دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

روانکاوی کرونا ویروس

آنچه براي ذهنمان در شرایط یک تهدید مرگبار رخ می دهد

افرادی که در این دوران، نقشی برای خودشان می یابند و مسئولیتی را به عهده می گیرند یا افرادی که اندوه و اضطراب خود را به خلق چیزی جدید مبدل می سازند، تعادلی معنادار را تجربه می کنند.

روانکاوی کرونا ویروس

بحران کرونا ویروس در قالب خطری تمام عیار تجربه می شود، نه تنها به این خاطر که تهدیدی مرگبار است، بلکه بیشتر به این دلیل که راه های هجوم این تهدید و شیوه های دفاع در مقابل آن نامشخص است. در حال حاضر این ویروس را می توان خطرناکترین تهدید برای نسل بشر به حساب آورد. 

در مواجه با این تهدید احتمالا دو نوع واکنش ایجاد می شود. در واکنش اول، فرد واقعیت را رد می کند(فرار از واقعیت) و در دومی، آن را می پذیرد. همه ما در طول زندگیمان میان این دو واکنش در نوسانیم. وضعیت اول را ملانی کلاین تحت عنوان موضع پارانوئید-اسکیزوئید می نامد. در این موضع، ذهن از یک سو با انکار و حس همه توانی و از سوی دیگر، با حملات پانیک با اغراق و درماندگی به وضعیت موجود واکنش نشان می دهد.

پاسخ همه توان به دنبال این است که با بیش قدرتمندسازی توانمندی هایمان، از درد و اضطراب اجتناب کند. این پاسخ اغلب با انزجار، نگرانی، غضب و کوچک شماری دستور العمل های مهم، انکار اهمیت مسئله و بی اعتنایی به توصیه ها همراه خواهد بود. اینها در افرادی دیده می شوند که خود را آرمانی کرده و منجی می دانند، و نیز تحت تأثیر مکانیزم دوپاره سازی افراطی هستند. 

نوع دیگری از پاسخ فرار از واقعیت، وحشت و ترس کودکانه و درماندگی را تحریک می کند. گویی افراد در این حالت، به مادر درونی خود چنین می گویند: نگاه کن چقدر شدید گریه می کنم! این نشان می دهد که همین الان تو باید مرا از این پریشانی نجات دهی.

دومین وضعیت که کلاین آن را موضع افسرده وار می نامد، همان پذیرش واقعیت است. فردی که در این وضعیت قرار دارد، خطرهای واقعی و آسیب پذیری خود در مقابل بحران را تشخیص می دهد، در عین حال، از سوی عاملیتی درونی که قادر به مقابله با این خطرهاست، پشتیبانی می کند. این وضعیت، نسبت به وضعیت قبلی رشدیافته تر است. از این منظر، جنبه های مختلف واقعیت با گشودگی، تواضع و مسئولیت پذیری مورد تأیید واقع می شوند.

این دیدگاه سنجیده و معقول نه تنها با اضطراب و درد توأم است، بلکه با این شناخت نیز همراه است که در حال حاضر در قلب یک طوفان قرار داریم و نباید کنترل و خونسردی خود را از دست بدهیم. در این وضعیت است که بدون هیچ نوع مقاومتی می پذیریم ما تنها می توانیم بهترین کاری را که از دستمان برمی آید، انجام دهیم.

بحران کرونا ویروس تجسم پدیده ایست که فروید آن را امر غریب (The Uncanny) می نامد. در این حالت افراد حس تسلط بر سرنوشت خودشان را از دست می دهند. فروید یک شبی را مطرح می کند که در قطار بوده است؛ هنگامی که می بیند یک مرد مسن غریبه به اشتباه وارد کوپه او می شود، ولی متوجه می شود که او در حال دیدن انعکاس خودش در آینه دستشویی کوچکی است که در اثر تکان های حرکت قطار دیده می شود. او بیگانگی چهره آن پیر در آیینه را یک امر غریب می داند، در واقع چین و چروک های آن پیرمرد، حاکی از مرگ غریب الوقوعی است، که پرده از توهم حس جاودانگی خود او بر می دارد.

بی تردید، کروناویروس یک تکان اساسی به واگن قطار زندگی ما وارد کرده است. امور آشنا و ایمن به امور ناآشنا و تهدید آمیز تبدیل شده اند. درباره ثبات فیزیکی، شک و تردید بسیار زیادی وجود دارد. با هم بودن با نزدیکانمان خطر قلمداد می شود. زندگی، دیگر آن گونه که گمان می کردیم نسبت به آن شناخت داریم، نیست، بلکه روی دیگر خود را به ما نشان داده است. در عین حال، امر غریب می تواند یک فرصت باشد. عقاید تزلزل ناپذیر ما، دانش موهوم ما، توافق های پنهانی که با زندگی داشته ایم، همه ترک برداشته اند.

دونالد وینیکات خاطر نشان می سازد ترس از آینده همواره سایه هایی از گذشته را نشان می دهد. ما می ترسیم آنچه پیش از این رخ داده است، دوباره اتفاق بیفتد. این روزها، بیشتر ما میان احساسات امید و ناامیدی، اطمینان و ترس در نوسانیم. ما این نوسان های احساسی را تجربه می کنیم چرا که هر دو وجه آنها به یک اندازه هم منطقی و هم غیر منطقی اند، چون ما نمی دانیم فردا چه چیزی به همراه خواهد داشت.

نتیجه گیری 

پست های مرتبط

به این دلیل تحمل وضعیت کنونی دشوار است که ما پیشامدهای موجود در آلبوم عکس درونیمان را ورق زده و تصاویر واضحی را از گذشته بر دیوار آینده ای که در هاله ای از ابهام پوشیده است، می چسبانیم. هر یک از ما در جستجوی برخی تخمین ها برای ارزیابی واقعیت فعلی، در حال یادآوری فاجعه های جهانی گذشته هستیم. این خاطرات آسیب زا دوباره زنده می شوند و ذهن در اضطراب شدیدی غرق می شود. در عین حال، سر و کله خاطرات مثبت نیز پیدا می شود و آنها خود را در اختیار ما قرار می دهند، اشخاصی که به ما تاب آوری را آموخته اند، دوره های دشواری که به سرآغازهایی جدید ختم شده اند. 

باید به یاد داشته باشیم که سرشت بشری همواره میان نیروهای تخریب(مرگ) و ساخت(زندگی) در نوسان است؛ ما همواره در مقابل تخریب احساس وحشت می کنیم. پیشتاز بودن در مواجه با واقعیت چیزی است که می تواند بسیار کمک کننده باشد؛ افرادی که در این دوران، نقشی برای خودشان می یابند و مسئولیتی را به عهده می گیرند یا افرادی که اندوه و اضطراب خود را به خلق چیزی جدید مبدل می سازند، تعادلی معنادار را تجربه می کنند.

نویسنده: دکتر مروا روث (Dr. Merav Roth)، ترجمه تکتم کاظمینی

۰ ۰ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

6 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Kamal
۱۳۹۹/۰۱/۲۵ ۱۷:۰۰

یک نوع بوطیقای درون …
باسپاس از روشنگری وتحلیل های شما

اقدس جوادی
۱۳۹۹/۰۱/۲۵ ۲۳:۲۸

سلام بسیار مطلب جالب و مفیدی بود … کاش مطالب تون به غیر از فیس بوک و توییتر می شد در فضاهای که اکثریت از آنها استفاده می کنند به اشتراک گذاشت.

کمیل
۱۳۹۹/۰۱/۲۶ ۰۶:۳۳

بسیار عالی، خیلی خوب و مفید بود. فقط من متوجه نشدم ، مسافر پیرمرد عکس خودش رو تو آینه دیده یا فروید عکس اون رو تو آینه دیده، فکر کنم باید مینوشتید از سوی عاملیتی درونی که مواجهه با این خطرهاست پشتیبانی می شود نه میکند.

آرام
۱۳۹۹/۰۲/۱۷ ۱۹:۲۲

نکات ارزنده ای از مباحث تداوم و تاریخمندی شناخت در پیوستار گذشته تا آینده بیان شد. سوژه ی دنیای وهم انگیز کرونایی در بیرون خود به جستجوی تعریفی از دورن خود است و در تعریفی دوسویه خود را چنان می بیند که از یک سو پنداری است رویا وار و از سوی دیگر ناشناخته ای تنها که به زبان نمی آید و در تعریف نمی گنجد اما کماکان چونان این ترس و بیم وجودی خود را حس می کند که گویی چیزی از آن بیشتر نیست. کرونا در بازتعریف انسان از خود نه جسم او را که روان او را نشانه رفته است. بودن-در-کرونا نشانه ای است با دو سطح که مکمل یکدیگرند، مرگ و زندگی، سلامتی و بیماری، امنیت و نا امنی، بیم و امید، آغاز و پایان، و معنا و بی معنایی. سوژه ی-در-کرونا همانقدر به سلامت و زندگی مطمئن است که به بیماری و مرگ، همانقدر بیم دارد از اتفاقی مشابه اما به مراتب بدتر از کرونا که امید دارد به نوشدارویی شفابخش، همانقدر برای کرونا معنا می سازد که از ساختن معنایی مطلق برای آن عاجز است و … سوژه ی-کرونا است و صدها سئوال و دو راهی در پیش رویش.
اما آیا کرونا در نهایت به تمدن بشری آسیب زده یا آن را به مقام خودارزیابی رسانیده است؟ آیا کرونا پلید است یا به سودمندی آژیر خطر برای از خود بی خبرانی که چنان غرق در روزمرگی اند که از همه جا و همه کس غافل اند؟ بیایید با دیدی نو به کرونا بنگریم و درس هایی را که به ما می آموزد بهتر فرابگیریم. کرونا با نشان دادن نقصان ها و ضعف هایمان، خالی ها و گپ هایمان، خودبزرگ بینی ها و خودمحوربینی هایمان و … به ما اثبات کرد که مسیر را اشتباه آمده ایم و می بایست به فکر چاره ای بنیادین باشیم.
بشر امروز باید از خود بپرسد که کدام مهمتر است طبیعت یا صنعت، شرافت یا پول، سیستم درمانی کارآمد یا سلاح های مخرب تر، من یا ما، ما یا همه ی ما، مدرسه یا برج، قناعت یا آز، و در یک کلام انسان یا حیوان دوپا؟

تكتم كاظميني
۱۳۹۹/۰۸/۰۱ ۰۸:۳۱

لطفا به منبع و نام مترجم اشاره کنید