درمان مواجههسازی روایتی
این روش نه تنها علائم PTSD را کاهش میدهد، بلکه کرامت انسانی را به فرد بازمیگرداند.
درمان مواجههسازی روایتی، یک رویکرد رواندرمانی کوتاهمدت و تجربی، برای درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و بهویژه تروماهای پیچیده است.
مواجههسازی روایتی (Narrative Exposure Therapy) یکی از موثرترین و کوتاهمدتترین روشهای درمانی برای افرادی است که دچار ترومای پیچیده یا تروماهای ناشی از خشونتهای سازمانیافته (جنگ، شکنجه، نسلکشی) شدهاند. این رویکرد بر این فرض استوار است که تروما باعث میشود خاطرات بهصورت قطعات پراکنده و آشفته در مغز ذخیره شوند. NET به فرد کمک میکند تا این قطعات را در قالب یک داستان منسجم از زندگی (روایت) بازسازی کند.
بنیانگذاران اصلی رویکرد NET، تیمی سهنفره از روانشناسان و دانشمندان علوم اعصاب در دانشگاه کنستانس (Konstanz) آلمان هستند. این تیم با هدف ترکیب «یافتههای آزمایشگاهی مغز» با «نیازهای واقعی در میدان جنگ»، سازمان غیردولتی vivo international را نیز برای کمک به بازماندگان خشونتهای سازمانیافته تأسیس کردند.
- ۱. مگی شاور (Maggie Schauer) : او را میتوان قلب تپنده و معمار اصلی پروتکلهای بالینی NET دانست. شاور متخصص تروماهای پیچیده و استرس پس از سانحه (PTSD) است. او بود که بر اهمیت «روایت زندگی» به عنوان یک کل واحد (نه فقط تکخاطرات) تأکید کرد.
- ۲. توماس اِلبرت (Thomas Elbert) : او یک دانشمند برجسته در حوزه علوم اعصاب (Neuroscience) است که اعتبار علمی و بیولوژیک این رویکرد را تأمین کرد. اِلبرت بر روی پلاستیسیته مغز (انعطاف پذیری مغز) کار میکرد. او نشان داد که تروما چگونه ساختار مغز را تغییر میدهد و چگونه درمان روایتی میتواند این تغییرات را اصلاح کند. او تحقیقات تکاندهندهای درباره «ولع خشونت» (Appetitive Aggression) در سربازان انجام داد؛ یعنی چرا برخی افراد پس از مدتی از اعمال خشونت لذت میبرند.
- ۳. فرانک نویِر (Frank Neuner) : او استاد روانشناسی بالینی است که بر جنبههای پژوهشی و اثربخشی این روش در جمعیتهای بزرگ متمرکز بود. نویر مسئول اجرای کارآزماییهای بالینی در کمپهای پناهندگان بود تا ثابت کند این روش در محیطهای غیرکلینیکی و با امکانات کم هم نتایج درخشانی دارد.
خشونت سازمانیافته معمولاً منجر به ترومای پیچیده میشود. برخلاف زلزله که یک بار رخ میدهد، خشونت حکومتی و شکنجه اغلب تکرار شونده و طولانیمدت است (مانند بازجوییهای متوالی). این باعث میشود سیستم عصبی فرد به طور کامل بازنویسی شود و دنیا را مکانی دائماً ناامن و خصمانه ببیند.
گامهای عملیاتی جلسات درمانی
گام اول: آموزش روانی(Psychoeducation) و ایجاد اتحاد درمانی : توضیح دادن اینکه تروما چگونه بر مغز و بدن اثر میگذارد و چرا فرد مدام دچار «فلاشبک» میشود. درمانگر باید نقش یک «شاهد همدل» را ایفا کند. در این مرحله، نحوه تأثیر تروما بر مغز برای مراجع توضیح داده میشود.
به مراجع بگویید: «بدن تو در حالت گوشبهزنگی دائمی مانده چون فکر میکند خطر هنوز تمام نشده؛ ما با هم به مغزت یاد میدهیم که آن اتفاقات در گذشته جا ماندهاند.»
گام دوم: ترسیم خط زندگی (Lifeline) : این جلسه حیاتیترین بخش برای سازماندهی ذهن است. فرد از تولد تا امروز را با استفاده از گلها (وقایع مثبت) و سنگها (وقایع تروماتیک) روی یک ریسمان یا کاغذ ترسیم میکند. با این روش فرد متوجه میشود که هویت او فقط خلاصه در «شکنجه» یا «سرکوب» نیست؛ او پیش از آن هم وجود داشته و لحظات ارزشمندی داشته است.
- گلها: نماد اتفاقات مثبت، دستاوردها و منابع قدرت فرد.
- سنگها: نماد وقایع تروماتیک، دردها و خشونتهایی که فرد تجربه کرده است.
- چوبها/شمعها: گاهی برای نشان دادن خشم یا اقدامات معترضانه فرد به کار میروند.

گام سوم: بازگویی و مواجهه : این سختترین مرحله است. مراجع با جزئیات کامل، وقایع مربوط به هر «سنگ» را تعریف میکند. درمانگر به او کمک میکند تا احساسات، افکار و واکنشهای بدنی آن لحظه را دوباره تجربه کند اما در یک محیط امن. مراجع باید واقعه را به زمان حال تعریف کند (مثلاً: «الان دارم صدای در بازداشتگاه را میشنوم»).
- مدیریت هیجان: درمانگر مدام بین خاطره داغ (احساسات و عواطف شدید) و خاطره سرد (زمان و مکان) پل میزند. پرسشهایی مثل: «آن لحظه چه حسی در بدنت داشتی؟» و بلافاصله «الان که اینجا کنار من نشستهای، میدانی که آن اتاق بازجویی تمام شده است؟»
- تثبیت و یکپارچه سازی: این فرآیند باعث حساسیتزدایی میشود. خاطره آنقدر تکرار میشود تا بار هیجانیاش تخلیه شود. خاطره تروماتیک که قبلاً مثل یک «جسم خارجی» در ذهن بود، حالا بخشی از داستان زندگی فرد میشود. او متوجه میشود که آن واقعه «در گذشته» تمام شده است.
گام چهارم: تدوین و تقدیم روایت (Testimony) : درمانگر در طول جلسات، داستان زندگی مراجع را با جزییات مینویسد. در جلسه پایانی، این متن برای مراجع خوانده میشود. این متن سندی است بر آنچه بر فرد گذشته است. امضای مشترک درمانگر و مراجع بر پای این سند، به رنج فرد اعتبار اجتماعی (Social Validation) میدهد و احساس شرم را به خشم سالم و کنشگری تبدیل میکند.

مدیریت فلشبک ها در مواجههسازی روایتی
۱. تکنیک «پل زدن» (The Bridge) : اصلیترین ابزار درمانگر در NET برای مهار فلشبک، ایجاد یک پل دائمی بین «آنجا و آنزمان» (خاطره تروما) و «اینجا و اکنون» (اتاق درمان) است. به محض اینکه مراجع علائم غرق شدن در خاطره را نشان میدهد (خیره شدن، لرزش، تعریق یا قطع تماس چشمی)، درمانگر مداخله میکند. درمانگر با لحنی قاطع اما آرام میگوید: «درد را حس میکنی، صدای بازجو را میشنوی (آنجا)، اما به دستهای من نگاه کن؛ تو الان در اتاق درمان هستی، روی این صندلی زبر نشستهای و سال ۱۴۰۴ است (اینجا).»
- هدف: متمایز کردن ادراک حسی زمان حال از بازنماییهای ذهنی گذشته.
۲. بازگرداندن از گسستگی (Grounding/Rescripting) : اگر فلشبک منجر به گسستگی (Dissociation) شود (یعنی فرد ارتباطش را با واقعیت فیزیکی کاملاً از دست بدهد)، از تکنیکهای حسی استفاده میشود:
- تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱: از مراجع بخواهید ۵ شیء را ببیند، ۴ صدا را بشنود، ۳ بافت را لمس کند، ۲ بو را حس کند و ۱ طعم را به یاد بیاورد.
- تغییر وضعیت فیزیکی: فشار دادن کف پاها به زمین یا گرفتن یک تکه یخ در دست. این شوکهای حسی ریز، سیستم عصبی را از حالت «انجماد» خارج کرده و به قشر منطقی مغز (Cortex) پیام میدهند که خطرِ فوری وجود ندارد.
۳. تکنیک ادغام حسی (Dual Representation) : در NET، هدف ما خاموش کردن فلشبک نیست، بلکه «رام کردن» آن است. درمانگر از مراجع میخواهد در حالی که در محیط امن است، آگاهانه به سراغ آن بخش از خاطره برود که باعث فلشبک میشود:
- توصیف حسی: «وقتی آن بو را حس میکنی، دقیقاً کجای بدنت منقبض میشود؟»
- نامگذاری: به جای اینکه مراجع بگوید «دارم میمیرم»، یاد میگیرد بگوید «من الان دارم یک فلاشبک از لحظه بازداشت را تجربه میکنم». این نامگذاری (Labeling)، قدرت هیجانی واقعه را کاهش میدهد.
فرار از فلشبک، آن را قویتر میکند. در این رویکرد ما با فلشبک مواجه میشویم، اما در یک شرایط کنترلشده. ما به مراجع یاد میدهیم که فلشبک مثل یک «فیلم قدیمی» است که آپارات آن خراب شده و مدام یک صحنه را تکرار میکند. کار درمانگر و مراجع این است که این فیلم را تا انتها تماشا کنند، برایش زیرنویس (روایت) بنویسند و آن را در آرشیو تاریخ زندگی بایگانی کنند.
هدف مواجههسازی روایتی
در تروماهای ناشی از خشونت های سازمان یافته، خاطرات تروماتیک به صورت خاطرات داغ (Hot Memories) شامل حسهای بدنی، بوها و تصاویر گسسته ذخیره میشوند که فاقد زمان و مکان هستند (به همین دلیل فرد فلاشبک میزند). هدف NET پیوند دادن این خاطرات داغ به خاطرات سرد (Cold Memories) است.
- خاطرات داغ (Hot Memories): شامل حسهای بدنی، بوها، تصاویر ترسناک و هیجانات شدید هستند که زمان و مکان ندارند. به همین دلیل فرد با یک محرک کوچک، فلشبک میزند؛ گویی تروما همین الان دوباره رخ میدهد.
- خاطرات سرد (Cold Memories): شامل حقایق، تاریخها، نامها و بسترهای زمانی هستند (دانستن اینکه واقعه در گذشته تمام شده است). هدف NET پیوند دادن این خاطرات «داغ» به بافتار «سرد» زندگی است تا مغز بفهمد آن اتفاق در یک زمان و مکان مشخص در گذشته اتفاق افتاده است.
برخلاف روشهای سنتی که فقط روی «بدترین خاطره» تمرکز میکنند، NET به کل زندگی نگاه میکند. این کار باعث میشود فرد احساس نکند که فقط یک «قربانی» است، بلکه خود را انسانی میبیند که در کنار سنگها، گلهایی هم در زندگی داشته است.
چالشهای اختصاصی در تروماهای پیچیده
الف) مقابله با گناه و شرم (Survivor Guilt) : بسیاری از بازماندگان دی۱۴۰۴ و آبان ۹۸، دچار گناه هستند («چرا من زنده ماندم و دوستم کشته شد؟» یا «چرا زیر فشار اعتراف کردم؟»). در روایتگری، درمانگر باید بر فقدان انتخاب در ساختار خشونت سازمانیافته تأکید کند. مسئولیت اخلاقی باید از دوش قربانی برداشته و به سیستم سرکوبگر منتقل شود.
ب) تروماهای مداوم (Ongoing Trauma) : برخلاف پناهجویان در اروپا، معترضان داخل ایران ممکن است همچنان در محیطی باشند که احتمال بازداشت مجدد وجود دارد. در این موارد، تمرکز NET باید بر تقویت تابآوری و ایجاد «جزایر امن ذهنی» باشد تا فرد بتواند در عین آگاهی از خطر، عملکرد روزانه خود را حفظ کند.
توصیههای کلیدی برای درمانگران
- اجتناب از خنثی بودن کاذب: در درمان تروماهای سیاسی، درمانگر نباید نسبت به ظلم بیطرف باشد. تاییدِ اینکه «آنچه بر تو گذشته ناعادلانه بوده»، بخشی از فرآیند درمان است.
- پایش ترومازدگی ثانویه: شنیدن جزئیات شکنجه و قتل میتواند درمانگر را دچار تروما کند. سوپرویژن و خودآگاهی ضروری است.
- استفاده از تکنیکهای زمینگیر شدن (Grounding): اگر مراجع در طول بازگویی دچار گسستگی (Dissociation) شد، بلافاصله او را به زمان حال برگردانید (مثلاً: «۵ چیزی که در این اتاق میبینی را نام ببر»).
چرا NET برای بازماندگان خشونت سازمانیافته (مانند دی ۱۴۰۴) مفید است؟
این روش بر خلاف بسیاری از درمانهای فردی، بستر سیاسی و اجتماعی تروما را نادیده نمیگیرد:
- شهادت دادن (Testimony): در جوامعی که حقیقت سرکوب میشود، نوشتن روایت زندگی نوعی «شهادت» است. این کار به مراجع حس عدالتخواهی و بازپسگیری عاملیت (Agency) میدهد. در تروماهای ناشی از خشونت سازمانیافته، فرد احساس میکند حقیقتِ رنج او توسط قدرت سرکوبگر انکار شده است. NET با مستند کردن روایت فرد، به او حس عدالتخواهی میدهد؛ این کار باعث میشود حافظه تروماتیک از حالت داغ و آشفته (Hot Memory) به حالت سرد و روایتی (Cold Memory) تبدیل شود.
- کاهش شرم: در خشونتهای سازمانیافته و اعترافات اجباری، «شرم» ابزار اصلی سرکوبگر است. NET با قرار دادن آن اتفاق در زنجیره کل زندگی، به فرد نشان میدهد که او قربانی یک سیستم بوده و مسئولیت جنایت با او نیست.
- انسجام هویت: شکنجه یا سرکوب شدید باعث «گسستگی هویت» میشود. این درمان، تکههای شکسته هویت فرد را دوباره به هم میچسباند. در تروماهای پیچیده (C-PTSD)، فرد احساس میکند هویتش تکهتکه شده است. NET با استفاده از تکنیک خط زندگی (Lifeline)، به فرد کمک میکند تا بین «خودِ قبل از شکنجه/سرکوب» و «خودِ فعلی» پل بزند.
- شواهد بیولوژیک (Neurobiological Evidence) : تحقیقات نشان میدهند که پس از جلسات NET، فعالیت آمیگدال (مرکز ترس در مغز) کاهش یافته و فعالیت کورتکس پرهفرونتال (مرکز تحلیل و منطق) افزایش مییابد. این یعنی فرد دیگر با شنیدن یک صدای بلند یا دیدن یک یونیفرم، دچار واکنش بدنی شدید (فلاشبک) نمیشود، چون مغز یاد گرفته آن را به عنوان یک «خاطره قدیمی» طبقهبندی کند، نه یک «تهدید فوری».
درمان مواجههسازی روایتی در سطح جامعه
اصطلاح NETfacts در واقع بخش تکمیلی و اجتماعی رویکرد NET (مواجههسازی روایتی) است که برای درمان تروما در سطح جامعه و گروههای بزرگ طراحی شده است. در حالی که NET بر درمان فردی تمرکز دارد، NETfacts (مخفف Narrative Exposure Therapy Fact-finding and Cultural Support) به دنبال التیام زخمهای جمعی ناشی از خشونتهای سازمانیافته، جنگها و سرکوبهای حکومتی است.
در جوامعی که خشونت سازمانیافته (مانند وقایع سالهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴) رخ میدهد، تروما فقط یک امر شخصی نیست. کل جامعه دچار نوعی «ابهام»، «ترس جمعی» و «گسست روایتی» میشود. حکومتها معمولاً با ارائه روایتهای دروغین، حقیقت را پنهان میکنند. NETfacts تلاش میکند تا با جمعآوری روایتهای فردی و تبدیل آنها به یک روایت جمعی منسجم، با انکار حکومت مقابله کند.
این رویکرد شامل مراحل زیر است:
- مستندسازی (Fact-finding): در اینجا هدف این است که بخشهایی از روایتها (با حفظ امنیت و رضایت افراد) به عنوان شواهد تاریخی ثبت شوند.
- نمایش جمعی تروما: با کنار هم قرار دادن سنگهای (وقایع تلخ) افراد مختلف، یک تصویر بزرگ از آنچه بر یک شهر یا یک جنبش گذشته، ترسیم میشود. این کار به افراد نشان میدهد که «تو تنها نبودی» و «آنچه حس کردی، واقعی بود».
- حمایت فرهنگی (Cultural Support): استفاده از آیینهای بومی، هنر و نمادهای فرهنگی برای سوگواری جمعی.
اگر در درمان فردی از یک ریسمان استفاده میکردیم، در NETfacts از یک نقشه یا مسیر بزرگ جمعی استفاده میشود. وقتی مردم میبینند که «سنگهای» آنها در نقاط مشترکی (مثلاً یک تاریخ خاص مثل ۲۴ آبان یا یک مکان خاص مثل بازداشتگاه کهریزک) روی هم انباشته شده است، نوعی همبستگی تروما (Trauma Solidarity) شکل میگیرد که قدرت روانی جامعه را در برابر سرکوبگر افزایش میدهد.
منبع : Narrative Exposure Therapy: A Short-Term Treatment for Traumatic Stress Disorders – (Maggie Schauer)
🌿 آیا نیاز به مشاوره دارید؟
در مقاطع مختلف زندگی، گفتوگو با یک مشاور میتواند مسیرتان را روشنتر کند.
جهت رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین، با ما در ارتباط باشید.