دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

تله زندگی اطاعت

تله زندگی اطاعت

بخش اعظمی از تجربه ی شما در دنیا پیرامون مساله کنترل می چرخد. دیگران شما را کنترل می کنند و شما هم متقابلا آنها را کنترل می کنید. شما اعتقاد راسخ و تزلزل ناپذیر دارید که باید همه از شما راضی باشند. شما باید رضایت والدین، برادرها و خواهرها، فرزندان، همسر، رئیس، همکاران و حتی غریبه ها را به دست بیاورید. به احتمال قریب به یقین، تنها کسی که شما اصلا به فکر رضایت او نیستید، خودتان هستید. خواسته های خودتان را نادیده می گیرید تا تن به خواسته های دیگران بدهید.

تله زندگی اطاعت

برآورده سازی مداوم نیازهای دیگران کاری پر مسئولیت و طاقت سوز است. به بهای این مسئولیت پذیری بیمارگونه، زندگی راحت و ارامش بخش را از دست خواهید داد. اطاعت باعث می شود آزادی شما محدود شود، زیرا تمام اختیارات خود را تحت تاثیر رضایت دیگران قرار می دهید. اصلا به خودتان توجه ندارید. اصلا به دنبال خواسته ها و احساس های خود نیستید. بلکه بیشتر به دنبال این هستید که چکار بکنید تا دیگران از شما راضی باشند.

طرح واره اطاعت (Subjugation) به تدریج حس هویت (نیازها، خواسته ها و تمایلات) را از شما دریغ می کند.

احتمالا فکر می کنید از آن دسته افراد خوش برخورد و خوش مشرب هستید، اما ممکن است اینگونه نباشد. از آنجایی که سخت طالب نظر مثبت دیگران هستید و به هرقیمتی که شده از مشاجره طفره می روید(تعارض گریز). پس طبیعتا زود با دیگران به تفاهم می رسید و رابطه برقرار می کنید. خودتان را بیشتر فردی کم تعارض می شناسید و توانایی سازگاری تان بالاست. این را نقطه قوتی به شمار می آورید. اما اکثر این مزیت ها در رابطه با اطرافیان، پیامدهای ناخوشایندی به دنبال دارند. نمی توانید در مقابل افراد پر توقع و خودخواه بایستید، بار مسئولیت ها در محیط کار بر روی دوش شما می افتد و نمی توانید از دیگران تقاضای کمک کنید.

طرحواره

همچنین از اینکه می توانید به دیگران کمک و نیازهایشان را ارضا کنید، به خودتان می بالید. تا اندازه ای حق با شماست. داشتن چنین ویژگی ها و مهارت هایی، سخت است و احتمالا همین ویژگی ها و مهارت ها شما را به سمت شغل هایی سوق داده اند که بیش از پیش نیازها و خواسته هایتان را باید نادیده بگیرید. در برابر زور و اجحافی که در حق شما می شود، لام تا کام حرف نمی زنید و جسارت برخورد با این مشکلات را ندارید.

اطاعت باعث کاهش عزت نفس شما می شود. احساس می کنید حق شما پایمال می شود و دیگران به شما اجحاف می کنند.

افراد آسان گیر در برخی از حوزه ها اعتماد به نفس خوبی دارند و عقاید خودشان را محترمانه به دیگران بازگو می کنند. اگرچه این افراد در مسائل پیش پا افتاده از سر خیر بیان عقاید خود می گذرند. اما در مسایل مهم معمولا عقاید خودشان را ابراز می کنند. افراد آسان گیر علیرغم اینکه به راحتی از برخی از مسائل می گذرند، اما خط قرمزهایی نیز دارند. افرادی که در ذهنشان تله ی زندگی اطاعت نقش بسته است تقریبا در هیچ حوزه ای از زندگی، عقاید چندان مستحکم و مستدلی ندارند. این گونه افراد مسائل کوچک و بزرگ زندگی برایشان تفاوتی ندارد. در هر حال مطیع خواسته های دیگران و شرایط زندگی هستند. اینکه خشم خودتان را در قبال ناکامی ها بیان نمی کنید بیشتر حاکی از اطاعت شماست، نه آسان گیری.

به دلیل اینکه حس خوبی درباره ی خودتان ندارید این خطر وجود دارد که احتمالا خودتان را کاملا تابع دیگران سازید و مدام تلاش کنید نیازهای آنها را در اولویت قرار دهید. نمی توانید مرز مشخصی بین خواسته های خود و دیگران قائل شوید و به همین دلیل برای فرار از این سردرگمی، خودتان را تابع نظرات و خواسته های دیگران می کنید. البته این شانس هم وجود دارد که خودتان را تابع گروه کنید.

ریشه های تحولی تله زندگی اطاعت:

۱- والدین تان سعی کرده اند تمام جنبه های زندگی شما را تحت کنترل بگیرند. چنان بر زندگی شما چنبره انداخته اند که اجازه نفس کشیدن نداشته اید.

۲- اگر از خواسته ها و اوامر والدین اطاعت نمی کرده اید، گوشمالی سختی می خورده اید.

۳- اگر گاهی اوقات در برابر اوامر و خواسته های والدین مخالفت می کردید، به شما بی اعتنایی می کردند یا رابطه شان را با شما قطع می کردند.

۴- والدین تان در دوران کودکی به شما هیچ گونه حق انتخابی نداده اند.

۵- از آنچا که پدر و مادرتان حضور فیزیکی نداشتند یا افراد بی قابلیتی بودند، بنابراین نگهداری و مراقبت از اعضای خانواده روی دوش شما افتاده بود.

۶- همیشه سنگ صبور مشکلات والدین بوده اید.

۷- اگر در برابر اوامر و درخواست های والدین می ایستادید، در شما احساس گناه ایجاد می کردند و شما را خودخواه و بی فکر می دانستند.

۸- والدین شما حلال مشکلات همه بودند. آنها تمام فکر و ذکرشان رفع نیازهای دیگران بود و به نیازهای خودشان توجه نمی کردند.

۹- در سن کودکی هیچ گاه احساس نکردید نیازها و حق و حقوقی دارید.

۱۰- به دلیل افسردگی یا نگرانی پدر یا مادرتان، شما در سن کودکی مدام مراقب گفتار و رفتار خودتان بودید که مبادا آنها را برنجانید.

۱۱- اغلب از دست والدین خود عصبانی بودید، زیرا مثل سایر والدین به شما آزادی نمی دادند.

منبع:  زندگی خود را دوباره بیافرینید، جفری یانگ، ترجمه حسن حمیدپور، نشر ارجمند

۲.۷ ۳ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

4 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
اردوان
۱۳۹۸/۱۲/۲۲ ۲۳:۵۵

سلام
من الان عصبی ناراحت وپر از غصه ام با خوندن این مطلب یکی از اصلی ترین تله هامو شناختم دلم برا خودم سوخت لعنت بر باعث وبانی این وضع
من در خونواده ای بزرگ شدم که به لطف پدر گرفتارو سرد و بی مهر وپر توقع وسرزنشگر وبرادر بزرگتر که از او بدتر بود تقریبا هر ۱۸ تله در من شکل گرفته که بیشتر اونها در من بالا هستن ظلم بزرگی به من شده اخه یه بچه چه بدی میتونست بکنه که اینقدر ازار دیده اخه پدر اینقدر بد وبی مسولیت و مریض اخه برادر این همه سنگدل وبیمار نفرین ولعنت بهشون ۳۴ از زندگیم در زندان گذشته مدام ترس واضطراب مدام احساس حقارت مدام احساس کنترل شدن جسمم بیمار شده اخه این چه دنیاییه میگن بهشت وجهنم میگن جبر واختیار میگنازادی ومسئولیت شما بگو بچه ای که در کودکی وقبل از زبان باز کردن گرفتار شده وافتاده تو تله وذهنش مدام بازیش میده ومحافظ بی تفاوت وهزار کوفت وزهر مار داره چه مسئولیتی در قبال رفتارش داره وچطور میشه مجازاتش کرد این عدالته نه نیست قوانین دنیا باید بر اساس علم روانشناسی باشه این همه ادم دارن مجازات میشن تو دنیا اشتباهی دارن مجازات میشن اخه اونها مجازات شدن از طرف نزدیکانشون مجازات حبس ابد دارن مجازات تله های ابدی باید پدر ومادری که به اینا اسیب زدن مجازات بشن تا اینقدر بچه اوردن وبی تفاوت بزرگ کردن راحت ترین کار دنیا نباشه من فکر میکنم دنیا عجیب جای ناعادلانه ایه جرم پدر ومادرها یه جرم مستمره که هر لحظه ادامه داره مثل جرم نگهداری مواد مخدر که تا زمانی که مواد دراختیار طرفه مجرمه من از پدر وبرادر ومادر بزرگ و دختر عموها شاکی هستم به من خیلی اسیب زدن اونها ادمای بدی بودن وهستن یادم میمونه با من چه کارهایی کردن اونها هویت منو گرفتن اونها منو ترسوندن منو تو فشار گذاشتن فشاری که هیچوقت برداشته نشد تا الان که فهمیدم چی شده
میدونین من تا الان به دنبال جلب رضایت همه بودم به هر قیمتی تو سری خوردم سکوت کردم فحش خوردم تحقیر شدم مالمو دادم وقتمو دادم عمرمو دادم سلامتیمو دادم که همه راضی باشم من تا حالا بیش از ۱۵۰میلیون پول مفت به این واون دادم وبیش از یه میلیلرد منفعت مفت به این واون رسوندم از ادم ها فرار کردم بر نگشتم بزنم تو دهنشون چشم تو چشم با کسی نشدم بگم با من اینجوری صحبت نکن من کم ادمی نیستم دادنزدم فلانی من محترمم نگفتم ای ادما پس حق من چی شد نگفتم منم ادمم منم دوست داشته باشین نگفتم من احساس بی هویتی میکنم هویت من کجاست کی هویت منو قایم کردن کی جای منو تو دنیا گرفته من شاکیم ادما یه ادم منصف پیدا بشه به من بگه تو هویت داری ایناهاش بهم یه دجایی رو نشون بده برم دیگه چشم به این ادما نیفته میخوام به خودم احترام بزارم

مریم.س
۱۳۹۹/۰۳/۱۲ ۰۲:۰۶

تمامی مطالب طرحوارها رو خوندم و ۳ طرحوا ه رو شناسایی کردم. و درصد درمان هستم از مدتها پیش. از اطلاعات سایت شما ام ممنون. پربار ومفید بوده.انسان تمامی عمر درگیر این طرحواره است به خاطر والدین جامعه سیستم آموزشی غلط . اینها وجود دارن . وخدا رو شکر این آگاهیها وجود داره به سمت رشد فردی و شناخت خود فرد. دنیای معنای شخصی باعث شده با عزم و اگاهانه به سوی رشد فردیت قدم بزاریم.

رعنا
۱۳۹۹/۰۳/۲۷ ۰۰:۱۶

سلام .. ممنون از مقالتون