دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

نظریه روابط شی ماهلر

جدایی و تفرد دو مسیر در هم تنیده و مکمل هستند

ماهلر عقیده داشت ۳ سال اول زندگی کودک، حیاتی ترین بخش زندگی اوست؛ با عبور موفقیت آمیز از این ۳ سال، در نهایت بزرگسالانی موفق و انطباق پذیر خواهیم داشت.

مارگارت ماهلر

مارگارت ماهلر(Margaret Mahler) پیش از آنکه به دانشگاه برای تحصیل پزشکی قدم بگذارد با فروید از طریق نوشته هایش آشنا شد. او که استعدادی درخشان در ریاضی و علوم داشت، توسط پدر به ادامه تحصیل ترغیب گردید. با گذراندن دوره عمومی پزشکی در رشته اطفال، تخصص خود را دریافت کرد و پس از آن به روانپزشکی روی آورد و با علاقه ای که به کار با کودکان روان پریش(سایکوز) از خود نشان داد، سرانجام به هایدلبرگ واقع در آلمان غربی به منظور تحصیل روانکاوی کشیده شد. با آغاز جنگ جهانی دوم همانند بسیاری دیگر مجبور به ترک اروپا شد و در نیویورک به مطالعات خود ادامه داد. او به عنوان فردی پیشرو در بررسی تکامل طبیعی نوزاد نقش خود را تثبیت کرد و ایده های وی زمینه مناسبی را برای جان بالبی(John Bowlby) به منظور ارائه تئوری دلبستگی(Attachement Theory) فراهم نمود.

مشاهدات ماهلر و همکارانش در مورد نوزادان تأثیر به سزایی در شکوفایی نظریه روابط موضوعی داشته است. ماهلر و دیگر نظریه پردازان روابط شی، در دو موضوع اتفاق نظر دارند:

  • ۱) الگوهای افراد در برقرار کردن رابطه با دیگران، در طول تعاملات دوران کودکی شکل می‌گیرد و جا می‌افتد.
  • ۲) این الگوها، هر چه که هست، در طول زندگی فرد، معمولا بارها و بارها تکرار می‌شود.

مارگارت ماهلر(Margaret Mahler) عمدتا به تولد روان شناختی فرد که در ۳ سال اول زندگی صورت می گیرد، پرداخته است. ماهلر مسیری را مورد توجه قرار داد که در طول آن کودک از وابستگی به مادر خود به سمت به دست آوردن حس استقلال حرکت می کند.

تولد روان شناختی با تولد زیست شناختی متفاوت است. تولد زیست شناختی قابل مشاهده و ناگهانی است، حال آنکه تولد روان شناختی به تدریج رخ می دهد. از نظر ماهلر، تولد روان شناختی فرد ظرف مدت چند هفته اول زندگی پس از تولد آغاز می شود و طی ۳ سال بعد، ادامه می یابد. منظور ماهلر از تولد روان شناختی این بود که کودک فرد مجزایی از مراقبت کننده اصلی خود می شود و سرانجام به احساس هویت و فردیت می انجامد.

از دید ماهلر سازمان یابی خود(self) از طریق فرایندهای همزیستی(symbiosis)، جدایی(Separation) و تمایزیابی (Differentiation) صورت می گیرد. به باور او شخصیت انسانی، در حالتی از آمیختگی با انسانی دیگر آغاز می شود و به تدریج به واسطه فرایند روانشناختی جدایی، رشد می یابد.

مارگارت ماهلرماهلر معتقد بود که نوزادان بدون توانایی در تفکیک کردن خود از چیزهایی که جزو خودشان نیستند، به دنیا می‌آیند. مادر و جنین او از لحاظ بیولوژیک، با هم یکی هستند. آنها فقط در ناحیه شکم مادر به هم وصل نشده‌اند، بلکه به نظر می‌رسد در همه جای بدن به هم متصلند. ماهلر این موضوع (ارتباط بیولوژیک مادر و فرزند) را به شیوه‌ای روانشناختی بسط و توسعه داد. وقتی که نوزاد به دنیا می‌آید، در حالتی از ادغام شخصیتی با مادر(یا هر کس دیگری که نقش مادر را ایفا می‌کند) است. این ادغام و ترکیب، بیشتر به خاطر وابستگی نوزاد به مادر و مهارت های رشد نایافتهٔ وی برای زنده ماندن است؛ بنابراین، وقتی که در حال رشد هستیم و شخصیتمان در حال شکل گیری است، این ادغام به تدریج از بین می‌رود و نوزاد به تدریج یک شخصیت مستقل پیدا می‌کند که از شخصیت مادرش متمایز و جدا می شود.

کودک برای دستیابی به تولد روان شناختی یا تفرد، سه مرحله اصلی رشد و چهار زیر مرحله را می گذراند.

مرحله اوتیسمی (autistic stage)

اولین مرحله اصلی رشد، اوتیسم بهنجار است که از تولد تا حدود ۱ ماهگی ادامه دارد. ماهلر (۱۹۶۷) برای توصیف مرحله اوتیسم بهنجار از قیاس فروید اقتباس نمود که تولد روان شناختی را با تخم پرنده تبدیل نشده به جوجه مقایسه کرد. نوزادان از قدرت مطلق برخوردارند، زیرا مانند پرنده ای که از تخم خارج نشده، نیازهای آنها به طور خودکار بدون اینکه مجبور باشند تلاشی کنند، برآورده می شوند.

پست های مرتبط

نوزاد در ابتدای تولد، تنها روی خود، متمرکز بوده و توجهی به دنیای بیرون ندارد. او مادر را بخشی از خود درونی می داند و برای او، ماهیتی جدا قائل نیست.

ماهلر برخلاف کلاین که نوزاد را وحشت زده در نظر داشت، به دوره های نسبتا طولانی خواب و فقدان تنش در نوزاد اشاره می کند. او معتقد بود که این مرحله، دوره خودشیفتگی کامل اولیه است که طی آن کودک از هیچ فرد دیگری آگاه نیست. او اوتیسم بهنجار را مرحله «بی شی ای» نامید، دوره ای که کودک به طور طبیعی پستان مادر را جستجو می کند. او با نظر کلاین مخالف بود که کودکان پستان خوب و اشیای دیگر را در من(Ego) جذب می کنند.

همزیستی (symbiosis)

همزیستی بهنجار، دومین مرحله رشد در نظریه ماهلر است. همزیستی بهنجار در حدود ۲ ماهگی زندگی آغاز می شود و در طول ماه ۵ به اوج می رسد. در طول این مدت، کودک طوری رفتار و عمل می کند که انگار او و مادرش نظام مقتدری هستند. اکنون پوسته شروع به ترک برداشتن می کند. نوزاد به طور مبهم، وجود مادر را تصدیق می کند اما باز هم نه به عنوان کسی که موجودیتی جدا دارد بلکه او را به عنوان منبع ارضای نیازهای خود می داند. در این مرحله، علاوه بر نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای روانشناختی کودک نیز مطرح می شود. لبخند زدن کودک مشخصه شروع این مرحله است. 

ماهلر معتقد بود که این رابطه، همزیستی واقعی نیست، زیرا با اینکه زندگی کودک به مادر وابسته است، اما مادر مطلقا به کودک نیاز ندارد. شرط عبور موفقیت آمیز نوزاد از این مرحله، در دسترس بودن مادر و تطابق او با نیازهای جدید کودک است. کودک در این سن می تواند چهره مادر را تشخیص دهد و قادر است خوشی یا ناراحتی او را احساس کند. مادر و دیگران هنوز «پیش اشیا» هستند. کودکان بزرگتر و حتی بزرگسالان گاهی به این مرحله واپس روی می کنند و ایمنی و مراقبت مادرشان را می جویند.

جدایی – تفرد (Individuation – ‏Seperation)

سومین مرحله اصلی رشد، جدایی – تفرد، در حدود ۵ ماهگی تا ۳۶ ماهگی ادامه دارد. کودکان از لحاظ روان شناختی از مادرشان جدا می شوند، به احساس فردیت می رسند و احساس هویت شخصی را پرورش می دهند. چون کودکان دیگر وحدت دو نفره با مادرشان را تجربه نمی کنند، باید هذیان مقتدر بودن را کنار بگذارند و با آسیب پذیری در برابر تهدیدهای بیرونی روبرو شوند. کودکان در مرحله جدایی – تفرد، دنیای بیرونی را خطرناک تر از آنچه در دو مرحله اول بود، احساس می کنند.

در جدایی، کودک درکی نسبت به حد و مرزهای خود پیدا می کند و مادر را به عنوان فردی جدا از خود می بیند؛ در حالی که تفرد، مربوط به گسترش مفهوم خود(Self) کودک است.

ماهلر مرحله جدایی-تفرد را به چهار زیر مرحله تقسیم کرد:

۱- تمایزیابی (Differentiation)

مرحله اول تمایز است که تقریبا از ۵ ماهگی تا ۹ ماهگی ادامه دارد و با جداشدن جسمانی از مادر، همزیستی مادر-کودک مشخص می شود. زیر مرحله تمایز شبیه از تخم درآمدن جوجه است. کودکانی که از لحاظ روانی سالم هستند، نسبت به غریبه ها کنجکاو می شوند و آنها را وارسی می کنند. کودکان ناسالم از غریبه ها می ترسند و خود را از آنها پس می کشند.

۲- تمرین (Practicing)

وقتی کودک با سینه خیز و راه رفتن از مادر دور می شود، زیر مرحله تمرین شروع می شود. دوره ای که تقریبا از ۹ ماهگی تا ۱۵ ماهگی ادامه دارد. کودکان به راحتی بدن خود را از بدن مادرشان تشخیص می دهند، ارتباط خاصی با مادرشان برقرار می کنند و پرورش استقلال و خودمختاری را آغاز می کنند. با این حال دوست ندارند نظارت مادرشان را از دست بدهند. آنها با نگاه خود او را دنبال می کنند و وقتی او دور می شود، ناراحتی نشان می دهند.

۳- نزدیکی مجدد (rapprochement)

تمایل کودک برای کسب استقلال، با ترس از رها شدن، خراب می شود. کودکان در ۱۵ تا ۲۴ ماهگی، دوست دارند خود و مادرشان را به صورت جسمانی و روانی، به کنار یکدیگر برگردانند. کودکان در این سن دوست دارند هر فراگیری جدید و هر تجربه تازه ای را با مادر خود در میان بگذارند. اکنون آنها می توانند به راحتی راه بروند، اما در این مرحله، بیشتر از دوره قبل اضطراب جدایی نشان می دهند. در این مرحله است که نیاز کودک به عشق و محبت مادر به اوج می رسد.

افزایش مهارت های شناختی، کودکان را از جدایی شان آگاه تر می کند و باعث می شود ترفندهای مختلفی را برای بازیافتن وحدت دو نفره که زمانی با مادرشان داشتند، امتحان کنند. چون تلاش ها هرگز به طور کامل موفقیت آمیز نیستند و کودکان به طور چشمگیری با مادر خود دعوا می کنند، وضعیتی که بحران نزدیکی مجدد نامیده می شود. این مرحله برای رشد مفهوم خود منسجم، بسیار ضروری است. 

۴- پایداری موضوع و فردیت (Object constancy)

آخرین زیر مرحله جدایی-تفرد، پایداری شی لیبیدوئی است که تقریبا در سال سوم زندگی روی می دهد. کودکان باید بازنمایی درونی پایداری را از مادرشان پرورش دهند تا اینکه بتوانند جدایی جسمانی از او را تحمل کنند. اگر این پایداری شی لیبیدویی پرورش نیابد، کودکان وابستگی به حضور مادر خود را به خاطر امنیت خودشان، ادامه می دهند. کودکان باید تفرد خود را نیز تحکیم بخشند، یعنی باید یادبگیرند بدون مادرشان عمل کنند و روابط شی دیگری را پرورش دهند.

ارزیابی نظریه ماهلر

نقطه قوت نظریه ماهلر، توصیف دقیق تولد روان شناختی بر پایه مشاهدات تجربی است که او و همکارانش در مورد تعامل های کودک-مادر انجام دادند. عقاید او را می توان به راحتی به بزرگسالان تعمیم داد. هرگونه خطا که در ۳ سال اول صورت گیرد (زمان تولد روان شناختی) می تواند به واپس روی های بعدی به مرحله ای که شخص هنوز جدایی از مادر و بنابراین، احساس هویت شخصی را کسب نکرده است، منجر شود.

منابع :

  • درآمدی بر روابط موضوعی و روانشناسی خود. مایکل سنت کلر. ترجمه علیرضا طهماسب
  • نظریه های شخصیت. جس فیست، گرگوری فیست. ترجمه یحیی سیدمحمدی
  • نظریه های شخصیت. حمزه گنجی، مهدی گنجی
۳.۸ ۶ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

5 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آرین
۱۳۹۸/۰۱/۲۷ ۱۲:۲۰

متاسفانه امکان کپی پیست کردن در خیلی جاها غیر فعال شده. و این باعث میشه که کاربر عادی اگر قصد نت برداری داشته باشه مجبور به رونویسی بشه. امیدوارم که در آینده این امکان رو دوباره فعال کنید. و کسی هم که به دنبال کپی پیست کردن این مطلب باشه به راحتی با نرم افزار این کار رو انجام میده. آخه این چه کاریه!

Mahi
۱۳۹۸/۰۲/۲۲ ۱۵:۱۳

سلام. وقتتون بخیر.من دائما از مطالب سایتتون استفاده میکنم، خواستم هم ازتون تشکر کنم بابت مطالب عالیتون و هم اینکه سؤالی رو بپرسم. من کارشناسی معماری هستم و به شدت علاقمند به رشته ی مشاوره و روانشناسی، جوری که تمام وقتم به خوندن نظریات و…میگذره. ارشد رو میخوام مشاوره بخونم، آیا برای شرکت در کارگاه های مشاوره و روان شناسی و گرفتن مدرک الزاما باید محصل اون رشته بود؟.. و اینکه ب نظر شما با پشتکار و بالا بردن مهارتم و گذروندن دوره ی دکترا بعد از ارشد میتونم جبران اینو کنم که کارشناسیه این رشته رو نگذروندم؟ ممنون میشم جواب بدین

یلدا
۱۳۹۹/۰۳/۲۸ ۱۹:۲۳

مرحله اول که اوتیسم نام دارد تا یک ماهگی ادامه دارد .