دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

تله زندگی محرومیت هیجانی

محرومیت هیجانی

تجاربی که منجر به شکل گیری تله ی زندگی محرومیت هیجانی می شوند در مقایسه با تجاربی که به شکل گیری سایر طرح واره ها دامن می زنند، گنگ تر و مبهم تر هستند. سخت بتوان رد پای این تله را در افکار پیدا کرد. دلیل آن را می توان به این موضوع نسبت داد که این طرح واره، زمانی در ذهن نقش بسته است که شما هنوز قدرت تکلم نداشته اید. محرومیت هیجانی به این احساس شما دامن می زند که تا ابد تنها می مانید و به نیازهای خود دست نمی یابید و هیچ کس شما را درک نخواهد کرد.

محرومیت هیجانی (Emotional deprivation) مثل این است که در زندگی به دنبال گمشده ای می گردید. نوعی احساس پوچی و معناباختگی دامن گیر شما می شود. شاید بهترین تصویر برای درک محرومیت هیجانی این باشد که ببینیم کودکی که والدینش از او غافل هستند چه احساسی دارد: حس تنهایی، محرومیت و بی پناهی. حسی از غم و دلتنگی و اینکه بر پیشانی سرنوشت شما مهر تنهایی و بی پناهی زده شده است.

برخی از افرادی که این طرح واره را دارند، بسیار پرتوقع می شوند. این طرح واره، کیفیتی سیری ناپذیر دارد. میزان محبتی که از اطرافیان می گیرید، اصلا اهمیت ندارد. به نظر می رسد که این میزان محبت دریافتی هیچ گاه شما را راضی نمی کند. از خودتان سوال کنید: آیا دیگران مرا آدم نیازمند و پرتوقعی می شناسند؟ یا اینکه خواسته های من از دیگران زیاد است؟

حس عمیق و مزمن سرخوردگی از دیگران، نیز ممکن است یکی دیگر از نشانه های محرومیت هیجانی باشد. دیگران دست شما را تو پوسـت گردو می گذارند. ما درباره یکبار ناامیدی و سرخوردگی از رابطـه با دیگران اشاره نمی کنیم، بلکه منظور ما الگویی دیرپا از این تجارب است. اگر بـه نتیجه رسیدید که دیگران در تمام روابط؛ شـما را از لحاظ احساسی دست کم می گیرند نشانگر این است که در این تله، گرفتار شده اید.

محرومیت هیجانی

ریشه های تحولی محرومیت هیجانی

ریشه ی تحولی مهمی را که منجر به شکل گیری محرومیت هیجانی می شود باید در فردی جستجو کرد که مسئول محبت مادرانه به کودک است: فردی که مسئول اصلی محبت عاطفی به کودک است. هرچند در برخی از خانواده ها این نقش مادرانه بر عهده مرد است، اما در فرهنگ ما این نقش بر عهده ی زن است. اگر چه نقش پدر نیز مهم است، اما در سال های ابتدایی زندگی کودک معمولا مادر محور اصلی دنیای روان شناختی کودک را تشکیل می دهد.

اهمیت رابطه اولیه به این دلیل است که بعدها فرد همین الگوی ارتباطی را در زندگی تکرار می کند. یک مادر می تواند سرنوشت فرزند خود را با رفتارش تعیین کند. در زندگی افراد، صمیمی ترین روابطشان رنگ و بویی از تجارب اولیه با مادر را دارد.

اگر کودک کمتر از حد معمول از مادر محبت و عشق دریافت کند، آن گاه سر و کله ی محرومیت هیجانی پیدا خواهد شد. منظور از محبت صرفا رسیدگی به خوراک و پوشاک و نیازهای اولیه کودک نیست، این موارد لازم هست اما کافی نیست. محبت این موارد را شامل می شود: در آغوش گرفتن کودک، بوسیدن، نوازش کردن، بازی کردن با کودک، وقت گذراندن با کودک، همدلی کردن با کودک، درک کودک در شرایط بحرانی، حمایت کردن از کودک.

ریشه های تحولی مهم محرومیت هیجانی عبارتند از:

پست های مرتبط
  1. مادر نامهربان و سرد است. کودک را به اندازه ی کافی بغل نمی کند و او را در آغوش نمی گیرد.
  2. کودک احساس نمی کند از سوی افراد مهم زندگی اش، دوست داشته شده و ارزشمند است.
  3. مادر به اندازه ی کافی برای کودک وقت نمی گذارد و به او توجه نمی کند.
  4. مادر اصلا از نیازهای کودکش آگاه نیست. برای مادر همدلی با دنیای کودک سخت است. واقعا نمی تواند با کودک ارتباط برقرار کند.
  5. مادر نمی تواند کودک را آرام کند. بنابراین کودک نمی تواند خودش را آرام کند یا تسکین دهی دیگران را بپذیرد.
  6. والدین کودک را راهنمایی نکرده اند یا حس جهت مندی را در او تقویت نکرده اند. والد فرد مستقل و قدرتمندی نبوده است که کودک به او پناه ببرد.

روابط عاطفی و عاشقانه

در فرهنگ ما روابط عاشقانه را معمولا روابط کاملا صمیمی تلقی می کنند. به همین دلیل برخی از افرادی که سخت درگیـر تلـه زنـدگی محرومیت هیجانی هستند از برقراری روابط عاشقانه اجتناب می کننـد یا اینکه خیلی زود از این روابط خارج می شوند. این کار نمونـه اعـلای سبک مقابله ای فرار است. اگرچه شما مشتاق روابط عاشقانه هسـتید و میل ندارید تنها باشید، احتمالاً رد پای محرومیت هیجانی را می توان در همین روابط دنبال کرد.

زمانی که طرف مقابل بخواهد با شما صمیمی شود، رابطه را قطع می کنید و به راحتی برای این کار خود، دلیل تراشی می کنیـد. گاهی نیز با انتخاب افراد قدرنشـناس و دسترس ناپذیر، خودتان را از خطرات صمیمیت خواهی مصون می دارید. گاهی نیز فرد سرشناسی را بـه عنـوان همسر انتخاب می کنید، اما معتاد به کار، نجوش و خودمحور می باشـد. روش شما چندان مهم نیست. چون همه راه ها به این ختم می شود: شـما بـاز هم احساس می کنید از محبت و صمیمیت محروم شده اید.همیشه در بر همین پاشنه بچرخد: شرایط دوران کودکی در دوران بزرگسالی نیز تکرار می شوند.

حتی اگر شما همسری انتخاب کنید که به شما از نظر عـاطفی کمـک کند، باز هم این تله زندگی موانعی را پیش پای شما می گذارد تـا از بهبود و رضایتمندی بیشتر رابطه شما جلوگیری کند.

نشـانه هـای تله زندگی محرومیت هیجانی در روابط عاطفی

  1. نیازهای خودتان را به شریک زندگی تان نمی گویید و بعد از اینکه نیازهایتان برآورده نشدند، احساس ناامیدی و سرخوردگی می کنید.
  2. احساس های خود را به شریک زندگی تان بازگو نمی کنید و بعد از اینکه درک نشدید، احساس سرخوردگی و ناامیدی می کنید.
  3. همیشه خودتان را قوی و بی نیاز نشان می دهید و بنابراین همسرتان پی به نیازهای شما نمی برد.
  4. احساس ناکامی و محرومیت می کنید، اما لام تا کام حـرف نمی زنید. بنابراین کینه جویی شما گل می کند.
  5. عصبانی و پرتوقع هستید.
  6. دائـم شریک زندگی تان را به دلیل توجه ناکافی سرزنش می کنید. سـرد، نجوش، نامهربان و دست نیافتنی می شوید.

ممکن است احساس محرومیت خود را با کارشکنی در روابـط تقویـت کنید. ممکن است نسبت به علائم بی توجهی، سـخت حسـاس باشـید. ممکن است انتظار داشته باشید همسرتان ذهن شما را بخواند، فکرها و نیازهای شما را حدس بزند و به گونه ای سحرآمیز، خواسته های شما را برآورده سازد. بعداً به این نکته می پردازیم که برخی از افراد ممکن است با پرتوقعی در روابط بر ضد این تله زندگی حرکت کنند. احتمالا نیازهایتان را به اطرافیان نمی گویند. از دیگران تقاضا نمی کنید به نیازهای شما پاسخ دهند و اگر خواسته های شما جواب نگیرند، سـخت عصبانی، آزرده خاطر و کناره گیر خواهید شد.

پر توقعی در روابط

برخی از افرادی که تله زنـدگی محرومیـت هیجـانی دارنـد، ممکن است با تله زندگی، جنگ نابرابری داشته باشند. بدین معنی که با حصومت ورزی و پرتوقعی سعی می کنند احسـاس محرومیت خود را جبران کنند. این افراد خودشـیفته هسـتند. آنها طوری رفتار می کنند که انگار از عـالم و آدم طلبکارنـد. توقعات آنها زیاد است و نزدیکان خـود حتـی همسرشان را برای دستیابی به این خواسته ها استثمار می کنند.

چرا افراد مبتلا به محرومیت هیجانی با پناه بردن به خودشیفتگی در برابر مشکل خود واکنش نشان می دهند؟ به دلیل اینکه هم زمان گرفتار دو تله زندگی هستند: ۱- محرومیت هیجانی و ۲- استحقاق. اگرچه این افراد در دوران کودکی نیازهای هیجانی شان به درستی ارضا نشده است، اما بعدها با در پیش گرفتن استحقاق، سعی کرده اند بر علیه این احساس محرومیت بجنگند و به همین دلیل از دیگران بسیار توقع دارند و فکر می کنند اگـر دیگران به نیازهای آنها پاسخ بدهند، مشکل شان حل می شود. زهی خیال باطل، زیرا پرتوقعی بیانگر نیازهای سطحی فعلی و پوششی بر نیاز محرومیت عمیق است.

به عنوان مثال، شما ممکن است درباره خوراک، پوشاک و روابط خود خیلی پرتوقع باشید. ممکن است درباره مسایل مادی بسیار سختگیر و پرتوقع باشید. تنها نیازی که این وسط فراموش شده است؛ همانا نیاز شما بـه محبت است. پـول پرستی، جانشـین رضایت بخشی برای عشق و محبت به شمار نمی رود و شما با برطرف کردن این نیازهای مادی، هیچ گاه نمی توانید جـای خـالی عشق و محبت را پر کنید. ممکن است به جوایز متعددی دسـت پیدا کنید، اما تا زمانی که مسایل عاطفی حل نشوند، کماکـان در بر همان پاشنه خواهد چرخید.

در دوران کودکی اجازه نداشتید نیازهای هیجـانی خـود را ابـراز کنید. اگر هم نیازهای خود را ابراز می کردید احتمالاً مادرتان بـه این نیازها جواب نمی داد. اما اگر هم این نیازها را ابراز می کردید یا حداقل پاسخ و واکنش مثبت روبـرو می شدید.

به نظر می رسد رابطه با افـراد خودشیفته، اصـیل نیست. در روابط صمیمی نیز حتی سطحی به نظر می رسند. اگـر با این افراد رابطه داشته باشید، برخی اوقات از سـطحی بـودن و فقدان عشق و محبت واقعی در این رابطه ناامید و سرخورده می شوید. دلیل این پدیده را می توان در این موضوع جسـتجو کـرد که شما درباره نیازهای خود خیلی کم توقع هستید و طرف مقابل در برآورده سازی نیازهای هیجانی اصلی شما نـوعی بـی صـداقتی پیشه کرده است.

منبع : یانگ، جفری؛ کلوسکو، ژانت.(۱۳۹۵). زندگی خود را دوباره بیافرینید. ترجمه ی حسن حمید پور، الناز پیرمرادی و ناهید گلی زاده.

۳ ۳ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

4 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
بهزاد
۱۳۹۸/۱۰/۰۵ ۱۱:۵۵

سپاس فراوان برای اطلاعات و آگاه سازی در این باره. پرسشگر این هستم که آیا این مسله راه رهایی و بهبودی کامل دارد یا خیر؟ و درصورت امکان یک درمانگر خانوم به بنده معرفی بفرمایید که بصورت تخصصی در رفع این مشکل بتوانند یاری رسان باشند.
درود بی اندازه و سپاسی دوباره.

فاطنه
۱۳۹۸/۱۰/۱۱ ۲۰:۴۵

من به شدت دچار این مشکلم.لطفا چیکار کنم

رعنا
۱۳۹۹/۰۴/۳۱ ۲۳:۳۸

سلام ..
بابت مطالب شما ممنونم..
پول و ثروت نمیتونه جای گزین محبت وعشق در زندگی باشه خیلی چیزها را نمیشه جایگزین دیگری کرد هر چیزی به جای خودش قشنگه هیچ وقت نمیشه محبت وعشق را گدایی کرد چون اینها معقوله ای جدا هستندودست نیافتنی بله اگر از بچه گی به بچها محبت کنیم وابراز علاقه کنیم بچها دوست داشتن را از کسی درخواست نمیکنن….