخ میدهد ، ارتباطات بین فردی مناسبی برقرار می کند و به خودش به گونه مثبت تری نگاه می کند.(صلواتی ، ۱۳۸۹)

منابع:

  • طرحواره های شناختی و باور های بنیادین در مشکلات/ریزو، تویت استین و یانگ/ترجمه مولودی/  ارجمند :۱۳۹۰.
  • طرحواره درمانی/ مزگان صلواتی ، رخساره یکه یزدان دوست/نشر دانژه: ۱۳۸۹.
  • مبانی طرحواره درمانی/ یانگ، کلوسکو و ویشار/ ترجمه حمید پور/ ارجمند: ۱۳۸۹.

تهییه و تنظیم: نسیم فرح زادیان

۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها