دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

اصل لذت و اصل واقعیت

ناخودآگاه فقط بر مبنای اصل لذت عمل می کند.

روان ما از هر رویدادی که ممکن است عدم لذت را برانگیزد، دوری می کند. دو اصل حاکم بر حیات ذهنی ما، یکی اصل واقعیت و دیگری اصل لذت است.

اصل لذت و اصل واقعیت

فروید اصل لذت(Pleasure principle) را اینگونه بیان می کند که ارگانیسم (موجود زنده) در جست و جوی محرک هایی است که به او احساس لذت می دهند و از محرک هایی که برای او درد و رنج ایجاد می کنند، فاصله می گیرد و دوری می کند. اگر از آدم ها بپرسیم که بنیادی ترین اصل حاکم بر حیات ذهنی انسان کدام است، به این اصل ها اشاره می کنند:

  • عمل کردن به نفع حفظ بقا
  • عمل کردن در جهت کنترل امور
  • تلاش برای حفظ عزت نفس
  • جلب رضایت دیگران
  • تلاش برای شاد بودن

با این حال ما دست به خطراتی می زنیم که پای جانمان را به میان می کشند، مثل پرش بانجی یا سیگار کشیدن؛ نیز کارهایی می کنیم تا کنترل امور از اختیارمان خارج شود، مثل خوردن مشروبات الکلی یا مصرف مواد مخدر؛ یا کارهایی می کنیم که وجهه مان را مخدوش می کنند، مثلا دروغ می گوییم یا خیانت می کنیم.

فروید نتیجه می گیرد که ما از اصل لذت-عدم لذت، یا اصل لذت پیروی می کنیم. درست است که در پرش بانجی خطر آسیب جدی یا مرگ را به جان می خریم، اما در پی کسب لذت از هیجان لرزه آور آن نیز هستیم؛ درست مثل کشیدن سیگار یا مصرف الکل. فعالیت روانی از هر رویدادی که به عدم لذت بیانجامد عقب نشینی می‌کند (واپس رانی). رویاهایی که شب‌ها مشاهده می‌کنیم، و گرایش ما به هنگام بیداری در جهت اینکه از امورات ناراحت‌کننده دور شویم، باقیمانده‌هایی از سلطه این اصل و شاهدی بر قدرت آن هستند.

اصل لذت بر قانون جاذبه و دافعه استوار است، یعنی اینکه فعالیت روانی نهاد از هر آنچه که ممکن است برایش درد آور باشد، خود را کنار می کشد و به سمت آنچه که برایش لذت بخش است، جذب می شود. ولی در کنار همه اینها فروید اصلی دیگر به نام اصل واقعیت(Reality principle) را معرفی می کند.

از نظر فروید، فرد با گذشت زمان و بزرگ شدن در اثر تربیت، قوانین زندگی اجتماعی، دین و آداب و رسوم یاد می گیرد که کار کند، صبر کند، محاسبه کند، تحمل کند و در یک کلام عاقل شود. نکته ای که وجود دارد این است که به هیچ وجه اصل واقعیت در تضاد با اصل لذت نیست بلکه در اینجا هم هدف بدست آوردن لذت است منتها در اینجا بهترین راه کوتاه ترین راه نیست. همچنین فرد در این موقعیت در جهت ارضای لذت هایش اخلاقیات، انسانیت و قوانین را نیز در نظر می گیرد.

غایت همه انواع نوروزها این است که بیمار را از زندگی واقعی دور و وی را از واقعیت بیگانه کند. افراد نوروتیک به این علت از واقعیت رو می‌گردانند که بخشی از آن را تحمل‌ناپذیر می‌یابند. افراطی‌ترین نوع روگردانی از واقعیت را می‌توان در موارد سایکوز مشاهده کرد که فرد می‌کوشد رویداد خاصی را که باعث فوران جنون شده است انکار کند.

نقش آموزش و هنر در تعالی اصل لذت

آموزش را می‌توان بی هیچ درنگی نوعی تشویق به غلبه بر اصل لذت و جایگزین کردن آن با اصل واقعیت تلقی کرد؛ به بیان دیگر، در آموزش تلاش می‌شود به فرایند رشد که بر روی ایگو اثر می‌گذارد یاری رسانده شود. بدین منظور، در آموزش از محبت آموزگار به عنوان پاداش برای شاگرد استفاده می‌شود.

هنر میان دو اصل لذت و واقعیت به شیوه‌ای عجیب و غریب سازش برقرار می‌کند. هنرمند اساساً کسی است که از واقعیت روی بر می‌گرداند، زیرا نمی‌تواند با فقدان ارضای غریزه، که توسط الزامات ناشی از واقعیت است کنار بیاید. هنرمند اجازه می‌دهد آرزوهای اروتیک و بلندپروازانه‌اش به طور کامل در زندگی خیالی بازی کنند. در عین حال، هنرمند همان کسی است که راه بازگشت از دنیای خیال به دنیای واقعیت را پیدا می‌کند، بدین طریق که از استعدادهای ویژه‌ای بهره می‌گیرد و خیالاتش را به حقایقی از نوع جدید تبدیل می‌کند، حقایقی که مردم آنها را تفکراتی ارزشمند راجع به واقعیت تلقی می‌کنند. بنابراین، هنرمند به طریقی توانسته است به واقع تبدیل به قهرمان، خالق، یا همان موجود محبوبی بشود که میل داشته است، بی آنکه مسیر طولانیِ ایجاد تغییر در جهان بیرونی را طی کرده باشد.

پست های مرتبط

اصل لذت در دنیای امروز ما

اصل لذت به ما می گوید که نیاز اصلی ذهن ما، اجتناب از تنش و فرار از واقعیت است. در اینجا می توانیم شکل سائق مرگ را که در بسیاری از جنبه های امروزی زندگی روی می دهد، ببینیم. مثلا مردم به مواد روی می آورند تا خود را از احساس گناه، شرم و اضطراب رهایی بخشند. از دید روانکاوی، اعتیاد شامل انکار کردن واقعیت های سخت زندگی فرد است؛ هرچند می دانیم که این واقعیت های درونی و بیرونی هیچ وقت از بین نمی روند و اعتیاد در رسیدن به این هدف شکست می خورد.

امروزه مردم به رسانه و تکنولوژی روی آورده اند تا دسترسی سریعی به لذت کسب کنند؛ این شیوه بیشتر از اعتیاد به مواد برای افراد خطرناک است. تکنولوژی در تحریف واقعیت قدرتمندتر است و مردم بیشتر تحریک می شوند تا واقعیت جهان را نادیده بگیرند و به دنیای مجازی پناه ببرند. برای نمونه، فردی که همیشه از تلفن همراهش استفاده می کند را در نظر بگیرید. وی هر وقت احساس ناخوشایندی دارد، گوشی خود را بیرون می آورد. عملکرد او با تلفنش این است که با حذف کردن دنیای اجتماعی اضطراب آور، لذت را فراهم می آورد.

در واقع اگر در اطراف دانشگاه قدم بزنید اکثر دانشجویان را می بینید که یا پیام ارسال می کنند و یا به موسیقی گوش می دهند و این استفاده همه جانبه از رسانه و تکنولوژی نه تنها آنها را از دنیای بیرونی دور می کند بلکه از واکنش های شخصی نیز منحرف شان می کند. بشر از این رو تکنولوژی را ساخت تا اصل لذت بر زندگی ما حکمرانی کند.

اگر ما همیشه واقعیت زندگی خود را انکار کنیم با افزایش همه جانبه تاثیرات رسانه مجازی این مشکلات تنها عمیق و بدتر می شوند. درست مانند رسانه های مستهجن که اجازه می دهد مردم از مشکلات و تنش های رابطه واقعی بگریزند. واقعیت مجازی، شکل پذیرفته شده انکار اصل واقعیت است.

منابع

  • خود فروید چه گفت . سوزان شوگرمن
  • فروید برای قرن بیست‌و‌یکم . رابرت ساموئلز
۵ ۲ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها