دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

تکنیک های معنا درمانی

لوگوتراپی بر بعد سوم انسان یعنی جنبه معنوی تاکید می کند.

معنا درمانی نه آموزش ‏است نه نصحیت کردن. معنا درمانی استدلال منطقی نیست و از توصیه ‏اخلاقی فاصله زیاد دارد.

فرانکل

معنا درمانی می کوشد تا به مراجع ‏کمک شود که در زندگی خود هدف و منظوری را جستجو کند؛ هدف ‏و منظوری که متناسب وجود و هستی وی بوده و برای او معنا داشته ‏باشد. اساس دیدگاه فرانکل این است که انسان موجودی است آگاه، ‏موجودی است مسئول. مسئولیت به آگاهی مربوط است ‏و آگاهی از وجدان سرچشمه می گیرد.

خلاء وجودی، پدیده گسترش یافته قرن بیستم است. آنچه که انسان معاصر را تهدید می کند، بی معنایی آشکار زندگی اش است و یا بر اساس آنچه که من نامگذاری کرده ام، معنای وجودی است که در درون می باشد. (فرانکل، ۱۹۷۶)  

معنا از کارهای پر معنا سرچشمه می گیرد. در زندگی معنا، محصول تعهد و درگیر شدن است. همچنین یکی از تلاشهای معمول بسیار جدی برای حل مسأله تنهایی وجودی، یکی شدن و تعهد به دیگری است یعنی فرد خود را در دیگری مستحیل می کند. (یالوم، ۱۹۹۴) 

ویکتور فرانکلما موجوداتی هستیم در جستجوی معنا و راههای زیادی برای یافتن معنا وجود دارد: از طریق کار، از طریق عشق، از طریق رنج کشیدن(تحمل درد ور. همانطور که اشاره شد به گفته ی فرانکل یکی از راههایی که به زندگی انسان معنا می بخشد، عشق است. همچنین تحقیقات نشان می دهد که یکی از دلایل بنیادی افراد برای ازدواج در جوامع امروزی، ازدواج از روی عشق است. 

معنا درمانی چند تکنیک خاص دارد که روی آنها تأکید می شود:

  • ۱- تغییر نگرش
  • ۲- قصد متناقضی
  • ۳-  اندیشه زدایی
  • ۴-  لوگو دراما
  • ۵-  استفاده از معانی ماوراء الطبیعه
  • ۶- گفتگوی ‏سقراطی

تغییر نگرش ها: تا حدی شبیه روش شناختی است که طرز تفکر مراجع به چالش کشیده می شود. این فن بر تغییر مجدد چارچوب نگرش ها از ‏منفی به مثبت تأکید می کند.

قصد متناقض: در این تکنیک به مراجع پیشنهاد می شود سعی کند از همان کاری که می ترسد، همان را انجام دهد؛ یعنی فراخوانی عمدی عامل مزاحم. در این فن سعی می شود تا درمانجو از علامت فاصله ‏گرفته و خود را از شر روان آزردگی رها کند، بنابراین اگر بیمار از ‏علائم فرار نکند و به استقبال آنها برود شاهد از بین رفتن علائم ‏خواهیم بود. در این شیوه مراجع عمدا رفتاری را انجام می‌دهد یا پاسخی را می‌دهد که اضطراب­‌آور و نگران کننده است.

هرقدر فرد سعی کند ترسش را نشان ندهد، بیشتر می ترسد و کمتر موفق می شود. انجام هر کاری که با قصد و توجه مفرط پیگیری شود، ناممکن است (مثل بی خوابی، هرچه بیشتر سعی کنیم با بی خوابی مبارزه نماییم کمتر موفق خواهیم بود). در این تکنیک از بیمار خواسته می شود حتی برای یک لحظه نیز که شده وقوع آنچه را بشدت از آن می ترسد، با قصد مفرط طلب کند.

اندیشه زدایی(بازتاب زدایی): وظیفه مشاور تشویق مراجع به تفکر در مورد چیز دیگر غیر از مشکل اوست. در این فن از درمانجو خواسته می شود تا به مسائل ‏خود دوباره توجه کند و جنبه های هر چه مثبت تر زندگی خود را در ‏نظر بگیرد. به طور کلی گام نخست برای کمک به درمانجو این است که بین خودش ‏و علائم فاصله ایجاد کند، سپس توان مبارزه جویی انسان برای ‏متعالی کردن شرایط فعلی فرا خوانده می شود و درمانجو به سوی ‏فعالیت های مثبت انگیخته می شود، این کار باعث کاهش علائم می ‏گردد. 

لوگودراما: در این تکنیک یک جلسه گروه درمانی تشکیل می شود و از افراد خواسته می شود خود را در موقعیتی خاص تجسم کنند و احساس خود را بیان نمایند، سپس هدایت می شوند که در این موقعیت راه حلی برای مشکل خود بیابند و دیگران هم کمک می کنند ویا نظاره گر هستند.

معانی ماوراء الطبیعه: با توجه به دیدگاه و زمینه اعتقادی سعی می شود به فرد کمک گردد برای رنج و ناراحتی خود معنایی بیابد. معنا درمانگر علاقه مند است بداند مراجع چگونه نگرشش را به دنیا می سازد. اما در ابتدا با استفاده از فن گوش کردن، به هم فهمی مراجع می پردازد. بعد مهم دیگر این است که از مراجع پرسیده شود این موضوع برای شما چه مفهومی دارد و چرا مهم است.(براد فورد، ۱۹۸۷)

گفتگوی ‏سقراطی: شولای(۲۰۰۲)، گفتگوی ‏سقراطی را وسیله اصلی معنا درمانی می داند. ‏پرسش های ‏سقراطی نیاز به بکارگیری تفکر درمانجو دارد. این کار مستلزم این ‏است که به دقت سخنان درمانجو را گوش دهیم تا حدود تفکر او را ‏مشخص نماییم. ‏گفتگوی سقراطی زمانی استفاده می شود که درمانگر و درمانجو با ‏هم تلاش می کنند که معنایی را در زندگی درمانجو کشف نمایند. ‏نکته مهم این است که این معنا تعیین شده نیست بلکه باید از زندگی ‏فرد استخراج شود. برای همین درمانگر، تفکر درمانجو را به مبارزه می ‏طلبد. نکته مهم اینجاست که نبایستی پرسشگری به رابطه درمانی ‏لطمه بزند.

معنا یا هدف در زندگی ارتباط مثبتی با عوامل روانشناختی شامل رضایت از زندگی، احساس خوب روانشناختی، حمایت اجتماعی و دلایل زندگی کردن دارد. 

فرا طبیعت باوری و طبیعت گرایی : 

نظریه های جدیدی که به معنای زندگی می پردازد تحت دو عنوان طبیعت گرایانه و فرا طبیعت باورانه از معنای زندگی است. فرا طبیعت باوری، نظریه است که می گوید زندگی یک فرد تنها در صورتی معنادار است که او ربط و و نسبت خاصی با  قلمروی صرفا روحانی داشته باشد و اگر خدا و روحی وجود نداشته باشد یا بر فرض وجود، شخص قادر به ارتباط درست با آنها نباشد در آن صورت زندگی فرد فاقد معناست.

نظریه طبیعت گرایی این را که معنای زندگی در صورت وجود یک نظام روحانی ممکن است را نفی می کنند. طبیعت گرایان ممکن است بپذیرند که خدا یا روح می تواند به زندگی معنا دهد. آنها فقط ضروری بودن چنین شرایطی را برای معناداری زندگی انکار می کنند. برای یک طبیعت گرا، زندگی با معنا می تواند از شیوه های بودن و عمل کردن در این جهان مطابق با آنچه علم می گوید، حاصل آید.

معنای زندگی از دیدگاه طبیعت گرایان

الف) شخصی گرایی

نظریه شخصی گرایی می گوید آنچه به زندگی انسان معنا می بخشد وابسته به شخص است (که لزومی ندارد جوهری روحانی باشد). بطور دقیق تر، این نظریه این مسئله را که آیا زندگی معنادار است را تابع این مسأله می داند که آیا زندگی و اجزای آن متعلق به این یا آن میل هستند. شخصی گرایان در وهله اول درباره اینکه کدام توانایی های ذهنی، زندگی را معنادار می کند، اختلاف دارند.

برخی معتقدند که احساسات اساسی اند، بطوری که معنای زندگی عبارتست از رضایت داشتن از گزینش ها یا مجذوب کارهای خود شدن. برخی اعتقاد دارند معنای زندگی تابع تمایلات است، مثلا تمایل به چیزی و بدست آوردن آن یا به دست آوردن چیزی که شخص آنرا ترجیح می دهد(تدیوس،۱۳۸۵). برخی دیگر هم معتقدند قبول غایات و تلاش برای تحقق آنها برای معنا داری زندگی اساسی است. کسانی هم می گویند جنبه های معنادار زندگی مربوط به باورهاست، مثلا بدست آوردن چیزی که شخصی آن را مهم می شمارند.

هری فرانکفورت(۱۹۸۲) می گوید: “زندگی آدمی در صورتی از معنا بهره مند است که او چیزی را دوست داشته باشد

ب) عین گرایی

نظریه عین گرایی، امکان این را که یک موقعیت رنج زا می تواند از نظر ذهنی، لذت بخش باشد یا اینکه انتخاب گری انسان بتواند به زندگی معنا دهد را رد می کند. نظریه پردازان عین گرا معتقدند که برخی از جنبه های زندگی طبیعی ما می تواند آنرا معنا داد سازد اما نه فقط برای داشتن هر گونه رویکرد ایجابی ذهنی.

منابع : 

  1. تدیوس، فنر (۱۳۸۵). آثار جدید درباره معنای زندگی. ترجمه جوادی ، محسن. فصلنامه نقد و نظر. شماره ی ۲۹  
  2. یالوم، اروین (۱۹۹۴). ترجمه یاسایی، مهشید (۱۳۸۸). دژخیم عشق. انتشارات نشر آزمون.
  3. Brad ford,M.(1987).counseling and psychotherapy.
۴ ۹ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

1 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آنا
۱۳۹۹/۱۲/۱۹ ۱۴:۱۱

مختصر و مفید
خیلی ممنون