دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

عشق ویرانگر (شخصیت خودشیفته)

اگر محبوبتان فردی خودشیفته است، شما غالبا احساس خواهید نمود که ویژگی ها و احساسات شما را نادیده می انگارد. وی عزت نفس بسیار شکننده ای دارد.

شخصیت خودشیفته، اصرار زیادی به دریافت تحسین و تمجید از سوی دیگران دارد.

سه ویژگی برجسته را می توان در آن ها مشاهده نمود :

  1. اهمیت فوق العاده زیاد برای خود قائل می شوند.
  2. همواره در صدد دریافت تحسین و تمجید از طرف دیگران هستند.
  3. قادر به هم حسی و همدلی و درک دیگران نیستند.

نسبت به خود دارای احساس خود بزرگ بینی هستند. برداشتی غلو شده از توانایی ها و موفقیت های خود دارند، به مانند طاووس در میان دیگران راه می روند و از هیچ فرصتی برای جلب دیگران به تمجید از بزرگی ذاتی خویش غفلت نمی ورزند.

اگر محبوبتان فردی خودشیفته است، شما غالبا احساس خواهید نمود که ویژگی ها و احساسات شما را نادیده می انگارد. وی عزت نفس بسیار شکننده ای دارد. توقع دریافت توجه خاص از سوی دیگران برجسته ترین ویژگی آن هاست. افزون بر تکبر، فخر فروشی و ادعای سروری از ویژگی های وی است. او دارای نقص شدید در برقراری رابطه صمیمانه با دیگران است. این نقص احساس همدلی است، به همین دلیل وی قادر به درک و فهم شما و احساسات ، تجربه ها و تمایلات شما نیست. او نمی تواند به تبادل دوسویه عاطفی بپردازد.

هنگامی که در زمینه تحسین و تمجید احساس ناموفقی کند یا رفتار متکبرانه اش زیر سوال رود، احساس می کند مورد حمله و تحقیر واقع شده است و بدنبال آن ممکن است به وسیله بداخلاقی، قهر، خشم، تحقیر و یا فحاشی و در برخی موارد  حمله فیزیکی نشان دهد.

ویژگی های شخصیت خودشیفته

  1. خود را فرد بسیار مهمی می داند و غالبا در مورد توانایی ها و موقعیت های خود غلو می کند.
  2. ذهن او همواره در حال خیالپردازی درباره موفقیت، قدرت، زیبایی و یا عشق است.
  3. او خود را فرد خاصی می داند که توسط افراد خاص، باهوش و مشهور درک می شود.
  4. او نیاز به تحسین شدید و مداوم دارد.
  5. همواره خود را حق به جانب می داند و انتظار دارد که دیگران به گونه ای خاص با او برخورد کنند و با آرزوها و امیال او همراهی کنند.
  6. غالبا از ارتباط با دیگران در جهت تحقق نیازهای خود سوءاستفاده می کند .
  7. بنظر می رسد وی فاقد همدلی است. به همین جهت قادر به درک و پاسخگویی به احساسات و نیازهای دیگران نیستند.
  8. او غالبا به دیگران حسادت می ورزد و یا بر این باور است که دیگران نسبت به او حسادت می ورزند.
  9. غالبا در رفتار و افکار او می توان فخر فروشی نسبت به دیگران را مشاهده نمود.

شخصیت خودشیفته چگونه شکل گرفته است؟

یک کودک به دو طریق در بزرگسالی خودشیفته می شود. در طریق اول، والدین به ستایش افراطی کودک می پردازند. آنها در ارزیابی توانایی های کودک خود غلو می کنند و بطور مکرر او را مورد تحسین و تمجید قرار می دهند.

دومین روش برای شکل گیری یک شخصیت خودشیفته، خودشیفتگی جبرانی نام دارد. در این روش رایج شخصیت خودشیفته به منظور جبران آزارها و بی اعتنایی های شدید تجربه شده در دوران کودکی تنها دو راه برای او وجود دارد:

  • ۱. یاس و ناامیدی  
  • ۲. پناه بردن به خیال پردازی های خود بزرگ بینانه

در حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد از افراد خودشیفته را مردان تشکیل می دهند.

فرد خودشیفته به عنوان شریک زندگی

آن ها از برقراری رابطه عاطفی دو سویه ناتوان اند. رابطه شما با وی از همان آغاز رابطه ای ناخوشایند خواهد بود، مگر آن که شما بطور مداوم به تحسین و تمجید وی بپردازید. آن ها تنها به شرطی وارد رابطه عاطفی می شوند که مطمئن باشند، رابطه مذبور عزت نفس آن ها را افزایش خواهد داد. اگر شما فردی ثروتمند ، جذاب  یا موفق باشید به احتمال قوی خود را سزاوار ارتباط با شما خواهد دید و تلاش خواهد کرد تا به نحوی با شما وارد ارتباط شود. وی عطش سیری ناپذیری به تحسین و تمجید دارد که اگر برآورده نشود خشمگین و آزرده خاطر می شود.

اگر شما ترجیح می دهید در یک رابطه عاطفی گمنام و ناشناخته واقع بمانید، رابطه با فرد خودشیفته برایتان گزینه مناسبی خواهد بود زیرا اگر شما به ابراز نیاز ها، تمایلات و احساسات خود درباره وقایع مختلف بپردازید، محبوبتان آن ها را نادیده گرفته و به سرعت به موضوع مورد علاقه خود خواهد پرداخت، یا اینکه از شما بخاطر اینکه به نیازها،تمایلات و احساسات خودتان اهمیت می دهید ناراحت شده و یا آن ها را بی اهمیت و احتمالا نشانه های ضعف شما خواهد دانست.

اگر بخواهید به رابطه عاطفی با وی ادامه دهید، همچنان که در شخصیت های مرزی و پارانوئید نیز دیده می شود، مجبور خواهید شد همواره مراقب باشید هیچ گاه به اصلاح محبوب خودشیفته خود نپردازید و با او مخالفت و مقابله نکنید.

چرا من همواره جذب افراد خودپسند می شوم؟

در درجه اول باید گفت فرد خودشیفته در برخورد نخست، بویژه اگر ظاهر خوبی نیز داشته باشد، بسیار چشمگیر جلوه می کند. آن ها افرادی کار آمد، با اعتماد به نفس، دارای عزت نفس بالا، با تجربه و دارای موقعیت های گوناگون در عرصه زندگی به نظر می آیند. در واقع در برخورد اول بسیار مشکل است که شما تحت تاثیر رفتار و گفتار وی قرار نگیرید و آنچه بعدها متوجه می شوید که چیزی جز دروغ، خیالپردازی و گزافه گویی نبوده است، به عنوان حقایقی تحسین برانگیز تلقی نکنید.

برخی از ما که دوست داریم در یک رابطه تحت کنترل واقع شویم، جذب افراد خودشیفته می گردیم. برخی افراد بزرگسال دقیقا برای کمک به افراد خودشیفته وارد چنین روابطی می شوند. این افراد سعی می کنند نقش یک والد تمام عیار را در رابطه با فرد خودشیفته به عهده گیرند. اما این اختلال ریشه در کودکی فرد دارد و به سادگی ورود شما در رابطه با وی اصلاح نمی شود.

آیا شما از حضور در حاشیه یک رابطه احساس لذت می کنید؟ بنا به هر علتی که وارد چنین روابطی می شوید، بدتر از همه این است که ممکن است در طی ارتباط عاطفی با وی عزت نفس خود را از دست داده و به این باور برسید که بدون او ارزش خاصی ندارید.

زندگی با محبوب خودشیفته

محبوب خودشیفته از نظر دیگران فردی متکبر ، نفرت برانگیز ، خودمحور و فاقد احساس همدلی است. در غالب موقعیت های اجتماعی ، فردی آزار دهنده و غیر قابل تحمل به چشم خواهد آمد. از این رو دوستان و خانواده شما تمایلی به ارتباط ندارند و برایشان سوال برانگیز است که شما چطور متوجه چنین مسئله ای نیستید.

اگر در رابطه با چنین افرادی هستید می توانید از توصیه های زیر استفاده نمایید:

۱. در وجه نخست از خودتان مراقبت کنید . در میان اختلالات شخصیت این اختلال از پایداری و شدت بیشتری برخوردار است. زندگی با چنین فردی نیاز به صبر ایوب دارد. به علت نیاز او به توجه زیاد شما خسته می شوید و احساس درماندگی خواهید کرد. لذا نیازمندید زمانی را برای خود اختصاص دهید که به مراقبت و براورده ساختن نیازهای خود بپردازید.

۲. رفتار های مثبت او را انعکاس دهید.

۳. از دریچه حسادت او به دنیا نگاه کنید. بدانید که واکنش دفاعی او در مورد انتقادهایی که از وی می شود، فرافکنی است، یعنی محبوبتان نسبت به دیگران و شما احساس حسادت دارد و چون این احساس برایش غیر قابل قبول است، آن را به دیگران و شما نسبت می دهد.

۴. حد و مرزهایی برای رفتار پرخاشگرانه و تحقیر کننده اش تعیین نمایید. بطور قاطعانه برایش مشخص کنید که در حین ارتباط با شما از اقدام به رفتار های تحقیر کننده کلامی و غیر کلامی اجتناب کند. در صورت تخطی از حد و مرزهای گذاشته شده تا مدتی وی را تنها بگذارید یا به بیرون از مکانی که او قرار دارد بروید.

۵. از ویژگی های محبوب خودشیفته خود استفاده کنید. بطور مثال می توانید به او بگوئید عزیزم چقدر خوب است که من با تو زندگی میکنم ، زیرا در این زمانه هیچ کس دیگری قادر نیست که مانند تو به حرف های من به خوبی گوش داده مرا درک کند. به احتمال قوی چنین تعریفی از وی سبب می شود که او تمام تلاش خود را به کار گیرد تا درستی حرف شما را اثبات کند و نشان دهد از هم حسی و همدلی ویژه ای برخوردار است.

۶. کوچکترین نشانه همدلی وی را تقویت کنید.

۷. روان درمانی وی طولانی مدت خواهد بود.

۸. زمان ترک رابطه . هنگامی که چنین قصدی دارید در برابر پرخاشگری های احتمالی او جانب احتیاط را رعایت کنید اگر سابقه خشونت فیزیکی دارد ، دوستان ، خانواده و پلیس را در جریان قرار دهید و زیر چتر حمایتی آن ها قرار بگیرید. به احتمال زیاد بعد جدایی خشم شدید یا افسردگی را تجربه خواهد نمود و به احتمال زیاد به دیگران خواهد گفت که وی شما را ترک کرده است زیرا برای فرد خودشیفته واقعیت باید به گونه ای تفسیر گردد که هویت شکننده او مورد تهدید واقع نشود.

منبع: عشق ویرانگر/دکتر براد جانسون  و دکتر کلی موری / ترجمه ؛زهرا حسین زاده – الهام شفیعی /نشر رسا،۱۳۸۷

۳.۸ ۱۷ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

1 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مهسا
۱۴۰۰/۱۰/۱۵ ۰۸:۴۴

بسیار دقیق و مختصر و همه جانبه بود ولی توصیه های بودن در آخر مقاله با فرد خودشیفته فقط انها رو خودشیفته تر میکنه و سوال من اینه که اگر آنها احساس همدلی ندارن وقتی از طرف شخص مقابل در رابطه ترک بشن چه احساسی خواهند داشت.