دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

ترس های شایع کودکی

راهکارهایی برای پیشگیری از ترس های دوران کودکی

اولین حالت های ترس از حدود ۲ یا ۳ ماهگی به دنبال شنیدن صداهای ناگهانی ظاهر می شود. بسیاری از ترس ها از طریق روش های یادگیری فرا گرفته می شوند.

ترس یکی از هیجانات منفی مهم است. این هیجان دو دسته علایم جسمانی و روانشناختی ایجاد می کند. علایم جسمانی به دنبال فعال شدن بخش سمپاتیک سیستم خودکار بدن ظاهر می شود و حالت هایی مانند بالا رفتن میزان ضربان قلب، انقباض عضلات و افزایش جریان خون در اندام های بدن را شامل می شود.

تفاوت مهم ترس با اضطراب در این نقطه می باشد که در حالت ترس ما با محرک های ترس زایی روبرو هستیم که ماهیت آنها برای ما آشکار می باشد ولی در حالت اضطراب محرک یا محرک های ایجاد کننده اضطراب روشن نمی باشد.

اولین حالت های ترس از حدود ۲ یا ۳ ماهگی به دنبال شنیدن صداهای ناگهانی ظاهر می شود. در سال اول زندگی ترس های دیگری مانند ترس از اشخاص غربیه و ترس از بلندی نیز ظاهر می شود. ترس از اشخاص غربیه در سنین ۶ الی ۷ ماهگی ظاهر می شود. در اثر این نوع ترس کودک زمانی که شخص غربیه ای به او نزدیک می شود علایم جسمانی ترس را نشان داده و با رفتارهایی مانند گریه نمودن از خود واکنش نشان می دهد. کودکان در ۲ الی ۴ سالگی ترس هایی مانند ترس از حیوانات و ترس از تاریکی را تجربه می نمایند.

هر چقدر سن کودک افزایش می یابد نوع ترس های وی نیر تغییر می یابد. چنانکه در سنین اواخر دوران کودکی ترس هایی مانند ترس از امتحان و یا ترس از دست دادن دوستان، گسترش می یابد. به هر اندازه که سن کودک افزایش می یابد ترس ها بیشتر به سوی موضوعات اجتماعی تر(مانند ترس از شکست تحصیلی) هدایت می شود.

بسیاری از ترس ها از طریق روش های یادگیری فرا گرفته می شوند:

  1. تجربه مستقیم : تجربه کردن رویدادی ناراحت کننده یا وحشت آور
  2. یادگیری غیر مستقیم یا مشاهده ای: کودکان بسیاری از رفتارهای خود را از طریق مشاهده رفتارهای سایر کودکان و یا بزرگسالان فرا می گیرند. زمانی که الگوی کودک، نشانه های مکرری که بیانگر ترس و یا وحشت است را نشان می دهد، وی یاد می گیرد که در برابر محرک ترس زا پاسخی همراه با حالت ترس و وحشت را ارایه دهد.

ترس های دوران کودکی عبارتند از:

۱- ترس از هیولا، ارواح و تاریکی : ترس از تاریکی، در سنین ۲ الی ۴ سال شایع تر است. برخی از روانشناسان (مانند کارل یونگ)، علت ایجاد ترس از تاریکی را ژنتیکی می دانند.

راه های مقابله : کودک را در معرض داستان های ترسناک در کتابها و در تلویزیون قرار ندهید. اتاق کودک را دقیقا وارسی کنید، تا او بفهمد که هیچ هیولایی در آن وجود ندارد. چراغ شب خواب را روشن بگذارید، کنار تخت کودک بنشینید تا به خواب برود و اسباب بازی دلخواه او را کنارش قرار دهید.

۲- ترس از جدایی : ترس از جدایی در حدود ۹ یا ۱۰ ماهگی ظاهر می شود. ویژگی مهم این نوع ترس ظاهر شدن علایم و نشانه های ترس به دنبال دور شدن از والدین می باشد. یکی از علل ظاهر شدن این نوع ترس، رشد نوانایی شناختی کودکان بعد از سن ۶ ماهگی می باشد. بر اساس اعتقاد ژان پیاژه، از سن ۶ ماهگی به بعد فرایند ثبات اشیا، رشد می نماید و این فرایند تا حدود دو سالگی ادامه می یابد. در اثر رشد فرایند ثبات اشیا، کودک این اعتقاد را می یابد که با خارج شدن اشیا یا اشخاص از حوزه دید وی، آن اشیا یا اشخاص باز هم وجود دارند.

ترس از جدایی می تواند در سنین کودکستان یا مهد کودک نیز رخ دهد. اگر کودک در برابر رفتن به کودکستان مقاومت می کند ولی وقتی که آنجاست خوشحال است، در این صورت احتمالا ترس او از جدایی است.

راه های مقابله : اگر کودک از بودن در کودکستان می ترسد، دریابید چه چیزی برای او ترسناک است، معلم، کودکان یا شاید محیط شلوغ و پر سر و صدا. با همراهی کردن کودک، بیشتر از او حمایت کنید و به تدریج مقدار زمان حضور خود را کاهش دهید.

۳- ترس از حیوانات : ترس از گربه، سگ و یا حیوان دیگری است.

راه های مقابله : کودک را وادار نکنید با سگ، گربه یا حیوان دیگری که ترس برانگیز است، روبه رو شود. اجازه دهید کودک خودش آنها را امتحان کند. نشان دهید که چگونه حیوانی را بغل و نوازش می کنند، و به بچه بگویید که وقتی به آرامی با حیوانات برخورد کند، آنها مهربان هستند. اگر بچه از حیوان بزرگتر است، به این صورت تأکید کنید: (تو خیلی بزرگی، این بچه گربه احتمالا از تو می ترسد).

ترس از حیوان

ترس های مرضی یا فوبیا

اگر ترس کودک شدید است، برای مدت طولانی ادامه یافته، در فعالیت های روزمره اختلال ایجاد کرده و نمی توان آن را به شیوه هایی که در فوق توصیه شد، کاهش داد، به سطح فوبیا (Phobia) رسیده است. گاهی فوبی ها با مشکلات خانوادگی ارتباط دارند و برای کاهش دادن آنها مشاوره ضرورت دارد. در مواقع دیگر، هنگامی که توانایی خودگردانی هیجان کودک بهبود می یابد، فوبی ها هم کاهش می یابند.

تکنیک مواجهه(Exposure)، تکنیک آرمیدگی(Relaxation) و تکنیک الگو پذیری(Modeling) از جمله مهمترین تکنیک های رفتاری برای درمان انواع فوبیا می باشند. استفاده از تکنیک الگو پذیری برخلاف تکنیک های مواجهه و آرمیدگی برای درمان فوبیای دوران کودکی شایع بوده و میزان کارآمدی این تکنیک نیز در درمان ترس های کودکان بالاست. در تکنیک الگو پذیری شخصی که نقش الگو را بازی می کند با محرک ترس زا روبرو می شود، بدون اینکه علایم ترس و اضطراب را از خود نشان دهد.

در تکنیک مواجهه کودک و یا بزرگسالی که حالت فوبیا یا ترس غیر منطقی از محرک ترس زا را دارد، تشویق می شود که با آن محرک روبرو شود. اصل زیربنایی برای استفاده از تکنیک مواجهه آن است که در صورت استفاده مکرر از تکنیک مواجهه بتدریج پاسخ دهی شدید سیستم اعصاب مرکزی به محرک ترس زا در طول زمان کاهش می یابد. همچینن، ذهن قادر می شود تجزیه و تحلیل بهتری از محرک ترس زا را به عمل آورد و در نتیجه شخص پاسخ های جسمانی و روانشناختی متعدل تری را در برابر محرک ترس زا ارایه دهد.

مواجهه شدن با محرک ترس زا باید به صورت تدریجی انجام گردد. همچنین قبل از اجرای تکنیک مواجهه، شخص باید با فلسفه زیر بنایی بکار بردن روش مواجهه آشنا گردد.

منبع : روانشناسی رشد(جلد اول). تألیف: لورا برک . ترجمه سید محمدی.

مورد پژوهی هانس کوچولو

والدین هانس کوچولو از دوستان و پیروان اولیه فروید بودند. آنها با هم تصمیم گرفتن، نخستین فرزند خود را بدون اعمال فشاری که ممکن است برای شکل دهی رفتار خوب کاملاً ضروری باشد تربیت کنند. بزرگتر که شد تبدیل به پسرکی شاد،‌ مهربان و سرزنده شد. تعلیم و تربیت هانس با امکان ابراز بدون تهدید و ارعاب به شکل رضایت بخش‌ پیش می‌رفت. فروید از پدر هانس خواست تا مشاهداتش را از زندگی جنسی فرزندش گردآوری کند و نامه‌های متعددی به شکل گزارش‌هایی درباره هانس دریافت کرد.

تا نزدیک‌ شدن هانس به سن ۵ سالگی همه چیز به خوبی پیش می‌رفت؛‌ اما در این موقع فروید‌ نامه‌ای به شرح زیر از پدر هانس دریافت کرد: «استاد عزیز، می‌خواهم اندکی اطلاعات بیشتر درباره هانس برای شما ارسال نمایم، اما این بار متأسفانه او دچار نوعی اختلال عصبی شده، که من و همسرم را بسیار ناراحت کرده است. ما نتوانسته‌ایم مشکل رو حل و فصل کنیم. تردیدی نیست که زمینه آن را برانگیختگی جنسی زیاد ناشی از محبت مادرش، فراهم کرده، اما نمی توانم علت اصلی ایجاد آن را بیابیم، هانس می‌ ترسد، اسبی در خیابان  او را گاز بگیرد، و به نظر می‌رسد که این ترس به گونه ای با ترسیدن از یک آلت تناسلی بزرگ ارتباط دارد. نمی توانم از آن سر در بیاوریم. شاید به یک عورت‌نما برخورده؟ یا این که کل ماجرا فقط به مادرش مربوط است؟ بجز ترس از رفتن به خیابان و افسرده بودن در عصرها، از سایر جنبه ها او همان هانس سرحال و شاد همیشگی است.

چند ماه بعد هانس به یاد‌ آورد که در واقع درست پیش از آغاز نشانه‌های بیمارگون، شاهد حادثه ای بوده است. هانس با مادرش در حال قدم‌ زدن در خیابان بوده، که ناگهان در اثر واژگون شدن درشکه ای، اسب بر زمین می افتد. پاهایش را به شدت به این سو و آن سو می‌زند، و او از دیدن این صحنه وحشت‌زده می شود. نخستین شواهد اختلال هانس به صورت گریه مشاهده شد: «هانس صبح با گریه بیدار شد. وقتی مادرش علت گریه را پرسید: در پاسخ گفت: وقتی خواب بودم فکر کردم که تو رفته‌ای و دیگر مادری ندارم که مرا بغل کند». چند روز بعد، هانس طبق معمول همراه دایه‌اش به پارک رفت. در خیابان زد زیر گریه و گفت که می خواهد به خانه برگردد و دلش می‌خواهد مادرش او را «در آغوش بگیرد».

در خانه از او پرسیدند که چرا گریه کرده و بازگشته است، اما پاسخی نداد. تا عصر آن روز مانند همیشه شاد و خندان بود، اما بعد به طور آشکار دچار ترس شد؛ گریه می‌کرد و از مادرش جدا نمی‌شد،‌ و می خواست در بغل او بماند. سپس دوباره خوشحال به نظر می‌رسید، و به خوبی به خواب رفت. در روز بعد همسرم تصمیم گرفت خودش او را به بیرون ببرد، تا علت مشکل او را پیدا کند. آنها عازم پارکی شدند، جایی که او همیشه دوست داشت؛ اما باز هم زد زیرگریه و گفت که دلش نمی خواهد بیرون برود، او ترسیده به نظر می رسید. سرانجام راضی به رفتن شد، اما در خیابان آشکارا وحشت‌زده بود.

در راه بازگشت به خانه، پس از کشمکش زیاد با خودش، به مادرش گفت که «می ترسیدم که یک اسب مرا گاز بگیرد». در عصر همان روز که دچار حمله‌ای شبیه عصر روز قبل شده. دلش می‌خواست او را ‌بغل کند. سپس آرام شد؛ در حالی که گریه می کرد، گفت: «می دانم که فردا باید باز هم برای قدم زدن بروم» و بعد گفت: “اسب وارد اتاقم خواهد شد” .

به توصیه فروید، پدر هانس توضیحاتی برای پسرک درباره میل او برای رفتن به رختخواب مادر و علاقه افراطی‌اش به «دودول» خود و دیگران داد. سپس دوره‌ای از آرامش فرا رسید. طی آن هانس با تشویق برای قدم زدن به پارک می‌رفت‌، اما احساس می‌کرد مجبور است به اسب‌ها نگاه کند؛ او می‌گفت، “مجبورم به اسب‌ها نگاه کنم ، و این کار مرا می‌ترساند”.

پس از ۲ هفته بستری شدن به دلیل آنفلوآنزا، و سپس جراحی لوزه، هراس او شدیدتر شد. واقعیت این است که فقط به ایوان می‌رود، ولی برای قدم زدن به خیابان نمی‌رود؛ همین که به سوی درب خروجی برده می‌شود با شتاب برمی‌گردد و فرار می‌کند. در اواخر ماه مارس با اندکی تشویق، موافقت کرد که با پدرش به باغ وحش برود. در آنجا از حیوانات بزرگ می‌ترسید، و حتی به فیل و زرافه نگاه نکرد، اما از حیوانات کوچک نمی ترسید.

«طی روزهای بعد که ترس‌هایش دوباره تا حدودی افزایش یافت،‌ به درب خروجی که هر روز پس از ناهار خوردن برای قدم زدن از آن عبور می‌کرد، جرات نزدیک شدن نداشت». پس از این دوره بود که میان پدر و پسر درباره استمنا کردن هانس، و درباره ماهیت اندام های تناسلی زنانه، و همچنین میل هانس به خوابیدن در رختخواب مادر و «بغل کردن» او، گفتگوهای زیادی انجام شد. فروید یک جلسه هانس را ملاقات کرد و طی آن درباره ارتباط میان اسب‌های سفید (که هانس از آنها بیشتر می‌ترسید) و پدر هانس، توضیحاتی داد. او گفت که هانس در واقع از پدرش می ترسد و «علتش درست این است که به مادرش بسیار علاقه دارد».

در هفته های بعد هانس به طور ضمنی گفت که ترسش از این است که مادر و پدرش او را رها و ترک کنند. طی یک دوره چند ماهه، نشانه های بیمارگون هانس ناپدید و با پدرش صمیمی تر شد. فروید تنها یک بار دیگر وقتی هانس جوانی ۱۹ ساله و تنومند بود او را ملاقات کرد، که دچار هیچ مشکل یا سرکوبی نبود. او هیچ خاطره‌ای از اضطراب،هراس یا روان‌کاوی شدن نداشت.

منبع: از مجموعه مقالات زیگموند فروید، ویراستار جونز یی، ترجمه استراکی، انتشارات بیسک(۱۹۵۹)

نتیجه گیری از مورد هانس کوچولو

در نهاد(id) پسر کوچک، کشاننده های لیبیدویی (جنسی و پرخاشگری به پدر و مادر) مدام به ایگو فشار می آورند که هی پسر ما می خواهیم بروز پیدا کنیم، اما ایگو عاقل تر از این حرف هاست و با مشورت سوپر ایگو جلوی آنها را می گیرد. این فرایند باعث می شود اضطراب در هانس کوچولو به وجود آید. ایگو که اضطراب را می بیند از مکانیسم های دفاعی استفاده می کند، ابتدا کمی سرکوب می کند و بعد مکانیسم جا به جایی را به کار می گیرد. اضطراب ناشی از تمایلات جنسی به مادر و پرخاشگری به پدر، خودش را به صورت دیگری ابراز می کند. ایگو دستور می دهد که هانس کوچولو به جای اضطرابی که ناشی از قطع کشاننده های خطرناک و پرخاشگرانه نسبت به پدر و مادر است، آن را هل بدهد در یک مکان و زمان و شی مشخص. و اینطوریست که اسب هراسی در وی ایجاد می شود. مورد هانس کوچولو نشان دهنده تعمیم ترس و اضطراب ناشی از تضادهای اودیپال است.

آزمایش آلبرت کوچولو

آزمایش «آلبرت کوچولو» یکی از آزمایش‌های معروف روان‌شناسی است که توسط جان واتسون، روان‌شناس رفتارگرا، و یکی از دانشجویانش به نام روزالی راینور صورت گرفته است. واتسون و راینور هنگامی که آلبرت در سن ۹ ماهگی بود او را در معرض تعدادی محرک شامل یک موش سفید، یک خرگوش، یک میمون، نقاب‌های مختلف و روزنامه آتش گرفته قرار دادند و واکنش‌های او را مشاهده کردند. آلبرت در ابتدا هیچ ترسی از اشیائی که به او نشان داده می‌شد نشان نداد.

دفعه بعد، هنگامی که موش به آلبرت نشان داده شد، واتسون با کوبیدن چکش بر یک لوله فلزی صدای بلندی ایجاد کرد. طبیعتاً کودک پس از شنیدن صدای بلند شروع به گریه کرد. پس از چند بار همزمان کردن موش سفید با صدای بلند، آلبرت هر بار که موش را می‌دید شروع به گریه می‌کرد.  واتسون و راینور می‌نویسند: «کودک بلافاصله بعد از دیدن موش سفید شروع به گریه می‌کرد. تقریباً بلافاصله به سرعت به پهلوی چپ می‌پیچید، خود را روی چهار دست و پا بلند می‌کرد و به سرعت دور می‌شد به نحوی که گرفتنش قبل از آن که به لبه میز برسد مشکل بود.»

عناصر شرطی‌سازی کلاسیک ترس در آلبرت کوچولو

آزمایش آلبرت کوچولو مثالی است از این که چگونه شرطی‌سازی کلاسیک می‌تواند بر روی واکنش هیجانی تاثیر بگذارد.

محرک خنثی: موش سفید
محرک غیرشرطی: صدای بلند
پاسخ غیرشرطی: ترس
محرک شرطی: موش سفید
پاسخ شرطی: ترس

واتسون و راینور علاوه بر نشان دادن اینکه واکنش‌های هیجانی در انسان‌ها می‌تواند شرطی شود، مشاهده کردند که «تعمیم محرک‌ها» اتفاق می‌افتد. آلبرت، پس از شرطی‌سازی، نه تنها از موش سفید می‌ترسید بلکه از انواع گسترده‌ای از اشیاء سفید رنگ مشابه نیز می‌ترسید. به عنوان مثال از کت سفید رنگ راینور و لباس سفید ‌آزمایشگاه واتسون نیز می‌ترسید.

 

۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها