دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

اختلالات خلقی

بالا رفتن یا پایین آمدن خلق مشخص کننده اختلالات خلقی است.

اختلالات خلقی اغلب به شکل خلق پایین(در دوره های افسردگی) یا به شکل خلق بالا در دوره های شیدایی(مانیا) دیده می شوند. خلق مرضی یا پاتولوژیک و آشفتگی های همراه آن، نمای بالینی این اختلالات است.

هيجان و خلق و عاطفه

اختلالات خلقی (Mood Disorders)، دسته ای از بیماری های روانپزشکی هستند. این اختلالات در درجه اول بر حالت عاطفی فرد تاثیر می گذارد، به همین خاطر به آن اختلالات عاطفی (Affective Disorders) هم می گویند. خلق کمتر از هیجان وابسته به رویدادهای خاص است یعنی یک اتفاق خاص ممکن است در لحظه سبب ایجاد هیجان خاصی شود ولی خلق در طول زمان با اتفاقات واحد، زیاد نوسان پیدا نمی‌کند. خلق بر روی ارزیابی شما از دنیا تاثیر می‌گذارد و دیدگاهتان را نسبت به مسائل تغییر می‌دهد. اگر تغییرات سریع در خلق (Mood) رخ دهد؛ مانند اختلال دو قطبی یا افسردگی، برای شما مشکلاتی در زمینه‌های مختلف زندگی ایجاد می‌کند.

 افسردگیاختلالات خلقی به موارد زیر تقسیم می شوند:

  1. اختلال افسردگی اساسی
  2. اختلال افسرده خویی
  3. اختلال دو قطبی نوع ۱ و ۲
  4. اختلال ادواری خویی یا سیکلوتایمی
  5. اختلال افسردگی فصلی
  6. اختلال افسردگی آتیپیک
  7. اختلال ملال پیش از قاعدگی
  8. اختلال افسردگی پس از زایمان

اختلالات خلقی بسته به اینکه کدام نوع باشند، علامت های مختلفی دارند که شامل موارد زیر می شود.

اختلالات خلقیعلائم خلق پایین یا افسرده:

  • احساس غم و ناراحتی در بیشتر وقتها یا هر روز
  • احساس نا امیدی و بی ارزش بودن
  • بی انرژی و کسل بودن
  • تغییر در اشتها و تغییر در وزن فرد
  • کاهش احساس لذت بردن از فعالیت هایی که در گذشته موجب لذت فرد بودند
  • افزایش یا کاهش میزان خواب
  • فکر کردن درباره مرگ دیگران یا مرگ خود
  • مشکل در تمرکز

علائم خلق بالا یا مانیک (شیدایی):

  • احساس داشتن انرژی و گوش به زنگی بیش از حد
  • حرکت یا گفتار سریع
  • تحریک پذیری نسبت به محیط و افراد، بی قراری و به هم ریختگی
  • انجام رفتار های پر ریسک مانند رانندگی بی دقت یا ولخرجی زیاد
  • افزایش غیر عادی میزان انجام فعالیت و تلاش برای انجام چند فعالیت همزمان
  • پرش افکار
  • بی خوابی و مشکل در به خواب رفتن

علل اختلالات خلقی

مجموعه‌ای از عوامل زیستی، ژنتیکی، اجتماعی و شخصیتی در بروز اختلالات خلقی موثر است که در ادامه درباره ‌آنان توضیح می‌دهیم.

پست های مرتبط
  • عوامل زیستی: سروتونین و نور اپی نفرین دو ناقل عصبی که با کم و زیاد شدنشان در مغز اختلال خلقی رخ می‌دهد. در افسردگی فعالیت سروتونین کاهش و در مانیا افزایش پیدا می‌کند.
  • عوامل ژنتیکی: عوامل ژنتیکی به شدت در ابتلا به اختلالات خلقی موثرند. افسردگی پدر یا مادر عاملی برای ابتلای فرزندان به شمار می‌رود.
  • عوامل روانی اجتماعی: استرس‌های محیطی از ابتدای زندگی باعث بالا رفتن ریسک ابتلا به اختلالات خلقی می‌شوند. به طور مثال از دست دادن پدر و یا مادر در کودکی بالاترین میزان ارتباط را با افسردگی دارد.
  • عوامل شخصیتی: برخی از ویژگی‌های شخصیتی فرد را در معرض خطر بیشتری قرار می‌دهند. مثلا افرادی که کنترل بیرونی بر مسائل دارند، یا افرادی که عزت نفس پایین‌تری دارند.

میزان بروز و میزان شیوع

اختلالات خلقی شایعند. در جدیدترین مطالعات اختلال افسردگی اساسی در بین اختلالات روانپزشکی بالاترین شیوع طول عمر (حدود ۱۷ درصد) را داشته است.  میزان بروز سالیانه بیماری دوقطبی کمتر از ۱ درصد است، اما برآورد دقیق آن دشوار است زیرا انواع خفیف‏تر اختلال دوقطبی معمولاً تشخیص داده نمی ‏شود.

نرخ شیوع طول عمری اختلالات خلقی:

  • افسردگی اساسی : ۵ تا ۱۷ درصد                     
  • اختلال افسرده‏ خویی (دیس‏تایمیک) :  ۳ تا ۶ درصد              
  • اختلال دوقطبی۱ :  ۰ تا ۲.۴ درصد
  • اختلال دوقطبی ۲ :  ۳. تا ۶.۳ درصد
  • خلق ادواری (سیکلوتایمی)  :  ۵. تا ۶.۳ درصد
  • هیپومانیا : ۲ تا ۷.۸ درصد

جنس

تقریباً در سراسر جهان و در همه کشورها و فرهنگ‏ها دیده شده که شیوع اختلال افسردگی اساسی در زنان دو برابر مردان است. طبق فرضیه ‏های ارائه شده دلایل این تفاوت عبارت است از تفاوت‏های هورمونی، اثرات زایمان، تفاوت فشارهای روانی ـ اجتماعی زنان و مردان، و الگوهای رفتاری مربوط به درماندگی آموخته شده. اختلال دوقطبی I برخلاف اختلال افسردگی اساسی، در مردان و زنان شیوع یکسانی دارد. دوره ‏های مانیا در مردان شایع‏ترند، و دوره ‏های افسردگی در زنان شیوع بیشتری دارند. وقتی دوره‏ های مانیا در زنان رخ می ‏دهند، احتمال اینکه به صورت مختلف تظاهر کنند (مثلاً مانیا و افسردگی) بیش از مردان است. همچنین حالت تندچرخی که طبق تعریف عبارت است از بروز حداقل ۴ دوره مانیا در طول یک سال، در زنان شیوع بالاتری دارد.

سن

اختلال دوقطبی I عموماً در سنینی پایین‏تر از اختلال افسردگی اساسی شروع می ‏شود. سن شروع اختلال دوقطبی I از کودکی (حتی پنج تا شش سالگی) تا پنجاه سالگی و حتی در موارد نادری بالاتر، و به طور متوسط سی سالگی است. متوسط سن شروع اختلال افسردگی اساسی حدود چهل سالگی است و حدود پنجاه درصد از کل این افراد بیماریشان در سنین بیست تا پنجاه سالگی شروع می ‏شود. اختلال افسردگی اساسی نیز ممکن است در کودکی یا پیری شروع شود. برخی داده‏ های جدید همه‏ گیر شناختی حاکی از آن است که میزان بروز اختلال افسردگی اساسی ممکن است در میان افراد زیر بیست سال در حال افزایش باشد. این مشاهده ممکن است به افزایش مصرف الکل و سوءمصرف سایر مواد در این گروه سنی ربطی داشته باشد.

وضعیت تأهل

اختلال افسردگی اساسی بیشتر در افرادی پیدا می‏شود که هیچ ارتباط بین‏ فردی نزدیکی ندارند و یا طلاق گرفته یا متارکه کرده ‏اند. اختلال دوقطبی I در افراد طلاق گرفته یا مجرد شایع‏تر از افراد متأهل است، اما این تفاوت احتمالاً به خاطر شروع این اختلال در سنین پایین و نیز پیدایش اختلافات زناشویی در نتیجه این اختلال است، که هر دو مشخصه اختلال دوقطبی I است.

مسایل اجتماعی ـ اقتصادی و فرهنگی

هیچ ارتباطی بین وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی افراد و اختلال افسردگی اساسی پیدا نشده است؛ اما میزان بروز اختلال دوقطبی I در گروه‏های اجتماعی ـ اقتصادی بالاتر، بیشتر از متوسط به نظر می‏رسد. افسردگی در نواحی روستایی شایع‏تر از نواحی شهری است. اختلال دوقطبی I در افراد فاقد تحصیلات دانشگاهی شایع‏تر از فارغ‏ التحصیلان دانشگاه است که شاید به خاطر سن شروع نسبتاً پایین این اختلال باشد. میزان شیوع اختلالات خلقی در میان نژادهای مختلف یکسان است. با این حال اغلب بالینگران در بیمارانی که زمینه نژادی یا فرهنگی آنها با بالینگران متفاوت است، تمایل دارند بیشتر تشخیص اسکیزوفرنی را مطرح کنند تا تشخیص اختلالات خلقی.

بیماری ‏های همراه

شایع ‏ترین اختلالات همراه عبارتند از: سوءمصرف یا وابستگی به الکل، اختلال هول، اختلال وسواسی ـ جبری (OCD) و اختلال اضطراب اجتماعی. از سوی دیگر در افراد دچار اختلالات مصرف مواد و اختلالات اضطرابی خطر بروز طول عمر یا همزمان اختلالات خلقی بالاتر از جمعیت عمومی است. هم در اختلال یک‏ قطبی و هم در اختلال دوقطبی مردان بیشتر با اختلالات مصرف مواد و زنان بیشتر با اختلالات همزمان اضطراب و اختلالات خوردن مراجعه می‏ کنند. به طور کلی میزان ابتلای همزمان مصرف مواد و اختلالات اضطرابی در بیماران دوقطبی بیشتر از بیماران دچار افسردگی اساسی یک ‏قطبی است.

در مطالعه همه ‏گیرشناسی منطقه خدماتی (ECA)، سابقه طول عمر اختلالات مصرف مواد، اختلال هول (پانیک) و OCD در بیماران دچار اختلال دوقطبی I تقریباً دو برابر بیماران دچار افسردگی اساسی یک ‏قطبی گزارش شد (میزان این سه اختلال در بیماران دچار اختلال دوقطبی I به ترتیب ۶۱ درصد، ۲۱ درصد و ۲۱ درصد بود و این میزان‏ها در بیماران دچار افسردگی اساسی به ترتیب ۲۷ درصد، ۱۰ درصد و ۱۲ درصد گزارش گردید). اختلالات همزمان مصرف مواد و اضطرابی در بیماران دچار اختلال دوقطبی و افسردگی اساسی یک‏ قطبی سبب بدتر شدن پیش ‏آگهی و افزایش بارز خطر خودکشی می ‏شود.

منبع : خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک / ترجمه فرزین رضایی / نشر ارجمند 

۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها