دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

استرس و سندرم انطباق عمومی

استرس یا فشار روانی

وجود استرس ها در محیط زندگی امری اجتناب ناپذیر و برای رشد روانی ضروری است و همیشه هم اثر منفی ندارد

Stress

استرس(stress) یکی از مفاهیم مهم در مطالعه روانشناسی و بهداشت روانی به شمار می آید. واژه استرس به کیفیات گوناگونی در زندگی اطلاق می شود و به عنوان علل بسیاری از دردها، ناراحتی ها و بیماریها تلقی می شود. مردم عادی آن را پدیده ای رنج آور و ناخوشایند می دانند. پزشکان مسئله را از دید واکنشهای فیزیولوژیک نگاه می کنند. روانپزشکان بنا را بر فشارهای عصبی و به کار بردن مکانیسم های سایکوفیزیولوژیک می‌گذارند و بالاخره روانشناسان آن را مسبب تغییر رفتار و حالات هیجانی و بحرانی می‌دانند. پس استرس را می توان به عنوان روندی تلقی کرد که طی آن عوامل استرس زا باعث بروز تغییراتی می شوند که با سلامت انسان ارتباط دارد.

Stress

استرس چیست ؟

استرس یکی از مفاهیم مهم در مطالعه روانشناسی و بهداشت روانی به شمار می آید واژه استرس به کیفیات گوناگونی در زندگی اطلاق می شود و به عنوان علل بسیاری از دردها، ناراحتی ها و بیماریها تلقی می شود. مردم عادی آن را پدیده ای رنج آور و ناخوشایند می دانند. پزشکان مسئله را از دید واکنشهای فیزیولوژیک نگاه می کنند. روانپزشکان بنا را بر فشارهای عصبی و به کار بردن مکانیسم های سایکو فیزیولوژیک می‌گذارند و بالاخره روانشناسان آن را مسبب تغییر رفتار و حالات هیجانی و بحرانی می‌دانند. فرضیه بحرانها نیز به این منظور اکثراً همراه با استرس به کار برده می شود. پس استرس را می توان به عنوان روندی تلقی کرد که طی آن عوامل استرس زا باعث بروز تغییراتی می شوند که با سلامت انسان ارتباط دارد. 

انسان و شخصیت او مرتباً با بحرانهای مختلف زندگی که باعث بهم خوردن تعادل جسمی- روانی می شود مواجه است که اکثراً هم همراه با عدم تعادل و اختلالات عاطفی و رفتاری است در این موقع با فعالیتهای مختلف فیزیولوژیک و روانی دستگاههای هومئوستازی بدن به کار می‌افتد، تا تعادل به هم خورده را دوباره برقرار نماید. هومئوستازی (Homeostasis) مفهومی است بیولوژیک و حاکی از وجود تمایل حیاتی و بنیادی است که در آن ارگانیسم میل دارد تنشهای حاصل از تحریکات محیطی را از بین برده و به حالت قبل از تنش و یا آرامش باز گرداند. کانن (Canon) هومئوستازی را این طور بیان می کند: «هومئوستازی مکانیسمی است پویا و متضمن سازگاریهای فوق العاده منعطف و متحرک، و پیوسته بین آشفتگی و تعادل ارگانیسم عمل می کند».

مفهوم اصلی این فرضیه همان تحمل و طاقت در مقابل فشارها (Coping With Stress) ضربه ها، شوکها و بالاخره تحریکات عصبی است که به سندرم واکنش به فشارها (Stress Reaction Syndrome) یا سندرم سازش عمومی معروف است. این سندرم عبارت از کلیه کنش و واکنشهایی است که برای برگشت و اصلاح عدم تعادل جسمانی و روانی که به علت تاثیر یک مهاجم غیر اختصاصی در بدن ایجاد شده است به کار می رود. 

وجود استرس ها در محیط زندگی امری اجتناب ناپذیر و برای رشد روانی ضروری است و همیشه هم اثر منفی ندارد و اگر هم به خودی خود وجود نداشته باشد، بشر خود آن را ایجاد می کند. آنچه ممکن است منجر به بروز بیماری شود ناتوانی در مقابله با درجات غیرعادی و بسیارشدید استرس می باشد که به صورت واکنشهای فیزیولوژیک و روانی تظاهر می کند. به عبارت دیگر اگر استرس در حد ظرفیت و سازش ذهن بدن باشد برای فرد خوشایند، مفید و سازنده است ولی در صورتی که بیش از توانایی و ظرفیت تطبیقی باشد ناخوشایند و مضراست.

پاسخ به استرس، پاسخی است فردی که از زمانی تا زمان دیگر در طول عمر تغییر می‌کند.  هانس سلیه که سالها بر روی آندوکرنیولوژی استرس تحقیق کرده است می گوید: «مهم این نیست که چه اتفاقی برای شخص افتاده مهم آن است که آن چگونه درک کرده است و انسان ازدیدگاه هایش رنج می برد نه از بلاهایی که بر سرش می آید» طبق نظریه سلیه استرس عبارت از درجه سوز و ساز فرد بر اثرفشار زندگی است و از همین جا اساس نظریه سندرم سازگاری عمومی مطرح می‌شود (میلانی فر، ۱۳۸۲).

Stressآثار ناشی از استرس بر ارگانیسم که به صورت مکانیسم های دفاعی روانی ایگو (به طور ناخودآگاه) یا بصورت مکانیسم کنار آمدن با مشکل (Coping Mechanisms) ( بطور خودآگاه) تظاهر می کنند را نمی توان به طور مجزا و منفرد تجزیه و تحلیل کرد، بلکه انسان یک واحد بیولوژیک کامل و غیرقابل تجزیه است.  که از نظر زیستی ـ روانی تحت تأثیر قرار می‌گیرد و از همین جا رابطه بهداشت روانی و بهداشت عمومی که از قدیم وجود داشته است بیشتر مشخص می‌شود. 

هر یک از واکنشهای بدن در پاسخ به استرس به خودی خود مفید و سازنده است و انسان در برخورد با استرس و ماندن در صحنه، اماده چاره‌جویی و پاسخگویی به درگیریهایی می شود که به آن «جنگ و گریز» (Fight or Flight) می گویند. در بین استرس ها، استرس های عاطفی بیشتر از انواع دیگر بیماری زا هستند و همیشه رابطه بسیار نزدیک بین عوامل استرس زا و خودکشی و قتل وجود داشته است. افرادی که دارای هدف و مسئولیت درزندگی هستند، تغذیه خوب و استراحت کافی و برنامه‌های ورزش و تفریح مناسب دارند سختیها را بهتر تحمل کرده و با مکانیسم‌های دفاعی پخته مانند فداکاری، والایش، انعطاف پذیری، معنی دار کردن زندگی و برخورداری از حمایت خانوادگی و اجتماعی، آسیب پذیری کمتری را نشان می دهند. بالعکس افراد حساس و نکته سنج که احساس مسئولیت بیشتری می کنند، یا افرادی که زمینه بیماریهای جسمانی و روانی، شخصیتهای نامتعادل، اعتماد به نفس پایین و روابط اجتماعی کم و محدودتری دارند در مواجهه با استرس آسیب پذیری بیشتری داشته و در نتیجه بیمار می شوند (میلانی فر، ۱۳۸۲).

پست های مرتبط

سندرم انطباق عمومی

تحقیقات هانس سلیه چگونگی تاثیر استرس (فشار روانی) را بر عملکرد غدد درون ریز و تاثیر مولد مترشحه غدد درون ریز بر عملکردهای بدنی و رفتار آشکار ساخته است.

سلیه (۱۹۴۵) نشان داد که تحت استرس یک نشانگان انطباق عمومی  (General Aclaptation Syndrome) پدید می آید. هورمون‌های قشر غده فوق کلیه (Adrenal Gland) مسئول این واکنش فیزیولوژیک هستند. سلیه، حیوانات متعدد را در آزمایشگاه در شرایط فشارزای روانی قرار داد. او دریافت که وقتی آسیب های محیطی یا بدنی این حیوانات را تهدید می کند، عملکرد غدد مترشحه درونی افزایش می‌یابد. بدین معنی که رنگ غده فوق کلیه از زرد به قهوه ای تغییر می کند، حجیم می‌شود و شروع به رهاسازی مواد ذخیره ای خود یعنی “استروئیدها” می نماید. وقتی که وضعیت استرس زا از میان می رود، ظاهراً غده آدرنال به حالت عادی بازگشته و عملکرد عادی خود را آغاز می کند. اما این حالت موقتی است، زیرا چند هفته پس از آنکه حیوان بار دیگر در معرض استرس شدید و طولانی مدت قرار می گیرد، غده آدرنال مجدداً بزرگ شده، ذخیره استروئید خود را از دست می دهد و سرانجام حیوان به دلیل این تخلیه می میرد.

سلیه استرس را واکنش غیر اختصاصی بدن به هر گونه خواسته و نیازی می‌دانست که به وسیله شرایط لذت بخش یا ناخوشایند ایجاد شده است. سلیه معتقد بود که طبق تعریف مذکور، ضرورتی ندارد که استرس همیشه ناخوشایند باشد. او استرس ناخوشایند را استرس رنج و عذاب نامید. پذیرش هر دو نوع استرس مستلزم تطابق است (کاپلان و سادوک/ ترجمه حسن رفیعی و همکاران، ۱۳۸۲).

تاثیر عوامل استرس زا بستگی به ظرفیت جسمی هر فرد، برداشت ها و واکنش پذیری وی دارد (کارلسون/ ترجمه مهرداد پژهان، ۱۳۸۰).

Stress

واکنشهای فیزیولوژیک به استرس

واکنشهای فیزیولوژیک طبق نظر سلیه دارای سه مرحله است که به اختصار به شرح آن می پردازیم:

۱- مرحله اعلام خطر (Alrm Reaction): اخطار و هوشیاری بدن که خود شامل دو مرحله است:

اول مرحله شوک (Shock): که شامل مجموعه علائمی است که از تغییرات تعادل بدن به علت بی کفایتی گردش خون در اثر کولاپسوس عروق محیطی ناشی می شود و همیشه با سه علامت اصلی نقصان (Hypo) توام است: نقصان فشار خون شریانی (Hypotension)، نقصان درجه حرارت بدن (Hypothermia) و نقصان حس (Hypoethesis).

دوم مرحله ضد شوک (Antishock) که شامل پدیده های دفاعی و فعال بدن برای استقرار مجدد وضع ثابت و متعادل است. این یک مرحله فعال (Active) یا ترمیم هومئوستازی است.

در مرحله اعلام خطر و شوک سقوط فشار خون و کولاپس عروقی باعث تحریک غدد فوق کلیوی و در نتیجه به تشرح آدرنالین و نورآدرنالین می شود. نورآدرنالین نقصان فشار خون شریانی را جبران می کند و آدرنالین سبب تحریک هیپوتالاموس می‌شود. هیپوتالاموس به طور رفلکس موجب تحریک هیپوفیز قدامی و ترشح هورمون (A.C.T.H) می گردد. در این موقع مرحله ضد شوک فرا می رسد و هورمون ترشح شده به نوبه خود ناحیه قشر غدد فوق کلیوی را تحریک و باعث ترشح کورتیزون (Cortizon) و دوکا (D.O.C.A) می شود. 

۲- مرحله مقاومت یا سازش (Stage of  Resistance) و تسلط

این مرحله متعاقب مرحله ضد شوک است که بر ترشح کورتیزون افزوده شده و در نتیجه انهدام نسوج لنفاوی و تجزیه لنفوسیستها صورت می گیرد و منجر به ایجاد گاماگلوبولین (Gammaglobuline) شده و بدن را در مقابل تهاجمات بعدی آماده می‌سازد  پیدایش مرحله مقاومت که تابع انرژی سازش بدن است، باعث پیدایش دوره نقاهت و ترمیم بافتهای آسیب دیده به علت ترشح هورمونهای «دوکا» و ذخیره ازت در بدن می شود که مرحله آنابولیسم (Anabolism) معروف است.

۳- مرحله خستگی و از بین رفتن تعادل و فروپاشی  (Stage of  Exhaustion  )

اگر فشار مدتی زیاد طول بکشد، یا شدید باشد، مقاومت و انرژی سازشی بدن رو به نابودی رفته و منجر به اختلال در سیستم های جسمانی و عصبی- روانی می شود. به طوری که شرح مختصر آن گذشت در این مرحله ذخائر لازم برای سازگاری تمام شده، مقاومت غیر ممکن گشته و تحلیل رفتگی باعث پیدایش بیماریهای تطابقی می‌گردد. در استرس، لنفوسیست ها کاهش یافته و توانایی آنها برای سنتز آنتی بادی و شناسایی سلول های توموری و تخریب آنها کمتر شده و در نتیجه باعث تضعیف ایمنی در مقابل ویروس ها و تومورها و زخم ها و… می شود.

بررسی های انجام شده نقش استرس را در بروز و شدت بیماری ها به اثبات رسانده است. موارد متعددی از بیماری ها مانند میگرن، ازدیاد چربیهای خون و بروز حملات قلبی، حملات صرعی، پارکینسون، بی اشتهایی عصبی، پرخوری، بیماریهای گوارشی و بیماریهای قلبی و افزایش فشار خون، سرگیجه، وزوز گوش، بیماریهای مختلف پوست مانند پسودیازیس، لک و پیس و… از آن جمله هستند. اثر عوامل روانی بخصوص استرس بر سیستم ایمنی باعث شده است تا مبحث تازه ای به نام «سایکونور و ایمنولوژی» به وجود آید که نشان دهنده ارتباط بیولوژیک بین سیستم عصبی و سیستم ایمنی است.

واکنش های روانی یا سایکولوژیک به استرس

کاپلان برای واکنش های روانی ۴ مرحله شرح می دهد (سادوک، ۲۰۰۳):

  • ۱- پیدایش هیجان که باعث تحریک سیستم خودکار برای حل مشکلات می شود (مرحله هشیاری).
  • ۲- هیجان شدت می یابد و یک حالت بی قراری، اضطراب، بلاتکلیفی و… با بی تفاوتی نسبی یاکامل بوجود می آید (دو مرحله فوق با مرحله اعلام خطر واکنش فیزیولوژیک مطابقت دارند).
  • ۳- هیجان به طور واضح در سیستم های مختلف بدن بروز می کند که باعث مبارزه و تحمل فرد می شود (مرحله مقاومت).
  • ۴- در صورتی که فرد در مبارزه شکست بخورد باعث بروز اختلالات و از هم پاشیدگی شخصیت و علایمی مانند اضطراب شدید، افسردگی، بلاتکلیفی، واپس روی سنی و… می شود (مرحله از بین رفتن تعادل و فروپاشی).

منابع: 

  • ۱- میلانی فر، بهروز. بهداشت روانی، تهران، نشر قومس، ۱۳۸۲.
  • ۲- نجاریان، بهمن و همکاران ، ساراسون، ایروین جی. ، ساراسون، باربارا آر ، روانشناسی مرضی، تهران، انتشارات رشد
  • ۳- رفیعی، حسن و همکاران، کاپلان، هارولد و همکاران، خلاصه روانپزشکی: علوم رفتاری، انتشارات ارجمند

پرسشنامه آنلاین افسردگی، اضطراب و استرس

۴.۷ ۳ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

2 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
عباس
۱۳۹۵/۰۱/۲۰ ۰۹:۵۵

مرسی. مطلب جالبی بود.

دوست(mahboube)
۱۳۹۹/۱۰/۲۳ ۱۹:۲۸

عالی بود آقای دکتر
سپاسگزارم