دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

کنترل اجتماعی از نظر اسکینر

رفتار فرد، در نهایت توسط وابستگی های محیطی کنترل می شود. این وابستگی ها می توانند توسط جامعه، فردی دیگر، یا خود شخص ایجاد شده باشند

کنترل اجتماعی

افراد دست به تشکیل گروه های اجتماعی می زنند، زیرا این رفتار تقویت کننده است. گروه ها به نوبه خود با تدوین کردن قوانین، مقررات و سنت های مکتوب یا نامکتوبی که موجودیت مادی فراتر از زندگی افراد دارند، اعضایشان را کنترل می کنند. قوانین یک ملت، مقررات یک سازمان، و سنت های یک فرهنگ از روش کنترل متقابل هر فرد فراتر می روند و به صورت متغیرهای کنترل کننده قدرتمند در زندگی تک تک اعضا عمل می کنند. علاوه بر این، کنترل اجتماعی تاثیراتی را شامل می شود که هر فردی در رابطه تک به تک، بر دیگری اعمال می کند (اسکینر، ۱۹۷۴).

به اعتقاد اسکینر، زمانی که کنترل اجتماعی اعمال می شود، افراد می توانند از سه راهبرد اساسی برای خنثی کردن آن استفاده کنند:

  1. می توانند بگریزند
  2. تمرد کنند 
  3. از مقاومت منفی استفاده کنند

در راهبرد گریز، افراد به صورت جسمانی یا روانی از عامل کنترل کننده کناره گیری می کنند. در راهبرد تمرد، افراد برای خنثی کردن عامل کنترل کننده، فعال تر رفتار می کنند. در راهبرد مقاومت منفی، افراد از کسانی که تمرد می کنند ظریف تر عمل نموده و بیشتر از کسانی که به گریز متوسل می شوند، برای کنترل کنندگان آزارنده هستند و لج بازی ویژگی اصلی این راهبرد هست. به زعم اسکینر، مقاومت منفی زمانی بکار می رود که راهبردهای دیگر شکست خورده باشند.

نمونه ای از کنترل اجتماعی

کنترل اجتماعی

نمونه جالبی از رفتار ناهشیار و کنترل اجتماعی، به اسکینر و اریک فروم (یکی از منتقدان سرسخت اسکینر) مربوط می شود. در یک جلسه حرفه ای که این دو مرد در آن حضور داشتند، فروم ادعا کرد که انسانها کبوتر نیستند و نمی توان آنها را از طریق فنون شرطی سازی کنشگر کنترل کرد. در حالی که اسکینر پشت میز مقابل فروم نشسته بود و به سخنرانی تند او گوش می داد، تصمیم گرفت رفتار حرکت دست او را تقویت کند. او یادداشتی را به یکی از دوستانش رد کرد که در آن نوشته شده بود: “به دست چپ فروم نگاه کن. می خواهم حرکت قطع کردن آن را شکل دهم” (اسکینر، ۱۹۸۳، ص۱۵۱). (حرکت قطع کردن به از بالا به پایین آمدن دست طوری که قطع کردن چیزی را تداعی کند، اشاره دارد).

هر وقت فروم دست چپ خود را بالا می برد، اسکینر مستقیما به او نگاه می کرد. اگر دست چپ فروم با حرکت قطع کردن پایین می آمد، اسکینر لبخند می زد و به نشانه تایید، سر تکان می داد. اگر فروم دست خود را نسبتا بی حرکت نگه می داشت، اسکینر از او روی بر می گرداند یا چنین جلوه می داد که از صحبت فروم خسته شده است. بعد از ۵ دقیقه تقویت گزینشی از این نوع، فروم نادانسته دستان خود را آنچنان شدید تکان داد که ساعت او از دستش لیز خورد!

هر یک از ما، مانند اریک فروم، به وسیله نیروها و فنون اجتماعی کنترل می شویم، اما همه اینها را می توان تحت عناوین زیر گروه بندی کرد:

  • ۱- شرطی سازی کنشگر
  • ۲- توصیف وابستگی ها
  • ۳- محرومیت و سیری
  • ۴- محدودیت جسمانی (اسکینر، ۱۹۵۳)
پست های مرتبط

شرطی سازی کنشگر

جامعه از طریق سه روش اصلی شرطی سازی کنشگر کنترل می کند:

  • ۱- تقویت مثبت
  • ۲- تقویت منفی
  • ۳- دو روش تنبیه (افزودن محرک ناخوشایند و حذف کردن محرک خوشایند)

هر یک از این روشها را می توان با بررسی روشهای کنترل کننده ای که یک معلم کلاس چهارم به کار می برد، توضیح داد:

این معلم، برای خوب درس خواندن نمرات عالی می دهد، رفتارهای جامعه پسند را تحسین می کند، یا برای حضور مرتب در کلاس، جایزه می دهد؛ یا وقتی کودکی از رفتار ناخوشایندش پوزش می خواد، از سرزنش کردن او خودداری می کند. او می تواند وضعیت ناخوشایندی مانند تکلیف اضافی به خاطر رفتار نافرمانی را اضافه کند، یا می تواند تفویت کننده های مثبت را حذف کند، مثلا، دانش آموز پرچانه ای را از دوستانش جدا کند.

در تمام این مثالها، معلم پاداش یا تنبیه را به رفتار این کودک وابسته می کند. اثر بخشی هر یک از این روشها به تداوم آنها، ساخت ژنتیکی و تاریخچه تقویت دانش آموز، و وجود سایر روش های کنترل رفتاری بستگی دارد.

توصیف وابستگی ها

توصیف وابستگی ها، زبان را شامل می شود و معمولا به صورت کلامی است و از این طریق، وابستگی های رفتار هنوز صادر نشده افراد را به آنها یادآور می شوند. نمونه های زیادی از وابستگی های توصیفی وجود دارند. علایم رانندگی در بزرگراه ها به رانندگان هشدار می دهند، مراقب جاده یخ زده در پل بعدی باشند.

تهدیدها نیز نوعی وابستگی های توصیفی هستند؛ مثلا «اگر هم چنان دیر سرکار حاضر شوی، مجبورم شما را اخراج کنم». تبلیغات نیز روش دیگر کنترل از طریق توصیف وابستگی ها هستند؛ مثلا «از خمیر دندان ما استفاده کنید تا سلامت دندان های خود را حفظ کنید». در هریک از این مثالها، تلاش برای کنترل کردن به طور کامل موفقیت آمیز نیست، اما هر یک از آنها این احتمال را که پاسخ مطلوب صادر شود، افزایش می دهد.

محرومیت و سیری

رفتار را می توان با محروم کردن افراد از تقویت کننده ها یا سیر کردن آنها با تقویت کننده ها نیز کنترل کرد. افرادی که محروم شده اند به احتمال بیشتری به شیوه ای رفتار می کنند که برای کاستن از محرومیت ترتیب یافته اند. آدم سیر به احتمال کمتری به گونه ای رفتار می کند که برای فرد کنترل کننده ناخوشایند است.

محدودیت جسمانی

نمونه دیگری از کنترل اجتماعی، محدود کردن جسمانی افراد به گونه ای است که نتوانند به شیوه خاصی رفتار کنند. افراد حصارها را برپا می کنند تا از ورود دیگران به ملکشان جلوگیری کنند. جامعه زندان ها را می سازد تا تبهکاران را مهار کند، و مادر جلوی بچه ای را که کنار حوضچه ای عمیق کار می کنند، می گیرد. محدودیت جسمانی برای خنثی کردن تاثیرات شرطی سازی عمل می کند، و رفتاری را به بار می آورد که با رفتاری که فرد هنگام محدود نبودن صادر می کرده است، مغایرت دارد.

اسکینر معتقد بود رفتار به آزادی شخصی ربطی ندارد، بلکه وابستگی های بقاء، تأثیرات تقویت و وابستگی های محیط اجتماعی آن را شکل می دهند. بنابراین، عمل محدود کردن جسمانی فرد، آزادی را بیشتر از سایر روش های کنترل از جمله کنترل شخصی، نفی نمی کند.

کنترل شخصی (خودگردانی رفتار)

اسکینر معتقد است که افراد به همان صورتی که می توانند متغیرهایی را در محیط دیگران تغییر دهند، قادر هستند متغیرهایی را در درون محیط خویش نیز دستکاری کنند و بدین ترتیب مقداری کنترل شخصی اعمال می نمایند. به رغم این که محرک ها و تقویت کننده های بیرونی باعث شکل دهی و کنترل رفتار ما هستند، ما از آن چه اسکینر خودگردانی (self-control) نامید، برخورداریم، که او آن را توانایی اقدام کردن برای تغییر دادن تأثیر این رویدادهای بیرونی تعریف می کند.

منظور اسکینر کنترل از طریق نیروهای اسرارآمیزی که دیگران با عنوان های عجیبی شرح داده اند، نبود، بلکه منظور وی این بود که ما می توانیم متغیرهای بیرونی تعیین کننده رفتارمان را تا اندازه ای کنترل کنیم(شولتز).

برای مثال، محدویت جسمانی به کنترل اجتماعی محدود نمی شود، بلکه می توان از آن برای کنترل خود نیز استفاده کرد. گرچه افراد نمی توانند از لحاظ جسمانی جلوی خودشان را بگیرند، اما می توانند وابستگی های محیطی را طوری ترتیب دهند که رفتارشان را محدود کنند. مثلا یک فرد عصبانی می تواند برای این که جلوی صحبت کردن ناشایست خودش را بگیرد تا ۱۰ بشمارد.

منبع: فیست و فیست، نظریه های شخصیت، ترجمه یحیی سید محمدی

۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها