دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

طرحواره درمانی ۱

تجربیات دوران کودکی و زندگی باعث شکل گیری طرح واره در ذهن افراد می شود یعنی همان قالب فکری ما و آنچه به وسیله ی آن دنیا را می بینیم

طرحواره درمانی

استفاده از طرحواره ها یا schema به عنوان یک مفهوم اساسی برای اولین بار توسط یک روانشناس انگلیسی به نام فردریک بارتلت به عنوان بخشی از نظریه یادگیری خود استفاده شد. بارتلت آزمایشاتی را انجام داد که چگونگی تأثیر طرحواره ها را در حافظه افراد از رویدادها آزمایش کرد. او گفت که مردم مفاهیم را در ساختارهای ذهنی سازماندهی می کنند که او طرحواره یا اسکیما نامیده است. او پیشنهاد کرد که طرحواره ها به مردم کمک می کنند تا اطلاعات را پردازش و به خاطر بسپارند. بنابراین هنگامی که فردی با اطلاعاتی مواجه می شود که با طرحواره موجود او مطابقت دارد، آن را بر اساس آن چارچوب شناختی تفسیر می کند. با این حال، اطلاعاتی که در یک طرحواره موجود نمی گنجد فراموش خواهند شد.

مقدمه:

ذهن انسان درست مثل یک بایگانی انبوه است که برای هر مفهوم یا شی پرونده ای جداگانه دارد. محتویات این پرونده ها به تدریج از تجربه ها و آموخته های فرد پر و طبقه بندی شده است. به چنین ساختارهای شکل یافته ای از مفاهیم و دانش ها طرح واره می گویند. ما برای بسیاری از چیزها در ذهن یک طرح واره داریم. مثلاً اگر بگویند مهمترین صفات یک معلم را شرح دهید شما در ذهن تان به تصویری از یک معلم مراجعه و صفات برجسته این تصویر را ذکر می کنید. این تصویر همان طرح واره شکل گرفته در ذهن برای شغل معلمی است. وجود طرح واره ها منجر به تفکر منظم و دسترسی آسان به اطلاعات مورد نیاز می شود. علاوه بر این ذهن برای مدیریت حجم انبوه اطلاعات و جزئیاتی که هر روز با آها روبه روست روش خاصی دارد.

هر گاه انسان با داده های جدیدی رو به رو شود، به آنهایی که سازگار با یک طرح واره پیشین است توجه می کند و از بقیه جزئیات چشم می پوشد به این ترتیب صرفاً اطلاعات همخوان با تصویر های ذهنی و پیش فرض ها در پرونده ی آن مفهوم یا خاطره بایگانی و ذخیره می شود. این روش همان پردازش طرح واره ای است. یعنی اگر به شما فیلمی نشان دهند که در آن یک معلم و یک نجار کارهای مشابه ای از قبیل: روزنامه خواندن، سیگار کشیدن، تماشای تلویزیون یا شطرنج بازی انجام دهند، شما کارهایی مثل روزنامه خواندن و کتاب خواندن را که جزئی از تصویر ذهنی تان از معلم است بهتر و ماندگارتر در ذهن به خاطر می سپارید(پیروان، ۱۳۹۲)

طرح واره (اسکیما) فراتر از یک باور است. سامانه شناختی همه ما دارای طرح واره هایی است که ما را برای مقوله بندی اطلاعات و پیش بینی رخدادها توانا می سازد به دیگر سخن طرح واره چونان یک سازه پردازشگر فراگیر در سامانه شناختی ما عمل می کند. ویژگی مقاوم بودن و سخت جانی طرح واره ها آنها را در صدر فهرست چالش های کسانی قرار می دهدکه در حرفه شان با تغییر سروکار دارند(صلواتی،۱۳۸۹)

طرحواره درمانی
طرحواره درمانی

مفاهیم طرح واره:

طرح واره (Schema) چیست؟

کلمه طرح واره در حوزه های پژوهشی به کار برده شده است. طرح واره به طور کلی به عنوان ساختار، قالب، چهارچوب تعریف می شود. طرح واره در نظام فلسفی کانت، درک و دریافت نقطه اشتراک تمام عناصر یک مجموعه تعریف می شود. این واژه در ریاضی مجموعه ها، هندسه جبری ، آموزش ، تحلیل ادبی و برنامه ریزی کامپیوتری نیز به کار برده میشود. این واژه در روان شناسی و به طور گسترده تر در حوزه شناخت تاریخچه ای غنی و برجسته دارد. در حوزه رشد شناختی طرح واره را به صورت قالبی در نظر میگیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می گیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند.

طرح واره بازنمایی انتزاعی خصوصیات متمایز کننده یک واقعه است. به عبارت دیگر طرحی کلی از عناصر برجسته یک واقعه را طرحواره می گویند. در حوزه شناختی طرحواره به عنوان نقشه انتزاعی شناختی در نظر گرفته می شود که راهنمای تفسیر اطلاعات و حل مسئله است (یانگ و همکاران ، ۱۳۸۹). اصطلاح طرح واره برای اولین بار توسط آدلر در سال ۱۹۲۹ به کار رفت او معتقد بود که آسیب شناسی روانی بازتاب طرحواره ناسالم و روان نژند است که خرده بنای سبک زندگی به کار می رود. انسان مدت زیادی است که مورد بررسی روان قرار گرفته است. آنها می گویند تجربیات دوران کودکی و زندگی باعث شکل گیری طرح واره در ذهن افراد می شود یعنی همان قالب فکری ما و آنچه به وسیله ی آن دنیا را می بینیم و مسائل را حلاجی می کنیم، رفتار دیگران را معنا می کنیم و به اتفاقاتی که پیرامون ما رخ می دهند با معنایی می دهیم. (پیروان،۱۳۹۲)

پست های مرتبط

طرح واره تعمیم یافته ترین سطح شناخت است که در مقابل تغییر مقاوم است و تأثیر عمیق و قدرتمندی بر شناختارها و هیجان های فرد دارد. افکار خودکار منفی و فرض های بنیادین بینابینی به گونه چشمگیری تحت تأثیر طرح واره ها قرار می گیرند. به ویژه این تأثیر زمانی قدرتمنداست که طرح واره ها فعال اند. فریمن و فاسکو (۲۰۰۴) بر این باورند که طرح واره ها یا قانون های زیربنایی هستند که افکار و رفتارهای فرد را تحت کنترل خود دارند و در طول زندگی فرد تحول و گسترش یافته اند. محتوای این طرحواره ها شامل کلیه جنبه های آگاهانه و ناآگاهانه زندگی شخص است هر فردی به طور منحصر به فرد و براساس ادراک و معنایی که به این اطلاعات می دهد آنها را دسته بندی ، مرتب، و سازمان بندی می کند. در عین حال پدیدآیی طرح واره ها تحت تأثیر فرهنگ، خانواده، مذهب و عوامل مربوط به جنسیت، سن یا شخصیت فرد قرار می گیرد.(صلواتی،۱۳۸۹)

طرح واره ها حالت ابعادی دارند بدین معنا که از نظر شدت و گستره فعالیت در ذهن با یکدیگر فرق دارند؛ هرچه طرح واره شدیدتر باشد، شمار بیشتری از موقعیت ها می توانند آن را فعال کنند (یانگ و همکاران، ۱۳۸۹). طرح واره ها یکسری جملات خبری غیر مشروط است که درباره ی زندگی ، محیط پیرامون و روابط با دیگران آنها را باور داریم و در همین قالب فکری می مانیم . طرح واره ها به خودی خود فعال نیست بلکه در موقعیت های مختلف ظاهر می شود. شرایط و روبه رو شدن با موقعیت دوری می کند و در حالت جبران سعی می کند به شیوه جبرانی طرح واره خود را نا کارآمد کند اما به دلیل عملکرد نادرست در بیشتر موارد موفق نمی شود نکته اینجاست که در بیشتر موارد فرد فرصت اصلاح رفتارها و باورهای ذهنی خود را پیدا نمی کند او نمیتواند دریابد که طرح واره ای که او را به فعالیت و تحرک واداشته، از اساس نادرست است وی به این ترتیب وارد چرخه باطلی میشود که خارج شدن ازآن جز با کمک مشاور امکان ندارد. طرح واره افراد به دلیل ادامه یافتن رفتار های نادرست تداوم می یابد. (پیروان،۱۳۹۲)

طرح واره درمانی

طرح واره درمانی یا درمان مبتنی بر طرح واره یک درمان ابتکاری و تلفیقی است که توسط یانگ و همکاران(۱۹۹۹و۱۹۹۰) مبتنی بر درمان ها و مفهوم های سنتی درمان شناخت – رفتاری پی ریزی شده است. این روش درمانی ، مولفه هایی از رویکردهای مختلف از جمله نظریه های شناختی – رفتاری، دلبستگی، رابطه های شی، سازنده گرایی و روان تحلیلی را در بر گرفته است. در واقع طرح واره درمانی این مولفه ها را در قالب یک مدل مفهومی و درمانی با یکدیگر یکپارچه ساخته است. از نظر یانگ که بحث تغییر و نافعال سازی طرح واره های ناسازگار اولیه را مطرح می کند، طرح واره های ناسازگار اولیه قدیمی ترین مولفه های شناختی محسوب می شوند و حتی گاهی اوقات قبل از آنکه کودک زبان را بیاموزد شکل میگیرد( طرح واره های بیش کلامی) و اغلب نفوذ خود را بر سیستم پردازش اطلاعات در خرده آستانه اعمال می کنند.

پردازش طرح واره به راحتی و بدون اینکه نیازمند توجه از سوی فرد باشد صورت میگیرد و حالتی خودآیند دارند. درمان طرح واره برای درمان اختلال شخصیت مرزی ، خود شیفته، اجتنابی، وابسته، وسواسی – اجباری ،منفعل – پرخاشگری ونمایشی به کارمی رود. این فنون برای جلوگیری از عود افسرگی اختلال اضطرابی، سوء مصرف مواد، درمان بدرفتاری شناختی و جسمی ، اختلال های تغذیه ودرد مزمن به کار گرفته می شود(پیروان، ۱۳۹۲).

ضرورت ایجاد طرح واره درمانی :

نگاهی به حوزه رفتاردرمانی شناختی به ما کمک می کند تا ضرورت ایجاد طرح واره درمانی را از نظر یانگ توضیح دهیم. بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت یا کسانی که مشکلات منش شناختی زیر بنایی دارند از درمان های شناختی – رفتاری کلاسیک نتیجه کامل نمیگیرند رفتار درمانی شناختی کلاسیک مفروضه هایی در خصوص بیماران دارد که این مفروضه ها درباره بیماران مبتلا به مشکلات منش شناختی صدق نمی کند این بیماران ویژگی های خاصی دارند که آنها را از بیماران مبتلا به اختلالات محور۱متمایز می کند و به همین دلیل برای درمان شناختی – رفتاری مناسب نیستند(یانگ ، ۱۳۹۱) .

شناخت درمانی کوتاه مدت هفت مفروضه در مورد بیماران دارد:

۱- بیماران با یک آموزش مختصر به احساسات خود دست می یابند: یعنی با مقداری آموزش نسبتاً کوتاه می توانیم به بیماران بیاموزیم هنگامی که احساساتی نظیر ناراحتی ، اضطراب ، خشم ودیگر احساسات را تجربه می کنند، آنها را گزارش کنند با این وجود در بسیاری از بیمارانی که مشکلات و اختلالات مزمنی دارند به نظر میرسد که این توانایی برای گزارش احساسات وجود نداشته باشد بسیاری از آنها چیزهایی را احساس می کنند که نمی توانند لمس کنند یا احساسات خود را مسدود می کنند

۲- بیمار با یک آموزش مختصر می تواند به افکار و تصویرهای ذهنی خود دسترسی یابد: بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت نمیتوانند افکار خودآیندشان را گزارش کنند یا اینکه می گویند اصلا تصویر ذهنی ندارند.

۳- در شناخت درمانی کوتاه مدت فرض بر آن است که بیمار مسائل قابل تشخیص دارد ومی توان آن مسائل ار مورد توجه قرار داد: برخی از بیماران دشوارمسائلی مبهم ونامشخص یا مسائلی دارند که تشخیص آنها دشوار است آنها ممکن است یک کسالت کلی داشته باشند و نتوانند محرک خاص مشکل را مورد شناسایی قرار دهند.

۴- در شناخت درمانی کوتاه مدت فرض بر آن است که بیمار برای انجام تکالیف خانگی و برای یادگیری راهبردهای خویشتن داری انگیزش کافی دارد: با این وجود در کار با بیمارانی که مشکلات دراز مدت دارند متوجه شدیم که آنها بی اراده اند یا اینکه قادر نیستد تکالیف خانگی را انجام دهند و مقاومت های زیادی در مقابل یادگیری راهبردهای خویشتن داری نشان می دهند به نظر میرسد این بیماران بیشتر تمایل دارند به درمانگر تکیه کنند و از حمایت او برخوردار شوند تا اینکه راهبردهایی را برای کمک به خودشان یاد بگیرند.

۵-در شناخت درمانی کوتاه مدت فرض بر آن است که بیمار میتواند همراه با درمانگر در یکسری جلسات کوتاه مدت و در یک رابطه مشارکتی(همکاری دو جانبه ) شرکت کند: با این وجود برای بسیاری از بیماران تعهد به یک رابطه مشارکتی تقریباً غیر ممکن است رابطه بین بیمار و درمانگر به حدی مسأله دار است که برخی بیماران تلاش می کنند که درمانگر نیاز های آنها را رفع سازد یا به قدری ناسازگار و بی قید هستندکه نمی توانند مشارکت کنند.

۶-ششمین فرض این است که مشکلات موجود در رابطه درمانی مسأله مهمی نیست که بخواهیم بر آن متمرکز شویم: با این حال در مورد بسیاری ازبیمارانی که مبتلا به اختلال شخصیت هستند، اگر فرض ما این باشد که مشکلات موجود در رابطه درمانی صرفا موانعی هستند که هرگاه بخواهیم بر آنها فایق بیاییم می توانیم شناخت درمانی کوتاه مدت را ادامه دهیم ، متوجه هسته واقعی مسأله نمیشویم در بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ، هسته ی مشکل بین فردی است و یکی از بهترین حوزه ها برای مشاهده این گونه بیماران رابطه درمانی است برای درمان چنین بیمارانی خود رابطه درمانی به عنوان کانون اولیه درمان محسوب می شود متأسفانه درشناخت درمانی کوتاه مدت درباره چگونگی پرداختن به رابطه درمانی مطلب زیادی گفته نشده است.

۷- درشناخت درمانی کوتاه مدت فرض میشود که تمام شناخت واره ها و الگوهای رفتاری می توانند از طریق تحلیل های تجربه گفتمان منطقی ، آزمایش گری ، گام های تدریجی وتمرین تغییر کنند: در شناخت واره ها والگوهای رفتاری خودآسیب رسان بسیاری از بیمارانی که مشکلات مزمن دارند، در برابر تغییر و اصلاح و آن هم فقط از طریق فنون رفتاری- شناختی کوتاه مدت بی اندازه مقاوم هستند. چنین بیمارانی ممکن است مکررا گزارش کنند که از لحاظ عقلی می فهمند که درمانگر چه می گوید اما از لحاظ عاطفی ، احساسات ، رفتارها و باورها تغییری نمی کنند حتی ماه ها بعد از فاصله گرفتن از این باورها و الگوهای رفتاری هیچ گونه تغییر یا اصلاحی مشاهده نمی شود.(یانگ، ۱۳۹۱)

تهییه و تنظیم: نسیم فرح زادیان

۰ ۰ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

2 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Farzane Ranjbar
۱۳۹۵/۱۰/۰۴ ۱۳:۲۵

Excellent

حامد
۱۳۹۶/۰۹/۲۱ ۰۲:۱۲

ممنون از توضیحات شما