دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

رهبری در گروه

رهبری به عنوان یک فرایند، عبارت است از استفاده از نفوذ بدون اجبار، به منظور هدایت و هماهنگ کردن فعالیت‌های اعضای گروه در جهت تحقق هدف‌ها.

رهبری

مفهوم رهبر و رهبری در گروه های محدود یک مفهوم عام است. مثلا یک معلم، کاپیتان تیم فوتبال،رئیس هیئت مدیره،یا مسئول یک باشگاه هر یک رهبر گروه خود به حساب می آیند. افراد ممتاز که دارای استعداد و ویژگی های شخصیتی هستند خود را بر دیگران تحمیل می کنند و با قبولاندن نظرات و سلیقه های خود،مقام رهبری گروه را به چنگ می آورند.

راس و هندرینقش رهبری به احتمال قوی با عوامل سازنده شخصیت ،طرز تفکر و گرایش،نیازهای پیروان در یک زمان خاص،ساخت و موقعیت گروه ارتباط مستقیم دارد.

هانری مندراس: در چگونگی ظهور رهبری معتقد است که باید رابطه های فرد با گروه را مورد بررسی قرار داد نه متغیرهای فردی اعضای گروه، زیرا از نظر او رهبری نمودی از کنشهای متقابل است.

مثال: پیشنهاد رفتن به سینما از سوی ۵ دوست. مسائل مختلفی پیش می آید که نیاز به وجود یک رهبر هست. ازقبیل: کجا شام بخورند،به تماشای چه فیلمی بروند، پس از سینما گپ بزنن یا هر کدام به خانه خود بروند. داخل یک گروه سیال انتخاب رهبر تابع هدف مورد نظر است. آنچه مایه رهبری رهبر است آن است که پیشنهاد او چگونه توسط دیگران پذیرفته شود و مورد قبول قرار گیرد.

رهبری در گروه

ساخت گروه و رهبری:

گروه تنها مجموعه ای از افراد نیست، بلکه افرادی که میان آنها روابطی وجود دارد و نیرویی همچون کنشهای متقابل اجتماعی موجب همبستگی آنهاست. منظور از ساخت گروه، مجموعه این روابط است که در هر گروهی در ارتباط با هدف و کارکردش مشخص است و براساس آن تعامل اجتماعی صورت میگیرد.

ساخت گروه بر دو نوع است: ساخت رسمی و غیر رسمی

در ساخت رسمی و سازمانی معممولا روابط اقتداری وجود دارد و فرمانها از مقامهای بالاتر به افراد پایین به صورت دستورات و جنبه سلسله مراتب دارد و رهبری بر اساس سمت و مقام است. در ساخت غیر رسمی،مناسبات افراد آزادانه است که به آنها گروههای دوستانه، عاطفی، هیجانی نیز می گویند و رهبری آن به صورت تمایز نقشها بر اساس ویژگیهای شخصیتی افراد ظهور پیدا می کند.

محور اصلی بحث در پویایی گروه،گروههای محدود است که بحث رهبری، شامل هر نوع گروه کوچک چهره به چهره از جمله گروههای رسمی کوچک در داخل سازمانهای بزرگ و هم گروههای آزاد، غیر رسمی را در بر می گیرد.

پست های مرتبط

باولاس ساخت شبکه ارتباطات یک گروه ۵ نفری را که بر کارایی گروه تاثیر دارد فرض نمود. به صورت زنجیره،دایره و شعاعی. درگروه زنجیره ای افراد،کسی را که در موقعیت مرکزی قرار دارد به عنوان لیدر مشخص می نماید و گروه دارای کارایی بهتری است و از کار خود راضی است. در شبکه دایره ای تمام اعضادر واقع، همه در یک موقعیت مساوی برای شرکت جستن در عملیات گروه هستند.

متغیرها در رهبری و کارایی

تمرکز و ابداع: در شبکه هایی که تمرکز درآن قاطعانه تعیین موضع شده است، از ایده های اعضا کمتر استفاده می شود و افراد با استعداد از طرف رهبر ندیده گرفته می شوند

تمرکز و نیازهای شخصی

اثر رقابت: رقابت بین اعضای یک شبکه باعث مسدود شدن گردش اطلاعات و تقلیل کارایی مساعی عمومی میگردد

اثرات همجواری: همجواری در داخل شبکه ارتباطی، تمایل به بالابردن سمپاتی بین اعضای مجاور را نتیجه می دهد. این به شرطی ست که بین آنها امکان بازخورد اطلاعات وجود داشته باشد.

اندازه گروه و کارایی: سلون کار در سال ۱۹۶۲ مطرح می کند که لازمه کارایی در گروههای مباحثه، حداقل ۳ و حداکثر ۱۲تا ۱۵ نفر است و حداکثر کارایی در گروه ۵ نفری است به نظر بعضی محققین در مسائلی که دارای یک راه حل است گروه ۳ نفری،گروه ۶ نفری برای حل مسئله ای که دارای چند راه حل است و گروه ۱۲ نفری برای مبادلات افکار بسیار متغیر،عقاید و اطلاعات بر روی یک مسئله عمومی می باشد مناسبتر است.

تجانس گروه و کارایی: دو شرط اساسی برای تجانس گروه پیشنهاد شده:

  • ۱) تجانس در سطح فرهنگ و چارچوب طرز تفکر
  • ۲) تجانس تعادل روانی

بعضی از جنبه های شخصیتی در تجانس گروه ها بسیار مفیدند. مثلا: افراد در مسائل احساسی – اجتماعی به سادگی توافق پیدا می کنند و از این طریق نیروی بیشتری در تحقق اهداف و همکاری صمیمانه در فعالیتهای گروهی بروز می دهند.گروههایی که تمام اعضای آن روابط خیلی صمیمی دارند و یا گروههایی که روابط افراد در آن فاصله دار است بیش از گروههایی که هر دو نوع را مخلوط دارند کارا هستند. گروههایی که اعضای آن تمایل به روابط بسیار نزدیک دارند بیشتر از گروههایی که اعضای آن فرد پرست هستند کارایی دارند.

انواع رهبری

  • رهبری دموکراتیک 
  • رهبری مستبدانه 
  • رهبری باری به هر جهت

نتیجه تحقیق میشل کروزیه در انواع رهبری سازمانی، این است که قبل از دانستن اینکه چه تیپ از رهبری یا مدیریت را انتخاب باید نمود، دانستن این موضوع مهمتر است که یک رهبری ضعیف موجب عدم رضایت اعضا می گردد.

رهبری و تغییر:

کورت لوین: به هنگام بروز تغییر در گروه، نیروهای متضاد مداخله می کنند. یعنی قسمتی از این نیروها “نیروهای سوق دهنده” هستند که در جهت تغییرند و قسمت دیگر “نیروهای بازدارنده”  که در برابر نیروهای سوق دهنده مقاومت می کنند.

لوین معتقد است هر گونه تغییر موفقیت آمیز در گروه سه جنبه پیدا می کند:

  • ۱) در هم شکستن سطوح متبلور پیشین(سکون و رسم دیرینه)
  • ۲) حرکت دادن وضع به سطح جدید تعادل
  • ۳) متبلور ساختن زندگی گروه در سطح جدید تعادل پویا

در تجربیات گروه های کوچک و محدود این اصل به اثبات رسیده است که بسیاری از مقاومتها در جریان تغییر می تواند بر تغییر اثر بگذارد. افکار لوین در مورد تغییر اجتماعی بر اساس تجزیه و تحلیل روابط و مناسبات میان اشخاص در یک گروه محدود و استوار است. علل و انگیزه هایی که بین افراد مخالف یا نیروهای درگیر در داخل گروه به چشم می خورد باید شناخته شود تا با توجه به علل و عوامل مختلف رهبری صحیح گروهی امکانپذیر گردد.

۳ ۴ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها