دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

نظریه انتخاب ۲

کنترل بیرونی چیست؟

نظریه انتخاب می گوید ما بیش از آنچه تصور می کنیم، بر زندگی خود کنترل داریم و می توانیم انتخاب های بهتری انجام دهیم.

ویلیام گلاسر

نظریه انتخاب می گوید ما بیش از آنچه تصور می کنیم، بر زندگی خود کنترل داریم و می توانیم انتخاب های بهتری انجام دهیم. برای مشخص شدن بهتر نظریه انتخاب، کنترل بیرونی را بررسی می کنیم که شیوه حاکم در زندگی اکثر ماست.

فرض عملیاتی ساده کنترل بیرونی آن است که اگر آدم های خطاکار را تنبیه کنی، کاری را انجام خواهند داد که ما می گوییم درست است و اگر به آنها پاداش بدهی، کار مورد نظر ما را ادامه خواهند داد. این فرض، اساس تفکر آدم های روی کره زمین را می سازد. دلیل گسترش این تفکر این است که قدرتمندان به طور کامل از آن حمایت می کنند و آدم هایی که این افراد بر آنها کنترل دارند و در عین حال روی زندگی خویش کنترل ناچیزی دارند، با قبول این کنترل احساس امنیت می کنند.

این روانشناسی به قدری فراگیر است که در تمام شئونات زندگی رسوخ کرده است. روانشناسی کنترل بیرونی به خوشبختی، سلامتی، زندگی مشترک، تربیت پذیری و تمایل به کار با کیفیت لطمه می زند. نظریه انتخاب، نظریه کنترل درونی است و به ما نشان می دهد، چطور انتخاب هایمان مسیر زندگیمان را تعیین می کند. نظریه انتخاب دنبال تبدیل درک متعارف کنونی به یک درک جدید است. سوال اساسی که در این راستا همواره باید از خود بپرسیم این است: آیا کاری که انجام می دهم مرا به مردم نزدیک تر می کند یا ما را از هم دور؟

گلاسربرای مثال در حوزه کار دبلیو. ادواردز دمینگ نشان داده است کار با کیفیت به رفع ترسی بستگی دارد که آدم ها را از کنار آمدن با یکدیگر باز می دارد. او مدیر را به رهبر ارکستر سمفونی تشبیه می کند که در آن همه مایلند، ضمن پیروی از رهبر ارکستر، در عملکرد ارکستر نقش داشته باشند. هیچ کس از روی اجبار در عملکرد گروه سهیم نمی شود بلکه چون این کار به نفع آنهاست آن را انجام می دهند.

در دنیای کنترل بیرونی سیستم قهرآمیز است و وقتی شکست می خورد، به زور و جبر بیشتر و عزل و نصب و سر و سامان دادن به اوضاع بر می آید؛ در حالیکه ضامن کار با کیفیت و سازنده این است که کارکنان و مدیران سازمان ها باهم کنار بیایند.

بیایید به چند سؤال پاسخ دهیم:

آیا وقتی ازدواج کرده اید خوشحال بودید؟ آیا الان حساس بدبختی می کنید و یا طلاق گرفته اید؟ آیا در خانواده شما کسی هست که دیگر با او صحبت نمی کنید؟ آیا فرزندانتان در مقطع متوسطه به خوشحالی ابتدایی هستند؟ آیا از کار خود احساس لذت می کنید؟

اگر در هر یک از این موارد احساس ناراحتی می کنید، اسیر یک یا چند مورد از موارد چهارگانه زیر که همگی، تلاش برای کنترل دیگری است، شده اید.

  • ۱- شما می خواهید دیگری کاری را که نمی خواهد انجام بدهد، انجام بدهد. شما علنا با ظرافت، او را مجبور می کنید طبق خواست شما عمل کند.
  • ۲- دیگری می خواهد شما را به کاری وادار کند که دوست ندارید.
  • ۳- هر دو نفرتان می خواهید یکدیگر را مجبور کنید کاری را که دوست ندارید انجام دهید.
  • ۴- خودتان را مجبور می کنید کاری را که انجام دادن آن دردناک یا غیر ممکن است انجام بدهید.

به عنوان مثال امکان دارد شما رئیسی باشید که زیردست خود را مجبور می کند کاری را انجام دهد که از نظر او بی ارزش است. تا وقتی معتقدیم که می توانیم دیگران را کنترل کنیم یا دیگران ما را کنترل کنند، احساس ناراحتی تمام نخواهد شد. این موردها به اندازه خود تاریخ قدمت دارد و مقاومت در برابر زور و اجبار است که نمی گذارد پیشرفت کنیم.

نکته دیگری که در این خصوص حائز اهمیت است مالکیت است. اکثر ما معتقدیم که باید مالک همسر، فرزند، شاگردان و کارمندان خود باشیم یا اصلا معتقدیم مالک آنها هستیم. مثلا می گوییم من صاحب این شرکت هستم پس شما هم یا کاری که گفته ام می کنید یا دنبال کار دیگری بگردید. تا وقتی معتقدیم مالک مردم هستیم از زور گفتن به آنها و مجبور کردن آنها به گردن نهادن به خواسته های خود ابایی نداریم.

سه عقیده در روانشناسی کنترل بیرونی وجود دارد:

عقیده اول : من در پاسخ به یک علامت ساده بیرونی ( برای مثال زنگ تلفن ) به تلفن جواب می دهم، با شنیدن صدای زنگ در خانه را باز می کنم، پشت چراغ قرمز توقف می کنم و …

عقیده دوم : من می توانم کاری کنم تا دیگران علی رقم میل خود، کاری را که من می خواهم انجام دهند. دیگران هم می توانند طرز فکر، عملکرد و احساساتم را کنترل کنند.

عقیده سوم : من حق دارم و حتی وظیفه دارم کسانی را که طبق میل من عمل نمی کنند، تحقیر، تنبیه و تهدید کنم و حتی با پاداش، آنها را مجبور کنم طبق میل من رفتار کنند.

برای دستیابی به روابط مورد نیاز و حفظ این روابط باید زورگویی و اجبار، تحمیل، تنبیه، پاداش، فریب، ریاست، انتقاد، سرزنش، گلایه، نق زدن، اذیت کردن، رتبه بندی، درجه بندی و پس کشیدن را کنار بگذاریم. در عوض به جای این رفتارهای مخرب، دلسوزی و گوش دادن، حمایت، مذاکره، دلگرمی دادن، عشق ورزیدن، دوست بودن، اعتماد، پذیرش، اسقبال و احترام گذاشتن را انتخاب کنیم. این کلمات و افعال وجه تمایز کنترل بیرونی و نظریه انتخاب است.

منبع : نظریه انتخاب / ویلیام گلاسر / ترجمه: فیروزبخت 

۰ ۰ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها