دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

تله ایثارگری

دلایل ایجاد و درمان تله ایثار

افراد ایثارگر در روابط اجتماعی‌شان دوستان زیادی دارند، هرچند نیازهای خودشان معمولا در این روابط ارضا نمی‌شود.

تله ایثار

چرا بعضی از ما نمی‌توانیم به دیگران نه بگوئیم؟ چرا دائما به‌ فکر خدمت و لطف کردن به دیگران هستیم؟ چرا همواره برای ما سخت است که دست خالی به خانه کسی برویم؟ چرا از کادو گرفتن از دیگران احساس خوبی نمی‌کنیم و بیشتر تمایل داریم به دیگران کادو بدهیم؟ چرا عاشق کسانی می‌شویم که دچار مشکل هستند؟ چرا وقتی به روابط خود نگاه می‌کنیم، اکثراً با افرادی در ارتباط بوده‌ایم که آنها را از خود پایین‌تر می‌دانیم؟

پاسخ همه این سوالات را می‌توان در سبک نگاه فرد به خود، دیگران و دنیا جستجو کرد. عینکی که در دوران کودکی بر چشم فرد گذاشته می‌شود، نوع نگاه او را به خود، دیگران و دنیا تعیین می‌کند. در دنیای روانشناسی به عینک‌هایی که فرد بر روی چشم می‌گذارد، طرحواره می‌گویند. طرحواره‌ها برای آن شکل می‌گیرند که فرد بتواند در محیطی قابل پیش‌بینی زندگی کند.

به‌طور مثال، کودکی را تصور کنید که در خانه مورد تنبیه و انتقاد دائمی بوده است. چنین فردی در بزرگسالی نیز همواره منتظر انتقاد و آسیب دیدن از سمت دیگران است. او در کودکی فرا می‌گیرد که چه رفتارهایی در مقابل تنبیه و انتقاد والدین نشان دهد. شاید سبک رفتاری او مبنی بر حمله بوده باشد، بنابراین در بزرگسالی هر زمان احساس کند دیگران قصد انتقاد از او را دارند، سریعا واکنش پرخاشگرانه نشان می‌دهد. شاید فردی کمالگرا شود، یعنی سعی می‌کند آنقدر در کارهایی که انجام می‌دهد وسواس به‌ خرج دهد تا مبادا کسی از او انتقاد کند.

طرحواره ایثار

تله ایثار چیست؟

به طور کلی ایثار به معنای از خود گذشتگی و فداکاری در جهت رفع نیاز یا خواسته دیگران است. بنابراین تله ایثار عبارت است از یک الگوی تکراری از ایثار و از خود گذشتگی افراطی برای رفع نیازهای دیگران. یا به عبارت دیگر ابتلا به از خود گذشتگی و فداکاری بیش از حد.

ویژگی های کلی این طرحواره :

  1. تمرکز افراطی به نیازهای دیگران و بی توجهی به نیازهای خود.
  2. احساس گناه ناشی از این که نمی توان برای دیگران کاری انجام داد.
  3. احساس خشم و ناراحتی به خاطر جبران نکردن لطف و کمک دیگران در حق خود.

سیمای بالینی طرحواره ایثار

این افراد مثل کسانی که طرحواره اطاعت دارند، به ارضاء نیازهای دیگران توجه دارند، به گونه ای که نیازهای خودشان را فدا می کنند. با این حال، برخلاف افرادی که طرحواره اطاعت دارند، آنها، با اراده خودشان تصمیم می گیرند چنین کاری انجام دهند. آنها به این دلیل چنین کاری را انجام می دهند که می خواهند از درد و رنج دیگران جلوگیری کنند، چون از طرفی معتقدند این کار درست است و از طرف دیگر نمی خواهند احساس گناه و خودخواهی کنند.

ایثار، اغلب در ارتباط با افراد مهم زندگی رخ می دهد و بیماران معتقدند اطرافیان آنها، انسانهایی نیازمندند. طرحواره ایثار اغلب پیامد چیزی است که ما به آن “خلق و خوی بی نهایت دلسوز و غم خوار” می گوییم، یعنی حساسیت زیاد به درد و رنج دیگران. برخی از این افراد، آن قدر نسبت به درد روانی دیگران حساسند که انگیزه زیادی برای تسکین یا جلوگیری از آن پیدا می کنند. آنها نمی خواهند کاری انجام دهند که باعث درد و رنج دیگران شود.

مؤلفه اصلی طرحواره ایثار، مسؤولیت پذیری افراطی نسبت به دیگران است. در نتیجه این طرحواره با مفهوم وابستگی بیمار گون همپوشی پیدا می کند. در روابط این افراد، تعادل وجود ندارد و بیشتر به دیگران، سرویس می دهند.

علائم روان تنی مثل سردرد، مشکلات معده ای – روده ای، درد مزمن یا خستگی در افرادی که این طرحواره را دارند، شایع است. علائم جسمی ممکن است بدون این که افراد بخواهند یا آگاه باشند، برای آنها جلب توجه دیگران را به ارمغان بیاورد. آنها احساس می کنند اجازه دارند دلسوز دیگران باشند. اگر خودشان مریض شوند به دیگران اجازه نمی دهند از ایشان مراقبت کنند. این علائم ممکن است نتیجه مستقیم استرسی باشد که آنها از روابطشان تجربه کرده اند.

افرادی که طرحواره ایثار دارند، تقریبا همیشه طرحواره محرومیت هیجانی را نیز دارند. آنها نیازهای دیگران را ارضاء می کنند، اما به نیازهای خودشان چندان توجهی ندارند. به ظاهر، طرحواره ایثار دارند، اما در اصل، احساس عمیق محرومیت هیجانی در طرحواره آنها ریشه دوانده است. گاهی اوقات نسبت به افرادی که به آنها خدمت می کنند، عصبانی می شوند. آنها معمولا آن قدر به دیگران خدمت می کنند که در پایان به ضرر خودشان تمام می شود.

ویژگی فردی که طرحواره ایثار دارد:

  • در قبال دیگران بیش از اندازه احساس مسئولیت می‌کند و به ‌دیگران سرویس زیادی می‌دهد.
  • در اوج کار و خستگی اگر شخصی تقاضایی از آنها بکند، نمی‌توانند نه بگویند.
  • نیازهای خودشان را فدا می‌کنند تا نیازهای دیگران را ارضا کنند. به‌همین دلیل اکثرا احساس می‌کنند دیگران از آنها سوءاستفاده می‌کنند، در حالیکه این خود آنها هستند که چنین موقعیت‌هایی را ایجاد می‌کنند.
  • آنها همیشه از رفتارهای غیرمنصفانه دیگران با خود، ناراضی و شاکی هستند.
  • این افراد در صورتی که به خواسته دیگران نه بگویند احساس گناه و خودخواه بودن می‌کنند.
  • نسبت به درد و رنج دیگران بسیار حساس هستند و انگیزه زیادی برای تسکین درد و رنج دیگران دارند (این طرحواره را می‌توان در تعداد زیادی از پرستاران و مشاوران پیدا کرد).
  • آنها سنگ ‌صبور اکثر افراد اطرافشان هستند و به درد و دل دیگران گوش می‌دهند و با آنها همدردی می‌کنند.
  • نمی‌توانند نیازها و خواسته‌های خود را به‌طور مستقیم به‌دیگران بگویند

تله ایثار در روابط عاطفی

این افراد اکثرا با کسانی ارتباط برقرار می‌کنند که مشکلی دارند. به‌طور مثال، آنها جذب افرادی می‌شوند که اعتیاد دارند، معلولیت جسمی دارند، از نظر مالی تامین نیستند، خانواده آنها را طرد کرده است، طلاق گرفته‌اند و یا شکست عاطفی خورده‌اند.

آنها به دو دلیل جذب چنین روابطی می‌شوند:

۱- اول آنکه آنها در این روابط نیز طرحواره ایثارگریشان را می‌توانند همچنان ادامه ‌دهند و تنها این نوع ارتباط را بلدند. در رابطه‌ای که بر اساس ایثارگری و خدمت نباشد، آنها سردرگم هستند و نمی‌توانند نقشی برای خود پیدا کنند. بنابراین آنها همواره به‌دنبال روابطی می‌روند که بتوانند نقش فرد ایثارگر را در آن ایفا کنند. زیرا تنها این نقش برای آنها آشنا می‌باشد. آنها در ناخودآگاه باور دارند با وجود مشکلات طرف مقابل، او را پذیرفته‌اند، پس طرف مقابل باید قدردان فداکاریشان باشد. ولی نکته مهم آن است که آنها هیچوقت پاسخ مورد نظر خود را از سمت مقابل دریافت نمی‌کنند و همواره پس از مدتی از طرف مقابل احساس آزردگی و خشم دارند.

۲- دلیل دیگر آن است که افرادی که تله ایثار دارند از درون احساس بی‌ارزشی می‌کنند و تنها در صورتی خود را لایق محبت و توجه دیگران می‌دانند که فداکاری و خدمتی برای دیگران بکنند. به‌ همین جهت آنها جذب رابطه با فردی مشکل‌دار می‌شوند تا با تلاش برای حل مشکل او، خود را لایق محبت او ببینند؛ زیرا بر اساس تجربیات کودکی خود باور دارند تنها در این صورت است که شاید لایق توجه و محبت دیگران بشوند.

تفاوت فداکاری و گذشت و تله ایثار

نمی‌توان هر کسی را که به دیگران خدمت می‌کند دچار طرحواره ایثار دانست. فردی که طرحواره ایثار دارد، در برابر واکنش‌های دیگران حساس است و از رفتارهای آنها می‌رنجد. او از قدر ناشناسی دیگران و عدم احترام و توجه دیگران به ‌خود از درون خشمگین است. چنین فردی اگرچه در ظاهر نشان می‌دهد توقعی از دیگران در برابر فداکاری‌هایش ندارد، اما در درون به‌شدت توقع پاسخ متقابل دارد.

در مقابل، فردی که طرحواره ایثار ندارد و به دیگران خدمت می‌کند، در صورت لزوم توان نه گفتن دارد و خود را مجبور به برآوردن خواسته‌های دیگران نمی‌بیند. او با انتخاب خود فداکاری می‌کند و تحت فشار روانی مجبور به پاسخ مثبت به نیازها و خواسته‌های دیگران نمی‌باشد. او با سنجش موقعیت، خواسته دیگران را برآورده یا رد می‌کند و از رد کردن خواسته دیگران احساس گناه نمی‌کند.

ویژگی‌های فرد مهرطلب با فردی که طرحواره ایثار دارد، بسیار همپوشانی دارند.

دلایل شکل‌گیری طرحواره ایثار

ریشه طرحواره ایثار در دوران کودکی است. دلایل چندی را می‌توان برای شکل‌گیری طرحواره ایثار ذکر کرد.

۱- کودک کسی را که با او همدل باشد، در کنار خود احساس نکرده است: کسی‌که به حرف‌های دل او گوش بدهد، از او حمایت کند و به کودک احساس مهم بودن و ارزش بدهد. در چنین شرایطی، کودک احساس می‌کند که نیازهای او مهم نمی‌باشد، بلکه این نیازهای دیگران است که مهم است. او در می‌یابد تنها در صورتی‌که به نیازهای دیگران توجه کند، احتمال دارد مورد توجه و محبت دیگران قرار گیرد.

۲- انتظار والدین از کودک بیش از اندازه بوده است: افرادی که در کودکی همیشه پدر و مادر از آنها انتظارات بسیاری داشته اند، مستعد ابتلا به تله ایثار هستند. انتظارت آنها می تواند چنین باشد:

  • همیشه دختر باید کارهای خانه را انجام دهد.
  • همیشه باید به دیگران کمک کنی.
  • چرا دیروز به فلانی کمک نکردی که تکالیفش را انجام دهد؟
  • چرا برای پدرت چای و میوه نبردی؟

۳- کودک فقط وقتی مورد توجه قرار می گیرد که نیاز دیگران را برطرف کرده باشد: کودکان ذاتا مهربان هستند و معمولاً هم نیازهای آنها توسط بزرگترها تأمین می شود. گاهی کودکان از روی محبت کارهایی برای دیگران انجام می دهند. بنابراین ممکن است هنگامی که از روی مهربانی کودکانه شان، به دیگران کمک می کنند، از سوی دیگران تشویق شوند. این نوع رفتار می تواند در بزرگسالی به تله ایثار تبدیل شود.

۴- بی اهمیتی والدین به نیازهای کودک: برخی والدین به جای ایجاد تعادل بین نیازهای خود و فرزندشان، در دنیای خود غرق می شوند. آنها از خواسته های فرزند خود باز می مانند و به اندازه کافی به نیازهای او توجه نمی کنند. کودکانی که در چنین خانواده هایی رشد می کنند، مستعد ابتلا به تله ایثار هستند.

۵- نقش والدگونه پیدا کردن کودک: برخی در سنین کم به دلایل مختلف، مجبور می شوند مثل یک پدر یا مادر رفتار کنند. این شرایط می تواند بیماری سخت یکی از افراد خانواده باشد و کودک مجبور باشد از او مراقبت کند. کودکی که در سنین پایین مجبور به مراقبت از والدین می‌شود و به‌عبارتی در کودکی نقش مادری را بازی می‌کند، دچار طرحواره ایثار می‌شود. چنین کودکی یاد نگرفته است نقش کودک را بازی کند. انسان سالم گاهی کودک و گاهی والد است. فرد ایثارگر با نقش کودک احساس گناه و خودخواهی می‌کند، در حالیکه انسان سالم گاهی نقش والد، گاهی بالغ و گاهی کودک را باید بنا به شرایط ایفا کند.

تمایز طرحواره ایثار از طرحواره اطاعت

۱- وقتی فردی، طرحواره اطاعت دارد، به خاطر ترس از پیامدهای بیرونی، تسلیم نیازهای خود می شود، چون می ترسد مبادا دیگران از او انتقام بگیرند. اما افرادی که طرحواره ایثار دارند به خاطر معیارهای درونی، تسلیم نیازهایشان می شوند.(طبق مراحل رشد اخلاقی کلبرگ ایثار نسبت به اطاعت، نشانگر رشد اخلاقی بالاتری است).

۲- افراد مطیع، معتقدند که تحت کنترل دیگران هستند، اما افرادی که طرحواره ایثار دارند بر این باورند که قدرت انتخاب دارند.

۳- ریشه های تحولی این طرحواره ها، کاملا متفاوت است. اگرچه آنها همپوشی دارند، اما ریشه های تحول آنها دقیقا متضاد یکدیگر است. طرحواره اطاعت، معمولا پیامد زندگی با والدین سلطه گر و کنترل کننده است، در حالی که والدین افراد دارای طرحواره ایثار، معمولا افرادی ضعیف، درمانده، بیمار یا افسرده بوده اند. بنابراین، طرحواره اطاعت به خاطر تعامل با والدینی به وجود آمده است که به شدت سختگیر بوده اند، در حالی که طرحواره ایثار به دلیل زندگی با والدین ناتوان یا درمانده در ذهن بیمار شکل گرفته است.

این طرحواره، نفع ثانویه نیز دارد. یعنی جنبه های مثبت هم دارد، تنها وقتی حالت مرضی به خود می گیرد که از تعادل خارج شود. افراد، ممکن است از این که آدم های دلسوزی هستند، احساس غرور کنند. آنها ممکن است از اینکه رفتار نوع دوستانه ای دارند، احساس خوبی داشته باشند و به اخلاق شرافتمندانه خود افتخار کنند.

اهداف درمان تله ایثار

یکی از مهم ترین اهداف درمان، این است که افراد متوجه شوند همه انسانها برای ارضاء نیازهایشان حقوق مساوی دارند. حتی اگر تجربه نشان بدهد که آنها از دیگران قوی ترند، اما واقعیت این است که بیشتر آنها در دوران کودکی از نظر هیجانی با محرومیت مواجه شده اند.

آنها خودشان را فدا کرده اند و اصلا به نیازهای خودشان نپرداخته اند. بنابراین انسانهایی نیازمندند. در واقع آن قدر نیازمندند که از بیشتر افراد ضعیفی که خودشان را صرف کمک به آنها می کنند، نیازمندترند. افرادی که طرحواره ایثار دارند، آگاهی چندانی از نیازهای خودشان ندارند. آنها معمولا به ناکامی نیازهای خودشان توجه نمی کنند تا بتوانند به ایثارگری خود را ادامه دهند.

هدف مهم درمان، کمک به بیماران است تا به این نکته پی ببرند که خودشان نیازهایی دارند که ارضاء نمی شود، حتی اگر از چنین نیازهایی آگاه نباشند و این که خودشان بیش از هر کس دیگری حق دارند نیازهایشان را ارضاء کنند. علیرغم هرگونه نفع ثانویه ای که این طرحواره به ارمغان می آورد، ولی با این حال، بیماران، هزینه گزافی در قبال ایثارگری خود می پردازند.

آنها به خاطر مراقبت و دلسوزی بیش از حد از دیگران، از ارضاء کامل نیازهای خود باز می مانند. یکی دیگر از اهداف درمان، کاهش مسئولیت پذیری افراطی بیمار است. درمانگر به بیماران نشان می دهد که آنها اغلب در ضعف و درماندگی دیگران اغراق می کنند. بیشتر افراد آن قدرها هم که فرد فکر می کند، ضعیف و درمانده نیستند. اگر بیمار به آنها کمتر کمک کند، آنها باز هم می توانند به خوبی زندگیشان را اداره کنند.

یکی دیگر از اهداف درمان، اصلاح محرومیت هیجانی بیمار است. درمانگر، بیماران را تشویق می کند به نیازهای خودشان توجه کنند، به دیگران اجازه دهند به نیازهای آنان رسیدگی کنند، خواسته های خود را مستقیم تر مطرح کنند و به آسیب پذیری خود اذعان نمایند. از طرف دیگر به آنها یاد می دهد، خودشان را افرادی قوی و قدرتمند جلوه ندهند، چون این کار نوعی جبران افراطی طرحواره است.

راهبردهای مهم درمانی تله ایثار

درمانگر از طریق راهبردهای شناختی به بیماران کمک می کند تا ادراک های اغراق آمیز خود از ضعیف بودن و نیازمند بودن را مورد آزمون قرار دهند. علاوه بر این، درمانگر به بیماران کمک می کند تا از نیازهای خودشان بیشتر آگاه شوند. کمال مطلوب این است که بیماران بدانند نیازهایی دارند؛ مثل نیاز به محبت، تفاهم، محافظت و راهنمایی، که سالهاست به آنها نپرداخته اند. آنها دلسوز دیگران هستند ولی به دیگران اجازه نمی دهند دلسوز ایشان باشند.

  1. تقریبا تمام بیمارانی که طرح واره ایثار دارند، تا حدودی محرومیت هیجانی نیز دارند.
  2. طرحواره نقص نیز معمولا به این طرحواره ارتباط پیدا می کند. این بیماران به دیگران بیشتر کمک می کنند، زیرا احساس ارزشمندی کمتری می کنند.
  3. طرحواره رهاشدگی نیز به طرحواره ایثار ربط پیدا می کند؛ بیماران ایثارگر برای جلوگیری از رها شدن توسط دیگران، به آنها کمک می کنند.
  4. وابستگی نیز می تواند با طرحواره ایثار ارتباط پیدا کند، تمام حواس بیمار ایثارگر به نمادهای والدین است و همیشه از آنها مراقبت می کنند.
  5. طرحواره پذیرش جویی نیز می تواند به طرحواره ایثار ربط پیدا کند. بیمار برای جلب توجه و پذیرش دیگران، از آنها مراقبت می کند.

درمانگر به عدم تناسب داد و ستد در روابط بین فردی تأکید می کند. میزان کمکی که بیمار به دیگران می کند در مقایسه با کمکی که از سوی افراد مهم زندگی دریافت می کند، خیلی بیشتر است. در یک رابطه سالم بین میزان کمک گرفتن و کمک کردن در طی زمان، تعادلی تقریبی وجود دارد. این تعادل به این معنا نیست که در هر جنبه جداگانه ای از ارتباط، باید تعادل وجود داشته باشد، بلکه منظور تعادل در کل رابطه است.

هر شخصی متناسب با توانایی هایش، به دیگران کمک می کند و از دیگران کمک می گیرد، اما تعادل کلی، تقریبا برابر است. عدم تعادل در داد و ستدهای بین فردی، معمولا برای بیمار فایده ای به دنبال ندارد. ( تنها استثناء در روابط غیر متعادل، رابطه والدین و کودکان است. والدینی که به کودکان خود ایثار می کنند، لزوما طرحواره ایثارگری ندارند. شرط لازم برای داشتن چنین طرحواره ای، این است که بیماران مجبور باشند به عنوان یک الگوی کلی در بسیاری از روابط، ایثارگری کنند.)

درمانگر، از طریق تکنیک های تجربی به بیماران کمک می کند تا از محرومیت هیجانی خود در زمان کودکی و زندگی فعلی آگاه شوند. بیماران، ناراحتی و خشم خود را از ارضاء نشدن نیازهایشان ابراز می کنند. بیماران در تصویرسازی ذهنی، والدین شان را که در زمان کودکی، آنها را محروم کرده اند، رویاروسازی می کنند. والدینی که خودمحور، نیازمند یا افسرده بودند؛ به آنها محبت نکردند، به حرفشان گوش ندادند، از آنها حمایت نکردند و به موقع لزوم، آنها را راهنمایی نکردند. بیماران، فقدان های دوران کودکی خود را می شناسند و در تصویرسازی ذهنی، خشم خود را نسبت به کسانی که آنها را محروم کرده اند و آنها را به خاطر نیازهایی که داشته اند، مورد بازخواست قرار داده اند، بیان می کنند. بیماران این کار را در ارتباط با کسانی که در زندگی فعلی آنها نیز دچار چنین خطاهایی می شوند، انجام می دهند.

بیماران، از طریق تکنیک های رفتاری یاد می گیرند نیازهای خود را مستقیم تر مطرح کنند و به جای این که خودشان را قدرتمند نشان دهند به آسیب پذیری خود اذعان کنند. آنها یاد می گیرند همسری را انتخاب کنند که قوی و کمک کننده باشد، نه ضعیف و نیازمند. چنین بیمارانی، اغلب همسر ضعیف و نیازمندی انتخاب می کنند، نظیر افراد معتاد به مواد، افسرده یا وابسته که مطمئنا نمی توانند با آنها رابطه ای برابر داشته باشند. علاوه بر این، بیماران یاد می گیرند در میزان کمکی که به دیگران می کنند، محدودیت هایی قائل شوند.

یکی از راهبردهای درمانی که در قبال دیگر طرحواره ها چندان مفید نیست، اما در ارتباط با بیمارانی که طرحواره ایثار دارند می تواند خیلی مثمرثمر باشد، این است که بیمار میزان کمک کردن و کمک گرفتن از افراد مهم زندگی را یادداشت کند: چه قدر برای آنها کار انجام داده، به حرفهای دل آنها گوش داده، از آنها مراقبت کرده و متقابلا آنها، چه قدر کار برای او انجام داده اند؟ اگر تعادلی وجود نداشته باشد که معمولا در قبال بیمارانی که طرحواره ایثار دارند تعادلی وجود ندارد؛ آنگاه می توانند هدفشان را برای به تعادل رساندن این تناسب، پیگیری کنند. می توانند کمتر به دیگران کمک کنند و از آنها بخواهند که کمکشان کنند.

این طرحواره، قطب مخالف طرحواره استحقاق است. طرح واره استحقاق در برگیرنده خود محوری است؛ ولی طرحواره ایثار مستلزم دیگر محوری است. این دو طرحواره در روابط بین فردی خیلی خوب با یکدیگر جور در می آیند، بیمارانی که یکی از این طرحواره ها را دارند، معمولا همسرشان طرحواره دیگر را دارد. یکی دیگر از ترکیب های معمول این است که یکی از زوجین، طرحواره ایثار دارد و دیگری، طرحواره استحقاق وابسته.

درمانگران باید به این بیماران کمک کنند، چون آنها از سوی والدینشان یا دیگران، کمک چندانی دریافت نکرده اند. درمانگر باید از بیمار مراقبت کند و به بیمار اجازه ندهد که برای وی دلسوزی کرده و از او مراقبت کند. هرگاه بیمار ایثارگر تلاش کند تا از درمانگر مراقبت کند، درمانگر از طریق رویاروسازی همدلانه، این الگوی رفتاری را به بیمار خاطرنشان می سازد. درمانگر بیمار را تشویق می کند که تا جای ممکن به درمانگر وابسته شود، چون برخی از این بیماران هیچگاه به دیگران وابستگی پیدا نمی کنند. درمانگر نیاز به وابستگی را تأیید کرده و آنها را تشویق می کند تا رفتارهایی را که نشان دهنده قوی بودن هستند، کنار بگذارند و در عوض گاهی اوقات به آسیب پذیری خود اذعان کنند. حتی گاهی اوقات در ارتباط با درمانگر، رفتارهای کودکانه انجام دهند.

منبع: طرحواره درمانی(راهنمای کاربردی برای متخصصین بالینی) – نویسنده: جفری یانگ، ژانت کلوسکو، مارجوری ویشار – مترجم: حسن حمید‌پور، زهرا اندوز

۴.۲ ۶ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

3 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فاطمه
۱۴۰۰/۰۲/۰۸ ۱۲:۴۶

سلام.
بسیار عالی.

ماهی
۱۴۰۰/۰۹/۱۰ ۲۲:۰۹

مطالبتون عالیه… میدونستین؟؟