دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

امید چیست؟

ساده‌ترین راه کنترل کردن دیگران، ناامید کردنشان است

می‌دانم که در این دوره و زمانه به نظر خیلی سخت می‌آید، اما امید تنها چیزی است که تهِ جعبه‌ی دنیا برای خوشحالی ما باقی مانده است.

امید

امید، احساسی است که به ما می گوید به هر چیز که بخواهیم، می توانیم دست پیدا کنیم و شرایط و رویدادها به سود ما تغییر می کنند. امید در شرایط نامناسب یا وقتی که در مورد نتایج کار یا تصمیمی دچار تردید هستیم، به میدان می آید و با ارایه تصویری خوشایند، عملکردمان را بهبود می بخشد.

می‌دانم که در این دوره و زمانه به نظر خیلی سخت می‌آید، اما امید تنها چیزی است که تهِ جعبه‌ی دنیا برای خوشحالی ما باقی مانده است.

امید، رابطه‌ی مستقیم با احساس ما درباره‌ی امکان‌پذیری یا عدم امکان‌پذیری یک موضوع دارد. هر چقدر چیزی به نظر شما ممکن‌تر باشد، میزان امیدتان بالاتر می‌رود. در مقابل هر چقدر بیشتر حس کنیم که چیزی غیر ممکن است و نمی‌توانیم به آن برسیم، مأیوس‌ تر می‌شویم.

امید همان شادمانی یا خوش‌بینی نیست. این دو مفهوم در واقع فقط ممکن است نتیجه‌ی امیدواری باشند. امید مفهومی است که وقتی حس می‌کنیم، زندگی چیزی نگران‌کننده است، به آن پناه‌ می‌بریم. امید به ما کمک می‌کند، محکم باشیم و برای زندگی تلاش کنیم.

امید همان حسی است که وقتی در رابطه‌ی عاطفی خوبی هستیم به ما اجازه‌ می‌دهد به آینده‌ی رابطه نگاه کنیم و برای آن برنامه بریزیم. امید در واقع حسی عمیق‌تر و قوی‌تر از خوشحالی یا خوش‌بینی است و تمام حس‌ها‌ی خوب، بدون امید بی‌معنا می‌شوند.

امید روی ذهن و بدن ما اثر می گذارد

امید، تنها چیزی است که روی توانایی فرد برای مقابله با یک بیماری اثر می‌گذارد. بیمارانی که امیدواری بیشتری به بهبود و درمان دارند، مقدار بیشتری دوپامین و اندورفین در بدن‌شان ترشح می‌شود. امید باعث می‌شود، بیمار انرژی کافی برای مبارزه با بیماریش و زنده‌ ماندن را به‌دست آورد.

امید به ما انرژی می‌دهد تا پتانسیل لازم برای زندگی را داشته باشیم و همین امید است که حتی وقتی از مشکلات خسته می‌شویم، وادارمان می‌کند باز هم به راه‌مان ادامه‌ بدهیم. همه دوست دارند امیدوار باشند و هرگز امیدشان را از دست ندهند، اما گاهی هم پیش می‌آید که آدم ناامید می‌شود. خودتان را شماتت نکنید، همه مثل شما هستند، برای همه ممکن است گاهی پیش بیاید.

امید ربطی به خوش‌خیالی ندارد. امید را با خواب و خیال واهی اشتباه نگیرید. امید برخلاف خوش خیالی شما را وادار می‌کند بلند شوید، آستین‌هایتان را بالا بزنید و سخت‌تر کار کنید تا موفق شوید. امید به شما جرأت می‌دهد.

امید این نیاز را در شما به‌ وجود می‌آورد که دوست داشته باشید خودتان را محک بزنید و ببینید توانایی انجام چه کارهایی را دارید و می‌توانید درباره‌ی چه چیزهایی دست به تجربه کردن بزنید و این یکی از گام‌های مهم در مسیر آموختن است. یادتان باشد امید اصلا به معنای ایجاد خوش‌بینی کاذب یا دادن وعده‌های توخالی به دیگران نیست.

پست های مرتبط

امید حقیقت را زنده نگه‌ می‌دارد و سبب می‌شود خلاقیت ما برای مقابله با مشکلات به‌کار بیفتد. البته منظور از مشکلات، مسائل واقعی هستند نه مشکلاتی که ما خودمان با بی‌فکری آنها را به‌وجود آورده‌ایم.

زندگی امیدوارانه

زندگی سرشار از امید یعنی اهمیت دادن به دیگران، به چیزهای مهم زندگی‌مان و البته بیشتر از هر چیز به وجود خودمان. مهم است که شما چگونه با خودتان و دیگران رفتار می‌کنید.

اگر می‌خواهید بخش مهمی از دنیای امیدوارانه باشید باید این کارها را همیشه انجام بدهید:

  1. دوباره نگاه کنید و ببینید چقدر به زندگی امیدوارید؟ در چه حالید؟ سلامتی، کار، روابط‌تان در چه شرایطی است؟
  2. مراقب سلامتی خود باشید.
  3. یک استراتژی کاهش استرس برای خودتان داشته باشید. مدیتیشن، تمرینات تنفسی، ورزش، سرگرمی‌ها و تفریحات مورد علاقه‌تان، استرس را کاهش می‌دهد. بودن در طبیعت را هم امتحان کنید، حتما جواب می‌دهد. قدم بزنید و روی داشته‌هایتان تمرکز کنید.
  4. روابطی برقرار کنید که میزان امیدواری‌تان را بالاتر می‌برد. بخشش را یاد بگیرید و اگر فکر می‌کنید نوشتن راهکار مناسبی است، سعی کنید از راه‌حل نوشتن روزانه کمک بگیرید. احساسات‌تان را بنویسید و به‌وسیله‌ی نوشتن، ذهن‌تان را از احساسات منفی خالی کنید.
  5. به دیگران کمک کنید خودشان را بهتر بشناسند. اگر مطمئن شدید که دوست دارند اشتباهاتشان را جبران کنند و زندگی‌شان را بسازند، شما هم به آنها امید بدهید و کمک کنید موفق شوند.

امید را با دیگران شریک شویم

ساده‌ترین راه کنترل کردن دیگران، ناامید کردنشان است. گرفتن امید از یک انسان، بدترین کار ممکن در حق اوست.

امید آن‌قدر مهم است که خیلی از حکومت‌های خودکامه، راه‌های دور و درازی را طی می‌کنند تا با توجه به گذشته یک کشور یا از طریق اعتقادات یک ملت، امید را در آنها بکشند و کنترلشان کنند. «تفرقه بینداز و حکومت کن» که یکی از روش‌های قدیمی کنترل اجتماعی است، در واقع با از بین بردن امید، ترس را جایگزین می‌کنند و به هدف خود می‌رسند. 

هر کدام از ما انعکاس استعداد، عشق و شادی در جهان پیرامون خود هستیم. پس امید خودش نوعی انرژی است. انرژی مثبتی که ما توسط استعدادهایمان، عشق‌مان ، روح و ارزش‌هایمان به دیگران می‌دهیم. پس امید دادن را انتخاب کنیم چون امید نیروی حیاتی نوع بشر است.

ساده‌ترین راه برای به‌وجود آمدن یک دنیای امیدوار این است که امید را در دیگران زنده نگه داریم و از آنها هم بخواهیم همین‌کار را در مورد ما انجام بدهند. اگر اطرافمان را با افراد امیدوار پر کنیم، آن‌وقت می‌توانیم بگوییم انسان خوشبختی هستیم. واقعا خوش‌ به حالتان اگر دوستان و خانواده‌تان چنین افرادی هستند.

با تمام چیزهایی که گفته شد، باید اعتراف کنم که متأسفانه بعضی افراد چشم‌انداز امیدوارانه‌ای به زندگی ندارند و شاید تعداد این افراد کم نباشد. بهتر است شما اهمیت ندهید، چون امید برای داشتن یک دنیای زیباتر ضروری است. وقتی کسی چیز با ارزشی را از دست می‌دهد برای دوباره امیدوار کردنش تلاش کنید، این در واقع تمرین امیدواری برای خودتان است. تلاش کنید دیگران هم امید را به معنای واقعی لمس کنند.

سه شرط خوشبختی :

  1. فراموش کردن گذشته 
  2. غنیمت شمردن لحظه 
  3. امید به آینده

امید، همین چیزهای کوچکی است که هر روز برای زندگی انجام می‌دهیم.

منبع : www.lifehack.org/how to create a more hopeful life

پرشنامه آنلاین امید به زندگی 

۳.۴ ۵ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

3 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Elliot Alderson
۱۳۹۷/۱۰/۱۱ ۱۲:۲۹

در اوج جوانی، در اوج توانایی مغزی و جسمی فِسُرده ایم، امید را در ما کشتند. در اوج جوانی، تُرمزهای درونی دارند من را متوقف می کنند، ترمزهایی که قبلتر ها اصلا نمی دانستم وجود هم دارند. ناگهان چشم باز کردم و دیدم نمی توانم مثلِ سابق به جلو بروم، پیچک هایی پاهایم را محکم گرفته بودند و برداشتن قدم هم دیگر برایم میسر نبود. و توقف برای تیپ شخصیتی من مرگ بود! من شبیه کاراکترهای سریال West Word به آگاهی رسیده ام، نمی توانم مثل دیگران خودم را به خواب بزنم و در روزمرگی بمیرم.

بی هدف درجا زده و تنها زنده بمانم ولی زندگی نکنم. پس ریشه یابی کردم. ریشه ترمزها را در درونم دیدم، روان ام مریض بود، جامعه و بالایی ها مرا مریض کرده بودند بدون آنکه خودم بدانم، افکار آزار دهنده مرا دلسرد و سرخورده میکرد. خشم سرتاپای وجودم را میخورد. پس به عنوان یک زیست شناس، یک محقق آشنا به علم جستجو شروع کردم به گشتن. همیشه به توانایی خودم، بیشتر از آدم ها اعتماد داشتم.

سعی کردم روان ام را بیشتر بشناسم، گشتم و گشتم و در این میان با سایت شما آشنا شدم و پا به دنیای عجیب و جذاب روان شناسی گذاشتم، با فروید آشنا شدم، با یونگ، اریکسون و ناخودآگاه لعنتی، که هرچه میکشم از اوست.

و فهمیدم که روان ام مریض حال تر از آنست که فکرش را میکردم. جهش کوچکی که در خفا بیان شده بود و حالا متاستاز کرده و اوضاع وخیم است.

هنوز در حال تقلا هستم که نمیرم، امید را در خودم زنده کنم شاید فرجی شد. جنگ با خودم ادامه دارد. فهمیده ام که دانش بیشتر در مورد روانم، احتمال پیروزی ام را بیشتر خواهد کرد، بالاخره همه می دانند که من میوه ی این دوره از تاریخ ایران هستم. افسرده در اوج جوانی. منفعل. آنقدر دلسرد که نای پیش رفتن ندارم.

اما جای امید دارم که به وضعیتم آگاهم و در تلاش برای تغییر

امیر
پاسخ به  Elliot Alderson
۱۳۹۷/۱۲/۰۶ ۱۲:۴۸

چه زیبا نوشته اید. روان و سلیس. مملو از حقایق با استعانت از آرایه های ادبی . در کشاکش روزگار و سیر گذری که ما انسان ها در مسیر زندگی خویش داریم, رخداد اینچنین مسئله هایی در روند حرکت ما در طی گذر زمان و مکان ؛طبیعی ست. ساختار زندگی چنین است. غیر از این سکون است و شرایط سکون چون ماندن آبی در محلی راکد.
نتیجه اش جز گندیدگی آب نیست. نقش هستی و نگاه ما به شرایط وجودیمان است که اجازه نگاه از افق و زاویه ای دیگر را برایمان مهیا می نماید. گستردگی موجودیت انسان و شرایط ذهنیش ؛ این امکان را فراهم می آورد تا به زندگی نگاه تازه و قابل امیدی داشته باشیم. خود را دریابیم. امید را حیاتی نو دهیم.