دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

رشد شناختی

رشد شناختی نحوه درک، تفکر و درک یک فرد از دنیای خود است و از طریق روابط موجود بین عوامل ژنتیکی و یادگیری تعریف می‌شود.

پیاژه

شیوه های توصیف روانشناسان معاصر از تغییرات شناختی، به شدت تحت تأثیر اندیشه های روانشناس سوئیسی، ژان پیاژه قرار گرفته است، که به اعتقاد بسیاری، یکی از بانفوذ ترین متفکران قرن ۲۰ است. روانشناسی کودک برای پیاژه، شناخت ذهن و روشی در جهت دستیابی به چگونگی شناخت انسان است. تحقیقاتی که او با این هدف، طی دهه های متمادی از طریق ایجاد موقعیت های آزمایشی (که به کودک امکان دستکاری و فعالیت می دهد) و با روش مصاحبه بالینی (که بیشتر معطوف به تحلیل استدلال و چرایی پاسخ ها است تا محتوای آنها) انجام داده است، اسکلت و چهارچوبی از رشد روانی در وجوه مختلف شناختی، عاطفی، اجتماعی ترسیم و توجیه می کند که در وضع کنونی دانش مربوط، از کاملترین نظریه های رشد است.

چه چیزی رشد می یابد؟

برای پیاژه شناخت و دانش وابسته به یکدیگرند. از این رو او به رشد هوش و ازدیاد دانش به گونه مکمل یکدیگر می پردازد و معتقد است که هر دو شکلی از سازش با محیط اند، که سازش زیستی ارگانیسم با پیرامون او را تداوم می دهند.

مکانیسم های رشد کدامند؟

  1. جذب: جذب که دخالت و عمل فرد روی محیط را می سازند، عبارت از درون گیری و جزء خودسازی موضوع بیرونی توسط طرحواره های ذهنی است.
  2. انطباق: منظور از انطباق، تغییراتی است که «موضوع» در فعالیت طرحواره ها ایجاد می کند تا آنکه بتوانند با آن سازش یابند.
  3. تعادل یابی: تعادل یابی مکانیسمی است با نقش آشتی دادن و هماهنگی بخشیدن به فرایند های جذب و انطباق.
  4. نظم یابی و تنظیم گری: منظور از نظم یابی مکانیسم هایی اند که ذهن در ارتباط خود با موضوع به کار می گیرد و منجر به سامان یابی رفتار می گردد.

عوامل مؤثر بر رشد ذهنی

پیاژه رشد را متأثر از چندین عامل درونی و بیرونی می داند : رسش ارگانیکی و روانی- عصبی.
تجربه در دو شکل، منطقی- ریاضی و مادی (آزمایشی) رخ می دهد. 
تأثیر محیط بیرونی، یعنی محیط مادی و محیط اجتماعی است (محسنی ، ۱۳۹۲).

مراحل رشد شناختی از نظر پیاژه

مرحله حسی- حرکتی (تولد تا دو سالگی)
۱- خود را از اشیاء تمیز می دهد.
۲- خود را به عنوان عامل (فاعل) اعمال خویش باز می شناسد و شروع به فعالیت هدفمند می کند.
۳- به مفهوم پایداری شیء دست می یابد.

پست های مرتبط

مرحله پیش عملیاتی (۲تا ۷سالگی)
۱- استفاده از زبان و بازنمایی اشیاء بصورت تصویر ذهنی و واژه را یاد می گیرد .
۲- فکرش هنوزخود محور است : نگریستن از دید دیگران برایش مشکل است.
۳- اشیاء را بر حسب یک ویژگی طبقه بندی می کند: یا رنگ یا اندازه .

مرحله عملیات عینی( ۷ تا ۱۱سالگی)
۱- می تواند درباره اشیاء و رویدادها بطور منطقی فکر کند.
۲- نگهداری عدد،جرم، وزن
۳- اشیاء را بر حسب چند ویژگی طبقه بندی می کند.

مرحله عملیات صوری (۱۱ سالگی به بعد)
۱- می تواند بطور منطقی درباره گزاره های مجرد فکرکند و به طور نظام دار به آزمون فرضیه ها بپردازد.
۲- به مسائل فرضی آینده و جهان بینی می پردازد (لورابرگ ،۲۰۰۷).

رویکردهای پردازش اطلاعات

تفکر – توجه – حافظه – مهارت های طبقه بندی – حل مسئله

بسیاری از آزمایش هایی که دیدگاه پیاژه را به چالش طلبیده اند الهام گرفته از کار پژوهشگرانی است که رشد شناختی را اکتساب مهارتهای مستقل پردازش اطلاعات می دانند. این پژوهشگران معتقد هستند تکالیف مرسوم پیاژه نمی توانند مهارت های پردازش اطلاعات را از مهارت بنیادی تفکیک کنند.

در مورد این سؤال اساسی که رشد را باید زنجیره ای از مراحل متمایز دانست یا فرآیندی مستمر، بین این نظریه پردازان توافقی دیده نمی شود. برخی معتقدند مفهوم مراحل را باید به کلی کنار گذاشت . از نظر آنان مهارتهای پردازش اطلاعات به صورتی منظم و مداوم اما مستقل از هم رشد می کنند. اما سایر نظریه پردازان مکتب پردازش اطلاعات برای خود گسترش الگوی مرحله ای پیاژه را قائل هستند و معتقدند که تغییرات تدریجی در مهارتهای پردازش اطلاعات منجر به تغییرات ناپیوسته و شبه مرحله ای در تفکر کودکان می شوند. این نظریه پردازان نو پیاژه ای نامیده می شوند .

گروه دیگری از نو پیاژه ای ها معتقد هستند که مراحل واقعاً اصیلی وجود دارند ولی فقط در حوزه های خاصی از دانش. برای مثال : مهارتهای زبانی ، درک ریاضی ، استدلال اجتماعی و موارد دیگر ممکن است همه به صورت مرحله ای رشد کنند. همچنین نظریه پردازان پردازش اطلاعات با پیاژه موافقند که کودکان موجودات فعال و کاوشگری هستند، ولی آنها به جای اینکه نظریه واحد و یکپارچه رشد شناختی را ارایه دهند، روی چند جنبه تفکر ، توجه ، حافظه و مهارتهای طبقه بندی گرفته تا حل مسئله پیچیده تمرکز می کنند.

آنها می خواهند بدانند وقتی که افراد سنین مختلف با تکلیف یا مسئله ای روبرو می شوند، دقیقاً چه کاری انجام می دهند(لورابرگ ،۲۰۰۷).

نظریه رشد شناختی ویگوتسکی

نظریه معروف دیگر رشد یا تحول شناختی از آن دانشمند روسی به نام ویگوتسکی است که به نظریه اجتماعی – فرهنگی رشد شهرت دارد. نظریه ویگوتسکی اکنون در روانشناسی رشد یک نیروی قدرتمند است و بسیاری از انتقادهایی که او بیش از ۶۰ سال پیش به نظریه پیاژه وارد کرده بود، هنوز هم مطرح اند.

اهمیت فرهنگ و زمینه اجتماعی – تاریخی درتحول شناختی

ویگوتسکی جنبه های فرهنگی ، تاریخی و اجتماعی را در رشد شناختی بسیار با اهمیت می داند و به باور او کنش متقابل میان یادگیرنده و محیط اجتماعی اش تعیین کننده اصلی رشد شناختی اوست. خاستگاه روان آدمی اجتماع است و فرایندی که به آن شکل می دهد ارتباط است. درحالی که پیاژه کودک را به صورت یک دانشمند کوچک توصیف می کند که عمدتاً به تنهایی جهان هستی را می سازد و می فهمد . ویگوتسکی براین باور است که رشد شناختی کودک عموماً به مردمی که در دنیای او زندگی می کنند وابسته است. دانشها، اندیشه ها، نگرشها و ارزشهای فرد در تعامل با دیگران تحول می یابند.

کارکردهای نخستین و عالی ذهنی

در نظریه ویگوتسکی ، کارکردهای ذهنی به دودسته کارکردهای نخستین ذهنی و کارکردهای عالی ذهنی تقسیم می شوند. کارکردهای ذهنی ای که در سالهای آغاز عمر به طور طبیعی وجود دارند و در انسان و حیوان یافت می شوند، کارکردهای نخستین هستند. ویژگی مهم آنها غیر ارادی و ناآگاه بودن است .

کارکردهای عالی ذهنی ویژه انسان اند و گرچه بر اساس کارکردهای نخستین تحول می یابند اما با آنها از چند جهت فرق دارند. نخست اینکه زیر کنترل انسان قرار دارند و با اراده او انجام می شوند. دوم اینکه دارای خاستگاه اجتماعی اند. سوم اینکه به کمک ابزارهای روانشناختی رخ می دهند. موردهای کارکردهای عالی ذهنی عبارتند از : حافظه ، استدلال منطقی ، توجه انتخابی و زبان گفتارخصوصی

پژوهشهای انجام شده درباره گفتار خصوصی (که در نظریه پیاژه گفتار خود محورانه بیان شده ) نشان داده اند وقتی که کودکان با تکالیف دشوار سروکار دارند، یا زمانی که اشتباهات زیادی مرتکب می شوند و یا موقعی که کاری انجام می دهند که برایشان گیج کننده است، از این نوع گفتار بیشتر استفاده می کنند، که در رشد شناختی آنها تأثیر دارد.

منطقه تقریبی رشد

یکی دیگر ازمفاهیم اصلی نظریه ویگوتسکی منطقه تقریبی رشد نام دارد. منظور ویگوتسکی از منطقه تقریبی رشد به دامنه ای ازتکالیفی گفته می شود که کودک به تنهایی از عهده انجام آنها برنمی آیند اما به کمک بزرگسالان یا دوستان بالغ تر ازخود قادر است آنها را انجام دهد(سیف ،۱۳۹۱).

نظریه شناخت اجتماعی

دانش فرد درباره دنیا وسیع تر از دانش او درباره دنیای فیزیکی، مانند اشیاء ، اعداد و یا فضا است. زیرا دانش درباره دنیا شامل شعوریابی بر ذهن خود و بر ذهن دیگری و بر چگونگی عملکرد آنها نیز می شود. کودک انگیزه ها ، احساسات ، نیازها و علائق دوستان ، همسالان ، همبازی ها و پدر و مادر خود را چگونه درک می کند و چگونه درباره آنها می اندیشد؟ درچه زمان و چگونه او بر دریافت حالات روانی خود و تفکر درباره آنها توانا می گردد؟ او دنیای اجتماعی را چگونه سازمان می دهد و بر مقررات و قوانین آن شناخت می یابد؟ این نوع شناخت و این تفکرات درباره «خود» و ارتباط آن با دنیای اجتماعی و با دیگران است که شناخت اجتماعی نامیده می شود .

شناخت اجتماعی شامل چند جنبه می داند :

۱- ادراک خود  ۲- ادراک دیگری  ۳- ارتباط و قراردادهای نظم بخش و سازمان دهنده ارتباط خود با دیگران(محسنی ، ۱۳۹۲).

رشد شناختی در دوران نوجوانی

بیشتر نظریه های سنتی روانشناسی و عامه مردم بر این باورند که با ورود به دوره نوجوانی یک تحول کیفی در تفکر پیدا می شود. تغییر رفتار و گفتگوها، استدلال ها و اظهار نظرها و دیدگاههای انتقادی نوجوانان نیز این باور را استحکام بخشیده است. پیاژه معتقد است که آخرین مرحله رشد شناختی مربوط به سنین ۱۱ تا ۱۵ سالگی و دستیابی به عملیات صوری است. تفکر فرد در این دوره هم منطقی و هم ایزاعی است.

پنج ویژگی اساسی تفکر دوره نوجوانی

۱) تفکر درباره ممکنات : برخلاف کودکان دبستانی که استدلاهای ساده ای از مشاهدات خود به عمل می آورند، نوجوانان به ممکنات و احتمالات دیگری نیز که بطور مستقیم در معرض نظرشان نیست فکر می کنند.

۲) تفکر آینده نگر: نوجوانی دوره ای است که فرد به انجام کارها در آینده و در بزرگسالی خود فکر می کند .

۳) تفکر با کمک فرضیات : نوجوان، در مقایسه با کودک دبستانی، بیشتر به آزمون فرضیه ها می پردازد و غالبا به موقعیت هایی متفاوت از واقعیت های ساده فکر می کند .
۴) اندیشیدن به تفکر : در دوره نوجوانی ، اندیشیدن به فرایندهای فکر خود ، یعنی تفکر فراشناختی ، پیچیدگی بسیار بیشتری می یابد. در این دوره نوجوان می تواند قوانین از مجموعه قوانین موجود استخراج کند. قوانین جداگانه را با یکدیگر مقایسه کند و نتیجه بگیرد و به طور نظام وار و عمیق به طرز فکر و خواسته های دیگران فکر کند.
۵) تفکر در ورای حدود قراردادی : نوجوانان از توانایی های جدید خود برای بررسی مجدد مسائل اساسی مربوط به مناسبات اجتماعی، اخلاقیات ، سیاست و مذهب استفاده می کنند. آنان تلاش می کنند تا راه حلی برای تعارض میان ایده آل های موجود در مسائل مذکور و عملکرد واقعی بزرگسالان پیدا کنند و راه صحیحی رابرای خود برگزینند (احدی ، ۱۳۸۸).

تفاوتهای فردی در رشد شناختی:

نکته قابل توجه در مورد تفکر نوجوانی این است که این سطح از تفکر بسته به موقعیت ها و جوامع گوناگون متفاوت بوده و همه نوجوانان به گونه ای برابر از این نوع تفکر برخوردار نمی شوند. پیاژ ها در توجیه این موضوع اظهار می دارند که افراد بزرگسال بطور معمول در سن ۱۵ سالگی و حداکثر تا ۲۰ سالگی به درجه ای از تفکر «عملیات صوری» می رسند ولی آنها این تفکر را اصولا در بخش ها و زمینه های مورد علاقه یا توانمندی خاص به کار می بندند.

مخاطرات رشد شناختی :

خود مرکزبینی نوجوانان، که الکایند از آن نام می برد، اساساً ناشی از تحولات دوره نوجوانی و به ویژه تحول شناختی است. نوجوانان دچار این تصور می شوند که همیشه تحت نظر است و نوعی تماشاگر خیالی شاهد اعمال اوست. به همین دلیل نسبت به همه اعمال و حرکات و وضع ظاهر و باطن خود حساس است. او همچنین دچار یک افسانه شخصی است و معتقد است که از وضعیتی بی همتا بر خوردار است. این احساس بی همتایی ممکن است باعث شود که فکر کند حوادث و خطرها شامل حال او نخواهد شد و با این تصور غلط، خود را به مخاطرات بزرگ دچار می سازد(لورابرگ ، ۲۰۰۷).

دیدگاه پردازش اطلاعات دربارۀ رشد شناختی نوجوانان:

نظریه پردازان پردازش اطلاعات به مکانیزم های خاصی اشاره می کنند که رشد مغز و تجربه به آنها کمک کرده و زیر بنای تغییر شناختی در نوجوانان هستند . این مکانیزم ها شامل:

توجه : گزینشی تر شده و با ضرورتهای تکلیف بهتر سازگار می شود .
بازداری : هم بازداری محرکهای نامربوط و هم بازداری پاسخ های آموخته شده در موقعیتهایی که این پاسخ ها مناسب نیستند بهبود می یابد و به افزایش توجه و استدلال کمک می کند.
راهبردها : مؤثرتر می شوند و اندوزش و بازنمایی ذهنی و بازیابی اطلاعات را بهبود می بخشند.
دانش : افزایش می یابد و استفاده از راهبرد را آسان می کند .
فراشناخت : (آگاهی از تفکر) گسترش یافته و به آگاهی های تازه در مورد راهبردهای مؤثر برای کسب اطلاعات و حل کردن مسایل منجر می شود. پژوهشگران پردازش اطلاعات، فرا شناخت را برای رشد شناختی نوجوانان بسیار مهم می دانند.
خود گردانی شناختی : بهبود می یابد ،کنترل لحظه به لحظه، ارزیابی و هدایت تفکر بهتری را به بار می آورد.
سرعت تفکر و توانایی پردازش کردن : افزایش می یابند ، درنتیجه در یک لحظه اطلاعات بیشتری را می توان در حافظه فعال نگه داشت و با بازنمایی های پیچیده و کارآمد ترکیب کرد.

رشد شناختی دراوایل بزرگسالی (جوانی)

تغییرات در ساختار تفکر – کاردانی و خلاقیت – تجربه دانشگاه – انتخاب شغل

تغییرات در ساختار تفکر : رشد شناختی فراتر از عملیات صوری پیاژه به تفکرهای صوری معروف است. شناخت بزرگسالان معمولاً  آگاهی از واقعیتهای متعدد را شامل می شود، منطق را با واقعیت ترکیب می کند و اختلاف بین ایده آل و واقعیت را تحمل می نماید.

نظریه شناختی معرفتی پری : شناخت معرفتی به تأملات ما درباره نحوه ای که به واقعیت ها، عقاید و اندیشه ها می رسیم اشاره دارد . طبق نظریه شناخت معرفتی پری ، دانشجویان از تفکر دوگانه نگر ، یعنی تقسیم کردن اطلاعات به درست و غلط به سمت تفکر نسبیت گرا یا آگاهی از واقعیت های متعدد پیش روی می کنند. سرانجام ، افراد بسیار پخته به سمت تعهد در چارچوب تفکر نسبیت گرا پیش می روند، دیدگاهی که تضادها را ترکیب می کند .
نیاز به تخصص یافتن، بزرگسالان را برای پیشروی از دنیای آرمانی احتمالات به سمت تفکر عمل گرایانه با انگیزه می کند، که از منطق بعنوان ابزاری برای حل کردن مسائل دنیای عملی استفاده می کند و نیاز به سازش را می پذیرد. بزرگسالان در نتیجه بهبود توانایی در فکر کردن، به پیچیدگی شناختی – عاطفی نیز می رسند. هماهنگ کردن احساسات منفی و مثبت در ساختاری پیچیده و منظم .

کاردانی و خلاقیت : تخصص یافتن در دانشگاه و شغل به کاردانی منجر می شود. فراگیری دانش گسترده در یک رشته یا کار ، که به حل مسئله کمک کرده و برای خلاقیت ضروری است. خلاقیت در اوایل بزرگسالی افزایش می یابد و در اواخر ۳۰ تا ۴۰ سالگی یا اوایل ۴۰ تا ۵۰ سالگی به اوج می رسد، ولی رشد آن در افراد مختلف تفاوت دارد.

تجربه دانشگاه : دانشجویان از طریق درگیری در برنامه های تحصیلی و زندگی دانشگاهی به کاوش می پردازند، که افزایش آگاهی و توانایی استدلال کردن، اصلاح نگرش ها و ارزش ها، بالا رفتن عزت نفس وخود آگاهی و آمادگی برای شغل عالی رتبه را بوجود می آورد .

انتخاب شغل : انتخاب شغل از طریق دوره خیالی که به موجب آن کودکان گزینه های شغلی را از طریق بازی کاوش می کنند، دوره دودلی که به موجب آن نوجوانان مشاغل مختلف را در برابر تمایلات ، توانایی ها و ارزشهای خود سبک سنگین می کنند، و در دوره واقع گرایی که به موجب آن جوانان در یک طبقه شغلی و بعد شغلی خاص تثبیت می شوند صورت می گیرد.

رشد شناختی در دوران میانسالی 

حافظه – مسئله گشایی عملی و کاردانی – خلاقیت .

حافظه : حافظه برای تمام جنبه های پردازش اطلاعات، اهمیت حیاتی دارد و به همین دلیل است که ما برای حافظه خوب در میانسالی و اواخر بزرگسالی، ارزش زیادی قایل هستیم. از ۲۰ تا ۳۰ سالگی الی ۶۰ تا ۷۰ سالگی مقدار اطلاعاتی که افراد می توانند در حافظه فعال نگهدارند، کاهش می یابد . این تغییر عمدتاً به علت کاهش استفاده از راهبردهای حافظه در این گونه تکالیف است. افراد مسن کمتر از جوانان ، مرور ذهنی می کنند و تصور می شود این اختلاف به علت سرعت کمتر تفکر باشد. افراد مسن نمی توانند به سرعت افراد جوان ، اطلاعات جدید را درذهن خود تکرار کنند.

راهبردهای حافظه یعنی، سازمان دهی و گسترش (بسط) نیز با افزایش سن، کمتر به کار گرفته می شوند. دلیل اینکه افراد مسن ازسازمان دهی و گسترش کمتر استفاده می کنند این است که بازیابی اطلاعات از حافظه بلند مدت، که به یادآوری آنها کمک می کند برایشان دشوار است. اما وقتی که انواع مهارتهای حافظه ای که در زندگی روزمره بکار می بریم درنظر بگیریم ، معلوم می شود کاهش های یاد شده از نظر ادامه دامنه، محدود هستند.

دانش عمومی مبتنی بر واقعیت ( مانند رویدادهای تاریخی ) دانش طرزکار ( مانند نحوه رانندگی کردن، دوچرخه سواری یا حل کردن مسائل ریاضی ) و دانش مربوط به حرفه شخصی، یا بدون تغییر و یا در میانسالی افزایش می یابند. این شاید نظریه هوش سه جزئی استرنبرگ را به یاد شما آورد خصوصاً خرده نظریه موقعیتی او، این خرده نظریه می گوید افراد مهارتهای پردازش اطلاعات خود را طوری تنظیم می کنند که با امیال شخصی و ضروریات محیط شان متناسب باشد .

مسئله گشایی عملی وکاردانی: افراد میانسال برای نشان دادن رشد شناختی در قلمرو مسئله گشایی عملی که افراد را ملزم می دارد موقعیتهای دنیای واقعی را ارزیابی نموده و نحوه رسیدن به اهداف را بررسی کنند، فرصتهای استثنائی دارند. افزایش کاردانی دانش اجرایی بسیار سازمان یافته و منسجمی که می توان آن را برای کمک به عملکرد عالی به کارگرفت به ما کمک می کند تا بفهمیم چرا مسئله گشایی عملی ، ناگهان افزایش می یابد. پرورش کاردانی درجوانی نیز جریان دارد، ولی درمیانسالی به اوج می رسد و به روشهای بسیار کارآمد و مؤثر برای حل کردن مسایل می انجامد.

خلاقیت : خلاقیت نیز مانند مسئله گشایی می تواند با افزایش سن تغییر یابد. خلاقیت با تأکید بر ادغام کردن تجربه و دانش در شیوه های منحصر به فرد تفکر و عمل ایجاد می شود. بررسی هنرمندان مشهور ۶۰ ساله و مسن تر معلوم کرد که آنها کیفیت کار خود را در ۴۰ تا ۶۰ سالگی بهتر ارزیابی کردند . خلاقیت در میانسالی می تواند بیانگر انتقال از علاقه خود محور به ابزار وجود به سمت اهداف نوع دوستانه نیز باشد. بعد از اینکه افراد میانسال برتوهم جوانی که زندگی می تواند مادام العمر باشد غلبه می کنند. میل کمک کردن به بشریت بیشتر می شود( لورابرگ ،۲۰۰۷).

رشد شناختی در دوران سالمندی 

تضعیف پردازش اطلاعات – کاهش کارآیی تفکر – حافظه – حافظه دور.

تضعیف پردازش اطلاعات که سرتاسر سالهای بزرگسالی جریان دارد ، جنبه های متعدد شناخت را در سن پیری تحت تأثیر قرار می دهد. 

کاهش کارآیی تفکر : با توجه به مقدار اطلاعاتی که می توان در حافظه فعال نگه داشت، استفاده از راهبردهای حافظه و بازیابی اطلاعات از حافظه بلند مدت، لطمه می بیند. این ضعف ها در چند دهم آخر زندگی ادامه می یابند. درسن پیری، با کاهش هوش سیال روبرو می شویم. آنچه را که افراد می توانند به کمک مساعدت های فرهنگی انجام دهند، از جمله تجربیات اندوخته شده، آگاهی از نحوه یاد آوری و حل کردن مسایل محدود می شود، درنتیجه هوش متبلور نیز شروع به تنزل می کند.

چگونه سالخوردگان می توانند از حداکثر توانائی های شناختی خود استفاده کنند؟ طبق یک دیدگاه، سالخوردگانی که حداکثر عملکرد شناختی خود را حفظ می کنند از روش به حداکثر رساندن گزینشی همراه با جبران، استفاده می کنند. یعنی آنها هدفهای خود را محدود می کنند، فعالیتهایی را که برای آنها ارزش دارد، انتخاب می کنند و به این طریق از حداکثر انرژی خود استفاده می کنند .

حافظه : در صورتی که سالخوردگان ، اطلاعات را کندتر درک کنند و به کار بردن راهبردها و بازیابی اطلاعات از حافظه دراز مدت برای آنها سخت تر باشد، احتمال نارسایی حافظه آنها بیشتر می شود. کاهش توانایی نگهداشتن اطلاعات در حافظه فعال به معنی آن است که مشکلات حافظه مخصوصاً در تکالیف دشوار بدیهی است.
حافظه باز شناسی در مقایسه با یادآوری، در اواخر بزرگسالی خیلی کمتر صدمه می بیند، زیرا نشانه های محیطی زیادی برای بازشناسی وجود دارد. چون یادآوری بیشتر از بازشناسی کاهش می یابد، پس اگر نشانه های بیشتری برای یاد آوری فراهم آوریم می توانیم عملکرد سالخوردگان را بهبود بخشیم .
حافظه دور : گر چه سالخوردگان معمولاً می گویند حافظه دور آنها روشن تر از حافظه رویداد های اخیر است، اما پژوهش از این نتیجه گیری حمایت نمی کند، در چندین تحقیق از افراد ۲۰ تا ۷۰ سال خواستند اسامی معلمان دبستان و همکلاسی های دبیرستانی و واژگان آمریکایی لاتین را که در دبیرستان آموخته بودند به یاد آورند، حافظه رویدادهای ۳ تا ۶ سال اول شدیداً افت کرده بود، در حالیکه حافظه رویدادهای ۲۰ سال بعد تغییر کمی یافته بود .

چرا افراد سالخورده، تجربیات نوجوانی و اوایل بزرگسالی را راحت تر از تجربیات میانسالی خود به یاد می آورند؟ شاید رویدادهای دوران جوانی به این علت بهتر یادآوری می شوند که در دوره تغییر سریع زندگی اتفاق افتاده اند، در مقابل تغییر سریع، افراد ،تجربه های تازه به مراتب بیشتری دارند. نوجوانی و اوایل بزرگسالی دوران تحول هویت نیز هستند، بطوری که تجربیات مهمی در این دوران روی می دهند. این رویدادها، جزئی از داستان زندگی فرد می شوند و دوام طولانی دارند.

منابع
۱) روانشناسی رشد ، لورابرگ ، جلد ۱
۲) روانشناسی رشد ، لورابرگ ، جلد ۲
۳) روانشناسی رشد ، احدی ، جلد ۱
۴) روانشناسی رشد ، احدی ، جلد ۲
۵) روانشناسی پرورش نوین ، دکتر سیف
۶) نظریه ها در روانشناسی رشد ، نیک چهره محسنی

۴ ۳ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها